2 می (گریگوری) /15 می (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 9:‏20-‏31

[20] و بی هیچ درنگی در کنیسه‌ها به عیسی موعظه می‌نمود که او پسر خداست. [21] و آنانی که شنیدند، تعجّب نموده، گفتند: «مگر این، آن کسی نیست که خوانندگان این اسم را در اورشلیم پریشان می‌نمود و در اینجا تنها به این مقصد آمده است تا ایشان را بند نهاده، نزد سران کاهنان بَرَد؟» [22] امّا سولُس بیشتر به قوّت افزوده یهودیان ساکن دمشق را قانع می‌نمود و ثابت می​کرد که همین است مسیح. [23] امّا بعد از گذشت روزهایی چند یهودیان شورا نمودند تا او را بکشند. [24] ولی سولُس از شورای ایشان آگاه شد و شبانه‌روز به دروازه‌ها پاسبانی می‌نمودند تا او را بکشند. [25] پس شاگردان او را در شب در زنبیلی گذارده، از دیوار شهر پایین فرستادند. [26] و چون سولُس به اورشلیم رسید، خواست به شاگردان ملحق شود، لیکن همه از او بترسیدند، زیرا باور نکردند که از شاگردان است. [27] امّا بَرنابا او را گرفته، به نزد رسولان برد و برای ایشان حکایت کرد که چگونه خداوند را در راه دیده و با او صحبت کرده و چطور در دمشق به نام عیسی به دلیری موعظه کرده است. [28] و در اورشلیم با ایشان آمد و رفت می‌کرد و به نام خداوند عیسی به دلیری موعظه می‌نمود. [29] و با هلینستیان گفتگو و مباحثه می‌کرد. امّا بر آن شدند که او را بکشند. [30] چون برادران آگاه شدند، او را به قیصریه بردند و از آنجا به طَرسوس روانه نمودند. [31] آنگاه کلیسا در تمامی یهودیه و جلیل و سامِره آرامی یافتند و بنا می‌شدند و در ترس خداوند و به تسلّی روح‌القدس رفتار کرده، همی افزودند.

یوحنا 15:‏17-‏16: 2

[17] به این چیزها شما را حکم می‌کنم تا یکدیگر را محبّت نمایید. [18] «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. [19] اگر از جهان می‌بودید، جهان خاصّان خود را دوست می‌داشت. لیکن چونکه از جهان نیستید، بلکه من شما را از جهان برگزیده‌ام، از این سبب جهان با شما دشمنی می‌کند. [20] به‌ خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد، اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت. [21] لکن به خاطر اسم من تمامی این کارها را به شما خواهند کرد، زیرا که فرستنده مرا نمی‌شناسند. [22] اگر نیامده و به ایشان صحبت نکرده بودم، گناه نمی‌داشتند؛ و امّا الان عذری برای گناه خود ندارند. [23] هر ‌که مرا دشمن دارد، پدر مرا نیز دشمن دارد. [24] و اگر در میان ایشان کارهایی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود، گناه نمی‌داشتند. لیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز. [25] بلکه تا تمام شود کلامی که در شریعت ایشان نوشته شده است که ‘مرا بی سبب دشمن داشتند.’ [26] لیکن چون تسلّی‌دهنده که او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم، آید، یعنی روح حقیقت که از پدر ارسال می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد. [27] و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا که از ابتدا با من بوده‌اید.
[1] این را به شما گفتم تا لغزش نخورید. [2] شما را از کنیسه‌ها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی می‌آید که هر ‌که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت می‌کند.

