20 اوت (گریگوری) /2 سپتامبر (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
دوّم قرنتیان 7:‏1-‏10

[1] پس‌ ای عزیزان، چون این وعده‌ها را داریم، خود را از هر نجاست جسم و روح تمیز بسازیم و قدوسیت را در خداترسی به‌ کمال رسانیم. [2] ما را در دلهای خود جا دهید. بر هیچ‌‌کس ظلم نکردیم و هیچ‌‌کس را فاسد نساختیم و هیچ‌ کس را زیان نرساندیم. [3] این را از روی انتقاد نمی‌گویم، زیرا پیش گفتم که در دل ما هستید تا در مرگ و حیات با هم باشیم. [4] مرا بر شما اعتماد تام و دربارهٔ شما فخر کامل است. از تسلّی سیر گشته‌ام و در هر زحمتی که بر ما می‌آید، شادی زیاد می‌کنم. [5] زیرا چون به مقدونیه هم رسیدیم، جسم ما آرامی نیافت، بلکه در هر چیز زحمت کشیدیم؛ در ظاهر، نزاعها و در باطن، ترسها بود. [6] لیکن خدایی که تسلّی دهنده افتادگان است، ما را به آمدن تیطُس تسلی بخشید. [7] و نه از آمدن او تنها، بلکه به آن تسلّی نیز که او در شما یافته بود، چون ما را آگاه ساخت از شوق شما و اندوه عمیقتان و غیرتی که درباره من داشتید، به گونه‌​ای که بیشتر شادمان گردیدم. [8] زیرا که هرچند شما را به آن نامه غمگین ساختم، پشیمان نیستم، اگر چه پشیمان هم بودم، زیرا یافتم که آن نامه شما را اگر هم به کوتاه زمانی غمگین ساخت. [9] اکنون شادمانم، نه از آنکه غم خوردید، بلکه از اینکه غم شما به توبه انجامید، زیرا که غم شما برای خدا بود تا به هیچ وجه زیانی از ما به شما نرسد. [10] زیرا غمی که برای خداست سرچشمهٔ توبه می‌باشد به جهت نجات که از آن پشیمانی نیست؛ امّا غم دنیوی سرچشمه مرگ است.

مَرقُس 1:‏29-‏35

[29] و از کنیسه بیرون آمده، بی‌درنگ با یعقوب و یوحنا به خانه شمعون و آندریاس وارد شدند. [30] و مادر‌زن شمعون تب کرده، خوابیده بود. بی‌درنگ عیسی را از حالت او خبر دادند. [31] عیسی نزدیک شده، دست او را گرفته، برخیزانیدش که همان وقت تب از او قطع شد و به خدمتگذاری ایشان مشغول گشت. [32] شامگاه چون آفتاب به مغرب شد، تمامی مریضان و دیوزدگان را پیش او آوردند. [33] و تمام شهر بر درِ خانه ازدحام نمودند. [34] و عیسی بسیاری از کسانی را که به انواع امراض مبتلا بودند، شفا داد و دیوهای بسیاری بیرون کرده، نگذارد که دیوها حرف زنند، زیرا که او را شناختند. (متّی ۴: ۲۳‏-۲۵، لوقا ۴: ۴۲‏-۴۴) [35] بامدادان عیسی قبل از سپیدهٔ صبح برخاسته، بیرون رفت و به محل خلوتی آمده، در آنجا به دعا مشغول شد.

تقویم قدیم
دوّم قرنتیان 13: 3- 14

3چونکه دلیل مسیح را که در من سخن می‌گوید، می‌جویید که او نزد شما ناتوان نیست، بلکه در شما تواناست. 4زیرا هرگاه از ضعف مصلوب گشت، لیکن از قوت خدا زندگی می‌کند. چونکه ما نیز در وی ناتوان هستیم، لیکن با او از قوت خدا که به سوی شما است، زندگی خواهیم کرد. 5خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه. خود را بیازمایید. آیا خود را نمی‌شناسید که عیسی مسیح در شما است اگر مردود نیستید؟ 6امّا امیدوارم که خواهید دانست که ما مردود نیستیم. 7و از خدا می‌طلبم که شما هیچ بدی نکنید، نه تا آشکار شود که ما مقبول هستیم، بلکه تا شما نیکویی کرده باشید، هرچند ما گویا مردود باشیم. 8زیرا که هیچ نمی‌توانیم به خلاف حقیقت عمل نماییم، بلکه برای راستی. 9و شادمانیم وقتی که ما ناتوانیم و شما توانایید. و نیز برای این دعا می‌کنیم که شما کامل شوید. 10از این جهت این را در غیاب می‌نویسم تا هنگامی که حاضر شوم، سختگیری نکنم مطابق آن قدرتی که خداوند برای بنا نه برای خرابی به من داده است.11خلاصه ‌ای برادران، شاد باشید؛ کامل شوید؛ تسلّی پذیرید؛ همفکر و با سلامتی بوده باشید و خدای محبّت و سلامتی با شما خواهد بود. 12یکدیگر را به بوسه مقدّس سلام نمایید. 13همهٔ مقدّسان به شما سلام می‌رسانند.14فیض عیسی مسیح خداوند و محبّت خدا و رفاقت روح‌القدس با همهٔ شما باد. آمین.

