آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 29:13-23
[13] و خداوند میگوید: «چونکه این قوم به دهان خود به من نزدیکی میجویند و به لبهای خویش مرا تمجید مینمایند، اما دل خود را از من دور کردهاند و ترس ایشان از من وصیتی است که از انسان آموختهاند. [14] بنابراین اینک من بار دیگر با این قوم عمل عجیب و غریب به جا خواهم آورد و حکمت حکیمان ایشان پوچ و فهم فهیمان ایشان پوشیده خواهد شد.» [15] وای بر آنانی که مشورت خود را از خداوند بسیار عمیق پنهان میکنند و کارهای ایشان در تاریکی میباشد. و میگویند: «کیست که ما را ببیند؟ و کیست که ما را بشناسد؟» [16] ای زیر و زبرکنندگان هر چیز! آیا کوزهگر مثل گِل محسوب شود؟ یا ساخته شده، درباره سازنده خود گوید: «مرا نساخته است»؟ و یا تصویر درباره نقش کنندهاش گوید که «فهم ندارد»؟ [17] آیا در اندک زمانی واقع نخواهد شد که لبنان به بوستان تبدیل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود؟ [18] و در آن روز، کران کلام کتاب را خواهند شنید و چشمان کوران از میان ظلمت و تاریکی خواهد دید. [19] و حلیمان شادمانی خود را در خداوند زیاده خواهند کرد و مسکینان مردمان در قدوس اسرائیل شادی خواهند نمود. [20] زیرا که ستمگران نابود و مسخرهکنندگان معدوم خواهند شد و پیروان شرارت ریشهکن خواهند گردید. [21] که انسان را به سخنی مجرم میسازند و برای کسی که در محکمه حکم میکند، دام میگسترانند و عادل را به پوچی منحرف میسازند. [22] بنابراین خداوند که ابراهیم را فدیه داده است، درباره خاندان یعقوب چنین میگوید: «از این به بعد یعقوب خجل نخواهد شد و رنگ چهرهاش دیگر نخواهد پرید. [23] بلکه چون فرزندان خود را که عمل دست من میباشند در میان خویش بیند، آنگاه ایشان اسم مرا تقدیس خواهند نمود و قدوس یعقوب را تقدیس خواهند کرد و از خدای اسرائیل خواهند ترسید.
پیدایش 12:1-7
[1] و خداوند به اَبرام گفت: «از ولایت خود و از زادگاه خویش و از خانه پدر خود به سوی زمینی که به تو نشان دهم، بیرون شو [2] و از تو قومی بزرگ پیدا کنم و تو را برکت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو برکت خواهی بود. [3] و برکت دهم به آنانی که تو را برکت دهند و لعنت کنم به آنکه تو را لعنت کند. و از تو تمامی طوایف جهان برکت خواهند یافت.» [4] پس اَبرام، چنانکه خداوند به او فرموده بود، روانه شد. و لوط همراه او رفت. و اَبرام هفتاد و پنج ساله بود، هنگامی که از حَران بیرون آمد. [5] و اَبرام زن خود سارای و برادرزاده خود لوط و همه اموال اندوخته خود را با اشخاصی که در حَران پیدا کرده بودند، برداشته، به مقصد زمین کنعان بیرون شدند و به زمین کنعان داخل شدند. [6] و اَبرام در زمین میگشت تا مکان شِکیم تا بلوطستان موره. و در آن وقت کنعانیان در آن سرزمین بودند. [7] و خداوند بر اَبرام آشکار شده، گفت: «به نسل تو این سرزمین را میبخشم.» پس اَبرام در آنجا قربانگاهی برای خداوند که بر او آشکار شد، بنا نمود.