تقویم قدیم
عمال رسولان 15:‏5-‏34

[5] آنگاه بعضی از فرقهٔ فریسیان که ایمان آورده بودند، برخاسته، گفتند: «اینها را باید ختنه نمایند و امر کنند که سنن موسی را نگاه دارند.» [6] پس رسولان و کشیشان جمع شدند تا در این امر مصلحت بینند. [7] و چون مباحثه سخت شد، پطرس برخاسته، به ایشان گفت: «ای برادران عزیز، شما آگاهید که از روزهای اوّل، خدا از میان شما اراده کرد که غیریهودیان از زبان من کلام مژده را بشنوند و ایمان آورند. [8] و خدای آگاه از قلوب بر ایشان شهادت داد به این که روح‌القدس را به ایشان داد، چنانکه به ما نیز. [9] و در میان ما و ایشان هیچ فرق نگذاشت، بلکه محض ایمان دلهای ایشان را تمیز نمود. [10] پس اکنون چرا خدا را امتحان می‌کنید که یوغی بر گردن شاگردان می‌نهید که پدران ما و ما نیز طاقت تحمّل آن را نداشتیم، [11] بلکه اعتقاد داریم که محض فیض خداوند عیسی نجات خواهیم یافت، همچنان ‌که ایشان نیز.» [12] پس تمام جماعت ساکت شده، به بَرنابا و پولُس گوش گرفتند چون نشانه‌ها و معجزات را بیان می‌کردند که خدا در میان غیریهودیان به‌وسیله ایشان ظاهر ساخته بود. [13] پس چون ایشان ساکت شدند، یعقوب رو آورده، گفت: «ای برادران عزیز، مرا گوش گیرید. [14] شمعون بیان کرده است که چگونه خدا اوّل غیریهودیان را مورد لطف قرار داد تا قومی از ایشان به نام خود بگیرد. [15] و کلام انبیا در این مطابق است چنانکه نوشته شده است که: [16] ‘بعد از این رجوع نموده، خیمه داوود را که افتاده است، باز بنا می‌کنم: و خرابی‌های آن را باز بنا می کنم و آن را برپا خواهم کرد، [17] تا بقیّهٔ مردم طالب خداوند شوند و تمامی ملّتهایی که بر آنها نام من نهاده شده است. این را می‌گوید خداوندی که [18] این چیزها را از ابتدای عالم معلوم کرده است.’ [19] پس رأی من این است: کسانی را که از غیر یهودیان به سوی خدا بازگشت می‌کنند زحمت نرسانیم، [20] مگر اینکه به ایشان بنویسیم که از نجاسات بتها، زنا، حیوانات خفه شده، و خون بپرهیزند. [21] زیرا که موسی از نسلهای گذشته در هر شهر اشخاصی دارد که به او موعظه می‌کنند، چنانکه در هر سبّت در کنیسه‌ها کلام او را می‌خوانند. [22] آنگاه رسولان و کشیشان با تمامی کلیسا به این راضی شدند که چند نفر از میان خود انتخاب نموده، همراه پولُس و بَرنابا به اَنطاکیه بفرستند، یعنی یهودای معروف به بَرسابا و سیلاس که از پیشوایان برادران بودند. [23] و به دست ایشان نوشتند که «رسولان و کشیشان و برادران، به برادران از غیریهودیان که در اَنطاکیه و سوریه و کیلیکیه می‌باشند، سلام می‌رسانند. [24] چون شنیده شد که بعضی از میان ما بیرون رفته، شما را به سخنان خود پریشان ساخته، دلهای شما را منقلب می‌نمایند و می‌گویند که می‌باید ختنه شده، شریعت را نگاه دارید و ما به ایشان هیچ امر نکردیم. [25] بنابراین ما به یکدل مصلحت دیدیم که چند نفر را اختیار نموده، همراه عزیزان خود بَرنابا و پولُس به نزد شما بفرستیم، [26] اشخاصی که جانهای خود را در راه نام خداوند ما عیسی مسیح تسلیم کرده‌اند. [27] پس یهودا و سیلاس را فرستادیم و ایشان شما را از این امور زبانی خواهند آگاهانید. [28] زیرا که روح‌القدس و ما درست دیدیم که باری بر شما نگذاریم، جز این ضروریات [29] که از قربانیهای بتها و خون و حیوانات خفه شده و زنا بپرهیزید که هرگاه از این امور خود را محفوظ دارید به نیکویی خواهید پرداخت. سلامت باشید.» [30] پس ایشان مرخص شده، به اَنطاکیه آمدند و جماعت را فراهم آورده، نامه را رسانیدند. [31] چون مطالعه کردند، از این تسلّی شادخاطر گشتند. [32] و یهودا و سیلاس چونکه ایشان هم نبی بودند، برادران را به سخنان بسیار، نصیحت و تقویت نمودند. [33] پس چون مدّتی در آنجا به سر بردند، به سلامتی از برادران اجازه گرفته، به سوی فرستندگان خود روانه شدند. [34] امّا پولُس و بَرنابا در اَنطاکیه توقف نموده،

