آیات روز
تقویم جدید
متی 11: 27-30 (انجیل صبح )
[27] پدرم همه چیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمیشناسد به جز پدر و نه پدر را هیچ کس میشناسد غیر از پسر و کسی که پسر بخواهد به او آشکار سازد. [28] بیاید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتادهدل میباشم و در جانهای خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»
یعقوب 3: 1-10
[1] ای برادران من، بسیار معلّم نشوید، چونکه میدانید که بر ما معلمان داوری سختتر خواهد شد. [2] زیرا همگی ما بسیار میلغزیم. و اگر کسی در سخنگفتن نلغزد، او مرد کامل است و میتواند لگام تمام بدن خود را بکشد. [3] و اینک لگام را بر دهان اسبان میزنیم تا مطیع ما شوند و تمام بدن آنها را برمیگردانیم. [4] اینک کشتیها نیز چقدر بزرگ است و از بادهای سخت رانده میشود، لیکن با سُکّان کوچک به هر طرفی که ارادهٔ ناخدا باشد، برگردانیده میشود. [5] همچنان زبان نیز عضوی کوچک است و سخنان کبرآمیز میگوید. اینک آتش کمی چه جنگل بزرگی را میسوزاند! [6] و زبان آتشی است! آن عالم ناراستی در میان اعضای ما زبان است که تمام بدن را آلوده میکند و دایرهٔ کائنات را میسوزاند و جهنم است که آن را میافروزد. [7] زیرا که هر طبیعتی از وحوش و پرندگان و خزندگان و حیوانات دریایی از طبیعت انسان رام میشود و رام شده است. [8] لیکن زبان را کسی از مردمان نمیتواند رام کند. شرارتی سرکش و پر از زهر قاتل است! [9] خداوند و پدر را به آن متبارک میخوانیم و به همان مردمان را که به صورت خدا آفریده شدهاند، لعنت میگوییم. [10] از یک دهان برکت و لعنت بیرون میآید! ای برادران، شایسته نیست که چنین شود.
عبرانیان 13: 17-21 (رساله قدیس)
[17] رهبران خود را اطاعت کنید و تسلیمشان باشید، زیرا که ایشان نگهبانی جانهای شما را میکنند. چونکه حساب خواهند داد تا آن را به خوشی نه به ناله به جا آورند، زیرا که این شما را مفید نیست. [18] برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که وجدان خالص داریم و میخواهیم در هر امر رفتار نیکو نماییم. [19] و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر به نزد شما باز آورده شوم. [20] پس خدای سلامتی که شبان بزرگ گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهد ابدی از مردگان برخیزانید، [21] شما را در هر کار نیکو کامل گرداند تا اراده او را به جا آورید و آنچه منظور نظر او باشد، در شما به عمل آورد به واسطه عیسی مسیح که او را تا به ابد جلال باد. آمین.
مرقس 11: 11-23
[11] و عیسی وارد اورشلیم شده، به معبد رفت و همه چیز را از نظر گذراند. چون وقت شام شد با آن دوازده به بِیتعَنیا رفت. (متّی 21:18-22، لوقا ۱۹: ۴۵-۴۸) [12] بامدادان چون از بِیتعَنیا بیرون میآمدند، گرسنه شد. [13] ناگاه درخت انجیری که برگ داشت از دور دیده، آمد تا شاید چیزی بر آن بیابد. امّا چون نزد آن رسید، جز برگ بر آن هیچ نیافت، زیرا که موسم انجیر نرسیده بود. [14] پس عیسی توجّه نموده، به آن فرمود: «از این پس تا به ابد، هیچکس از تو میوه نخواهد خورد.» و شاگردانش شنیدند. [15] پس وارد اورشلیم شدند. و چون عیسی داخل معبد گشت، به بیرون کردن آنانی که در معبد خرید و فروش میکردند، شروع نمود و میزهای صرّافان و تختهای کبوترفروشان را واژگون ساخت، [16] و نگذاشت که کسی با ظرفی از میان معبد بگذرد، [17] و تعلیم داده، گفت: «آیا نوشته شده نیست که خانهٔ من خانهٔ عبادت تمامی قومها نامیده خواهد شد؟ امّا شما آن را لانهٔ دزدان ساختهاید.» [18] چون سران کاهنان و کاتبان این را بشنیدند، به دنبال آن شدند که او را چطور هلاک سازند زیرا که از وی ترسیدند چون که همه مردم از تعلیم وی متحیّر میبودند. [19] چون شام شد، از شهر بیرون رفت. (متّی ۲۱: ۱۸-۲۲) [20] صبحگاهان، در راه، درخت انجیر را از ریشه خشک یافتند. [21] پطرس به خاطر آورده، وی را گفت: «ای استاد، اینک درخت انجیری که نفرینش کردی، خشک شده!»