امثال سلیمان 14:15-26
[15] مرد جاهل هر سخن را باور میکند، امّا مرد زیرک در رفتار خود دقّت مینماید. [16] مرد حکیم میترسد و از بدی دوری مینماید، امّا احمق بیدقّت و سر به هوا است. [17] شخص تندخو، احمقانه رفتار مینماید و فرد حیلهگر منفور است. [18] نصیب جاهلان حماقت است، امّا معرفت، تاج زیرکان خواهد بود. [19] بدکاران در حضور نیکان خم میشوند، و شریران نزد دروازههای عادلان میایستند. [20] همسایه فقیر نیز از او نفرت دارد، امّا دوستان شخص دولتمند بسیارند. [21] هر که همسایه خود را حقیر شمارد، گناه میورزد، امّا خوشا به حال کسی که بر فقیران ترحم نماید. [22] آیا صاحبان تدبیر فاسد گمراه نمیشوند؟ امّا برای کسانی که تدبیر نیکو مینمایند، رحمت و راستی خواهد بود. [23] در هر مشقتی منفعت است، امّا سخن خالی تنها به فقر میانجامد. [24] تاج حکیمان دولت ایشان است، امّا حماقت احمقان، حماقت است و بس. [25] شاهد امین جانها را نجات میبخشد، امّا هر که به دروغ سخن میگوید، فریبکار است. [26] در ترس خداوند اعتماد قوی است و فرزندان او را پناهگاه خواهد بود.
تقویم قدیم
اِشعیا 65:8-16
اِشعیا 65:8-16[8] خداوند چنین میگوید: «چنانکه شیره در خوشه یافت میشود و میگویند: ”آن را از بین نبر، زیرا که برکت در آن است.“ همچنان به خاطر خادمانم خود عمل خواهم نمود، تا ایشان را به تمامی هلاک نسازم. [9] بلکه نسلی از یعقوب، و وارثی برای کوههای خویش از یهودا، به ظهور خواهم آورد. و برگزیدگانم ورثه آن، و بندگانم ساکن آن خواهند شد. [10] و شارون، مرتع گلهها و وادی عاکور، خوابگاه رمهها خواهد شد، به جهت قوم من که مرا طلبیدهاند. [11] و اما شما که خداوند را ترک کرده، و کوه مقدس مرا فراموش نمودهاید، و خوراکی به جهت ”بخت“ آماده کرده و شراب آمیخته به جهت ”تقدیر“ ریختهاید، [12] پس شما را به جهت شمشیر مقدر ساختم و تمامی شما برای مرگ خم خواهید شد، زیرا که چون خواندم، جواب ندادید و چون سخن گفتم، نشنیدید، و آنچه را که در نظر من ناپسند بود، به عمل آوردید، و آنچه را که نخواستم، برگزیدید.» [13] بنابراین خداوند یهوه میگوید: «اینک، خادمان من خواهند خورد، اما شما گرسنه خواهید بود. اینک خادمانم خواهند نوشید، اما شما تشنه خواهید بود. به یقین خادمانم شادی خواهند کرد، اما شما خجل خواهید گردید. [14] اینک بندگانم از خوشی دل، ترنّم خواهند نمود، اما شما از اندوه دل، فریاد خواهید نمود، و از شکستگی روح، شیون خواهید کرد. [15] و نام خود را برای برگزیدگان من به جای لعنت، بر جا خواهید گذاشت. پس خداوند یهوه تو را به قتل خواهد رسانید، و خادمان خویش را به اسم دیگر خواهد نامید. [16] پس هر که خویشتن را در این سرزمین برکت دهد، خویشتن را به خدای حق برکت خواهد داد. و هر که در این سرزمین قسم خورد، به خدای حق قسم خواهد خورد. زیرا که تنگیهای اولین فراموش شده و از نظر من پنهان گردیده است.
پیدایش 46:1-7
[1] و اسرائیل با هر چه داشت، کوچ کرده، به بئرشبع آمد و قربانیها برای خدای پدر خود اسحاق گذرانید. [2] و خدا در رویاهای شب به اسرائیل خطاب کرده، گفت: «ای یعقوب! ای یعقوب!» گفت: «گوش به فرمانم.» [3] گفت: «من هستم خدا، خدای پدرت. از فرود آمدن به مصر مترس، زیرا در آنجا قومی عظیم از تو به وجود خواهم آورد. [4] من با تو به مصر خواهم آمد و من نیز، تو را از آنجا البته باز خواهم آورد و یوسف چشمان تو را خواهد بست.» [5] یعقوب از بئرشبع روانه شد و فرزندان اسرائیل پدر خود یعقوب و کودکان و زنان خویش را بر ارابههایی که فرعون به جهت آوردن او فرستاده بود، برداشتند. [6] و احشام و اموالی را که در زمین کنعان اندوخته بودند، گرفتند. و یعقوب با تمامی نسل خود به مصر آمدند. [7] و پسران و پسران پسران خود را با خود، و دختران و دختران پسران خود را، و تمامی نسل خویش را به همراهی خود به مصر آورد.
