آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 3:19-26
[19] پس توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا دوران طراوت و تازگی از حضور خداوند برسد. [20] و عیسی مسیح را که از اوّل برای شما تعیین شده بود، بفرستد؛ [21] که میباید آسمان او را پذیرد تا زمان بازسازی همه چیز که خدا از ابتدای عالم به زبان تمامی انبیای مقدس خود، از آن خبر داد. [22] زیرا موسی به اجداد گفت که ‘خداوند خدای شما پیامبری مثل من، از میان برادران شما برای شما برخواهد انگیخت. کلام او را در هر چه به شما صحبت کند، بشنوید؛ [23] و هر جانی که آن نبی را نشنود، از قوم محو گردد.’ [24] و تمامی انبیا نیز از سموئیل و آنانی که بعد از او سخن گفتند، از این روزها خبر دادند. [25] شما هستید فرزندان انبیا و آن عهدی که خدا با اجداد ما بست، وقتی که به ابراهیم گفت: ‘از نسل تو تمامی ملّتهای زمین، برکت خواهند یافت.’ [26] برای شما، ابتدا خدا خادم خود عیسی را برخیزانیده، فرستاد تا شما را برکت دهد به برگردانیدن هر یکی از شما از گناهانش.»
یوحنا 2:1-11
[1] و در روز سوم، در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود. [2] و عیسی و شاگردانش را نیز به عروسی دعوت کردند. [3] و چون شراب تمام شد، مادر عیسی به او گفت: «شراب ندارند.» [4] عیسی به وی گفت: «ای زن، مرا با تو چه کار است؟ ساعت من هنوز نرسیده است.» [5] مادرش به نوکران گفت: «هر چه به شما گوید، بکنید.» [6] و در آنجا شش قدح سنگی مطابق رسم تطهیر یهود نهاده بودند که هر یک گنجایش دو یا سه کیلداشت. [7] عیسی به ایشان گفت: «قدحها را از آب پر کنید.» و آنها را لبریز کردند. [8] پس به ایشان گفت: «الان بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید.» پس بردند؛ [9] و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود، بچشید و ندانست که از کجا است، لیکن نوکرانی که آب را کشیده بودند، میدانستند، رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته، به او گفت: [10] «هر کسی شراب خوب را اول میآورد و چون مست شدند، بدتر از آن. لیکن تو شراب خوب را تا حال نگاه داشتی؟» [11] و این ابتدای معجزاتی است که از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر کرد و شاگردانش به او ایمان آوردند.
تقویم قدیم
لوقا 24:1-12 (انجیل صبح )
لوقا 24:1-12 (انجیل صبح )[1] پس در روز اوّل هفته هنگام سپیده صبح، زنان ادویهجاتی را که درست کرده بودند با خود برداشته به سر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. [2] و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. [3] چون داخل شدند، بدن خداوند عیسی را نیافتند [4] و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. [5] و چون ترسان شده سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: «چرا زنده را از میان مردگان میطلبید؟ [6] در اینجا نیست، بلکه زنده شده است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود، شما را خبر داده [7] گفت ضروری است که پسر انسان به دست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سوم برخیزد.» [8] پس سخنان او را به خاطر آوردند. [9] و از سر قبر برگشته، آن یازده و دیگران را از همهٔ این امور آگاه ساختند. [10] و مریم مجدلیه و یوآنا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها آگاه ساختند. [11] لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باور نکردند. [12] امّا پطرس برخاسته، دوان دوان به سوی قبر رفت و خم شده کفن را تنها گذاشته دید و از این ماجرا در عجب شده به خانهٔ خود رفت.
اعمال رسولان 9:32-42
[32] امّا پطرس در همه نواحی گشته، نزد مقدسین ساکن لُدّه نیز آمد. [33] و در آنجا شخصی اینیاس نام یافت که مدت هشت سال زمینگیر و افلیج بود. [34] پطرس وی را گفت: «ای اینیاس، عیسی مسیح تو را شفا می دهد. برخیز و بستر خود را برچین!» که او در همان لحظه برخاست. [35] و تمامی ساکنان لُدّه و شارون او را دیده، به سوی خداوند بازگشت کردند. [36] و در یافا، شاگردی طابیتا نام بود که معنی آن ‘غزال’ است. وی از کارهای نیک و صدقاتی که میکرد، پر بود. [37] از قضا در آن روزها او بیمار شده، بِمُرد و او را شسته داده، در بالاخانهای گذاردند. [38] و چونکه لُدّه نزدیک به یافا بود و شاگردان شنیدند که پطرس در آنجا است، دو نفر نزد او فرستاده، خواهش کردند که «در آمدن نزد ما درنگ نکنی.» [39] آنگاه پطرس برخاسته، با ایشان آمد و چون رسید او را به آن بالاخانه بردند و همهٔ بیوهزنان گریهکنان حاضر بودند و پیراهنها و لباسهایی که غزال وقتی که با ایشان بود دوخته بود، به وی نشان میدادند. [40] امّا پطرس همه را بیرون کرده، زانو زد و دعا کرده، به سوی بدن توجّه کرد و گفت: «ای طابیتا، برخیز!» که در همان لحظه چشمان خود را باز کرد و پطرس را دیده، بنشست. [41] پس دست او را گرفته، برخیزانیدش و مقدّسان و بیوهزنان را خوانده، او را به ایشان زنده سپرد. [42] چون خبر این امر در تمامی یافا شهرت یافت، بسیاری به خداوند ایمان آوردند.
