آیات روز
تقویم جدید
رومیان 1:1-7 ,13-17
[1] پولس، غلام عیسی مسیح و رسول خوانده شده و جدا نموده شده برای انجیل خدا، [2] که سابق وعده آن را داده بود بهوسیله انبیای خود در کتب مقدس، [3] درباره پسر خود که مطابق جسم از نسل داوود متولد شد، [4] و مطابق روح قدّوسیت پسر خدا به قوّت معروف گردید از قیامت مردگان یعنی خداوند ما عیسی مسیح، [5] که به او فیض و رسالت را یافتیم برای اطاعت ایمان در تمامی قومها به خاطر اسم او، [6] که در میان ایشان شما نیز خوانده شده عیسی مسیح هستید؛ [7] به همه که در روم محبوب خدا و خوانده شده و مقدّسید، فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد.
[13] لیکن ای برادران، نمیخواهم که شما بیخبر باشید از اینکه پی در پی قصد آمدن نزد شما کردم و تا به حال ممنوع شدم تا ثمری حاصل کنم در میان شما نیز چنانکه در سایر ملّتها. [14] زیرا که یونانیان و بربرها و حکیمان و جاهلان را هم مدیونم. [15] پس همچنین به اندازه طاقت خود آمادهام که شما را نیز که در روم هستید، مژده دهم. [16] زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم، چونکه قوّت خداست برای نجات هر کس که ایمان آورد، اوّل یهود و سپس یونانی، [17] که در آن عدالت خدا آشکار میشود، از ایمان تا ایمان، چنانکه نوشته شده است که «عادل به ایمان زندگی خواهد نمود.»
متّی 4:25- 5: 13
[25] و گروهی بسیار از جلیل و دِکاپولس و اورشلیم و یهودیه و آن طرف اُردن در عقب او روانه شدند.
[1] عیسی گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست، شاگردانش نزد او حاضر شدند. [2] آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: [3] «خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [4] خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. [5] خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. [6] خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد. [7] خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد. [8] خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. [9] خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. [10] خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [11] خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بد به ضدّ شما به دروغ بگویند. [12] خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است. زیرا که به همینطور بر انبیا قبل از شما جفا میرسانیدند. [13] «شما نمک جهانید! لیکن اگر نمک فاسد گردد، به کدام چیز باز نمکین شود؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون افکنده، پایمال مردم شود.
تقویم قدیم
رومیان 7:1-13
[1] ای برادران، آیا نمیدانید-زیرا که با آگاهان از شریعت سخن میگویم- که مادامی که انسان زنده است، شریعت بر وی حکمرانی دارد؟ [2] زیرا زن شوهردار مطابق شریعت به شوهر زنده بسته است، امّا هرگاه شوهرش بمیرد، از شریعت شوهرش آزاد شود. [3] پس مادامی که شوهرش حیات دارد، اگر به مرد دیگر پیوندد، زناکار خوانده میشود. لیکن هرگاه شوهرش بمیرد، از آن شریعت آزاد است که اگر به شوهری دیگر داده شود، زناکار نباشد. [4] بنابراین، ای برادران من، شما نیز به وساطت جسد مسیح برای شریعت مُرده شدید تا خود را به دیگری پیوندید، یعنی با او که از مردگان برخاست، تا برای خدا ثمر آوریم. [5] زیرا وقتی که در جسم بودیم، هوسهای گناهانی که از شریعت بود، در اعضای ما عمل میکرد تا برای مرگ ثمر آوریم. [6] امّا اکنون چون برای آن چیزی که در آن بسته بودیم مردیم، از شریعت آزاد شدیم، به حدّی که در تازگی روح بندگی میکنیم، نه در کهنگی حرف. [7] پس چه گوییم؟ آیا شریعت گناه است؟ به هیچوجه! بلکه گناه را جز به شریعت ندانستیم. زیرا که گناه طمع ورزیدن را نمیدانستم، اگر شریعت نمیگفت که «طمع مورز.» [8] لیکن گناه از حکم فرصت کشیده، هر نوع طمع را در من پدید آورد. زیرا بدون شریعت گناه مرده است. [9] و من از قبل بدون شریعت زنده میبودم؛ لیکن چون حکم آمد، گناه زنده گشت و من مردم. [10] و آن حکمی که برای حیات بود، همان مرا باعث مرگ گردید. [11] زیرا گناه از حکم فرصت یافته، مرا فریب داد و به آن مرا کشت. [12] خلاصه شریعت مقدس است و حکم مقدس و عادل و نیکو. [13] پس آیا نیکویی برای من مرگ گردید؟ به هیچوجه! بلکه گناه، تا گناه بودنش آشکار شود. بهوسیلهٔ نیکویی برای من باعث مرگ شد تا آنکه گناه به سبب حکم بسیار پلید گردد.