مَرقُس 4:‏35- 41

35و در همان روز وقت شام، به ایشان گفت: «به کنارهٔ دیگر برویم.» 36پس چون آن گروه را ترک گفتند، او را همانطوری که در قایق بود، برداشتند و چند قایق دیگر نیز همراه او بود. 37که ناگاه طوفانی عظیم از باد پدید آمد وامواج بر قایق می‌خورد به قسمی که نزدیک بود از آب پر شود. 38و او در انتهای قایق بر بالشی خفته بود. پس او را بیدار کرده گفتند: «ای استاد، آیا تو را باکی نیست که هلاک شویم؟» 39عیسی بی‌درنگ برخاسته، باد را نهیب داد و به دریا گفت: «ساکن شو و خاموش باش!» که باد ساکن شده، آرامی کامل پدید آمد. 40و ایشان را گفت: «از برای چه چنین ترسانید و چگونه است که ایمان ندارید؟» 41پس بی‌نهایت ترسان شده، به یکدیگر گفتند: «این کیست که باد و دریا هم او را اطاعت می‌کنند؟»

مناسبت و قدیسین روز

پیامبر مقدس، سموئیل

سموئیل پانزدهمین و آخرین داور اسرائیل بود. او یازده قرن پیش از مسیح می‌زیست. سموئیل از قبیله لاوی و از پدر و مادری به نام‌های اَلقانه و حَنّا در مکانی به نام راماته (یا اَرِماتیا) متولد شد؛ همان جایی که بعدها یوسف نجیب نیز در آن متولد شد. حنّای نازا با گریه از خدا فرزندی به نام سموئیل طلب کرد و هنگامی که او سه ساله بود، وی را به خدا تقدیم کرد. سموئیل در شیلوه، در نزدیکی صندوق عهد، زندگی می‌کرد. در دوازده‌سالگی، مکاشفه‌ای حقیقی از جانب خدا دریافت کرد درباره مجازات‌هایی که به سبب بی‌اخلاقی پسران عیلی، حُفنی و فینحاس، در انتظار خاندان کاهن اعظم بود. این مکاشفه به‌زودی تحقق یافت: فلسطینیان اسرائیلیان را شکست دادند، هر دو پسر عیلی را کشتند و صندوق عهد را به اسارت گرفتند. هنگامی که فرستاده این فاجعه را به عیلی خبر داد، عیلی بر زمین افتاد و در نودوهشتمین سال زندگی خود مرد. همین اتفاق برای عروس او، همسر فینحاس، نیز رخ داد. اسرائیلیان بیست سال برده فلسطینیان بودند. پس از آن، خداوند سموئیل را نزد قوم فرستاد تا توبه را موعظه کند؛ به آنان گفت اگر می‌خواهند از دشمنان خود نجات یابند، باید توبه کنند. قوم توبه کردند، بت‌های بت‌پرستانه‌ای را که می‌پرستیدند کنار گذاشتند و سموئیل را به عنوان پیامبر، کاهن و داور پذیرفتند. سپس سموئیل با سپاهی به جنگ فلسطینیان رفت. با یاری خداوند آنان را پریشان و شکست داد و اسرائیل را آزاد کرد. پس از آن، سموئیل تا دوران پیری با آرامش بر قوم خود داوری کرد. هنگامی که مردم پیری او را دیدند، از او خواستند پادشاهی برایشان تعیین کند تا به جای او بر آنان حکومت کند. سموئیل بیهوده کوشید آنان را از این کار منصرف کند و به آنان گفت که خداوند تنها پادشاه حقیقی آنان است؛ اما مردم سرسختانه اصرار کردند. با اینکه این امر مورد رضایت خدا نبود، خداوند به سموئیل فرمان داد شائول، پسر قیس از قبیله بنیامین، را به پادشاهی مسح کند. شائول تنها مدت کوتاهی سلطنت کرد، زیرا خداوند به سبب گستاخی و نافرمانی او، شائول را رد کرد. سپس خداوند به سموئیل فرمان داد داوود، پسر یَسّی، را به جای شائول به پادشاهی مسح کند. پیش از مرگ، سموئیل تمام قوم را گرد آورد و با آنان وداع کرد. هنگامی که سموئیل درگذشت، تمام اسرائیل برای او سوگواری کردند و او را با احترام در خانه‌اش در راماته به خاک سپردند.

