19 می (گریگوری) /1 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 17:‏19-‏28

[19] پس او را گرفته، به کوه مریخ بردند و گفتند: «آیا می‌توانیم یافت که این تعلیم تازه‌ای که تو می‌گویی، چیست؟ [20] چونکه سخنان غریب به گوش ما می‌رسانی. پس می‌خواهیم بدانیم از اینها چه مقصود است.» [21] امّا تمامی اهل آتن و بیگانگان ساکن آنجا جز برای گفت و شنید درباره چیزهای تازه وقتی نمی‌داشتند. [22] پس پولُس در وسط کوه مریخ ایستاده، گفت: «ای مردان آتن، شما را از هر جهت بسیار دیندار یافته‌ام، [23] زیرا چون می‌گشتم و معابد شما را نگاه می‌کردم، قربانگاهی یافتم که بر آن، نام خدای ناشناخته نوشته بود. پس آنچه را شما ناشناخته می‌پرستید، من به شما اعلام می‌نمایم. [24] خدایی که جهان و آنچه در آن است آفرید، چونکه او مالک آسمان و زمین است، در معابد ساخته شده به‌ دستها ساکن نمی‌باشد [25] و از دست مردم خدمت کرده نمی‌شود که گویا محتاج چیزی باشد، بلکه خود به همگان حیات و جان و تمامی چیزها می‌بخشد. [26] و هر قوم انسان را از یک خون ساخت تا بر تمامی روی زمین مسکن گیرند و زمانهای معین و حدود مسکنهای ایشان را تعیین فرمود [27] تا خدا را طلب کنند که شاید او را جستجو کرده، بیابند، با آنکه از هیچ‌ یکی از ما دور نیست. [28] زیرا که در او زندگی و حرکت و وجود داریم، چنانکه بعضی از شاعران شما نیز گفته‌اند که از نسل او می‌باشیم.

یوحنا 12:‏19-‏36

[19] پس فریسیان به یکدیگر گفتند: «نمی‌بینید که هیچ نفع نمی‌برید؟ اینک تمام عالم از پی او رفته‌اند!» [20] و از آن کسانی که در عید برای عبادت آمده بودند، بعضی یونانی بودند. [21] ایشان نزد فیلیپُس که از بِیت‌صیدای جلیل بود، آمدند و سؤال کرده، گفتند: «ای آقا، می‌خواهیم عیسی را ببینیم.» [22] فیلیپُس آمد و به آندریاس گفت و آندریاس و فیلیپُس به عیسی گفتند. [23] عیسی در جواب ایشان گفت: «آن ساعت رسیده است که پسر انسان جلال یابد. [24] به راستی به شما می‌گویم، اگر دانهٔ گندم که در زمین می‌افتد نمیرد، تنها ماند، لیکن اگر بمیرد، ثمر بسیار آورد. [25] کسی ‌که جان خود را دوست دارد، آن را هلاک کند و هر ‌که در این جهان جان خود را دشمن دارد، تا حیات جاودانی آن را نگاه خواهد داشت. [26] اگر کسی مرا خدمت کند، مرا پیروی بکند و جایی که من می‌باشم آنجا خادم من نیز خواهد بود؛ و هر ‌که مرا خدمت کند، پدر او را حرمت خواهد داشت. [27] الان جان من پریشان است و چه بگویم: ‘ای پدر، مرا از این ساعت رستگار کن.’؟ لکن به خاطر همین امر تا این لحظه رسیده‌ام. [28] ‌ای پدر اسم خود را جلال بده!» ناگاه صدایی از آسمان در‌ رسید که: «جلال دادم و باز جلال خواهم داد.» [29] پس گروهی که حاضر بودند، این را شنیده، گفتند: «رعد شد!» و دیگران گفتند: «فرشته‌ای با او صحبت کرد!» [30] عیسی در جواب گفت: «این صدا از برای من نیامد، بلکه برای شما. [31] اکنون داوری این جهان است و الان رئیس این جهان بیرون افکنده می‌شود. [32] و من اگر از زمین بلند کرده شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید.» [33] و این را گفت کنایه از آن نوع مرگ که می‌بایست بمیرد. [34] پس همه به او جواب دادند: «ما از تورات شنیده‌ایم که مسیح تا به ابد باقی می‌ماند. پس چگونه تو می‌گویی که پسر انسان باید بالا کشیده شود؟ کیست این پسر انسان؟» [35] آنگاه عیسی به ایشان گفت: «اندک زمانی نور با شماست. پس مادامی که نور با شماست، راه بروید تا ظلمت شما را فرو نگیرد؛ و کسی ‌که در تاریکی راه می‌رود، نمی‌داند به کجا می‌رود. [36] مادامی که نور با شماست به نور ایمان آورید تا پسران نور گردید.» عیسی چون این را بگفت، رفته خود را از ایشان مخفی ساخت.