لوقا 6: 17-23 (انجیل قدیس )
[17] عیسی با ایشان به زیر آمده، بر جای هموار بایستاد. و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیار از قوم، از تمام یهودیه و اورشلیم و کناره دریای صور و صِیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و از امراض خود شفا یابند. [18] و کسانی که از ارواح پلید در عذاب بودند، شفا یافتند. [19] و تمام آن گروه میخواستند او را لمس کنند. زیرا قوّتی از وی صادر شده، همه را تندرستی میبخشید. [20] پس عیسی نظر خود را به شاگردان خویش افکنده، گفت: «خوشا به حال شما ای مساکین، زیرا پادشاهی خدا از آن شما است. [21] خوشا به حال شما که اکنون گرسنهاید، زیرا که سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. [22] خوشا به حال شما وقتی که مردم به خاطر پسر انسان از شما نفرت گیرند و شما را از خود جدا سازند و دشنام دهند و نام شما را چون شریر شهرت دهند. [23] در آن روز شاد باشید و وجد نمایید، زیرا اینک اجر شما در آسمان عظیم میباشد. زیرا که به همینطور پدران ایشان با انبیا رفتار نمودند.
تقویم قدیم
متی 11: 27-30 (انجیل صبح )
[27] پدرم همه چیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمیشناسد به جز پدر و نه پدر را هیچ کس میشناسد غیر از پسر و کسی که پسر بخواهد به او آشکار سازد. [28] بیاید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتادهدل میباشم و در جانهای خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»
دوم پطرس 1: 20- 2: 9
[20] و این را نخست بدانید که هیچ نبوت کتاب از تفسیر خود نبی نیست. [21] زیرا که نبوّت به ارادهٔ انسان هرگز آورده نشد، بلکه مردمان تحت نفوذ روحالقدس از جانب خدا سخن گفتند.
[1] لیکن در میان قوم، انبیای دروغین نیز بودند، چنانکه در میان شما هم معلّمان دروغین خواهند بود که بدعتهای مرگبار را مخفیانه خواهند آورد و آن سَروری را که ایشان را خرید، انکار خواهند نمود و هلاکت سریع را بر خود خواهند کشید؛ [2] و بسیاری عیاشی ایشان را پیروی خواهند نمود که به خاطر ایشان طریق حق، مورد ملامت خواهد شد. [3] و از راه سودجویی به سخنان ساختگی شما را خرید و فروش خواهند کرد که مکافات ایشان که از دیرباز رقم خورده، بیکار ننشسته و هلاکت ایشان خوابیده نیست. [4] زیرا هرگاه خدا بر فرشتگانی که گناه کردند، شفقت ننمود، بلکه ایشان را به جهنم انداخته، به زنجیرهای ظلمت سپرد تا برای داوری نگاه داشته شوند؛ [5] و بر جهان قدیم شفقت نفرمود بلکه نوح، واعظ عدالت را با هفت نفر دیگر محفوظ داشته، طوفان را بر جهان بیدینان آورد؛ [6] و شهرهای سُدوم و غَموره را خاکستر نموده، امر به سقوط آنها فرمود و آنها را برای آنانی که بعد از این بیدینی خواهند کرد، درس عبرتی ساخت؛ [7] و لوط عادل را که از رفتار عیاشوار بیدینان رنجیده بود، رهانید. [8] زیرا که آن مرد عادل در میانشان ساکن بوده، از آنچه میدید و میشنید، دل صالح خود را به کارهای زشت ایشان هر روزه رنجیده میداشت. [9] پس خداوند میداند که عادلان را از امتحان رهایی دهد و ظالمان را تا به روز جزا در عذاب نگاه دارد.
عبرانیان 13: 17-21 (رساله قدیس)
[17] رهبران خود را اطاعت کنید و تسلیمشان باشید، زیرا که ایشان نگهبانی جانهای شما را میکنند. چونکه حساب خواهند داد تا آن را به خوشی نه به ناله به جا آورند، زیرا که این شما را مفید نیست. [18] برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که وجدان خالص داریم و میخواهیم در هر امر رفتار نیکو نماییم. [19] و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر به نزد شما باز آورده شوم. [20] پس خدای سلامتی که شبان بزرگ گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهد ابدی از مردگان برخیزانید، [21] شما را در هر کار نیکو کامل گرداند تا اراده او را به جا آورید و آنچه منظور نظر او باشد، در شما به عمل آورد به واسطه عیسی مسیح که او را تا به ابد جلال باد. آمین.
