2 سپتامبر (گریگوری) /15 سپتامبر (جولیان)

مناسبت و قدیسین روز

سرود ستایش

تأمل

تعمق

موعظه

آیات روز
تقویم جدید
دوّم قرنتیان 13: 3- 14

3چونکه دلیل مسیح را که در من سخن می‌گوید، می‌جویید که او نزد شما ناتوان نیست، بلکه در شما تواناست. 4زیرا هرگاه از ضعف مصلوب گشت، لیکن از قوت خدا زندگی می‌کند. چونکه ما نیز در وی ناتوان هستیم، لیکن با او از قوت خدا که به سوی شما است، زندگی خواهیم کرد. 5خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه. خود را بیازمایید. آیا خود را نمی‌شناسید که عیسی مسیح در شما است اگر مردود نیستید؟ 6امّا امیدوارم که خواهید دانست که ما مردود نیستیم. 7و از خدا می‌طلبم که شما هیچ بدی نکنید، نه تا آشکار شود که ما مقبول هستیم، بلکه تا شما نیکویی کرده باشید، هرچند ما گویا مردود باشیم. 8زیرا که هیچ نمی‌توانیم به خلاف حقیقت عمل نماییم، بلکه برای راستی. 9و شادمانیم وقتی که ما ناتوانیم و شما توانایید. و نیز برای این دعا می‌کنیم که شما کامل شوید. 10از این جهت این را در غیاب می‌نویسم تا هنگامی که حاضر شوم، سختگیری نکنم مطابق آن قدرتی که خداوند برای بنا نه برای خرابی به من داده است.11خلاصه ‌ای برادران، شاد باشید؛ کامل شوید؛ تسلّی پذیرید؛ همفکر و با سلامتی بوده باشید و خدای محبّت و سلامتی با شما خواهد بود. 12یکدیگر را به بوسه مقدّس سلام نمایید. 13همهٔ مقدّسان به شما سلام می‌رسانند.14فیض عیسی مسیح خداوند و محبّت خدا و رفاقت روح‌القدس با همهٔ شما باد. آمین.

مَرقُس 4:‏35- 41

35و در همان روز وقت شام، به ایشان گفت: «به کنارهٔ دیگر برویم.» 36پس چون آن گروه را ترک گفتند، او را همانطوری که در قایق بود، برداشتند و چند قایق دیگر نیز همراه او بود. 37که ناگاه طوفانی عظیم از باد پدید آمد وامواج بر قایق می‌خورد به قسمی که نزدیک بود از آب پر شود. 38و او در انتهای قایق بر بالشی خفته بود. پس او را بیدار کرده گفتند: «ای استاد، آیا تو را باکی نیست که هلاک شویم؟» 39عیسی بی‌درنگ برخاسته، باد را نهیب داد و به دریا گفت: «ساکن شو و خاموش باش!» که باد ساکن شده، آرامی کامل پدید آمد. 40و ایشان را گفت: «از برای چه چنین ترسانید و چگونه است که ایمان ندارید؟» 41پس بی‌نهایت ترسان شده، به یکدیگر گفتند: «این کیست که باد و دریا هم او را اطاعت می‌کنند؟»

