آیات روز
تقویم جدید
رومیان 15:17-29
[17] پس به مسیح عیسی در کارهای خدا فخر دارم. [18] زیرا جرأت نمیکنم که سخنی بگویم جز در آن اموری که مسیح توسط من به عمل آورد، برای اطاعت غیریهودیان در سخن و عمل [19] به قوّت نشانهها و معجزات و به قوّت روح خدا. به حدّی که از اورشلیم دور زده تا به ایلیریکوم مژده مسیح را به انجام رسانیدم. [20] امّا مشتاق بودم که مژده چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح شهرت یافته بود، مبادا بر بنیاد فردی دیگر بنا نمایم. [21] بلکه چنانکه نوشته شده است: «آنانی که خبر او را نیافتند، خواهند دید و کسانی که نشنیدند، خواهند فهمید.» [22] بنابراین بارها از آمدن نزد شما ممنوع شدم. [23] لیکن چون الآن مرا در این ممالک دیگر جایی نیست و سالهای بسیار است که مشتاق آمدن نزد شما بودهام، [24] هرگاه به اسپانیا سفر کنم، به نزد شما خواهم آمد، زیرا امیدوار هستم که شما را در عبور ملاقات کنم و شما مرا به آن سوی بدرقه نمایید، بعد از آنکه از ملاقات شما اندکی سیر شوم. [25] لیکن الآن عازم اورشلیم هستم تا مقدّسین را خدمت کنم. [26] زیرا که اهل مقدونیه و اَخائیه مصلحت دیدند که کمک مالی برای تنگدستانِ مقدسینِ اورشلیم بفرستند. [27] آنها خود به این رضایت دادند و به درستی که مدیون ایشان هستند، زیرا که چون غیریهودیان از روحانیات ایشان بهرهمند گردیدند، لازم شد که در جسمانیات نیز خدمت ایشان را بکنند. [28] پس چون این را انجام دهم و این ثمر را نزد ایشان به اتمام رسانم، از راه شما به اسپانیا روان خواهم شد. [29] و میدانم وقتی که به نزد شما آیم، در کمال برکت انجیل مسیح خواهم آمد.
متّی 12:46-13: 3
[46] عیسی با آن جماعت هنوز سخن میگفت که ناگاه مادر و برادرانش در طلب گفتگوی وی بیرون ایستاده بودند. [47] و شخصی وی را گفت: «اینک مادر تو و برادرانت بیرون ایستاده، میخواهند با تو سخن گویند.» [48] در جواب آن مرد گفت: «کیست مادر من، و برادرانم کیانند؟» [49] و دست خود را به سوی شاگردان خود دراز کرده، گفت: «اینانند مادر من و برادرانم. [50] زیرا هر که اراده پدر مرا که در آسمان است به جا آورد، همان برادر و خواهر و مادر من است.»
[1] و در همان روز، عیسی از خانه بیرون آمده، به کناره دریا نشست [2] و گروهی بسیار بر وی جمع آمدند، از این رو به قایق سوار شده، قرار گرفت و تمامی آن گروه بر ساحل ایستادند؛ [3] و چیزهای بسیار به مَثَلها برای ایشان گفت: «وقتی برزگری به جهت پاشیدن تخم بیرون شد.
تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 7:12-24
[12] و دیگران را من میگویم نه خداوند؛ که اگر کسی از برادران زنی بیایمان داشته باشد و آن زن راضی باشد که با وی بماند، او را جدا نسازد. [13] و زنی که شوهر بیایمان داشته باشد و او راضی باشد که با وی بماند، از شوهر خود جدا نشود. [14] زیرا که شوهر بیایمان از زن خود تقدیس میشود و زن بیایمان از شوهر تقدیس میگردد. و اگرنه فرزندان شما ناپاک میبودند، لیکن اکنون مقدّسند. [15] امّا اگر بیایمان جدایی نماید، بگذارش که بشود زیرا برادر یا خواهر در این صورت در بند نیست و خدا ما را به صلح خوانده است. [16] زیرا که تو چه دانی، ای زن، که شوهرت را نجات خواهی داد؟ یا چه دانی، ای مرد، که زن خود را نجات خواهی داد؟ [17] مگر اینکه به هر طور که خداوند به هر کس قسمت فرموده و به همان حالت که خدا هر کس را خوانده باشد، به اینطور رفتار بکند؛ این است امر من در همه کلیساها. [18] اگر کسی در ختنهشدگی خوانده شود، ختنهناشده نگردد و اگر کسی در ختنهناشدگی خوانده شود، ختنه نگردد. [19] ختنه چیزی نیست و ختنهناشدگی هیچ، بلکه نگاه داشتن امرهای خدا. [20] هر کس در هر حالتی که خوانده شده باشد، در همان بماند. [21] اگر در غلامی خوانده شدی، تو را باکی نباشد. امّا اگر هم میتوانی آزاد شوی، از آن فرصت استفاده کن. [22] زیرا غلامی که در خداوند خوانده شده باشد، آزاد خداوند است؛ و همچنین شخصی آزاد که خوانده شد، غلام مسیح است. [23] به قیمتی خریده شدید، غلام انسان نشوید. [24] ای برادران، هر کس در هر حالتی که خوانده شده باشد، در آن نزد خدا بماند.