یوحنا 5:1-15
[1] و بعد از آن یهود را عیدی بود و عیسی به اورشلیم آمد. [2] و در اورشلیم نزد دروازه گوسفند حوضی است که آن را به عبرانی بِیتحسدا میگویند که پنج ایوان دارد. [3] و در آنجا جمعی زیاد از مریضان و کوران و لنگان و شلان خوابیده، منتظر حرکت آب میبودند. [4] زیرا هر از گاهی فرشتهای از جانب خداوند نازل میشد و آب را حرکت میداد؛ اوّلین کسی که پس از جنبش آب وارد حوض میشد، از هر مرضی که داشت شفا مییافت. [5] و در آنجا مردی بود که سی و هشت سال به مرضی مبتلا بود. [6] چون عیسی او را خوابیده دید و دانست که مرض او طول کشیده است، به او گفت: «آیا میخواهی شفا یابی؟» [7] مریض او را جواب داد که «ای آقا، کسی ندارم که چون آب به حرکت آید، مرا در حوض بیندازد، بلکه تا وقتی که میآیم، دیگری پیش از من فرو رفته است.» [8] عیسی به او گفت: «برخیز و بستر خود را برداشته، روانه شو!» [9] که بیدرنگ آن، مرد شفا یافت و بستر خود را برداشته، روانه گردید. و آن روز سبّت بود. [10] پس یهودیان به آن کسی که شفا یافته بود، گفتند: «روز سبّت است و بر تو جایز نیست که بستر خود را برداری.» [11] او در جواب ایشان گفت: «آن کسی که مرا شفا داد، همان به من گفت: ‘بستر خود را بردار و برو.’» [12] پس از او پرسیدند: «کیست آنکه به تو گفت: ‘بستر خود را بردار و برو؟’» [13] لیکن آن شفا یافته نمیدانست که بود، زیرا که عیسی ناپدید شد، چون در آنجا ازدحامی بود. [14] و بعد از آن، عیسی او را در معبد یافته به او گفت: «اکنون شفا یافتهای. دیگر خطا مکن تا برای تو بدتر نگردد.» [15] آن مرد رفت و یهودیان را خبر داد که «آنکه مرا شفا داد، عیسی است.»
مناسبت و قدیسین روز

قدیس مکرم تئودور تریخیناس
تئودور اهل کونستانتینوپل و فرزند والدینی ثروتمند بود. او در جوانی خانه و ثروت خود را ترک کرد و وارد صومعهای گوشهنشین در تراکیه شد. در آنجا زندگی زاهدانهای بسیار سخت بر خود تحمیل کرد. برای آنکه کمتر بخوابد، روی سنگها میخوابید. همیشه سر برهنه راه میرفت و تنها لباسی از موی بز میپوشید؛ به همین دلیل او را «تریخیناس» (یعنی «پشمین» یا «مویین») نامیدند. بهسبب ریاضتهای عظیمش برای نجات روح، خداوند عطای بزرگ معجزهگری را در زمان حیات و پس از مرگ به او بخشید. او در حدود سال ۴۰۰ میلادی در آرامش درگذشت و دیده شد که بدنش از خود مُرّ (عطر-مایع خوشبو) جاری میسازد.

قدیس مکرم آناستاسیوس از کوه سینا
آناستاسیوس رئیس صومعهٔ کوه سینا بود. در آغاز، مدت طولانی راهب و شاگرد رئیس بزرگ، یوحنا نردباننویس (جان کلیماکوس) بود. پس از درگذشت یوحنا، خود او رئیس صومعه شد. او علاوه بر زهد فراوان، نویسندهای توانا در شرح زندگی قدیسان و نوشتههای تعلیمی بود. او مبارزهای سخت با بدعتگذاران موسوم به «آسفالیتها» (بیسرها) داشت که تصمیمات شورای چهارم جهانی (خلقدون، ۴۵۱) را انکار میکردند. او در سال ۶۸۵ در سنین پیری درگذشت و به نزد خداوندی رفت که با وفاداری خدمت کرده بود.