متّی 9:36-10: 8
[36] و چون جمع بسیار دید، دلش بر ایشان بسوخت زیرا که مانند گوسفندان بیشبان، پریشانحال و پراکنده بودند. [37] آنگاه به شاگردان خود گفت: «محصول فراوان است، لیکن عمله کم. [38] پس از صاحب محصول بخواهید تا برای محصول خود عمله بفرستد.»
[1] و عیسی دوازده شاگرد خود را طلبیده، ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد که آنها را بیرون کنند و هر بیماری و درد را شفا دهند. [2] و نامهای دوازده رسول این است: اوّل شمعون معروف به پطرس و برادرش آندریاس، یعقوب پسر زِبِدی و برادرش یوحنا، [3] فیلپس و بَرتولْما، توما و متّای خراجگیر، یعقوب پسر حَلفای و لِبی معروف به تَدّای؛ [4] شمعون قانوی و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم نمود. [5] این دوازده را عیسی فرستاده، به ایشان امر کرده فرمود: «از راه غیریهودیان مروید و در شهری از سامریان داخل مشوید، [6] بلکه نزد گوسفندان گم شده اسرائیل بروید. [7] و چون میروید، موعظه کرده، گویید که پادشاهی آسمان نزدیک است. [8] بیماران را شفا دهید، جذامیان را طاهر سازید، مردگان را زنده کنید، دیوها را بیرون نمایید. مفت یافتهاید، مفت بدهید.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس نیکیفوروسِ معترف، پاتریارک کونستانتینوپل
نیکیفوروس از خانوادهای اشرافی و دیندار در کونستانتینوپل بود. پدرش تئودور از مقامات بلندپایه دربار امپراتوری به شمار میرفت. نیکیفوروس نیز مدتی در دربار خدمت کرد، اما پس از مشاهده بیثباتی و پوچی امور دنیوی، کناره گرفت و در کنار تنگه بسفر صومعهای بنا کرد. او در حالی که هنوز راهب نشده بود، به عنوان فردی غیرروحانی در هفتمین شورای جهانی کلیسا (نیقیه، ۷۸۷) شرکت کرد و به سبب دانش عمیقش در کتاب مقدس، کمک بزرگی به شورا نمود. پس از درگذشت پاتریارک تاراسیوس، در سال ۸۰۶ میلادی برخلاف میل خود به مقام پاتریارکی انتخاب شد. اندکی پیش از انتصاب رسمی، رهبانیت را پذیرفت و درجات کلیسایی را دریافت کرد. در زمان سلطنت لئوی ارمنی، که از مخالفان شمایل مقدس بود، نیکیفوروس با شجاعت از آموزههای ارتدکس و احترام به شمایلها دفاع کرد. تلاشهای او برای بازگرداندن امپراتور به ایمان راستین بینتیجه ماند و سرانجام به جزیره پروکونِسوس تبعید شد. او سیزده سال در تبعید، در سختی و محرومیت زندگی کرد و سرانجام در سال ۸۲۷ میلادی به آرامی در خداوند آرمید. نیکیفوروس نه سال پاتریارک کلیسا بود.

شهید نوین، قدیس کنستانتین
کنستانتین در جزیره میتیلنه از والدینی مسلمان متولد شد. پس از آنکه به وسیله آب مقدس کلیسا از بیماری سختی شفا یافت و معجزات دیگری از ایمان مسیحی را مشاهده کرد، در کوه آتوس، در اسکیت کاپسوکالیویا، تعمید یافت. بعدها به دست ترکان گرفتار شد و پس از چهل روز شکنجه سخت، در ۲ ژوئن سال ۱۸۱۹ در کونستانتینوپل به دار آویخته شد و تاج شهادت را دریافت کرد.

شهید مقدس جان نوین سوچاوا
جان اشرافزادهای از طرابوزان بود. مردی لاتینی از روی حسادت علیه او تهمت زد و سبب شد که برای ایمان به مسیح تحت آزار قرار گیرد. حاکم شهر آکرمان که پیرو دین ایرانیان بود، از او خواست ایمان خود را ترک کند، اما جان نپذیرفت. پس از شکنجههای فراوان، او را به پای اسبی بستند و در شهر کشیدند. در نهایت مردی یهودی به او حمله کرد و وی را به قتل رساند. آن شب افراد بسیاری ستونی از آتش را بر فراز پیکر او و سه مرد نورانی را در اطراف آن مشاهده کردند. بعدها پیکر مقدس او با احترام فراوان به شهر سوچاوا منتقل شد و در کلیسای جامع آنجا به خاک سپرده شد، جایی که تا امروز موجب شفا و برکت بسیاری از مؤمنان است. او در ۲ ژوئن سال ۱۴۹۲ به شهادت رسید.