متّی 14:35-15: 11
[35] و اهل آن مکان او را شناخته، به همگی آن نواحی فرستاده، همهٔ بیماران را نزد او آوردند، [36] و از او اجازه خواستند که فقط دامن ردایش را لمس کنند و هر که لمس کرد، شفا یافت.
[1] آنگاه کاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده، گفتند: [2] «چون است که شاگردان تو از سنّت مشایخ سر باز میزنند، زیرا زمانی که نان میخورند، دست خود را نمیشویند؟» [3] او در جواب ایشان گفت: «شما نیز به خاطر سنّت خویش، چرا از حکم خدا تجاوز میکنید؟ [4] زیرا خدا حکم داده است که ‘مادر و پدر خود را حرمت دار’ و ‘هر که پدر یا مادر را دشنام دهد، البته هلاک گردد.’ [5] لیکن شما میگویید هر که پدر یا مادر خود را گوید: ‘هر آنچه که از من به تو ممکن بود برسد، وقف به خداست.’ [6] دیگر او را نیازی به احترام پدر خود نیست. پس به خاطر سنّت خود، حکم خدا را باطل نمودهاید. [7] ای ریاکاران، اِشَعیا در باره شما نیکو نبوت نموده است که گفت: [8] این قوم به زبانهای خود به من نزدیک میشوند و به لبهای خویش مرا تمجید مینمایند، لیکن دلشان از من دور است. [9] پس عبادت مرا عبث میکنند زیرا که احکام مردم را به عنوان فرایض تعلیم میدهند.» [10] و آن جماعت را خوانده، به ایشان گفت: «گوش داده، بفهمید؛ [11] نه آنچه به دهان فرو میرود، انسان را نجس میسازد، بلکه آنچه از دهان بیرون میآید، انسان را نجس میگرداند.»
مناسبت و قدیسین روز

قرار دادن ردای مقدسِ مریمِ تماما مقدس، مادر خدا، در کلیسای بلاخرنه در کونستانتینوپل
در زمان امپراتور لئوی کبیر (۴۵۷–۴۷۴)، ملکه ورینا و پاتریارک گنادیوس، دو تن از اشراف کونستانتینوپل به نامهای گالیبوس و کاندیدوس برای زیارت اماکن مقدس به سرزمین مقدس سفر کردند. آنان مدتی در ناصره، در خانهٔ دختری یهودی، اقامت کردند. آن دختر ردای مقدسِ مریمِ تماما مقدس، مادر خدا، را در اتاقی پنهان نگهداری میکرد. بسیاری از بیماران و رنجدیدگان، با دعا و لمس آن ردا، شفا مییافتند. گالیبوس و کاندیدوس این یادگار مقدس را به کونستانتینوپل آوردند و آن را به امپراتور و پاتریارک معرفی کردند. این خبر شادی بزرگی در سراسر پایتخت امپراتوری پدید آورد. سپس ردا با مراسمی باشکوه در کلیسای بلاخرنه قرار داده شد. (این کلیسا را پیشتر امپراتور مارقیان و ملکه پولخریا در کنار خلیجی ساخته بودند و نام «بلاخرنه» را از بلاخران، فرماندهای از صحرای اسکیت، که در همان محل کشته شده بود، گرفته بود.) این عید برای یادبود قرار دادن ردای مقدسِ مادر خدا در کلیسای بلاخرنه برقرار شد.

