2 اکتبر (گریگوری) /15 اکتبر (جولیان)

مناسبت و قدیسین روز

سرود ستایش

تأمل

تعمق

موعظه

آیات روز
تقویم جدید
اِفِسُسیان 6:‏18-‏24

[18] و با دعا و تمنّای تمام در هر وقت در روح دعا کنید و برای همین بیدار و هوشیار باشید و پیوسته با پایداری برای همه مقدسین دعا کنید. [19] و برای من نیز تا کلام به من عطا شود تا با گشادگی زبان راز انجیل را به دلیری اعلام نمایم، [20] که برای آن در زنجیرها ایلچیگری می‌کنم تا در آن به دلیری سخن گویم، به گونه‌ای که می‌باید گفت. [21] امّا تا شما هم از احوال من و از آنچه می‌کنم، آگاه شوید، تیخیکوس که برادر عزیز و خادم امین در خداوند است، شما را از هر چیز باخبر خواهد ساخت، [22] که او را به خاطر همین به نزد شما فرستادم تا از احوال ما آگاه باشید و او دلهای شما را تسلّی بخشد. [23] برادران را از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند، سلام و محبّتِ با ایمان باد. [24] فیض بر همهٔ کسانی باد که خداوند ما عیسی مسیح را با محبّتی فساد ناپذیر دوست می‌دارند.

لوقا 4:‏22-‏30

[22] و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیض‌آمیزی که از دهانش صادر می‌شد، تعجّب نموده، گفتند: «مگر این پسر یوسف نیست؟» [23] به ایشان گفت: «بدون شک این مَثَل را به من خواهید گفت: ‘ای طبیب خود را شفا بده. آنچه شنیده‌ایم که در کفرناحوم از تو صادر شد، اینجا نیز در وطن خویش بنما.’» [24] و گفت: «به راستی به شما می‌گویم که هیچ نبی در وطن خویش مقبول نباشد. [25] و به حقیقت شما را می‌گویم که بیوه‌زنان بسیار در اسرائیل بودند، در دوران ایلیا، وقتی که آسمان مدّت سه سال و شش ماه بسته ماند، چنانکه قحطی عظیم در تمامی زمین پدید آمد، [26] و ایلیا نزد هیچ کدام از ایشان فرستاده نشد، مگر نزد بیوه‌زنی در صَرِفَه صیدون. [27] و جذامیان بسیار در اسرائیل بودند، در دوران الیشع نبی و هیچیک از ایشان تمیز نگشت، جز نَعَمان سُریانی.» [28] پس تمام اهل کنیسه چون این سخنان را شنیدند، پر از خشم گشتند. [29] و برخاسته او را از شهر بیرون کردند و بر قلّه کوهی که قریه ایشان بر آن بنا شده بود بردند، تا او را به زیر افکنند. [30] ولی او از میان ایشان گذشته، برفت.

تقویم قدیم
فیلیپیان 3:‏1-‏8

“خلاصه ‌ای برادران من، در خداوند خوش باشید. همان مطالب را به شما نوشتن بر من سنگین نیست و ایمنی شما است. از سگها باحذر باشید! از عاملان شریر دوری کنید. از قطع کنندگان عضو بپرهیزید. زیرا ختنه‌شدگان ما هستیم که خدا را در روح عبادت می‌کنیم و به مسیح عیسی فخر می‌کنیم و بر جسم اعتماد نداریم. هرچند مرا در جسم نیز اعتماد است. اگر کسی دیگر گمان برد که در جسم اعتماد دارد، من بیشتر. روز هشتم ختنه شده و از قوم اسرائیل، از قبیلهٔ بنیامین، عبرانی از عبرانیان، از جهت شریعت فریسی، از جهت غیرت جفا کننده بر کلیسا، از جهت عدالتِ شریعتی، بی‌عیب. امّا آنچه مرا سود می‌بود، آن را به ‌خاطر مسیح زیان دانستم. بلکه همه ‌چیز را نیز به خاطر ارزش برتر شناخت خداوند خود مسیح عیسی زیان می‌دانم که به خاطر او همه ‌چیز را زیان کردم و فضله شمردم تا مسیح را دریابم. ”

لوقا 6:‏12-‏19

“و در آن روزها بر فراز کوه برآمد تا عبادت کند و آن شب را در عبادت خدا به صبح آورد. و چون روز شد، عیسی شاگردان خود را پیش طلبیده، دوازده نفر از ایشان را انتخاب کرده، ایشان را نیز رسول خواند. یعنی شَمعون که او را پِطرس نیز نام نهاد و برادرش آندریاس، یعقوب و یوحنا، فیلپُس و بَرتولما، متّی و توما، یعقوب پسر حَلفای و شَمعون معروف به غیور. یهودا برادر یعقوب و یهودای اِسخَریوطی که تسلیم ‌کننده وی بود. (متّی 5‏:3‏-12) عیسی با ایشان به زیر آمده، بر جای هموار بایستاد. و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیار از قوم، از تمام یهودیه و اورشلیم و کناره دریای صور و صِیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و از امراض خود شفا یابند. و کسانی که از ارواح پلید در عذاب بودند، شفا یافتند. و تمام آن گروه می‌خواستند او را لمس کنند. زیرا قوّتی از وی صادر شده، همه را تندرستی می‌بخشید.”