قدیس مکرم آناستاسیوس سینایی، پاتریارک انطاکیه
آناستاسیوس زمانی که هنوز راهب کوه سینا بود، در دوران امپراتور یوستینیان به مقام پاتریارک انطاکیه برگزیده شد. این انتخاب بهسبب محبت، پاکی زندگی، دانش روحانی عمیق و ایمان استوار او بود. اما بعدها امپراتور یوستینیان به بدعت دوستیسم گرایش یافت. اوتیکیوس، پاتریارک کونستانتینوپل، و آناستاسیوس بهشدت با این انحراف مخالفت کردند. امپراتور اوتیکیوس را تبعید کرد و میخواست آناستاسیوس را نیز تبعید کند، اما نتوانست ایرادی در زندگی او بیابد. پس از مرگ یوستینیان، که پیش از مرگ توبه کرده بود، جانشین او، یوستین، با اتهامات دروغین آناستاسیوس را تبعید کرد. او بیستوسه سال در تبعید ماند، تا اینکه در زمان امپراتور موریس دوباره به مقام خود بازگردانده شد. او شش سال دیگر کلیسا را هدایت کرد و در سال ۵۹۹ درگذشت.

قدیس مکرم گریگوری، پاتریارک انطاکیه
گریگوری از نظر نژادی ارمنی بود و رئیس صومعهٔ فاران، در پایین کوه سینا، بود. هنگامی که آناستاسیوس تبعید شد، او برخلاف میلش به مقام پاتریارک انطاکیه منصوب شد. پاتریارک سوفرونیوس و قدیس یوحنا موسخوس نیز در کتاب «چمن روحانی» از او به نیکی یاد کردهاند. گریگوری بهویژه بهخاطر شفقت و مهربانی بسیارش نسبت به گناهکاران مشهور بود. او در سال ۵۹۳ در خداوند آرمید.

رسول مقدس زکایوس
زکایوس در ابتدا باجگیر و گناهکار بود. هنگامی که خداوند ما او را بر درختی در اریحا دید و وارد خانهاش شد، زکایوس توبه کرد (لوقا ۱۹ :۱–۱۰). بعدها او از پطرس رسول پیروی کرد و از سوی او بهعنوان اسقف قیصریه در فلسطین منصوب شد، جایی که با وفاداری به انجیل خدمت کرد و در آرامش درگذشت.

قدیس مکرم آتاناسیوسِ متئورا
آتاناسیوس در سال ۱۳۱۰ متولد شد. او در کوه مقدس آتوس زندگی زاهدانه داشت و صومعهٔ مشهور متئورا را در تسالی بنیان گذاشت. او دارای عطای بزرگ پیشبینی (بینش روحانی) و معجزهگری بود.
سرود ستایش
قدیس آناستاسیوس
آناستاسیوس، پدر حاملِ خدا،
بر خود گرفت، کار روزه و نیایش را،
ریاضت را نگاه داشت، دیرپا و استوار،
تا اسرار را با روح دریابد آشکار.
آنگاه دهان شیرین خود گشود:
«مسیح است، صخرهی نجاتِ موجود».
دیوانه وار مگو: «او دیر زمانی پیش بود،
اکنون کجاست تا با من گوید سخنِ سود؟»
خبر خوش و عهدِ پاکِ او،
چه کسی تواند ایستادگی کند بر او؟
این اوست که با دهان بیعیبش،خود
به جای مسیح، با تو سخن می گوید.
باز میگویی: «میخواهم ببینم او را من!»
با تمام دل و جان بر این نظر کن،
بر عشاء ربانی، بر نان و شراب،
آنجاست در جسم؛ چه بیشتر میطلبی در خواب؟
ای برادر، توبه کن از گناهان،
هزار مرگ گرد تو ایستادهاند عیان!
به پدر روحانی، اعتراف کن آشکار،
آنگاه بنوش خونش، بخور جسمش با وقار.
تنها توبه کن! اگر با توبه آغاز کنی،
با عدالت و امیدی درخشان، خواهی زیست در بیگناهی.
ای برادر، توبه کن از گناهان،
هزار مرگ گرد تو ایستادهاند در جهان!