قدیس یوونال، پاتریارک اورشلیم
یوونال همعصر بزرگانی چون اوتیمیوس، تئودوسیوس، گراسیموس، شمعون ستوننشین و دیگر قدیسان بزرگ کلیسای ارتدوکس بود. او در دو شورای جهانی شرکت کرد: شورای سوم در افسس (۴۳۱) و شورای چهارم در کالسدون (۴۵۱). او با قدرت و غیرت فراوان با بدعتهای کفرآمیز مبارزه کرد. در افسس با نسطوریوس مقابله نمود؛ کسی که مریم را تنها «مادر مسیح» مینامید و از بهکار بردن عنوان «مادر خدا» خودداری میکرد، زیرا بیش از حد بر طبیعت انسانی مسیح تأکید داشت. همچنین در کالسدون با اوتیخس و دیوسقوروس مبارزه کرد که تعلیم میدادند مسیح تنها یک طبیعت، یعنی طبیعت الهی، داشته و طبیعت انسانی نداشته است. پس از پیروزی ارتدوکسی در هر دو شورا، یوونال به کرسی پاتریارکی اورشلیم بازگشت. اما هرچند بدعتها محکوم شده بودند، بدعتگذاران از میان نرفته بودند. شخصی به نام تئودوسیوس، که از دوستان دیوسقوروس بود، با نیرنگ و خشونت یوونال را از مقام خود برکنار کرد و خود را به جای او پاتریارک ساخت. در آغاز، تئودوسیوس از حمایت ملکه ائودوکیا، بیوهٔ امپراتور تئودوسیوس دوم، که در اورشلیم اقامت داشت، برخوردار بود. اما ائودوکیا که زنی مردد و ناآرام بود، نزد قدیس شمعون ستوننشین رفت تا حقیقت را از او بپرسد. این مرد خدا همهٔ تعالیم بدعتآمیز را آشکار ساخت و به او سفارش کرد که به آموزههای ارتدوکس، همانگونه که در شوراهای مقدس تأیید شدهاند، وفادار بماند. ملکه از او اطاعت کرد، از رفتار گذشتهٔ خود توبه نمود و تئودوسیوسِ دروغین را محکوم ساخت. در نتیجه، امپراتور مارقیان و ملکه پولخریا، که در آن زمان در کونستانتینوپل حکومت میکردند، نامهای به فرمانده آتاناسیوس، حاکم اورشلیم، فرستادند و دستور دادند تئودوسیوس را تبعید کند و یوونال را دوباره بر کرسی پاتریارکی بنشاند؛ فرمانده نیز بیدرنگ چنین کرد. یوونال سی و هشت سال کلیسای اورشلیم را به عنوان شبان آن هدایت کرد. او در سال ۴۵۸، در سنین بسیار بالا، در خداوند آرام گرفت تا پاداش رنجها و سختیهایی را که برای دفاع از حقیقت تحمل کرده بود، از او دریافت کند. در دوران خدمت قدیس یوونال بود که جشن میلاد مسیح در روز ۲۵ دسامبر بهطور رسمی برقرار شد.

قدیس فوتیوس، متروپولیتن مسکو
فوتیوس اصالتاً یونانی بود. او به مدت بیست سال با خرد و تدبیر کلیسای روسیه را اداره کرد و در سال ۱۴۳۰ در خداوند آرام گرفت. یک هفته پیش از مرگش، فرشتهای از سوی خدا بر او ظاهر شد و زمان دقیق رفتنش از این جهان را به او خبر داد.
سرود ستایش
مادر مقدس خدا
در برابر دوشیزهٔ سراسر پاک سر فرود میآوریم، و بهواسطهٔ او رحمت خدا را میطلبیم.
او در جلال جاودان میدرخشد، و برای ما نزد خداوند مسیح شفاعت میکند.
دعاهای او سرشار از قدرت است، زیرا دعای مادر نزد پسر بسیار گرانبهاست.
او همهٔ کسانی را که پسرش آفریده است دوست میدارد، و دعاهایش همچون شمعی فروزان نور میافشاند.
او در هر جا نیازهای ما را جستوجو میکند؛
هر جا اندوه، زهر خود را میپراکند، او برای تسلی حاضر است.
نام او برای بیماران شیرین است، و برای دیوها تازیانهای سخت.
هر جا صلیب مسیح و نام مادر خدا را بخوانیم، آنان به ما شجاعت و نیرویی تازه میبخشند.
در برابر دوشیزهٔ سراسر پاک سر فرود میآوریم،
و بهواسطهٔ او رحمت خدا را میطلبیم.
تأمل
هر وسیلهای که انسان به اختراع آن افتخار میکند، در حقیقت جلوهای از مشیت الهی است. هر اختراع دو معنا دارد: یکی جسمانی و دیگری روحانی. حتی ساعت، این وسیلهٔ شگفتانگیز، تنها برای نشان دادن زمان شب و روز ساخته نشده است، بلکه معنای روحانی آن این است که انسان را به یاد مرگ نیز بیندازد. همانگونه که عقربهٔ کوچک ثانیهها و دقیقهها را میپیماید و عقربهٔ بزرگ به ساعت مقرر میرسد و ساعت به صدا درمیآید، ساعت زندگی ما نیز روزها، ماهها و سالهای عمرمان را میشمارد تا سرانجام لحظهٔ پایان فرا برسد. از همین رو، قدیس تیخون زادونسک هر مسیحی را سفارش میکند که دربارهٔ این امور بیندیشد:
۱. اینکه زمان زندگی ما پیوسته در حال گذر است.