مرقس 13: 9-13
[9] لیکن شما از برای خود احتیاط کنید، زیرا که شما را به شوراها خواهند سپرد و در کنیسهها تازیانهها خواهند زد و شما را پیش والیان و پادشاهان به خاطر من حاضر خواهند کرد تا برایشان شهادتی شود. [10] و لازم است که انجیل اوّل بر تمامی ملّتها موعظه شود. [11] و چون شما را گرفته، تسلیم کنند، میندیشید که چه بگویید و متفکر مباشید بلکه آنچه در آن ساعت به شما عطا شود، آن را گویید زیرا گوینده شما نیستید، بلکه روحالقدس است. [12] آنگاه برادر، برادر را و پدر، فرزند را به هلاکت خواهد سپرد و فرزندان بر والدین خود برخاسته، ایشان را به قتل خواهند رسانید. [13] و تمام خلق به جهت اسم من شما را دشمن خواهند داشت. امّا هر که تا به آخر صبر کند، همان نجات یابد.
لوقا 6: 17-23 (انجیل قدیس )
[17] عیسی با ایشان به زیر آمده، بر جای هموار بایستاد. و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیار از قوم، از تمام یهودیه و اورشلیم و کناره دریای صور و صِیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و از امراض خود شفا یابند. [18] و کسانی که از ارواح پلید در عذاب بودند، شفا یافتند. [19] و تمام آن گروه میخواستند او را لمس کنند. زیرا قوّتی از وی صادر شده، همه را تندرستی میبخشید. [20] پس عیسی نظر خود را به شاگردان خویش افکنده، گفت: «خوشا به حال شما ای مساکین، زیرا پادشاهی خدا از آن شما است. [21] خوشا به حال شما که اکنون گرسنهاید، زیرا که سیر خواهید شد. خوشا به حال شما که اکنون گریانید، زیرا خواهید خندید. [22] خوشا به حال شما وقتی که مردم به خاطر پسر انسان از شما نفرت گیرند و شما را از خود جدا سازند و دشنام دهند و نام شما را چون شریر شهرت دهند. [23] در آن روز شاد باشید و وجد نمایید، زیرا اینک اجر شما در آسمان عظیم میباشد. زیرا که به همینطور پدران ایشان با انبیا رفتار نمودند.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس اِوتیمیوس کبیر
اوتیمیوس از والدینی نجیب و سرشناس زاده شد و در حدود سال ۳۷۷ میلادی در شهر ملیتنهٔ ارمنی، نزدیک رود فرات، به دنیا آمد. او تنها فرزند بود و در پاسخ به دعای مادرش، دیونیسیه، متولد شد؛ مادری که دربارهٔ تولد او رؤیایی آسمانی دیده بود. از جوانی زندگی زاهدانهای در پیش گرفت؛ نخست در نزدیکی زادگاهش، و سپس پس از آنکه در بیستونهسالگی به اورشلیم رفت، در بیابان میان اورشلیم و اَریحا که فَران نام داشت. او روزها و شبهای خود را با دعا، تأمل الهی، مراقبه و کارهای جسمانی پر میکرد. پیرامون او شاگردان بسیاری گرد آمدند که برخی از آنان قدیسانی باشکوه شدند، همچون کیریاکوس گوشهنشین، ساوای قدیسشده، تئوکتیستوس و دیگران. اوتیمیوس به عطیهٔ خدا، معجزهگری بزرگ بود: دیوها را بیرون میراند، بیماران سخت را شفا میداد، در بیابان آب پدید میآورد، نان را فزونی میبخشید و نبوت میکرد. او راهبان را به محبتِ کار میآموخت و میگفت: «اگر نانی را بخوری که با کار خود به دست نیاوردهای، بدان که از زحمتِ دیگری خوردهای.» هنگامی که برخی از راهبان جوانتر میخواستند بیش از دیگران روزه بگیرند، او آنان را منع کرد و فرمان داد که به سفرهٔ مشترک بیایند، تا در نتیجهٔ روزهٔ افراطی دچار غرور نشوند. همچنین میگفت که برای راهب خوب نیست که از جایی به جای دیگر نقل مکان کند، زیرا میگفت: «درختی که پیوسته جابهجا میشود، میوه نمیدهد.» هر که مشتاق انجام نیکی است، میتواند آن را از همان جایی که هست انجام دهد. دربارهٔ محبت میگفت: «آنچه نمک برای نان است، محبت برای دیگر فضایل است.»