تقویم قدیم
غَلاطیان 5:‏11-‏21

[11] امّا ‌ای برادران، اگر من تا به حال به ختنه موعظه می‌کردم، چرا جفا می‌دیدم؟ زیرا که در این صورت لغزش صلیب برداشته می‌شد. [12] کاش آنانی که شما را مشوش می‌سازند، خود را اَخته می‌کردند. [13] زیرا که شما‌ ای برادران به آزادی خوانده شده‌اید؛ امّا به هوش باشید که آزادی خود را فرصت جسم مگردانید، بلکه به محبّت، یکدیگر را خدمت کنید. [14] زیرا که تمامی شریعت در یک کلمهٔ کامل می‌شود یعنی در اینکه همسایهٔ خود را چون خود محبّت نما. [15] امّا اگر همدیگر را بگزید و بخورید، مواظب باشید که مبادا از یکدیگر هلاک شوید. [16] امّا می‌گویم به روح رفتار کنید، پس شهوات جسم را به‌ جا نخواهید آورد. [17] زیرا خواسته جسم به خلاف روح است و خواسته روح به خلاف جسم و این دو با یکدیگر نزاع می‌کنند به طوری که آنچه می‌خواهید نمی‌کنید. [18] امّا اگر از روح هدایت شدید، زیر شریعت نیستید. [19] و اعمال جسم آشکار است، یعنی زنا و ناپاکی و هرزگی، [20] و بت‌پرستی و جادوگری و دشمنی و ستیزه جویی و کینه و خشم و تعصب و نفاق و دسته‌بندیها [21] و حسد و قتل و مستی و عیاشی و امثال اینها که شما را خبر می‌دهم، چنانکه قبل از این دادم، که کنندگان چنین کارها وارث پادشاهی خدا نمی‌شوند.

مَرقُس 7:‏5-‏16

[5] پس فریسیان و کاتبان از او پرسیدند: «چون است که شاگردان تو به سنّت مشایخ رفتار نمی‌نمایند بلکه به‌ دستهای ناپاک نان می‌خورند؟» [6] عیسی در جواب ایشان گفت: «نیکو پیشگویی نمود اِشعیا درباره شما‌، ای ریاکاران! چنانکه نوشته شده است: ‘این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند، لیکن دلشان از من دور است. [7] پس مرا بیهوده عبادت می‌نمایند، زیرا که رسوم انسانی را به‌جای فرایض تعلیم می‌دهند.’ [8] زیرا حکم خدا را ترک کرده، سنّت انسان را نگاه می‌دارید، چون شستن آفتابه‌ها و پیاله‌ها و چنین رسوم دیگر بسیار به عمل می‌آورید.» [9] پس به ایشان گفت که «حکم خدا را نیکو باطل ساخته‌اید تا سنّت خود را محکم بدارید. [10] از این جهت که موسی گفت: ‘پدر و مادر خود را حرمت دار’ و ‘هر‌ که پدر یا مادر را دشنام دهد، البته هلاک گردد.’ [11] لیکن شما می‌گویید که هرگاه شخصی به پدر یا مادر خود گوید: ‘آنچه از من نفع یابی، قربان یعنی هدیه برای خداست’ [12] و بعد از این او را اجازه نمی‌دهید که پدر یا مادر خود را هیچ خدمت کند. [13] پس کلام خدا را به سنّتی که خود جاری ساخته‌اید، باطل می‌سازید و کارهای مثل این بسیار به‌ جا می‌آورید.» [14] پس آن جماعت را پیش خوانده، به ایشان گفت: «همه شما به من گوش دهید و فهم کنید. [15] هیچ‌ چیز نیست که از بیرون آدم داخل او گشته، بتواند او را نجس سازد، بلکه آنچه از درونش صادر شود. آن است که آدم را ناپاک می‌سازد. [16] هر‌ که گوش شنوا دارد، بشنود.»