۲. اینکه بازگرداندن زمان گذشته ناممکن است.
۳. اینکه گذشته و آینده در اختیار ما نیست و تنها زمانی که اکنون در آن زندگی میکنیم از آنِ ماست.
۴. اینکه پایان زندگی ما برایمان ناشناخته است.
۵. اینکه باید هر روز، هر ساعت و هر دقیقه برای مرگ آماده باشیم.
۶. اینکه به همین سبب باید همواره در حالت توبه زندگی کنیم.
۷. اینکه در هر ساعت باید همان اندازه آماده و توبهکار باشیم که آرزو داریم در لحظهٔ مرگ خود باشیم.
تعمق
درباره بوتهٔ سوزان در کوه حوریب تفکر کن (خروج ۳) :
۱. چگونه بوته کاملاً در آتش میسوخت، اما نمیسوخت و از میان نمیرفت.
۲. چگونه دوشیزهٔ سراسر پاک، در حالی که خداوند را در رحم خود حمل میکرد، آتش الهی را نیز در خود داشت، اما نسوخت.
۳. چگونه فیض این آتش الهی، جان گناهکار مرا نیز تازه میکند، شفا میبخشد و روشن میسازد.
موعظه
-دربارهٔ آزموده شدن ایمان ما-
« تا اصالت ایمان شما که از طلای فانی با آزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، برای سپاس و جلال و حرمت یافت شود در حین ظهور عیسی مسیح. » (اول پطرس ۱: ۷)
ای برادران، ایمان ما بیش از آنکه نیای در برابر بادها به حرکت درآید، مورد آزمایش قرار میگیرد. آزمایشها همچون باد هستند؛ ایمان ضعیف را از ریشه درمیآورند، اما ایمان نیرومند را استوارتر میسازند. همچنین مانند آتشی هستند که کاه را میسوزاند و طلا را خالص میکند. نظریهها و گمانهزنیهای انسانها نیز ایمان ما را میآزمایند. اینها اغلب همچون بادهای سخت و تلخ هستند، اما اگر به کلام خدا بچسبیم و بتوانیم در برابر این نظریهها، تعلیم راستین ایمان مسیح را بهدرستی بیان کنیم، بر آنها غلبه خواهیم کرد. ایمان ما همچنین بهوسیلهٔ ترس و شرم آزموده میشود: ترس از کسانی که ایمان را آزار میدهند، و شرم در برابر کسانی که با تکبر ایمان را خوار میشمارند. اینها نیز بادهای نیرومندی هستند که اگر بخواهیم زنده بمانیم، باید در برابرشان مقاومت کنیم. چگونه؟ با ترس خدا، که باید همیشه از ترس انسانها در جان ما بزرگتر باشد، و با شرم در برابر رسولان، قدیسان و شهیدانی که هرگز از ایمان خود در برابر امپراتوران، فرمانروایان و حکیمان این جهان شرمنده نشدند. ایمان ما همچنین با رنج و سختی آزموده میشود. این همان آتشی است که ایمان در آن یا همچون کاه میسوزد یا مانند طلای ناب خالص میشود. اگر مسیحِ مصلوب را که برای ما بر صلیب جان داد، و هزاران شهید ایمان را که با صبر و استقامت بر همه چیز غلبه کردند و همچون طلای خالص از میان آتش بیرون آمدند و تا امروز در میان فرشتگان و انسانها میدرخشند، به یاد آوریم، ایمان ما از این آزمایش نیز سربلند بیرون خواهد آمد. ایمان ما با مرگ نیز آزموده میشود؛ با مرگ خویشاوندان و دوستانمان و نیز با مرگ انسانها به طور کلی. این آتش تلخی است که ایمان بسیاری را سوزانده است. آیا مرگ پایان همه چیز است؟ نه، باور کنید! مرگ آغاز همه چیز است؛ آغاز زندگی تازه و عادلانه. به رستاخیز مسیح ایمان داشته باشید، به زندگی پس از قبر ایمان داشته باشید، و به رستاخیز همگانی و داوری هولناک نیز ایمان داشته باشید.
ای خداوند نیکو، ایمان ما را استوار گردان و بر ما رحم فرما.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.