شهید مقدس فیلیپ، اسقف هراکلیون، همراه با سوروسِ پرسبیتر و هرمسِ شماس

به نظر می‌رسد که آنان اسلاو بوده‌اند. آنان در تراکیه به خداوند خدمت می‌کردند و در همان‌جا نخستین‌بار به خاطر مسیح مورد شکنجه قرار گرفتند. هنگامی که بت‌پرستان برای به آتش کشیدن یک کلیسای مسیحی هجوم آوردند، فیلیپ دلیر به رهبران آنان گفت: «آیا گمان می‌کنید خدا در این دیوارها محصور است؟ او در قلب‌های ما زندگی می‌کند.» کلیسا ویران شد، تمام کتاب‌ها سوختند و این روحانیان را به یدرنه بردند. پس از زندانی شدن و شکنجه، آنان را که نیمه‌سوخته بودند به رود ماریستا افکندند. سی‌وهشت مسیحی دیگر نیز همراه آنان به شهادت رسیدند. گمان می‌رود که آنان در دوران حکومت دیوکلتیانوس رنج و شهادت دیده باشند.


سرود ستایش

پیامبر مقدس سموئیل

سموئیل پارسا، خدمتگزار خدای زنده،
داور محبوب قوم خویش بود.
او خدا را حرمت می‌نهاد؛
خدا را برتر از همه چیز!
برای او اراده خدا فرمان بود.
به اراده خدا، اراده قوم را اصلاح می‌کرد و برای گناهان قوم در برابر او توبه می‌نمود.
کاهن و پیامبر و داوری پارسا بود؛
و از این سه راه خدا را جلال می‌داد.
با هر سخنش، با هر عملش، در رنج و تلاش، در دعا و قربانی و خوراک، با تمام وجود خود به خدا خدمت می‌کرد.
او برای فرمانروایان جهان نمونه‌ای به جا گذاشت:
«هیچ‌کس نمی‌تواند برای قوم خود نیکی به بار آورد اگر از شریعت خدا روی برگرداند؛
اگر به خود و به مردم گوش دهد، اما به خدا گوش ندهد.
چنین انسانی آنان را به ژرفای ورطه بی‌پایان خواهد کشاند،
همان‌گونه که شائول سقوط کرد و دیگران نیز همراه او سقوط کردند؛
همه آنان در گناه قوم شریک بودند.
فرمانروا باید تنها بنده خدا باشد تا قوم خود را برای همیشه به خیر و نیکی برساند.»
سموئیل این حقیقت را هم با اعمال خود و هم با سخنانش تعلیم داد،
و این حقیقت در طول اعصار همچنان طنین‌انداز است.


تأمل

پیش از آنکه مرگ درِ زندگی تو را ببندد و درِ داوری را بگشاید، توبه کن. پیش از مرگ توبه کن و چون ساعت مرگ خود را نمی‌دانی، امروز، حتی همین اکنون، توبه کن و از تکرار گناه خود دست بکش. از این رو، قدیس افرایم سوری چنین دعا می‌کند: «پیش از آنکه چرخ زمان در زندگی من از حرکت بایستد، بر من رحم کن؛ پیش از آنکه باد مرگ بوزد و بیماری‌ها، که منادیان مرگ‌اند، در بدنم پدیدار شوند، بر من رحم کن؛ پیش از آنکه خورشید باشکوه در بلندی‌ها برای من تاریک شود، بر من رحم کن؛ و بگذار نور تو از بالا بر من بتابد و تاریکی هولناک ذهنم را پراکنده سازد؛ پیش از آنکه زمین به زمین بازگردد و فاسد شود، و پیش از نابودی تمام نشانه‌های زیبایی آن، رحم کن؛ پیش از آنکه گناهانم مرا در داوری بفریبند و در برابر داور رسوایم کنند، ای خداوند سرشار از مهربانی، رحم کن؛ پیش از آنکه سپاهیان، که پیشاپیش پسر پادشاه می‌آیند، برای گرد آوردن نسل نگون‌بخت ما در برابر تخت داوری بیرون آیند، رحم کن؛ پیش از آنکه صدای شیپور در پیشگاه آمدن تو طنین‌انداز شود، ای خداوند ما عیسی، بندگانت را ببخش و بر آنان رحم کن؛ پیش از آنکه درِ خود را به روی من ببندی، ای پسر خدا، و پیش از آنکه خوراک آتش‌های خاموش‌نشدنی جهنم شوم، بر من رحم کن.»