یوحنا 10:‏17-‏28

[17] و از این سبب پدر مرا دوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن را باز گیرم. [18] کسی آن را از من نمی‌گیرد، بلکه من خود آن را می‌نهم. قدرت دارم که آن را بنهم و قدرت دارم آن را باز گیرم. این حکم را از پدر خود یافتم.» [19] باز به خاطر این کلام، در میان یهودیان اختلاف افتاد. [20] بسیاری از ایشان گفتند که «دیو دارد و دیوانه است. برای چه به او گوش می‌دهید؟» [21] دیگران گفتند که «این سخنان دیوانه نیست. آیا دیو می‌تواند چشم کوران را باز کند؟» [22] پس در اورشلیم، عید وقف شد و زمستان بود. [23] و عیسی در معبد، در ایوان سلیمان می گشت. [24] پس یهودیان دور او را گرفته، به او گفتند: «تا کی ما را در شک نگاه می​داری؟ اگر تو مسیح هستی، آشکارا به ما بگو.» [25] عیسی به ایشان جواب داد: «من به شما گفتم و ایمان نیاوردید. کارهایی را که به اسم پدر خود به‌ جا می‌آورم، آنها برای من شهادت می‌دهد. [26] لیکن شما ایمان نمی‌آورید، زیرا از گوسفندان من نیستید، چنانکه به شما گفتم. [27] گوسفندان من صدای مرا می‌شنوند و من آنها را می‌شناسم و مرا پیروی می‌کنند. [28] و من به آنها حیات جاودانی می‌دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچ‌‌کس آنها را از دست من نخواهد گرفت.

مناسبت و قدیسین روز

شهیدان مقدس هِسپِروس، زوئی، کیریاکوس و تئودولوس

در زمان امپراتور هادریان (۱۱۷–۱۳۸)، بت‌پرستی به نام کاتالوس، هسپروس، همسرش زوئی و پسرانشان کیریاکوس و تئودولوس را به‌عنوان برده خرید. از آنجا که آنان مسیحیان استواری بودند، از خوردن هر چیزی که به بت‌ها تقدیم شده بود خودداری می‌کردند و آن را به سگ‌ها می‌انداختند، و خود گرسنگی می‌کشیدند و صبر می‌کردند. کاتالوس با شنیدن این موضوع خشمگین شد و به‌طرز بی‌رحمانه‌ای آنان را شکنجه کرد. نخست کودکان را عذاب داد، اما آنان در ایمان ثابت ماندند و حتی از شکنجه‌گران خود درخواست رنج‌های بیشتر کردند. سرانجام، هر چهار نفر را در کوره‌ای آتشین افکندند. آنان پس از دعاهای شکرگزاری، جان خود را به خداوند سپردند، و بدن‌هایشان سالم باقی ماند و آتش آن‌ها را نسوزاند.

قدیس آتاناسیوس بزرگ، اسقف اعظم اسکندریه

در این روز، انتقال آثار مقدس قدیس آتاناسیوس و نیز معجزاتی که از طریق آثار او انجام شده است، گرامی داشته می‌شود. زندگی و اعمال این قدیس بزرگ در ۱۸ ژانویه ذکر شده است.

شهیدان مقدس بوریس و گلب

بوریس و گلب پسران شاهزاده بزرگ ولادیمیر، تعمیددهنده مردم روس بودند. ولادیمیر پیش از تعمید خود همسران متعدد و فرزندان بسیاری داشت. بوریس و گلب از یک مادر بودند. پیش از مرگ، ولادیمیر قلمرو خود را میان پسرانش تقسیم کرد. اما سویاتوپولک، پسر بزرگ‌تر، که شاهزاده کی‌یف بود، خواست سهم بوریس و گلب را نیز تصاحب کند. ازاین‌رو افرادی را فرستاد تا بوریس را در جایی و گلب را در جایی دیگر به قتل برسانند. هر دو برادر بسیار خداپسند بودند و در همه چیز خدا را خشنود می‌ساختند. آنان مرگ را با دعا و بلند کردن دل‌های خود به سوی خدا پذیرفتند. بدن‌هایشان فاسد نشد و خوشبو باقی ماند. آنان در ویشگورود به خاک سپرده شدند و تا امروز نیز نیرویی مبارک از آثارشان جاری است که مردم را از بیماری‌ها و رنج‌های گوناگون شفا می‌دهد.