امثال سلیمان 23:15- 24: 5
[15] ای پسر من اگر دل تو حکیم باشد، دل من، بلی دل من شادمان خواهد شد. [16] و اعماق وجودم وجد خواهد نمود؛ هنگامی که لبهای تو به حقیقت سخن گوید. [17] دل تو بر گناهکاران حسد نبرد، امّا به جهت ترس خداوند تمامی روز غیور باش، [18] زیرا که البته آخرت هست و امید تو منقطع نخواهد شد. [19] پس تو، ای پسرم، بشنو و حکیم باش و دل خود را در طریق درست گردان. [20] از زمره میگساران مباش و نه از زمره شکم پرستان گوشت حریص. [21] زیرا که میگسار و شکمباره فقیر میشود و صاحب خواب ژندهپوش میگردد. [22] پدر خویش را که از او جان یافتی، گوش گیر و مادر خود را چون پیر شود، خوار مشمار. [23] حقیقت را بخر و آن را مفروش و حکمت و ادب و فهم را. [24] پدر فرزند عادل شادمان میشود؛ پدر پسر حکیم از او مسرور خواهد گشت. [25] پدرت و مادرت شادمان خواهند شد و مادر تو مسرور خواهد گردید. [26] ای پسرم، دل خود را به من بده و چشمان تو به راههای من شاد باشد. [27] چونکه زن زناکار چاله عمیق است و زن بیگانه چاه تنگ. [28] او نیز مثل راهزن در کمین میباشد و خیانتکاران را به میان مردم میافزاید. [29] وای از آن کیست و غم و غصه از آن که؟ و نزاعها از آن کدام و زاری از آن کیست؟ و زخمهای بیسبب از آن که و سرخی چشمان از آن کدام؟ [30] آنانی را است که دست از باده نوشی برنمیدارند و برای چشیدن شراب برآمیخته لهله میزنند. [31] به شراب نگاه مکن وقتی که سرخفام است، حینی که حبابهای خود را در جام آشکار میسازد، و به ملایمت فرو میرود. [32] امّا در آخر مثل مار خواهد گزید و مانند افعی نیش خواهد زد. [33] چشمان تو چیزهای غریب را خواهد دید و دل تو به چیزهای کج سخن خواهد گفت [34] و مثل کسی که در میان دریا میخوابد، خواهی شد، یا مانند کسی که بر سر دکل کشتی میخوابد [35] و خواهی گفت: «مرا زدند، لیکن درد را احساس نکردم، مرا زجر نمودند لیکن نفهمیدم. پس کی بیدار خواهم شد؟ مرا باید که جرعهای دیگر بنوشم.» [1] بر مردان شریر حسد مبر و آرزو مدار تا با ایشان معاشرت نمایی، [2] زیرا که دل ایشان در ظلم تفکّر میکند و لبهای ایشان درباره مشقت صحبت مینماید. [3] خانه به حکمت بنا میشود و با بصیرت استوار میگردد [4] و به معرفت اطاقها پر میشوند از هر گونه اموال گرانبها و نفایس.
مناسبت و قدیسین روز

شهیدان راهب، یوحنّا و همراهانش از صومعهٔ قدیس سابای مقدس در نزدیکی اورشلیم
این صومعهٔ باشکوه که تا امروز نیز پابرجاست، توسط ساباى مقدس بنیانگذاری شد. بعدها ساباى صربستان از آن دیدار کرد و چند تن از فرمانروایان صرب آن را مورد حمایت و اعانه قرار دادند. این صومعه بارها مورد هجوم اعراب بیرحم قرار گرفت، غارت شد و به ویرانی کشیده شد؛ اما به مشیت خدا همواره بازسازی شد و تا امروز حفظ گردیده است.
در زمان حکومت کنستانتین ششم و ایرنه آتنی، صومعه مورد حمله و غارت اعراب قرار گرفت. راهبان نمیخواستند بگریزند، بلکه با مشورت رئیس صومعه، توماس، گفتند: «ما از جهان به این بیابان گریختهایم به خاطر محبتمان به مسیح، و شرمآور است اگر اکنون از ترس انسانها از این بیابان بگریزیم. اگر اینجا کشته شویم، به سبب محبت به مسیح کشته خواهیم شد؛ همان کسی که به خاطر او به اینجا آمدیم تا زندگی کنیم.»