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس ماماس

او در پافلاگونیا، از پدر و مادری مسیحی و نامدار به نام تئودوتوس و روفینا، متولد شد. والدین او به خاطر نام مسیح به زندان افکنده شدند. پدرش نخست در زندان درگذشت و به محض آنکه روفینا ماماس را به دنیا آورد، او نیز درگذشت. بدین‌گونه، نوزاد تازه‌متولدشده میان پیکرهای بی‌جان والدینش تنها ماند. با این حال، خدای روزی‌رسان فرشته‌ای را نزد بیوه‌زنی نجیب به نام آمیا فرستاد. آمیا در خواب فرشته را دید؛ فرشته به او گفت که به زندان برود و کودک را نزد خود بپذیرد. والی محل به آمیا اجازه داد مردگان را دفن کند و کودک را به خانه خود ببرد. هنگامی که ماماس به پنج‌سالگی رسید، شروع به سخن گفتن کرد و نخستین کلمه‌ای که بر زبان آورد «ماما!» بود—و به همین دلیل نام «ماماس» را بر او نهادند. ماماس در مدرسه هوش و استعداد غیرمعمولی از خود نشان داد و از آنجا که در روح و ایمان مسیحی پرورش یافته بود، ایمان خود را پنهان نمی‌کرد، بلکه آن را نزد دیگر کودکان اعتراف می‌کرد و بت‌ها را به تمسخر می‌گرفت. در دوران فرمانروایی اورلیان، آزار و شکنجه‌ای سخت علیه مسیحیان آغاز شد. مشرکان حتی از کودکان مسیحی نیز نمی‌گذشتند. ماماس پانزده‌ساله بود که او را نزد امپراتور آوردند. امپراتور به او گفت که تنها لازم است با زبان، مسیح را انکار کند. ماماس پاسخ داد: «نه در قلبم و نه با لبانم، خدای و پادشاه خود، عیسی مسیح، را انکار نخواهم کرد.» امپراتور فرمان داد او را بزنند، با مشعل بسوزانند و سرانجام به دریا بیندازند. اما فرشته خدا او را نجات داد و به کوهی بلند در نزدیکی قیصریه برد. او در آنجا در تنهایی و دعا زندگی کرد. حتی حیوانات وحشی نیز به‌سبب تقدس او رام شدند. سرانجام آزاردهندگان او را یافتند و بار دیگر او را شکنجه کردند. هنگامی که او بر شکنجه‌هایی که با آتش و حیوانات وحشی بر او وارد شد پیروز گردید، یک کاهن مشرک او را با سه‌شاخ از بدن گذراند. بدین‌گونه، روح مقدس خود را به خدا سپرد؛ خدایی که در تمام شکنجه‌هایش به او وفادار مانده بود. از یادگارهای او شفای بسیاری از بیماران رخ داده است.

قدیس یوحنای روزه‌دار، پاتریارک کونستانتینوپل

یاد او در ۳۰ اوت نیز گرامی داشته می‌شود. او در ابتدا زرگر بود، اما به‌سبب اعمال بسیار و بزرگ رحمتش—و به‌واسطه مشیت خدا—به مقام کاهنی منصوب شد. روزی، هنگامی که جوان بود، یوحنا همراه اوسبیوس، راهبی پیر از فلسطین، راه می‌رفت. ناگهان صدایی غیرجسمانی به اوسبیوس گفت: «آبا، در سمت راست یوحنای بزرگ راه نرو.» این صدای خدا بود که خدمت بزرگی را که یوحنا به‌زودی به آن فراخوانده می‌شد، از پیش اعلام می‌کرد. پس از یوختیخیوس مبارک، یوحنا برگزیده شد تا پاتریارک کونستانتینوپل شود. او نمی‌خواست این مقام را بپذیرد، اما پس از آنکه رؤیایی آسمانی او را ترساند، آن را پذیرفت. او تا زمان مرگش روزه‌داری بزرگ، شفیعی بزرگ و معجزه‌گری بزرگ بود. او در سال ۵۹۵ درگذشت. پس از مرگش، تنها دارایی‌های شخصی او که یافت شد یک قاشق چوبی، یک پیراهن کتانی و جامه‌ای کهنه بود. نوشته‌های او درباره توبه و اعتراف بسیار مشهور است.

قدیس الِعازار

الِعازار پسر هارون و دومین نفر در ترتیب کاهنان اعظم اسرائیل بود. او در سرشماری قوم اسرائیل به موسی کمک کرد و در تقسیم سرزمین موعود میان دوازده سبط نیز به یوشع، پسر نون، یاری رساند. او با وفاداری از تابوت عهد در شیلوه نگهبانی کرد و با آرامش درگذشت.

عید معجزه شمایل کالوگایی مادر خدا

به «تأمل» در زیر مراجعه کنید.