مناسبت و قدیسین روز

قدیس آندری، دیوانه برای مسیح

آندری از نظر تولد اسلاو بود. هنگامی که جوان بود، به بردگی گرفته شد و در دوران سلطنت امپراتور لئون دانا، پسر امپراتور باسیل مقدونی، توسط تئگنوستوس، مردی ثروتمند در کونستانتینوپل، خریداری شد. آندری از نظر جسم و روح زیبا بود. تئگنوستوس به آندری علاقه‌مند شد و به او اجازه داد خواندن و نوشتن بیاموزد. آندری با حرارت به خدا دعا می‌کرد و با محبت در مراسم عبادی کلیسا شرکت می‌کرد. در اطاعت از یک مکاشفه آسمانی، ریاضت «دیوانه بودن در راه مسیح» را برگزید. روزی که برای آوردن آب به چاه رفته بود، لباس‌های خود را از تن درآورد و با چاقو آنها را پاره کرد و وانمود کرد که دیوانه شده است. اربابش، تئگنوستوس، از این امر اندوهگین شد؛ بنابراین او را در زنجیر بست و به کلیسای قدیس آناستاسیا، رهایی‌بخش از بندها، برد تا برای او دعا خوانده شود. اما آندری بهبود نیافت و اربابش او را که از نظر روانی بیمار می‌پنداشت، آزاد کرد. آندری در طول روز وانمود می‌کرد که دیوانه است، اما تمام شب را به دعا به خدا می‌گذراند. او بدون هیچ سرپناهی زندگی می‌کرد. حتی شب‌ها را در فضای باز می‌گذراند، با تنها یک جامه پاره و تقریباً نیمه‌برهنه این‌سو و آن‌سو می‌رفت و فقط مقدار کمی نان می‌خورد، آن هم هنگامی که مردان نیکوکار به او چیزی می‌دادند. هرچه دریافت می‌کرد با گدایان قسمت می‌کرد و آنان را مسخره می‌کرد تا از آنان تشکر دریافت نکند؛ زیرا قدیس آندری می‌خواست تمام پاداش خود را از خدا دریافت کند. از این رو، فیض عظیم خدا در او وارد شد و او توانست اسرار انسان‌ها را تشخیص دهد، فرشتگان و شیاطین را ببیند، شیاطین را از انسان‌ها بیرون کند و انسان‌ها را از گناهانشان اصلاح نماید. آندری رؤیایی بسیار زیبا از بهشت و نیروهای متعالی آسمانی دید. او همچنین خداوند مسیح را بر تخت جلال خود مشاهده کرد؛ و او همراه با شاگردش اپیفانیوس، تئوتوکوس مقدس را در کلیسای بلاخرنه دید که قوم مسیحی را با اُمُفوریون خود می‌پوشاند. این رویداد به‌عنوان جشن حفاظت تئوتوکوس مقدس، در اول اکتبر، گرامی داشته می‌شود. او در رؤیایی همچنین کلمات وصف‌ناشدنی و آسمانی را شنید که جرئت نداشت آنها را برای انسان‌ها بازگو کند. آندری پس از زندگی‌ای با ریاضتی تقریباً بی‌همتا، در سال ۹۱۱ در جلال جاودان خداوند خود به آرامش رسید.