پس از این تصمیم، همچون برههایی بیسلاح در برابر گرگها، در انتظار اعراب مسلح ماندند. اعراب برخی از راهبان را با تیر کشتند و برخی دیگر را در غار قدیس سابا محبوس کردند. سپس در ورودی غار آتشی افروختند و راهبان بر اثر دود خفه شدند. بدینگونه بسیاری از آنان به خاطر مسیح به شهادت رسیدند و به ملکوت کسی رفتند که دوستش داشتند و به خاطر محبت او جان باختند.
آنان اندکی پیش از عید پاک، در سال ۷۹۶ میلادی، در زمان کنستانتین و ایرنه و در دوران پاتریارک الیاس اورشلیم، با شرافت رنج کشیدند. دیری نپایید که مجازاتی عادلانه گریبان مهاجمان وحشی را گرفت: هنگامی که به خیمههای خود بازگشتند، میانشان نزاع درگرفت و در جنگ با یکدیگر، همدیگر را کشتند.

شهیدهٔ مقدس فوتینی
او همان زن سامری بود که این سعادت نادر را یافت تا با خود خداوند مسیح بر سر چاه یعقوب، نزدیک سوخار، گفتگو کند (یوحنا ۴:۴–۳۱). پس از ایمان آوردن به خداوند، فوتینی همراه با دو پسرش، ویکتور و یوسیاه، و پنج خواهرش، آناتولیا، فوتا، فوتیدا، پاراسکِوا و کیریاکا، به بشارت انجیل پرداخت. آنان به قرطاجنه در آفریقا رفتند.
در آنجا دستگیر شدند، به روم برده شدند و در زمان حکومت نرون به زندان افکنده شدند. به مشیت خدا، دومنینه، دختر نرون، با قدیسه فوتینی آشنا شد و به دست او ایمان مسیحی را پذیرفت.
پس از زندان، همه آنان به خاطر مسیح رنج کشیدند. فوتینی که نخستین بار در کنار چاه سوخار به نور حقیقت روشن شده بود، این بار در چاهی افکنده شد و در آنجا جان سپرد و وارد ملکوت جاودانی مسیح گردید.
سرود ستایش
قدیس فوتینی، زن سامری
زن سامری مسیح را در کنار چاه ملاقات کرد،،
و با نور مسیح روشن شد.
در زمان نِرون، زندگی خود را در چاه دیگری به پایان رساند،
و روح خود را به مسیح خدا، پروردگار خود داد.
پسران باشکوه او ویکتور و یوشیا بودند،
هر دو را این مادر مقدس با تقدس روشن نمود.
پنج خواهر به خاطر نام مسیح رنج کشیدند،
با او به بهشت منتقل شدند، تا پاداش خود را دریافت کنند.
ای فوتینیِ توبه کننده، ای رنج کشیدهٔ شگفت انگیز،
چطور رخسار تو اکنون با نور ابدی میدرخشد.
زمانی، حتی یک آب به منجی ندادی،
در نهایت، حتی خون خود را برای او ریختی.
روح تو زمانی تاریک بود، در حالی که هنوز یک سامری بودی،
هنگامی که مسیحی شدی، بالاتر از پرتوهای خورشید درخشیدی..
در سیخار، مسیح را با ترس اعلام کردی،،
در مرکز رم، با مرگ خود، به او شهادت دادی.
عشق، هر ترسی را از بین میبرد و از انسان یک قهرمان می سازد،
ای فوتینی، عشق، تا ابد، تو را تجلیل کرد.
نرون میتواند دو یا سه تا رم را، بسوزاند
اما روح مسیحیان نمیتواند بسوزد.
ظروف سفالی را، نرون میتواند در هم بشکند
اما، بر روح فوتینی، هیچ قدرتی نداشت.
ای قدیس جاودانه، اکنون به ما کمک کن،
با دعاهای خود، در برابر تخت مسیح نجات دهنده.