قدیس میخائیل (بوریس)، تزار بلغارستان

بوریس در بت‌پرستی زاده و تربیت شد، اما تحت تأثیر عموی خود و خواهرش تعمید یافت و در تعمید نام میخائیل را دریافت کرد.

پاتریارک فوتیوس برای او کاهنانی فرستاد که به‌تدریج تمام مردم بلغار را تعمید دادند. بسیاری از اشراف بلغار با این ایمان جدید مخالفت کردند، اما ایمان پیروز شد و صلیب بر کلیساهای بسیاری که به‌دست این تزار مکرم ساخته شده بود درخشید. پنج شاگرد، یعنی شاگردان قدیس کیریل و متدیوس، به‌ویژه ایمان را در میان بلغارها—همان‌گونه که در میان صرب‌ها—استوار کردند. آنان شناخت مسیح را به زبان مردم، یعنی زبان اسلاوی، موعظه کردند.

در سال‌های پیری، میخائیل به صومعه‌ای رفت و راهب شد. اما هنگامی که پسرش ولادیمیر شروع به نابودی کارهای پدر و ریشه‌کن کردن مسیحیت کرد، میخائیل دوباره لباس نظامی پوشید، شمشیر بر کمر بست، او را از تخت برکنار کرد و پسر کوچک‌ترش، سیمئون، را به سلطنت رساند. سپس دوباره جامه رهبانی پوشید و به سکوت و خلوت بازگشت. در آنجا با ریاضت و دعا زندگی زمینی خود را به پایان رساند «در ایمان نیکو، در اعتراف درست به خداوند ما عیسی مسیح، بزرگ، مکرم و دیندار».

او در ۲ می‌سال ۹۰۶ به ملکوت آسمانی منتقل شد.


سرود ستایش

قدیس میخائیل (بوریس)، تزار بلغارستان

میخائیل بلغاری مردم را با صلیب تعمید داد،
و بت‌پرستان را در شمار گله مسیح درآورد،
و با نمونه زندگی خود دل‌های انسان‌ها را لمس کرد،
تا مردم ایمان نجات‌بخش را دوست بدارند.

او کلیساها ساخت و بت‌پرستی را ریشه‌کن کرد،
و روح خدا را در خود جلال داد.
او شکوه و پوچی انسان‌ها را ترک کرد،
و حقیقت و عدالت را به مردم آموخت.

او به خاطر نام خدا بر خود رحم نکرد
و برای نجات مردم بلغار رنج کشید.
بر زمین تاج پادشاهی یافت،
و در آسمان تاج شادی جاودان.


تأمل


ماکسیمِ متبارک، «جاهل برای مسیح»، در زمستان با بدنی برهنه در خیابان‌های مسکو راه می‌رفت. وقتی مردم به او توصیه می‌کردند که لباس بپوشد و خود را از سرما حفظ کند، معروف بود که پاسخ می‌داد: «بله، هوا بسیار سرد است، اما بهشت شیرین است!» همچنین می‌گفت: «بخاطر شکیبایی، خدا نجات می‌بخشد!»
وقتی خودِ مسیح از رنج کشیدن و مرگ روی‌گردان نبود، چرا ما باید بر خود دلسوزی کنیم؟ او [مسیح] نسخه‌ای برای ما تجویز کرد؛ رژیمی برای بازسازی سلامت روحمان، و آن را «یوغی سبک» نامید. «زیرا یوغ من آسان است و بار من سبک» (متی ۱۱ :۳۰). یوغی که ما خود بر دوش خود می‌گذاریم بسیار سنگین‌تر است، چرا که ما را عمیق‌تر به بیماری روحی فرو می‌برد. دنیا قربانی‌های بسیار بزرگ‌تری از ما می‌طلبد و در ازای آن، وعده هیچ پاداشی پس از مرگ نمی‌دهد.
دنیا می‌خواهد حتی خدا، جان، وجدان، عقل و همهٔ کرامت انسانی و الهی را به پایش قربانی کنیم و در عوض، گوری تاریک و گندیده را به‌عنوان پایان همه‌چیز و پاداش ما نشان می‌دهد.
اما مسیح تنها می‌خواهد که زمین، حیوان‌صفتی، گناه، فساد و هر شرارتی را قربانی کنیم، و در عوض وعدهٔ رستاخیز و حیات جاودانه در بهشت را می‌دهد.
«بله، هوا بسیار سرد است، اما بهشت شیرین است!»