در هفتهٔ نخستِ روزهٔ بزرگ، او به بیابان کناره میگرفت و تا اندکی پیش از عید رستاخیز، در سکوتِ تنهایی و تأمل الهی در آنجا میماند. در زمان حیاتش، صومعهای بزرگ در نزدیکی غار او بنیان نهاده شد. در گذر قرنها، این صومعه کاملاً از راهبان پر شد، چنانکه کندوی عسل از زنبورها پر است. واپسین سفارش اوتیمیوس این بود که صومعه همواره به مهماننوازی پایبند بماند و دروازههای صومعه هرگز بسته نشود. او در نودوهفتسالگی درگذشت. پاتریارک اورشلیم در مراسم تدفین او حضور داشت. پاتریارک تمام روز را صبر کرد تا انبوه مردم پیکر قدیس را زیارت کنند، و تنها در شامگاه توانستند آیین تدفین اموات را به پایان رسانند. در روز هفتم پس از مرگش، اوتیمیوس درخشان و شادمان بر دومتین، شاگردش، ظاهر شد. قدیس اوتیمیوس بهراستی «فرزند نور» بود. او در سال ۴۷۳ آرامید.

شهدای مقدس اینّا، نیرّا [ریمّا] و پینّا
آنان نخستین شهدای اسلاو بهشمار میآیند که در تاریخ از ایشان یاد شده است. از آنان با عنوان سَکاها یاد میشود و شاگردان قدیس آندریاس رسول بودند. ایشان بهدست همسایگان بتپرست خود، در سوی راست رود دانوب، نزدیک وارنا، برای ایمان رنج دیدند. اینّا، نیرّا و پینّا را بر روی یخ بستند و آنان از سرما جان سپردند و در خداوند آرامیدند.
سرود ستایش
قدیس اِوتیمیوس
چشمی که همهچیز را میبیند، گوشی که همهچیز را میشنود
با همگان، هر کجا که میروند، همراه است—
بیآنکه جایش را عوض کند، در هر جا حاضر است.
آنجا که فضیلت ورز داده میشود، خدا خمیرمایهٔ خمیر است؛
آنجا که نور جسته میشود، از خود میبخشد؛
آنجا که فریادِ یاری برمیخیزد، او غایب نیست.
آرام و خاموش، اما همیشه بهموقع،
بهموقع برای درو و بهموقع برای کاشتِ بذرهاست،
بهموقع برای توبیخ و بهموقع برای پاداش دادن،
برای پیر کردنِ جوانان و جوان کردنِ پیران،
برای وجین کردن، هرس کردن و نوازشِ میوه—
هر جا که بخواهد و هر زمان که بخواهد، میآید.
هرگاه انسانی تنها بیندیشد، او میشنود؛
آنجا که دو تن سخن میگویند، چون سومی میشنود؛
آنجا که بافنده پارچه میبافد، رشتههایش را میشمارد؛
او پارچهٔ جهانشمول را در ذهن خود میبافد.
آه، چه کسی گامها و قدمهایش را میشناسد؟
چه کسی میتواند راهها و جایهایش را برشمارد؟
ازلی و نامیرا، سهگانه و یگانه،
در شبکهٔ بینشانِ پارچهٔ جهانشمول،
نادیدنی و دیدنی، فارغ از آنکه از کجا نگریسته شود،
راهها را میبُرد و جهت را آشکار میکند.
در همان شبکهٔ بینشان، به همهٔ راهها مینگرد
و حتی نمیگذارد مورچهای راه را گم کند.
قدیس اوتیمیوس، برای هشتاد سال بر زمین،
چنین اندیشههایی را وقف او کرد.