تأمل
خداوند گناهکاران را مجازات نمیکند زیرا از نابودی انسانها خشنود نمیشود. اگر این باعث خشنودی او میشد، انسان را از نیستی خلق نمیکرد. او انسان را به دلایل سازنده مهمتری مجازات میکند که دو مورد از آنها برای ما آشکارتر است: اول، اینکه با مجازات آنان را اصلاح میکند و او را در مسیر درست نجات هدایت میکند. دوم، برای ترساندن دیگران از گناه کردن. قدیس اسحاق نیز چنین میاندیشد، هنگامی که میگوید: “انسان عادل و خردمند شبیه خداست، زیرا انسان را مجازات میکند، نه برای سرزنش او به خاطر گناهش، بلکه برای اصلاح انسان یا القای ترس در دیگران.” یک جوان سرکش که خدا و والدینش را مسخره میکرد، ناگهان دیوانه شد. تمام شهری که جوان در آن زندگی میکرد، در این، مجازات خدا را دیدند و از ترس خدا وحشت کردند. این جوان به مدت سه سال در بند و انزوا نگهداری شد. مادرش تلخ گریست و برای پسرش به خدا دعا کرد. یک سال، در طول عید پِنطیکاست، مادر پسرِ دیوانه خود را به صومعه قدیس باسیل در آستِروگ آورد. پس از دعاها، جوان دیوانه شفا یافت و دوباره خودش شد. پس از آن، او به یک فرد نمونه و یک مسیحی واقعی تبدیل شد.
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسی مصلوب بر صلیب:
1.چگونه خون از زیر دندههایش جاری میشود و بر زمین میچکد.
2.چگونه خون از دستانش جاری میشود و بر زمین میچکد.
3.چگونه خون از پاهایش جاری میشود و بر زمین میچکد.
موعظه
-درباره نبرد بره با وحش-
” همگی با آن بره به جنگ بر خواهند خاست، امّا بره بر آنان پیروز خواهد شد، زیرا او ربِ ارباب و شاه شاهان است” (مکاشفه 17: 14).
چه کسی این کلمات شگفت انگیز را میگوید؟ یوحنا، کسی که خدا را دید. این بره کیست؟ مسیح خداوند. این ربِ ارباب و شاهِ شاهان کیست؟ مسیح خداوند. با چه کسی جنگ خواهد کرد و بر چه کسی پیروز خواهد شد؟ او آن وحش را که هفت سر دارد و تمام کسانی را که از وحش پلید اقتدار، افتخار و ثروت دریافت میکنند، شکست خواهد داد. بره در میان وحوش! قدیس یوحنا همچنین بره را به عنوان پیروز بر تمام وحوش دید. مسیح در میان شیاطین! کسی خواهد گفت: “آنها او را خواهند بلعید!” با این وجود، شیاطین وحشت زده از او طلب رحمت میکنند و بدون آنکه بازگردند از او فرار میکنند. مسیح در میان شکنجه گران خود! کسی خواهد گفت: “آنها او را برای همیشه نابود خواهند کرد.” با این وجود، او رستاخیز میکند و پیروز میشود و آنها با وحشت از او فرار میکنند و هلاک میشوند. کلیسا در میان بت پرستان! کسی خواهد گفت: “آنها کلیسا را مانند امواج بر فراز یک جزیره کوچک غرق خواهند کرد.” با این وجود، پادشاهیهای بت پرست غرق و از هم پاشیدند و کلیسا هنوز وجود دارد، شکوفا میشود و پیشرفت میکند. ایمان مسیح در میان فلاسفه و نظریهپردازان گَزنده! کسی خواهد گفت: “آنها از ایمان پیشی خواهند گرفت و ایمان را از جهان تبعید خواهند کرد.” با این وجود، آنها یکدیگر را به دروغ و آزار و اذیت سوق میدهند، اما ایمان مسیح انسانها را نجات میدهد. احترام در میان کفرگویان به خدا و مُرتَدین از خدا! کسی خواهد گفت: “ما آن را آلوده خواهیم کرد!” با این وجود، آنها در کثافت خود خفه میشوند و احترام، خود را در پاکیزگیِ ناآلوده حفظ میکند. حلم و اشکهای مسیحی در میان ستمگران و ربایندگان! کسی خواهد گفت: «او از گرسنگی خواهد مرد!» با این وجود، او زندگی میکند و سیر راه میرود، در حالی که ظالمان و ربایندگان از گرسنگی رنج میبرند. بره در میان وحوش! با این وجود، بره پیروز است.
ای خداوند، حلیم و نیکو، برهی خدا، سراسر محبت، ما را از حلم و نیکی خود سرشار کن، تا ما نیز در پیروزی تو سهیم شویم.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.