تعمق


تعمق درباره صعود خداوند عیسی:
۱. چگونه شاگردان او را پرستش می‌کنند؛
۲. چگونه با شادی عظیم به اورشلیم بازمی‌گردند.


موعظه


-درباره سرچشمهٔ آب زنده و حوض‌های خشک-

« پس خداوند می گوید: ای آسمانها، از این متحیر باشید و به خود لرزیده، به شدت پریشان شوید! زیرا قوم من دو کار بد کرده‌اند. مرا که چشمه آب حیاتم ترک نموده و برای خود حوضها کنده‌اند، یعنی حوضهای شکسته که آب را نگاه ندارد.» (ارمیا ۲: ۱۲-۱۳).
آیا این سخن تنها برای گذشته است یا برای امروز ما نیز هست؟ بی‌تردید برای امروز ما نیز هست. آیا این فقط خطاب به قوم یهود بود یا به قوم ما نیز؟ مسلماً به قوم ما نیز هست. همان‌گونه که گفته شد: قتل مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده — اینها نه تنها برای آن زمان، بلکه برای همه زمان‌ها و نه فقط برای قوم یهود، بلکه برای همه اقوام گفته شده است. این سخن نیز چنین است. این کلام امروز و همیشه، برای همهٔ ملت‌ها و هر انسانی است که پشت به سرچشمهٔ آب زنده در حیاط خود می‌کند و به‌جای آن، حوضی می‌کَند و از آب باران در آن می‌نوشد.
سرچشمهٔ آب زنده، خودِ خداوند است؛ پایان‌ناپذیر، پرمایه و شیرین. اما حوض، کار هر انسانی است که برخلاف خدا و شریعت او عمل می‌کند و از آن، انتظار پیشرفت، خوشی و سیرابی روح دارد. چنین حوضی بی‌خدا، طَمّاع، شکم‌پرست، فاسد، قدرت‌طلب، مغرور، بت‌پرست، خرافه‌گرا و پر از هر آن چیزی است که مشاورش شیطان است، چاه کَننده‌اش گناه، و آب‌آورش امیدی دروغین.
خداوند می‌فرماید، «ای آسمانها، از این متحیر باشید و به خود لرزیده، به شدت پریشان شوید!» — از اینکه انسان چنین بی‌خرد شد و آب زنده را رها کرد و در زغال‌های داغِ زنده حوضی کند که عطش او را بیشتر شعله‌ور می‌سازد!
ای برادران، قوم ما نیز این دو شرارت را مرتکب شده‌اند، زیرا خداوند را به‌عنوان سرچشمهٔ هر نیکی فراموش کرده‌اند و به‌جای آن به دنبال نیکی در شر و از طریق شر رفته‌اند. آیا می‌توان آب را در آتش یافت؟ یا گندم را در شن؟ هرگز؛ هرگز، ای برادران. حتی کمتر از آن، نمی‌توان صلح، شادی، خوشبختی، زندگی یا هر چیز نیک دیگری را در حوض‌های گناه و بی‌خدایی یافت.
ای خداوند، سرچشمهٔ جاودانهٔ هر نیکی که دل انسان مشتاق آن است و ذهن انسان توان تصورش را دارد، بر ما گناهکاران و نالایقان رحم فرما. با دست قدرتمند خود ما را از اعمال بی‌خدا و بیهوده‌مان بازگردان و با آب زنده و شیرین خود سیرابمان کن.
تا ابد، جلال و شکر از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!