تقویم قدیم
اِفِسُسیان 5:‏8-‏19

[8] زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن اکنون در خداوند نور می‌باشید. پس چون فرزندان نور رفتار کنید. [9] زیرا که میوهٔ نور در کمال، نیکویی و عدالت و حقیقت است. [10] و تشخیص دهید که پسندیدهٔ خداوند چیست. [11] و در کارهای بی‌ثمر ظلمت شریک مباشید، بلکه آنها را افشا کنید، [12] زیرا کارهایی که ایشان پنهانی می‌کنند، حتّی سخن از آنها هم زشت است. [13] لیکن هر چیزی که افشا شود، از نور آشکار می‌گردد، زیرا که هر چه آشکار می‌شود، نور است. [14] بنابراین می‌گوید: ‌ «ای تو که خوابیده‌ای، بیدار شده، از مردگان برخیز تا مسیح بر تو درخشد.» [15] پس باخبر باشید که چگونه به دقت رفتار نمایید، نه چون جاهلان، بلکه چون حکیمان. [16] و زمان را دریابید، زیرا این ‌روزها شریر است. [17] از این جهت بی‌فهم مباشید، بلکه بفهمید که ارادهٔ خداوند چیست. [18] و مست شراب مشوید که در آن هرزگی‌هاست، بلکه از روح پر شوید. [19] و با یکدیگر به مزامیر و نغمه‌ها و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و بخوانید.

متّی 18:‏10-‏20

[10] « بیایید که یکی از این کوچکان را حقیر مشمارید، زیرا شما را می‌گویم که فرشتگان ایشان دائم در آسمان روی پدر مرا که در آسمان است، می‌بینند. [11] زیرا که پسر انسان آمده است تا گم شده را نجات‌ بخشد. [12] شما چه گمان می‌برید، اگر کسی را صد گوسفند باشد و یکی از آنها گم شود، آیا آن نود و نه را به کوهسار نمی‌گذارد و به جستجوی آن گم شده نمی‌رود؟ [13] و اگر اتفاقاً آن را پیدا کند، به راستی به شما می‌گویم بر آن یکی بیشتر شادی می‌کند از آن نود و نه که گم نشده‌اند. [14] همچنین ارادهٔ پدر شما که در آسمان است، این نیست که یکی از این کوچکان هلاک گردد. [15] «و اگر برادرت به تو گناه کرده باشد، نزدش برو و میان خود و او خطایش را به او گوشزد کن. هرگاه سخن تو را گوش گرفت، برادر خود را به دست آوردی؛ [16] و اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود. [17] و اگر سخن ایشان را رد کند، به کلیسا بگو. و اگر کلیسا را قبول نکند، در نزد تو مثل اجنبی یا خراجگیر باشد. [18] به راستی به شما می‌گویم آنچه بر زمین بندید، در آسمان بسته شده باشد و آنچه بر زمین گشایید، در آسمان گشوده شده باشد. [19] باز به شما می‌گویم هرگاه دو نفر از شما در زمین درباره هر ‌چه که بخواهند متفق شوند، از جانب پدر من که در آسمان است، برای ایشان کرده خواهد شد. [20] زیرا جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در میان ایشان حاضرم.»

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس پاتریک، اسقف پروسا، همراه با سه کاهن: آکاکیوس، مِناندِر و پولیِنوس

آنان در شهر پروسای آسیایی، در زمان سلطنت جولیانِ مرتد، برای ایمان مسیحی رنج کشیدند. یونیوس، نمایندهٔ امپراتور، این قدیسان را به کنار چشمه‌ای آب گرم آورد و از پاتریک پرسید: «اگر خدایان ما، آسکلپیوس و دیگرانی که می‌پرستیم، این آب‌های شفابخش را نیافریده‌اند، پس چه کسی آن‌ها را آفریده است؟» پاتریک مقدس پاسخ داد: «خدایان شما دیو هستند، و این آب‌ها نیز مانند همه‌چیز دیگر، به‌وسیلهٔ مسیح خداوند، خدای ما، آفریده شده‌اند.» نماینده پرسید: «اگر تو را در این آب جوشان بیندازم، آیا مسیح تو نجاتت خواهد داد؟» قدیس پاسخ داد: «اگر اراده کند، می‌تواند مرا سالم و بی‌آسیب حفظ کند، هرچند من مشتاقم که در همین آب‌ها از این زندگی موقت جدا شوم تا جاودانه با مسیح زندگی کنم. اما ارادهٔ مقدس او انجام شود، زیرا بدون خواست او حتی یک تار مو از سر انسان نمی‌افتد.»