شهید روحانی اِراسموسِ اُهرید
اراسموس در انطاکیه به دنیا آمد و در زمان امپراتوران دیوکلتیان و ماکسیمیان زندگی میکرد. او سالها در کوه لبنان زندگی زاهدانه داشت و خداوند عطای انجام معجزات فراوان را به او بخشید. پس از انتخاب به مقام اسقفی، به تبلیغ انجیل پرداخت. هنگامی که به شهر اُهرید رسید، به وسیله دعا پسر مردی به نام آناستاسیوس را زنده کرد. این معجزه سبب شد بسیاری از مردم ایمان آورند و تعمید بگیرند. او معابد بتها را ویران کرد و به همین سبب نزد امپراتور شکایت بردند. زمانی که او را مجبور کردند در برابر بت زئوس قربانی کند، اژدهایی هولناک از بت بیرون آمد. اما اراسموس با قدرت خدا آن را از میان برد. پس از این واقعه حدود بیست هزار نفر را تعمید داد. امپراتور خشمگین شد و دستور داد آن مؤمنان را اعدام کنند و خود اراسموس را نیز شکنجه و زندانی کرد. اما فرشتهای او را از زندان رهایی بخشید. او سالهای پایانی عمر خود را در غاری به عبادت و ریاضت گذراند. پیش از مرگش دعا کرد که خداوند همه کسانی را که با ایمان نام او را میخوانند بیامرزد و حیات جاودان عطا کند. سپس ندایی از آسمان شنیده شد: «ای طبیب کوچک من، همانگونه که دعا کردی، چنین خواهد شد.» با نهایت شادی، قدیس بار دیگر به آسمان نگریست و تاج گلی از شکوه را دید که بر او نازل میشود و گروههایی از فرشتگان، پیامبران، رسولان و شهدا برای دریافت روح مقدس او به سوی او میآیند. سرانجام او فریاد زد: «ای پروردگار، روح مرا بپذیر!» و در حدود سال ۳۰۳ میلادی آرمید.
این غار، با کلیسای کوچکی که به قدیس اراسموس اختصاص داده شده است، امروزه در نزدیکی اوهرید وجود دارد و از آنجا قدرت عظیم اراسموسِ خداپسند، حتی امروز نیز آشکار است.
سرود ستایش
قدیس نیکیفوروس
بزرگ بود نیکیفوروس، بزرگ در میان قدیسان؛
بزرگ بود نیکیفوروس، همچون غولی در میان آدمیان.
اما آن امپراتور که نام شیر را بر خود داشت، کوچک بود؛
تمام «شکوه» او چیزی جز کینه و بدخواهی نبود.
کار امپراتور، اداره کشور است،
نه داوری درباره تعالیم ایمان ارتدکس.
پاتریارک نیکیفوروس آموزههای ایمان را برای او شرح داد،
اما آن امپراتور مغرور وانمود میکرد که خود داناست.
هرچند امپراتور شده بود،
اما همچنان مردی نادان باقی مانده بود،
و به اندرزهای آن قدیس حکیم گوش نداد.
امپراتور، پاتریارک را به سرزمینی دورافتاده تبعید کرد،
و خود به تفسیر حقیقت الهی پرداخت.
نیکیفوروس در تبعید نیز بزرگ بود،
همانگونه که بر تخت پاتریارکی بزرگ بود.
تمام عظمت او از درونش سرچشمه میگرفت،
نه از شکوهی دروغین و گذرا که هر روز دگرگون میشود.
نیکیفوروس به سبب ایمان و پاکی قدیس شد؛
به سبب ایمان استوار، روزهداری و فروتنی سادهدلانه.
اما امپراتور لئو کشته شد؛ کشتهای هولناک.
شاید میتوانست توبه کند، اما دیگر بسیار دیر شده بود.
تأمل
تکریم شمایلها بخشی جداییناپذیر از ارتدوکسی است و نمیتوان آن را جدا کرد. اینکه برای برخی افراد، تکریم شمایلها شبیه به پرستش بت جلوه کند، دلیلی بر نادرستی شمایلها نیست. برای یهودیان، به نظر میرسید که مسیح معجزاتش را با قدرت شیطان و نه خدا انجام میدهد؛ و برای رومیان، شهیدان مسیحی جادوگران و ساحران معمولی بودند.
