آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 4:2- 5: 7
[2] در آن روز شاخه خداوند زیبا و جلیل و میوه زمین به جهت رهایییافتگان اسرائیل فخر و زینت خواهد بود. [3] و واقع میشود که هر که در صَهیون باقی ماند و هر که در اورشلیم بر جا ماند، مقدس خوانده خواهد شد، یعنی هر که در اورشلیم برای حیات ثبت شده باشد. [4] هنگامی که خداوند چرک دختران صَهیون را بشوید و خون اورشلیم را به روح انصاف و روح سوزاننده، از میانش رفع نماید، [5] خداوند بر تمامی مسکنهای کوه صَهیون و بر محفلهایش ابر و دود در روز و درخشندگی آتش مشتعل در شب خواهد آفرید، زیرا که بر تمامی جلال آن پوششی خواهد بود. [6] و در وقت روز سایهبانی به جهت سایه از گرما، و به جهت پناهگاه و سرپناه از طوفان و باران خواهد بود. [1] سرود محبوب خود را درباره تاکستانش برای محبوب خود بسرایم. محبوب من تاکستانی داشت در تپهای بسیار بارور. [2] او زمین آن را کنده، از سنگها پاک کرده، و مو بهترین در آن کاشت و برجی در میانش بنا کرد و حوضی برای شراب نیز در آن کند. آنگاه منتظر میبود تا انگور بیاورد، اما انگور بد آورد. [3] پس الان، ای ساکنان اورشلیم، و مردان یهودا، در میان من و تاکستان من حکم کنید. [4] برای تاکستان من دیگر چه توان کرد که در آن نکردم؟ پس چون منتظر بودم که انگور بیاورد، چرا انگور بد آورد؟ [5] از این رو، اکنون شما را اعلام مینمایم که من به تاکستان خود چه خواهم کرد: حصارش را برمی دارم و چراگاه خواهد شد؛ دیوارش را ویران میسازم و پایمال خواهد گردید. [6] آن را خراب میکنم که نه هَرَس خواهد شد و نه علفهای هرزش کنده خواهد گشت. خار و خس در آن خواهد رویید، و ابرها را فرمان میدهم که بر آن باران نباراند. [7] زیرا که تاکستان یهوه صِبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند. او برای انصاف انتظار کشید و اینک خونریزی! برای عدالت، و اینک ناله و فریاد!
پیدایش 3:21- 4: 7
[21] و یَهوْه خدا رختها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. [22] و یَهوْه خدا گفت: «اینک انسان مثل یکی از ما شده است که آگاه به نیک و بد گردیده. حال مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند.» [23] پس یَهوْه خدا، او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمینی را که از آن گرفته شده بود، بکند. [24] پس آدم را بیرون راند و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش میکرد، تا راه درخت حیات را نگاهبانی کند. [1] و آدم، زن خود حوا را بشناخت و او حامله شده، قائن را زایید. و گفت: «مردی از یهوه حاصل نمودم.» [2] و بار دیگر برادر او هابیل را زایید. هابیل گلّهبان بود و قائن کشاورز زمین. [3] و بعد از چندی، واقع شد که قائن هدیهای از محصول زمین برای خداوند آورد. [4] و هابیل نیز از نخستزادگان گلّه خویش و پیه آنها هدیهای آورد. و خداوند هابیل و هدیه او را منظور داشت، [5] امّا قائن و هدیه او را منظور نداشت. پس خشم قائن به شدّت افروخته شده، سر خود را به زیر افکند. [6] آنگاه خداوند به قائن گفت: «چرا خشمناک شدی؟ و چرا سر خود را به زیر افکندی؟ [7] اگر نیکویی میکردی، آیا مقبول نمیشدی؟ و اگر نیکویی نکردی، گناه بر در، در کمین است و اشتیاق تو دارد، اما تو باید بر او مسلط شوی.»