سرود ستایش

شهید مقدس ماماس

ماماس پارسا در زندان زاده شد،
و از نخستین روز زندگی‌اش با مسیح خویشاوند بود؛
پدر و مادرش، شهیدان راه خدا، تنها فرزند خود را در تاریکی زندان به دنیا آوردند.
ماماسِ یتیم، پانزده ساله، در زندان جهان تنها بود.
تنها تسلی او و تنها نور او از چهره پسر خدا بر او می‌تابید:
این کمال او و ثروت او بود.
ماماس مسیح، خدای خود، را جلال داد،
او را در کلام و عمل جلال داد، به‌وسیله روح دعاگر و بدن بی‌گناهش.
دوستی او با خدا برایش عزیزتر بود از جهان حیله‌گری که عذاب می‌دهد و دروغ می‌گوید.
او خدا و مسیح پاک او را دوست داشت و با طبیعت پاک دوست شد
با بیابان و جنگل و حیوانات وحشی، با بزهای وحشی و شیران درنده.
و خداوند به دوست خود مواهب شگفت‌انگیز روح‌القدس را عطا کرد.
و ماماس آزاردهندگان خود را شرمسار کرد،
و بسیاری از شکنجه‌گران را به سوی مسیح بازگرداند.
امپراتور و امپراتوری در برابر این پسر بودند،
اما دست راست خداوند او را استوار نگاه داشت
و ماماس با تحمل شکنجه‌ها، نجات‌دهنده را جلال داد.
امپراتور و امپراتوری به هیچ تبدیل شدند،
در حالی که ماماس اکنون نیز با مسیح سلطنت می‌کند،
و در آسمان با فرشتگان خدا شادی می‌کند.


تأمل

زندگی کلیسای ارتدوکس نمونه‌های فراوانی به ما ارائه می‌دهد که چگونه خدای قادر مطلق قدرت خود را از طریق چیزهای کوچک و بی‌جان آشکار می‌کند—به‌ویژه چیزهایی که به‌عنوان نشانه‌های تجسد، زندگی و رنج خداوند ما عیسی مسیح خدمت می‌کنند. چنین چیزهایی شامل صلیب، شمایل‌های تئوتوکوس و قدیسان، آب مقدس، روغن، مُرّ و مانند اینهاست. برای نمونه، در سال ۱۷۴۸، در خانه یک بویار به نام خیتروف، در نزدیکی شهر کالوگای روسیه، از طریق شمایلی از مادر مقدس خدا معجزه‌ای رخ داد. روزی دو تن از خدمتکاران بویار، هنگامی که در اتاق زیرشیروانی خیتروف به جست‌وجو مشغول بودند، به تکه‌پارچه‌ای لوله‌شده برخوردند که تصویر زیبای چهره زنی بر آن نقش بسته بود. تصویر، تقدس و پارسایی از خود ساطع می‌کرد. یکی از خدمتکاران فروتن و متواضع بود، در حالی که دیگری خودپسند و پرحرف بود. خدمتکار نخست، هنگامی که به تصویر روی پارچه نگاه کرد، آن را «بانوی صومعه» نامید. اودوکیا—همان زن خودپسند و پرحرف که نامش را می‌دانیم—این نام را گرامی نداشت، بلکه همراه فروتن خود را با گستاخی به تمسخر گرفت. برای آنکه بر گستاخی خود بیفزاید، بر تصویر آب دهان انداخت. در همان لحظه، اودوکیا بر زمین افتاد، تمام بدنش به خود می‌پیچید، نابینا و لال شد و از دهانش کف بیرون آمد. آن شب، تئوتوکوس بر والدین دختر نگون‌بخت ظاهر شد و به آنان گفت چه اتفاقی برای دخترشان افتاده است. او به آنان گفت کاهنی بیاورند و از او بخواهند در برابر تصویری که پیدا شده بود دعا کند و دختر را با آب مقدس بپاشد؛ آنگاه او شفا خواهد یافت. هنگامی که این کار انجام شد، اودوکیا شفا یافت و از آن پس رفتار خود را اصلاح کرد و متواضع‌تر شد. بدین‌گونه شمایل معجزه‌گر تئوتوکوس مقدس کشف شد. این شمایل را به کلیسایی در کالوگا بردند؛ جایی که امروزه نیز می‌توان آن را یافت و همچنان معجزات به‌وسیله آن رخ می‌دهد.