قدیس نیکیفوروس به لئو ی ارمنی، امپراتور شمایل شکن، گفت: «شمایل چیزی الهی است و نه برای پرستش.» سپس توضیح داد که چگونه خدا به موسی امر کرد تا مار بُرنزی بسازد و آن را در بیابان بالا ببرد، با وجود اینکه پیش از آن فرمان داده بود: «برای خود هیچ تِمثال تراشیده شدهای نساز» (خروج ۲۰: ۴). او این فرمان را داد تا قوم برگزیده را از بتپرستی مصریان نجات دهد، و مقرر فرمود که او، خدای یگانه و متعال، قدرت خود را از طریق چیز مرئیای آشکار سازد. به همان شیوه، او قدرت خود را از طریق شمایلها آشکار میسازد. این اراده مقدس اوست و یاریای برای نجات ما. اگر شمایلها چیزهایی بیاهمیت یا حتی بتپرستی بودند، پس چرا بسیاری از مقدسترین و روحانیترین مردان و زنان تاریخ کلیسا برای شمایلها تا پای جان رنج کشیدند؟
تعمق
تعمق دربارۀ شفای معجزهآسای آن جذامی:
«و در این هنگام، جذامی نزد او آمد و او را پرستش کرده، گفت: ای خداوند، اگر بخواهی، میتوانی مرا پاک سازی» (متی ۸ :۲):
۱. چگونه آن جذامی از خداوند درخواست شفا کرد و چگونه خداوند دست خود را بر او نهاد و او شفا یافت؛
۲. چگونه من نیز از گناه، چون جذامی آلودهام، و چگونه خداوند میتواند جان مرا لمس کرده و شفا دهد، اگر با دعا به سوی او بازگردم.
موعظه
ـ درباره اینکه چگونه حکمت خود را همهجا اعلام میدارد ـ
«حکمت در کوچهها ندا میدهد، در میدانها آواز خود را بلند میکند؛ در کوی و برزن فریاد میزند، بر دروازههای شهر سخن میگوید»
(امثال سلیمان ۱ :۲۰-۲۱)
حکمت خدا، خودِ خداوند عیسی مسیح است، همان که بهواسطۀ او همهچیز آفریده شد. هرآنچه آفریده شده، آفرینندۀ دانای مطلق خود را آشکار میسازد، چه در دشت و چه در شهر. در دشت، طبیعتی پاک و درخشان است؛ در شهر، انسان با کار و صنعت خود حضور دارد. حکمت خدا در سراسر طبیعت و در همۀ هنرها و حرفههای سودمند انسان، نه آهسته بلکه با صدای بلند ندا میدهد. حکمت تمام دشتها را پوشانده، سراسر شهر را پر کرده و بر فراز زمین و زیر زمین، در اوج ستارگان و ژرفای دریاها حضور دارد.
هر که بخواهد صدای او را بشنود، در هر جا میتواند آن را بشنود؛ هر که بخواهد از او بیاموزد و از او لذت ببرد، در هر جا میتواند آموخته و شاد شود؛ هر که بخواهد بهواسطۀ او اصلاح شده و بنا گردد، در هر جا میتواند از او بهرهمند شود.
بنابراین، حکمت خدا از آغاز جهان، در تمامی آفریدگان آشکار و نمایان است. اما حکمت خدا در انبیا و دیگر مردان خدا، که لایق شدند تا خارج از چارچوب طبیعتِ مخلوق به او نزدیک شوند، واضحتر و روشنتر است. از طریق دهان آنان، حکمت خدا در دشتها، در شهرها، در خیابانها و در برابر درهای خانهها اعلام شد.
اما حکمت خدا از همه بیشتر، در خود شخص خداوند عیسی مسیح شنیده و دیده میشود. در وجود جسمانی خداوند عیسی مسیح، حکمت خدا در جسم ظاهر شد و قدرت و زیبایی شگفتانگیز خود را به انسان نمایان ساخت. این حکمت خدا نه از طریق اشیا و نه فقط از طریق انسانها، بلکه از وجود خودش، مستقیماً و شخصاً سخن میگوید.
خداوند، با حکمت خود، جهان را بهواسطۀ کلیسای مقدس خویش پر ساخت، چنانکه بتوان گفت همانگونه که بیست قرن پیش در فلسطین ندا میداد، امروز نیز، از طریق خادمان کلام، در دشتها، در خیابانها، در بزرگترین اجتماعات جهان، در سراسر شهرها و برابر تمام دربها ندا میدهد.
ای برادران من، بیایید درهای روحهایمان را
به روی حکمت خدا، که در خداوند عیسی مسیح مجسم شده است، بگشاییم!
ای خداوند عیسی، حکمت و قدرت خدا، روحهای ما را بگشا و در آنها ساکن شو.
جلال و شکر همیشه از آن تو باد. آمین.