امثال سلیمان 3:34- 4: 22
[34] یقین که مسخره کنندگان را استهزا مینماید، امّا متواضعان را فیض میبخشد. [35] حکیمان وارث جلال خواهند شد، امّا احمقان خجالت را خواهند برد. [1] ای پسران، رهنمود پدر را بشنوید و گوش دهید تا بصیرت کسب کنید. [2] چونکه تعلیم نیکو به شما میدهم. پس شریعت مرا ترک منمایید. [3] زیرا که من برای پدر خود پسر بودم و در نظر مادرم عزیز و یگانه. [4] و او مرا تعلیم داده، میگفت: «بگذار دل تو به سخنان من بچسبد و اوامر مرا نگاه دار، تا زنده بمانی. [5] حکمت را تحصیل نما و فهم را پیدا کن. فراموش مکن و از کلمات دهانم انحراف مورز. [6] آن را ترک منما که تو را محافظت خواهد نمود. آن را دوست دار که تو را نگاه خواهد داشت. [7] حکمت از همه چیز برتر است. پس حکمت را کسب نما و به هر آنچه کسب نموده باشی، فهم را کسب کن. [8] آن را محترم دار و تو را بلند خواهد ساخت. و اگر او را در آغوش بکشی، تو را عزّت خواهد بخشید. [9] بر سر تو تاج زیبایی خواهد نهاد. و افسر جلال به تو عطا خواهد نمود.» [10] ای پسر من، بشنو و سخنان مرا قبول نما، که سالهای عمرت بسیار خواهد شد. [11] راه حکمت را به تو تعلیم دادم و به طریقهای راستی تو را هدایت نمودم. [12] چون در راه بروی، قدمهای تو تنگ نخواهد شد، و چون بدوی، لغزش نخواهی خورد. [13] ادب را به چنگ آور و آن را فرو مگذار. آن را نگاه دار، زیرا که حیات تو است. [14] به راه شریران داخل مشو و در طریق گناهکاران گام برندار. [15] آن را ترک کن و به آن گذر منما و از آن دوری کرده، بگذر. [16] زیرا که ایشان تا بدی نکرده باشند، نمی خوابند و اگر کسی را نلغزانیده باشند، خواب به چشمانشان نمیآید. [17] چونکه نان شرارت را میخورند و شراب ظلم را می نوشند. [18] لیکن طریق عادلان مثل نور مشرق است که تا نیمروز روشنایی آن زیاده میشود. [19] و امّا طریق شریران مثل ظلمت غلیظ است، و نمیدانند که از چه چیز میلغزند. [20] ای پسر من، به سخنان من توجّه نما و گوش خود را به کلمات من فرا گیر. [21] آنها از نظر تو دور نشود. آنها را در درون دل خود نگاه دار. [22] زیرا هر که آنها را بیابد، برای او حیات است و برای تمامی بدن او شفا میباشد.
تقویم قدیم
یوحنا 20:1-10 (انجیل صبح)
یوحنا 20:1-10 (انجیل صبح)[1] صبحگاهان در اوّل هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، مریم مجدلیه به سر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است. [2] پس دوان دوان نزد شمعون پطرس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست میداشت آمده، به ایشان گفت: «خداوند را از قبر بردهاند و نمیدانیم او را کجا گذاردهاند.» [3] آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده، به جانب قبر رفتند. [4] و هر دو با هم میدویدند، امّا آن شاگرد دیگر از پطرس پیش افتاده، اوّل به قبر رسید، [5] و خم شده، کفن را گذاشته دید، لیکن داخل نشد. [6] بعد شَمعون پطرس نیز از عقب او آمد و داخل قبر گشته، کفن را گذاشته دید [7] و حولهای را که بر سر او بود، نه با کفن نهاده، بلکه در جای دیگر پیچیده. [8] پس آن شاگرد دیگر که اوّل به سر قبر آمده بود نیز داخل شده، دید و ایمان آورد. [9] زیرا هنوز کتاب را نفهمیده بودند که باید او از مردگان برخیزد. [10] پس آن دو شاگرد به مکان خود برگشتند.
عبرانیان 4:14- 5: 6
عبرانیان 4:14- 5: 6[14] پس چون رئیس کاهنی عظیم داریم که از آسمانها گذر کرده است، یعنی عیسی، پسر خدا، اعتراف خود را محکم بداریم. [15] زیرا رئیس کاهنی نداریم که نتواند همدرد ضعفهای ما بشود، بلکه آزموده شده در هر چیز به مثال ما بدون گناه. [16] پس با دلیری نزدیک به تخت فیض بیاییم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که در وقت ضرورت ما را یاری کند. [1] زیرا که هر رئیس کاهن از میان آدمیان گرفته شده، برای آدمیان گماشته میشود در امور الهی تا هدایا و قربانیها برای گناهان بگذراند؛ [2] که با جاهلان و گمراهان میتواند ملایمت کند، چونکه او نیز در ضعف قرار دارد. [3] و به خاطر این ضعف او را لازم است چنانکه برای قوم، همچنین برای خود نیز قربانی برای گناهان بگذراند. [4] و کسی این مرتبه را برای خود نمیگیرد، مگر وقتی که خدا او را بخواند، چنانکه هارون را. [5] و همچنین مسیح نیز خود را جلال نداد که رئیس کاهنی بشود، بلکه او که به وی گفت: «تو پسر من هستی؛ من امروز تو را مولود ساختهام.» [6] چنانکه در مقام دیگر نیز میگوید: «تو تا به ابد کاهن هستی، بر رتبهٔ مِلکیصِدِق.»