تعمق

درباره مجازات خدا بر داوود به‌سبب زنا و قتل او تعمق کن (دوم سموئیل ۱۲):
۱. چگونه خداوند، از طریق ناتان نبی، به داوود گفت که چون همسر دیگری را گرفت، همسران خود او نیز به مردان دیگری داده خواهند شد؛
۲. اینکه پسر او خواهد مرد؛
۳. اینکه شمشیر از خانه او دور نخواهد شد—و همه اینها به وقوع پیوست.


موعظه

-درباره کلمه خدا، خالق جهان-

«آن [کلمه] در ابتدا نزد خدا بود. همه‌چیز به‌وسیله او به وجود آمد.»

برادران، انجیل‌نگار از لوگوس شگفت‌انگیز خدا سخن می‌گوید، از کلمه ناطق و خردمند، از حکمت جاودانه خدا، از پسر هم‌ازلی خدا. این کلمه شگفت‌انگیز هم‌جوهر با پدر و روح‌القدس است، اما از نظر اقنومی با پدر و روح متفاوت است، زیرا او از پدرِ غیرمولود مولود شده است. او همیشه بوده، هست و خواهد بود. کلمه چه زمانی در خدا بود؟ انجیل‌نگار می‌گوید: «در ابتدا.» «در ابتدا» یعنی چه؟ همان معنای «نخست» یا «پیش از هر چیز» را دارد. بنابراین، پیش از هر چیز، کلمه خدا در خدا بود و همیشه با پدر هم‌ذات بوده است و همیشه از نظر اقنومی پسر بوده، اما هنوز مجسم نشده بود. بعدها، کلمه خدا مجسم شد و به‌خاطر بشریت در جسم ظاهر گردید. هنگامی که او هنوز کلمه غیرمجسم در خدا بود، همه‌چیز به‌وسیله او به وجود آمد. آسمان و زمین، و تمام جهان‌های آسمانی و زمینی که در آنها سکونت است—همه‌چیز به‌وسیله او، یعنی کلمه خدا، هنگامی که در خدا بود و هنوز مجسم نشده بود، به وجود آمد. بدون کلمه خدا هیچ چیز آفریده‌شده‌ای به وجود نیامد. او حیات و نور بود، و نور در تاریکی می‌درخشید و تاریکی آن را درنیافت (یوحنا ۱: ۵). پیش از هر چیز، مرگ و گناه نمایانگر تاریکی هستند. آن تاریکی بر پسر خدا غلبه نکرد. خود تمام جهان آفریده‌شده در برابر خدا تاریکی است، با این حال در این تاریکی کلمه خدا، حکمت خدا، که ناطق و خردمند و باشکوه است، می‌درخشد. اگر نور اسرارآمیز پسر خدا—که همه‌چیز به‌وسیله او آفریده شد—آن را روشن نمی‌کرد، تمام خلقت در تاریکی مطلق قرار می‌گرفت. «آن [کلمه] در ابتدا نزد خدا بود»—پس چه اتفاقی افتاد؟ «و کلمه جسم گردید» (یوحنا ۱: ۱۴). تاریخ آفرینش جهان به این نقطه می‌رسد و از این نقطه تاریخ نجات انسان آغاز می‌شود. کلمه خدا با بر تن کردن جسم، خود را از خدای پدر و خدای روح‌القدس بیگانه نکرد—زیرا تثلیث الهی تقسیم‌ناپذیر است—بلکه بدن و روح انسان را بر خود پوشید تا او، خورشیدِ خورشیدها، در سایه جسم به انسان‌ها نزدیک شود و انسان‌ها را نجات دهد. ای برادران من، راز تجسد خدا چقدر شیرین و به‌نهایت شگفت‌انگیز است. اگر این راز را با قلب خود در آغوش بگیریم، نزدیک شدن به آن با ذهنمان آسان‌تر خواهد بود.
ای خداوند، نجات‌دهنده مهربان، جلال پدر و شادی روح‌القدس، بر ما رحم کن و ما را نجات ده.

زیرا جلال و ستایش تا ابد از آنِ توست. آمین.

error: Content is protected !!