تأمل
همانگونه که قدیسان نسبت به ضعفهای انسانی سرشار از شفقت و مدارا بودند، به همان اندازه در اعتراف به تعالیم راستین ایمان، سختگیر، تسلیمناپذیر و استوار میایستادند. بدینسان، قدیس نیکولاس از میرای لیکیه، در نخستین شورای جهانی [نیقیه، ۳۲۵]، آریوس را با دست خود زد. قدیس آنتونی بیابان خود را ترک کرد و به اسکندریه آمد تا آریوس را آشکارا رسوا سازد. قدیس اوتیمیوس، که از سوی امپراتریس ائودوکیا و پاتریارک دروغین تئودوسیوس بهشدت تحت فشار بود و امکان گفتوگوی عقلانی با آنان را نداشت، صومعه را ترک کرد و در بیابان پنهان شد؛ نمونهای که پس از آن همهٔ راهبان برجسته از آن پیروی کردند. اوتیمیوس در بیابان ماند تا آن پاتریارک جعلی برکنار شد و ارتدوکسی تثبیت گشت. هنگامی که در اورشلیم، به نام امپراتور، بزرگترین آشوبها علیه چهارمین شورای جهانی [کالسدون، ۴۵۱] برپا شد و تمام مردم از بدعتگذاران به هراس افتادند، آنگاه قدیس تئودوسیوس کبیر، که از پیری سنگین شده بود، همچون سربازی بیباک برای مسیح به اورشلیم آمد، وارد کلیسای بزرگ شد، از پلهها بالا رفت، دستانش را تکان داد و به مردم گفت: «اگر کسی چهار شورای جهانی را همانگونه که چهار انجیل را حرمت مینهد، حرمت نگذارد، آناتیما باد.» (تا آن زمان تنها چهار شورای جهانی برگزار شده بود.) همهٔ شنوندگان از این سخنان به هراس افتادند و هیچیک از بدعتگذاران جرأت نکرد سخنی خلاف آن بگوید.
تعمق
در خداوند عیسی بهعنوان نور:
۱. بهعنوان نوری برای زندگی من، نوری برای بشریت، نوری برای هر مخلوق؛
۲. بهعنوان نوری، بهویژه در تاریکیِ ترس و رنج؛
۳. بهعنوان نوری در ساعت مرگ، و پس از مرگ، نوری در ابدیت.
موعظه
— دربارهٔ تنها نور در تاریکی —
«من نور جهان هستم» (یوحنا ۸ :۱۲).
از آغاز جهان و زمان، هیچکس که زاده شده باشد جرأت نکرده است چنین سخنی بگوید. انسانهایی بودهاند و هستند که میگویند: «من نور میآورم!» اما تنها یک نفر جرأت کرد بگوید: «من نور هستم!» فقط خداوند عیسی میتوانست این سخن را با جسارت و یقین بر زبان آورد. زندگی کوتاه او بر زمین و تاریخ بلند او در نزدیک به دو هزار سال، این سخن را بهتمامی اثبات کرده است. او نورِ حقیقت، عدالت و حیات است.
او نورِ حقیقت است، زیرا در خود، حقیقتِ ذات راستین خدا و حقیقتِ ماهیت راستین انسان، رابطهٔ انسان با انسان، و رابطهٔ انسان با خدا را آشکار ساخت. آسمان و زمین خواهند گذشت، اما سخنان او نخواهند گذشت؛ زیرا آسمان و زمین هر دو بهوسیلهٔ کلام او به هستی آمدند، و کلام او از اوست و همواره با اوست و نخواهد گذشت.
او نورِ عدالت است، زیرا قدرتِ عدالت و ناتوانیِ بیعدالتی را آشکار ساخت. این را در روشنترین نور نشان داد—با آنچه گفت، با آنچه کرد، و با آنچه رنج برد—و بر ناعادلان پیروز شد. او این حقیقت را در طی بیست قرن از طریق کلیسای خود آشکار کرده است—بهواسطهٔ قدیسان و شهیدان بیشمارِ عادل، بهخاطر عدالت. عدالت از خداست و در مسیر بلند تاریخ هرگز شکست نمیخورد. بیعدالتی از موجودات ناتوان است. بیعدالتی بهسرعت با پرچم پیروزی به باروها میدود، اما همزمان بهسرعت به گور افکنده میشود.
او نورِ حیات است. سخنانش زندگی را روشن میسازد. اعمالش زندگی را روشن میکند. پیروزیاش زندگی را روشن میگرداند. و بهویژه رستاخیز او، چون خورشیدی درخشانترین، زندگی را با نور خویش منوّر میکند و مرگ را همچون سایهای ناتوان پراکنده میسازد.
ای خداوند عیسی، نورِ درخشانتر از همه، خورشیدِ حقیقت، خورشیدِ عدالت و خورشیدِ حیات، ما گناهکاران و نالایقان را روشن ساز!
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.