مَرقُس 8:34- 9: 1
مَرقُس 8:34- 9: 1[34] پس مردم را با شاگردان خود خوانده، گفت: «هر که خواهد از عقب من آید، خویشتن را انکار کند و صلیب خود را برداشته، مرا پیروی نماید. [35] زیرا هر که خواهد جان خود را نجات دهد، آن را هلاک سازد؛ و هر که جان خود را به جهت من و انجیل بر باد دهد، آن را برهاند. [36] زیرا که شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنیا را ببرد و نفس خود را ببازد؟ [37] یا آنکه آدمی چه چیز را به عوض جان خود بدهد؟ [38] زیرا هر که در این فرقه زناکار و خطاکار از من و سخنان من شرمنده شود، پسر انسان نیز وقتی که با فرشتگان مقدّس در جلال پدر خویش آید، از او شرمنده خواهد گردید.» [1] و به ایشان گفت: «به راستی به شما میگویم بعضی از ایستادگان در اینجا میباشند که تا پادشاهی خدا را که به قوت میآید نبینند، طعم موت را نخواهند چشید.»
مناسبت و قدیسین روز

کاهنِ شهید تئودوتوس، اسقف کیرِنیا در جزیرهٔ قبرس
به سبب حکمت و فضیلتش، تئودوتوس به مقام اسقفی برگزیده شد و کلیسای خدا را با محبت و غیرت هدایت کرد. هنگامی که در دوران سلطنت امپراتور شریر لیسینیوس آزار مسیحیان آغاز شد، این مرد خداترس به محاکمه کشانده شد و شکنجههای بسیار دید.
وقتی شکنجهگر، سابینوس، به او توصیه کرد که مسیح را انکار کند و در برابر بتهای بتپرستان سر تعظیم فرود آورد و آنها را بپرستد، تئودوتوس پاسخ داد: «اگر نیکویی خدای مرا میشناختی—آنکه امیدوارم به سبب این رنجهای موقتی مرا شایستهٔ حیات جاودان سازد—تو نیز آرزو میکردی همانند من رنج ببری.»
شکنجهگران با میخها بدن او را دریدند و او با شکرگزاری به درگاه خدا دعا میکرد. چون گمان میبرد پایانش نزدیک است، مسیحیانی را که پیرامونش گرد آمده بودند پند و تعلیم داد. به مشیت خدا، در همان زمان امپراتور کنستانتین آزادی مسیحیان را اعلام کرد و فرمان داد همهٔ کسانی که به سبب مسیح محکوم شدهاند آزاد شوند. بدینگونه، این قدیس آزاد شد و به مقام پیشین خود در کیرِنیا بازگشت.
با آنهمه شکنجهای که دیده بود، چند سال دیگر نیز زیست. سپس در خداوند—که با وفاداری خدمتش کرده و برای او رنج کشیده بود—آرمید. در سال ۳۰۲ زندگی زمینیاش پایان یافت و به سراهای خداوند منتقل شد.

شهید مقدس تروادیوس
او در جوانی برای مسیح رنج کشید. گریگوریِ نئوکِساریا در رؤیایی دید که چگونه تروادیوس با شجاعت شکنجههای خود را برای مسیح تحمل میکند تا زمانی که کشته میشود. او دید که روحش، هنگامی که از بدن جدا شد، با شادی به سوی آسمان شتابان است. قدیس تروادیوس در سدهٔ سوم رنج کشید و جلال یافت.