تأمل
قدیس آناستاسیوس اهل سینا تعلیم میدهد:
«به هر مسیحی، فرشتهای از سوی خدا داده شده تا تمام عمرش از او محافظت کند، مگر آنکه شخص با اعمال شرورانه، او را از خود براند. همانگونه که مار، زنبورها را میراند و بوی بد، کبوتران را دور میسازد، گناهان ما نیز فرشتهی محافظ زندگیمان را میرانند: مستی، زنا، خشم و امثال آن. فرشتهی نگهبان هر انسان مؤمن، او را به هر عمل نیک رهبری میکند، در حالی که شیاطین در تلاشاند تا مؤمنان را به لغزش اندازند و از پادشاهی آسمان محروم کنند.»
اینکه فرشتگان به انسانها نزدیکاند و از آنها مراقبت میکنند، در سراسر کتاب مقدس، بهویژه در عهد جدید، گواهی داده شده است. افزون بر این، کلیسای ارتدوکس سنتهای بسیاری از مردان و زنان مقدس دارد که آنچه را قدیس آتاناسیوس تأیید میکند، گواهی میدهند؛ یعنی اینکه هر یک از ما در این جهان همراه با فرستادهای مهربان و نیرومند از سوی خدا هستیم—سربازی از پادشاه آسمان، فرشتهای از نور.
چه کسی، جز فردی دیوانه، دوستی نیکو را از خود میراند؟
در حقیقت، تنها دیوانگان و افراد بهشدت نادان، بهترین دوست خود، فرشتهی نگهبانشان را با گناهان خود از خود دور میسازند.
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسیِ قیام کرده:
۱. چگونه او، به عنوان پیروزمند قادر بر مرگ، به دنبال انتقام از دشمنانی که او را شکنجه و مصلوب کردند نمیرود، بلکه آنان را به حال خود واگذار کرده و دوستان هراسان خود را حمایت میکند؛
۲. چگونه او حتی امروز نیز، همانند همه زمانها، بیگناه و فروتن، در پی انتقام از بیوفایان شتاب نمیکند، بلکه برای یاریرسانی به وفاداران شتابان است.
موعظه
-درباره تنها بنیان نجات-
« زیرا بنیان دیگری هیچکس نمیتواند نهاد جز آنکه نهاده شده است، یعنی عیسی مسیح. » (اول قرنتیان ۳ :۱۱).
یهودیان میگویند: «بنیان، موسی است.» مسلمانان میگویند: «بنیان، محمد است.» طبیعتگرایان کوتهبین میگویند: «بنیان، طبیعت است.» ما میپرسیم: آیا موسی از مردگان برخاست؟ آیا محمد به آسمان صعود کرد؟ آیا طبیعت روحالقدسِ تسلیدهنده را عطا میکند؟ موسی از مردگان برنخاست. محمد به آسمان صعود نکرد. طبیعت نه تنها روحالقدسِ تسلیدهنده را به انسان نمیبخشد، بلکه نسبت به انسان نفرت میورزد و بر او میغرد و پنجههای خود را مینمایاند.
کسی که در گناه شکل گرفته، که خود مرتکب گناه شده، که سرگردان بوده و از زنان مشورت جسته، که با نیروی دیگران اعمالی انجام داده، که در قبر پوسیده و نامش باعث سردرگمی در راه و راستی و حیات میشود، نمیتواند بنیان جهان باشد. محمد و موسی در گناه شکل گرفتند و گناه کردند؛ از زنان مشورت خواستند؛ با قدرت دیگران اعمالی انجام دادند؛ در قبر پوسیده شدند؛ و نامهایشان باعث سردرگمی مردم درباره راه و راستی و حیات میشود.
از اینرو، ای برادران، در تاریخ جایی برای رجوع نداریم تا بنیانی چون خداوند عیسی مسیح بیابیم، که بدون گناه شکل گرفت؛ که هیچ گناهی مرتکب نشد؛ که سرگردان نبود و از کسی مشورت نجست؛ که با قدرت خود کارهای عظیم انجام داد؛ که در قبر پوسیده نشد؛ و نام او مردم را درباره راه و راستی و حیات سردرگم نمیسازد.
رسول نمیگوید که مسیح بنیانی نهاده است، بلکه میگوید خود او همان بنیان نهادهشده است. او سراسر عدالت است، از اینرو بنیان هر عدالتی است. او سراسر راستی است، از اینرو بنیان هر راستی است. او سراسر حکمت است، از اینرو بنیان هر حکمتی است. او سراسر قدرت است، از اینرو بنیان هر قدرتی است. او سراسر نیکی است، از اینرو بنیان هر نیکی است. او سراسر حیات است، از اینرو بنیان حیات در هر دو جهان است.
ای خداوندِ رستاخیزیافته، تو بنیان نجات و حیات جاودان ما هستی.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.