شهید مقدس کاهن، کیپریان، و ژوستینا، دوشیزه

کیپریان از کارتاج به انطاکیه رفت؛ جایی که ژوستینا با والدینش، اده‌سیوس و کلئودونیا، زندگی می‌کرد. اده‌سیوس کاهن بت‌پرست بود و تمام خانواده او نیز بت‌پرست بودند. اما هنگامی که ژوستینا از یک کلیسای مسیحی دیدن کرد و ایمان حقیقی را شناخت، هم پدر و هم مادر خود را به ایمان مسیحی آورد. هر سه نفر به دست اسقف اوپتاتوس تعمید یافتند. اما کیپریان جادوگری بود که با ارواح ناپاک معاشرت می‌کرد و به جادوگری می‌پرداخت. جوان بت‌پرست و هوس‌رانی به نام آگلایداس حاضر بود برای به دست آوردن محبت ژوستینا، که بسیار زیبا بود، هر بهایی بپردازد. دوشیزه مقدس ژوستینا قاطعانه او را رد کرد و آگلایداس از کیپریان کمک خواست. کیپریان یکی پس از دیگری ارواح شریر را فراخواند تا ژوستینا را با شهوت ناپاک نسبت به آگلایداس شعله‌ور کنند، اما موفق نشد. ژوستینا با نشان صلیب و دعا به خدا، ارواح شریر را از خود دور کرد. پس از این تلاش بی‌ثمر، کیپریان قدرت صلیب را شناخت و تعمید یافت. سرانجام او به مقام کاهنی رسید و سپس اسقف شد. بت‌پرستان خشمگین، او و ژوستینا را نزد حاکمان متهم کردند؛ هر دو در دمشق محاکمه و شکنجه شدند و سپس در نیکومدیا سر از بدنشان جدا شد. آنان در پایان قرن سوم به آرامش رسیدند.

شهیدان مقدس داوود و کنستانتین

داوود و کنستانتین شاهزادگان مسیحی از آرگوتی در گرجستان بودند. آنان به فرمان خلیفه امیل‌المؤمنین به مرگ محکوم شدند و در سال ۷۳۰ در رودخانه‌ای در ایمرتی غرق شدند. پیش از مرگ، آنان از خدا دعا کردند که گناهان همه کسانی را که در دعا برای یاری، آنان را فرا می‌خوانند ببخشد. پس از آنکه دعاهایشان به پایان رسید، آذرخش درخشید و صدایی از آسمان گفت که دعاهای آنان شنیده شده است. یادگارهای مقدس این قدیسان در صومعه موتسامتا در گرجستان قرار دارد.


سرود ستایش

قدیس آندری، دیوانه برای مسیح

آندری،دیوانه برای مسیح، شب‌هنگام
در زیر آسمان پرستاره ایستاده بود و دعا می‌کرد:

«ای خدای متعال، سه شخص در یک ذات،
نجات و احیای جان‌های خفته!
ای عیسی شیرین، شیرین‌تر از حیات،
گنجینه شادی و زیبایی جاودان،
چوپانان را پاک کن، پادشاهان را روشن ساز،
درماندگان را تسلی ده و تمام جهان را مقدس گردان.
حتی مرا، آندریِ گناهکار و دیوانه برای مسیح،
از قوم مقدس خود جدا مکن، ای خداوند!»

ای قدیس آندری، سرشار از حکمت خدا،
تو که جهان را با زبان احمقانه تعلیم دادی—
با زبان جهان با جهان سخن گفتی،
و با تظاهر به حماقت، مسیح را جلال دادی.

مردم تو را به سبب حماقتت تحقیر می‌کردند،
و سگ‌هایشان از لانه‌های خود بیرون می‌آمدند و تو را دنبال می‌کردند!

تو مذبح خدا در میان زباله‌دان جهان بودی.
تو جهان را با دعاهایت بخور می‌دادی—
و جهان شایسته این شگفتی نیست.

جلال بر تو باد، آندری، دیوانه مقدس در راه مسیح!


تأمل

رؤیایی از قدیس آندری، دیوانه برای مسیح: راهبی در کونستانتینوپل بود که به‌عنوان مردی ریاضت‌کش و پدر روحانی شهرت داشت و بسیاری از مردم برای دریافت دعا نزد او می‌آمدند. اما این راهب، عیب پنهانی حرص و طمع داشت. او پول جمع می‌کرد و به هیچ‌کس چیزی نمی‌داد. روزی قدیس آندری او را در خیابان دید و مشاهده کرد که ماری هولناک دور گردن او پیچیده است. قدیس آندری دلش به حال او سوخت، به او نزدیک شد و شروع به پند دادن او کرد: «برادر، چرا جان خود را از دست داده‌ای؟ چرا خود را با دیو حرص و طمع بسته‌ای؟ چرا به او در درون خود جایگاه استراحت داده‌ای؟ چرا طلا جمع می‌کنی، گویی قرار است همراه تو به قبر برود و نه به دست دیگران؟ چرا با بخل خود، خویشتن را خفه می‌کنی؟ در حالی که دیگران از گرسنگی و تشنگی رنج می‌برند و از سرما هلاک می‌شوند، تو با دیدن انبوه طلای خود شادمانی می‌کنی! آیا این راه توبه است؟ آیا این مقام رهبانی است؟ آیا دیو خود را می‌بینی؟» در آن لحظه، چشمان روحانی راهب گشوده شد و دیو تاریک را دید و به‌شدت هراسان شد. دیو از راهب جدا شد و گریخت؛ زیرا قدرت آندری او را بیرون رانده بود. سپس فرشته‌ای بسیار درخشان از جانب خدا بر راهب ظاهر شد، زیرا قلب او به سوی نیکی تغییر کرده بود. او بلافاصله شروع کرد به توزیع طلای اندوخته خود میان فقیران و نیازمندان. از آن پس، او در همه چیز خدا را خشنود می‌کرد و بیش از گذشته جلال یافت.