چهارصد و چهل شهید که به دست لومباردها کشته شدند
آنان در حدود سال ۵۷۹ در ایتالیا به دست لومباردها کشته شدند. گریگوریِ دیالوگیست دربارهٔ ایشان مینویسد. در جایی، چهل نفر از آنان گردن زده شدند. در جای دیگر، چهارصد نفرشان گردن زده شدند—همه به این سبب که از خوردن قربانیهای تقدیمشده به بتها سر باز زدند. افزون بر این، این چهارصد نفر نپذیرفتند گردِ سرِ بزِی که بهعنوان قربانی بتپرستانه به دیوان تقدیم شده بود—چنانکه رسم لومباردها بود—برقصند.

قدیس مکرم آگاتون
آگاتون زاهدی بزرگ از مصر در سدهٔ پنجم بود. او همعصر قدیس ماکاریوس و شاگرد قدیس لوت بود. او میکوشید تمامی فرمانهای خداوند را بهجا آورد. یکی از برادران او را بابت چاقوی کوچکی که با آن هیزمهای بوتهای برای ساختن سبد میبرید تحسین کرد. چون این تحسین را شنید، قدیس با شادی آن چاقو را بهعنوان هدیه به آن برادر بخشید.
قدیس آگاتون همچنین گفت: «راضی میشدم بدن یک جذامی را بگیرم و بدن خود را به او بدهم.» آیا این محبت کامل نیست؟

شهیده اوتالیا
این اوتالیای مقدس، دختری باکره از سیسیل بود. او مادری به همان نام و برادری به نام سِرمیلیانوس داشت. همهٔ آنان بتپرست و تعمیدنیافته بودند. مادرش اوتالیا دچار بیماری خونریزی بود. شهیدان مقدس آلفیوس، فیلادلفوس و کیرینوس (۱۰ مه) در رؤیا بر او ظاهر شدند و به او گفتند تنها در صورتی شفا خواهد یافت که به نام خداوند عیسی مسیح تعمید گیرد.
اوتالیا ایمان خود را به مسیح اقرار کرد، تعمید یافت و واقعاً شفا پیدا کرد. با دیدن این معجزه، دختر اوتالیا نیز تعمید گرفت. پس از آن، سِرمیلیانوس شروع به تمسخر و استهزای مادر و خواهرش به سبب ایمانشان به مسیح کرد. او آنان را تهدید کرد و باعث شد مادرش بترسد و از خانه بگریزد. سپس برادر شروع به آزار خواهرش کرد.
اما خواهر نترسید، زیرا مسیح برای او عزیزتر از برادرش بود. او به سِرمیلیانوس گفت: «من مسیحی هستم و از مرگ نمیترسم.» برادر شریر خدمتکاری فرستاد تا او را بیآبرو کند. هنگامی که خدمتکار به قدیسه اوتالیا حمله کرد، بینایی خود را از دست داد. برادر شریر این معجزه را دید، اما همچنان سختدل باقی ماند. همانگونه که قائن هابیل را دنبال کرد، سِرمیلیانوس نیز خواهرش را تعقیب کرد، او را گرفت و گردن زد.
بدینگونه، دوشیزهٔ مقدس اوتالیا تاج جلال جاودان را دریافت کرد. بدین نمونه، سخنان خداوند مسیح تحقق یافت که او آمده است تا شمشیری در میان مردم آورد که میان خویشانِ خونی جدایی میافکند، اما نه در میان ایمانداران ( متی ۱۰: ۳۴–۳۵).
سرود ستایش
قدیس آگاتون
آگاتونِ خاموشطبع، سه سال تمرین کرد
با سنگریزهای زیر زبانش تا خاموش بماند،
تا با زبان خود در خدمت گناه نباشد،
بلکه تنها سخنان تسلیبخش به مردم گوید
و خدا را که او را آفریده است جلال دهد.
روزی که قدیس دربارهٔ خشم سخن میگفت، گفت:
«کسی که خشم بر او چیره شود
نه اکنون و نه هرگز خدا را خشنود نمیسازد.
ما قدرت آن را داریم که مردگان را زنده کنیم،
اما از شخص خشمگین، خدا هیچ قربانیای نمیپذیرد.»
آنگاه که مرگ بر فراز آگاتون سایه افکند،
برادران گرد آمدند تا او را، ناتوان، ببینند.
او با بیم بسیار نجواکنان دعا میکرد؛
آهی پس از آهی از سینهاش برمیآمد.
برادران از او پرسیدند:
«آیا تو نیز میترسی، ای پدر نیکوسیرت،
اکنون که در برابر خدا میایستی؟
تو نسبت به همه کاملاً نیکو بودی—همه این را میدانند.
در میان سنگهای مردمان، چون طلا میدرخشیدی!»