تعمق

درباره پیروزی شگفت‌انگیز داوود بر جالوت تفکر کنید (اول سموئیل، باب ۱۷):
۱. چگونه جالوت، که از نظر جسم، زره و سلاح هراس‌انگیز بود، تمام سپاه اسرائیل را به مبارزه طلبید؛
۲. چگونه داوود با امید به خدا، با فلاخن و سنگ‌ها آمد و جالوت را کشت؛
۳. چگونه داوود پیروز شد، زیرا باور داشت که جنگ از آنِ خداوند است (اول سموئیل ۱۷: ۴۷)، یعنی نبرد مؤمنان با بی‌ایمانان.


موعظه

-درباره گرویدن مصر به سوی خداوند-

«و خداوند برای مصریان شناخته خواهد شد، و مصریان در آن روز خداوند را خواهند شناخت و قربانی و هدیه تقدیم خواهند کرد؛ آری، برای خداوند نذر خواهند کرد و نذر خود را ادا خواهند نمود.» (اشعیا ۱۹: ۲۱)

آه، که دل انسان چه بسیار تغییرپذیر است! اما از میان همه تغییرات او، یکی از شرم‌آورترین آنها این است که یک مؤمن به بی‌ایمان تبدیل شود. و در میان همه تغییرات او، یکی از باشکوه‌ترین آنها این است که بی‌ایمان بازگردد و مؤمن شود. نمونه نخست در مورد اسرائیلیانی رخ داد که مسیح را کشتند؛ و نمونه دوم در مورد مصریانی رخ داد که به مسیح ایمان آوردند. مصر زمانی بزرگ‌ترین آزاردهنده کسانی بود که به خدای یگانه و زنده ایمان داشتند، زیرا مصریان آن دوران خدایان بی‌شمار، بت‌ها و چیزهای عجیب و گوناگونی داشتند که آنها را می‌پرستیدند؛ همچنین افسانه‌ها و فالگیرانی داشتند که آنان را فریب می‌دادند. اما اینک ببینید پیامبر چه چیزی را پیشگویی می‌کند! چه رؤیای شگفت‌انگیزی! مصریان در زمان تجسد خداوند در میان بشر، خدای زنده یگانه را خواهند شناخت! بت‌ها نابود خواهند شد، معابد شیاطین و حیوانات سرنگون خواهند گردید و مذبح قربانی برای خدای زنده یگانه برپا و برافراشته خواهد شد. قربانی بدون خونریزی جایگزین قربانی خونین خواهد شد و قربانی عقلانی جای قربانی غیرعقلانی را خواهد گرفت. صدها و هزاران راهب از روی محبت به خداوند، نذرهای فقر، اطاعت، روزه و دعا را بر خود خواهند پذیرفت. بزرگ‌ترین زاهدان در این مصرِ زمانی تاریک پدیدار خواهند شد؛ همچنین دلیرترین شهیدان برای مسیح خداوند، روشن‌ترین اندیشه‌ها و روشن‌بین‌ترین معجزه‌گران. آه، چه رؤیای شگفت‌انگیزی! و چه شگفت‌انگیز است تحقق آن رؤیا! قدیس یوحنای زرین‌دهان می‌نویسد: «خورشید با انبوه ستارگانش به اندازه بیابان مصر با تمام راهبانش درخشان نیست.» به‌راستی، هر آنچه اشعیا، پسر آموص، پیامبر بصیر و راستین، پیش‌بینی و پیشگویی کرده بود، تحقق یافته است.
ای خداوند رحیم و دلسوز، که بر مصر، این آزاردهنده پیشینِ وفادارانت، رحم کردی و آن را با نور حقیقت روشن ساختی؛ ما را نیز روشن کن و به وسیله روح‌القدس خود و با الگوی مسیحیان بزرگ مصر، ما را استوار ساز.

زیرا جلال و ستایش تا ابد از آنِ توست. آمین.

error: Content is protected !!