تعمق

در پارسایی حزقیا و پاداش خدا به او تعمق کنید (دوم تواریخ ۳۰ و ۳۱):

۱. چگونه حزقیا آنچه را که در برابر خداوند، خدای او، نیکو و درست و حقیقی بود انجام داد (دوم تواریخ ۳۱:۲۰)؛
۲. چگونه قداست را به معبد خداوند بازگرداند و بت‌ها و بت‌پرستی را در میان قوم ریشه‌کن کرد؛
۳. چگونه خدا بر او رحمت آورد و او در همه امور کامیاب بود.


موعظه

درباره اراده پارسا در اراده خدا

«بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و در شریعت او شبانه‌روز تعمق می‌کند.» (مزمور ۱ :۲)

برادران، مبارک است آن انسان ــ و سه‌بار مبارک است ــ که اراده‌اش تسلیم اراده خداست؛ ذهنش هیچ چیزی برخلاف مشورت خدا نمی‌اندیشد؛ و قلبش هیچ چیزی برخلاف اراده خدا نمی‌خواهد. ذهن، سکان‌دار هم اراده و هم قلب است. اگر ذهن پیوسته به سوی خدا هدایت شود، آنگاه با اشتیاق، شب و روز در شریعت خدا تعمق خواهد کرد و «در مشورت شریران گام نخواهد زد» (مزمور ۱:۱)، بلکه حقیقت و مکاشفه همه آنچه را که در شریعت خداست خواهد جست. اگر ذهن چنین به سوی خدا هدایت شود، آنگاه قلب و اراده انسان نیز به‌سرعت به سوی خدا هدایت خواهند شد. سپس اراده، که اندام اجرایی انسان درونی است، تنها آنچه را انجام خواهد داد که مطابق اراده خدا و آنچه در شریعت خدا نوشته شده است باشد. آنگاه انسان «در راه گناهکاران نخواهد ایستاد» (مزمور ۱:۱) و «در جایگاه تمسخرکنندگان نخواهد نشست» (مزمور ۱:۱)؛ گناه نخواهد کرد و دیگران را نیز به گناه نخواهد کشاند. در آغاز این مزمور، نبی داوود انسانی را که سه شر مشخص را مرتکب نمی‌شود ستایش می‌کند و اکنون به ستایش او ادامه می‌دهد، زیرا دو کار نیک انجام می‌دهد. آن سه شر عبارت‌اند از: جست‌وجوی حکمت از یک گناهکار، زندگی کردن به شیوه یک گناهکار، و فاسد کردن دیگران با نمونه شرارت‌آمیز خویش. آن دو کار نیک عبارت‌اند از: هماهنگ کردن کامل اراده خود با شریعت خدا؛ و هدایت ذهن خود به سوی تعمق شبانه‌روزی در شریعت خدا. ای برادران من، ذهن همه کسانی که شریعت خدا را نمی‌شناسند، چه تأسف‌بار کم‌عمق است! عمق ذهن انسان با عمق شناخت او از شریعت خدا سنجیده می‌شود. ذهن کسی که در اسرار شریعت خدا تعمق می‌کند، عمیق، گسترده و بلندمرتبه است؛ و ذهن، سکان‌دار قلب و اراده است. ای برادران من، اراده کسی که اراده خود را تابع اراده خدا نمی‌کند، چه کم‌عمق، بی‌ثبات و بی‌بندوبار است! حقیقتاً که چه تأسف‌بار کم‌عمق، بی‌ثبات و بی‌بندوبار است. شریعت خدا چیست، ای برادران؟ بیان اراده خداست. این بیان را کجا می‌توان یافت؟ در کتاب مقدس و در سنت قدیسان کلیسای خدا. مبارک است کسی که اراده خدا را می‌شناسد و آن را به انجام می‌رساند.

ای خداوند خدا، بزرگ و قدرتمند، رحیم و عادل؛ ذهن‌های ما را به‌وسیله شریعت مقدس خود روشن ساز، تا اراده‌های خود را با اراده انسان‌دوستانه و نجات‌بخش تو هماهنگ کنیم. جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.

error: Content is protected !!