آنگاه پیر با چهرهای درخشانتر گفت:
«فرزندانم، اکنون در برابر داوری خدا ایستادهام.
داوری انسان یک چیز است، و داوری خدا چیز دیگر.»
—و آهی نیرومندتر پیر را فراگرفت.
تأمل
اگر کسی ایمان خود را به خدا از دست بدهد، با حماقت پاداش میگیرد. از میان همه حماقتها، گفتن اینکه آیا حماقتی بزرگتر از این وجود دارد دشوار است: اینکه کسی خود را مسیحی میخواند و سپس به جمعآوری اثباتهای رقتانگیز برای خدا و زندگی ابدی از سایر باورها و فلسفهها میپردازد. کسی که طلا را در میان ثروتمندان نمییابد، چگونه آن را در میان فقرا خواهد یافت؟ مکاشفه زندگی ابدی، از حقایق، از اثباتها، از نشانهها، و از رؤیتهای واقعی جهان روحانی – همه اینها نه تنها بنیان ایمان مسیحی را تشکیل میدهند، بلکه دیوارها، زمینها، تزیینات، تمام وسایل، سقف و گنبدهای ساختمان با شکوه ایمان مسیحی را تشکیل میدهند. یک شعاع واحد از جهان روحانی از طریق هر کلمه انجیل میدرخشد، چه رسد به رویدادهای معجزه آسا، هم در دوران انجیلی و پس از انجیلی و همچنین در طول تاریخ کلیسا برای دو هزار سال. مسیحیت چنان درهای آن جهان را به اندازهای گسترده گشوده است که نباید آن را یک دین نامید، تا با سایر ادیان اشتباه گرفته نشود. این یک مکاشفه است! مکاشفه خدا!
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسی در شام رازآلود:
۱. چگونه او به شاگردانش گفته بود که یکی از آنان به او خیانت خواهد کرد.
۲. چگونه پس از همه آنچه او برای یهودا انجام داد و پس از شستن پاهایش و پس از نشان دادن اینکه از قصد خیانت او آگاه است، یهودا در اندیشههای خود برای فروش معلم خود و روحش به نقره، لجوج باقی ماند.
۳. چگونه خداوند ما از نابودی و سقوط یهودا غمگین شد، همانطور که از نابودی و سقوط دیگر خائنان خود و خائنان کلیسایش در تمامی اعصار تا به پایان زمان غمگین میشود، که همه را با روحِ
تماما بینای خود، از پیش دیده بود.
موعظه
– درباره پدر و پسر –
“هرکه مرا دید، فرستندندهٔ مرا دیده است” (یوحنا ۱۲: ۴۵).
کسی که نور را می بیند، خورشید را در ورای آن نیز می بیند. زیرا آیا کسی میتواند خورشید را ببیند و نور را نبیند؟ اگر خورشید نور خود را ساطع نمیکرد، هیچ یک از ما درباره خورشید نمیدانستیم. ما تمام دانش خود درباره خورشید را با کمک پرتوهای نور که از خورشید میآید، دریافت کردهایم. هیچکس خورشید را با کمک نور دیگری ندیده است، غیر از آنچه که از خود خورشید میآید. بنابراین، شناخت پدر با کمک پسر است. کسی که درباره پسر نمیداند، نمیتواند درباره پدر بداند. کسی که پسر را میشناسد، پدر را میشناسد. کسی که پسر را میبیند، پدر را نیز میبیند. خدا را نمیتوان بدون نور او، که در میان مردم آمد، شناخت. نور پدر، پسر است. مسیح گفت: “من نور هستم” (یوحنا ۸: ۲). نور در تاریکی میدرخشد! اگر نور خورشید نبود، جهان مادی کاملاً در تاریکی بود. جهان روحانی و اخلاقی و تمام زندگی بشریت در تاریکی میبود اگر نوری که از پدر است وجود نداشت. آن نور، مسیح خداوند است. براستی، ای برادران، هیچ نور حقیقی وجود ندارد که هستی خدا را روشن کند، مگر نور مسیح خداوند. کسی که او را میبیند، خدا را میبیند. کسی که او را نمیبیند، در تاریکی است.
ای خداوند، پسر خدا، همواره به روحهای ما یاری ده تا تو را ببینند، و از طریق تو، پدر آسمانی و تسلیدهنده، روحالقدس، تثلیثِ واحد در ذات و تقسیمناپذیر را بشناسند.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.