وقتی نماینده این سخنان را شنید، دستور داد پاتریک را در آب جوشان بیندازند. قطرات آب جوش به اطراف پاشید و بسیاری از حاضران را به‌شدت سوزاند، اما قدیس، که لبانش پیوسته در دعا بود، بی‌آسیب ماند؛ گویی در آب سرد ایستاده بود. نماینده با دیدن این صحنه، شرمنده و خشمگین شد و فرمان داد پاتریک و سه کاهن همراهش را با تبر گردن بزنند. آنگاه این پیروان بی‌گناه مسیح دعاهای خود را خواندند و سرهایشان را زیر تبر جلاد گذاشتند. پس از گردن زده شدن، جان‌های شادمان آنان به ملکوت نورانی مسیح صعود کرد تا برای همیشه سلطنت کنند.

قدیس یوحنا، اسقف گوت‌ها

یوحنا اسقفی در گرجستان بود، اما هنگامی که خانِ تاتار در گرجستان شروع به شکنجهٔ مسیحیان کرد، او برای چهار سال به میان گوت‌ها در بِسارابیا رفت و در آنجا زندگی کرد.

اسقف‌نشین گوت‌ها در زمان کنستانتینِ کبیر تأسیس شده بود. وقتی یوحنا از مرگ خان آگاه شد، به گرجستان بازگشت و با غیرت و دینداری گلهٔ خود را هدایت کرد. پیش از مرگش گفت: «حدود چهل روز دیگر، برای داوری همراه با خان خواهم رفت»؛ یعنی از طریق مرگ به پیشگاه خدا خواهد رفت. و همین‌گونه نیز شد: در روز چهلم درگذشت و به نزد خداوند رفت. او در قرن هشتم آرمید.

شاهزادهٔ مقدس ایوان (یوحنا) اهل وولوگدا

ایوان از جوانی مردی خداترس، بافضیلت و معجزه‌گر بود. عمویش، شاهزاده ایوان واسیلیویچ، او و برادرش دیمیتری را به زندان افکند، و آنان سی‌ودو سال در زندان ماندند. پیش از مرگ، ایوان راهب شد و نام ایگناتیوس را دریافت کرد.


سرود ستایش

شاهزادگان مقدس ایوان و دیمیتریِ وولوگدا

در سیاهچال تاریک، شاهزاده ایوان رنج می‌برد
همراه با برادرش دیمیتری، و به او پند می‌دهد:

«ای برادر، اندوهگین مباش؛
خود را با غصه‌ها فرسوده نکن.

برای انسانِ باایمان، زندان همچون دربار پادشاهی است.
دربارهٔ عموی ما بد سخن مگو، همان که ما بی‌گناهان را به زندان افکند.
آیا بدون ارادهٔ خدا ممکن است چنین چیزی رخ دهد—
که دو مخلوق خدا در تاریکی اسیر شوند؟

اگر عموی ما تنها به فکر خویش است،
خدا به فکر ماست تا جان‌های ما را نجات دهد.

انسانِ بی‌خرد فقط سود خود را می‌جوید،
اما خدا با عطایای خود، خوارشدگان را تسلی می‌دهد.

خدای رحیم از زندان نمی‌ترسد—
او بودن با اسیران را بر ایستادن کنار مغروران ترجیح می‌دهد.

ای برادر، خشمگین مباش و عموی ما را سرزنش نکن.
تنها خدا حقیقت میان ما را می‌داند.

عموی ما از راهی می‌رود، و ما از راهی دیگر نجات می‌یابیم.
خدا را پرستش کن، جلال از آنِ خدا باد!»


تأمل

پیشوایان بزرگ کلیسا، ستون‌های کلیسای ارتدوکس، نیک می‌دانستند که چگونه حِلم و قاطعیت را در منش خویش درآمیزند: حلم نسبت به پارسایان و توبه‌کنندگان، و قاطعیت نسبت به جنایتکارانِ سرکش.
در یک روز یک‌شنبه، پس از اجرای لیتورگی الهی، تِزار ایوان مخوف نزد متروپولیتن فیلیپ آمد تا از او برکت گیرد. متروپولیتن چنان وانمود کرد که تزار را نمی‌بیند و چشم به شمایل نجات‌دهنده دوخت. آجودان تزار به متروپولیتن نزدیک شد و گفت: «ای عالی‌جناب، فرمانروا در برابر شماست، او را برکت دهید.»
متروپولیتن به تزار نگریست و گفت: «ای تزار، از داوری خدا بترس. این‌جا، قربانی بی‌خون را به درگاه خداوند تقدیم می‌کنیم، و بیرون از محراب، خون مسیحیان بر زمین می‌ریزد. چند تن بی‌گناه باید رنج بکشند؟ تو بر تختی بلند نشسته‌ای، اما با این حال، تو نیز انسانی.»
تزار، خشمگین، متروپولیتن را به سکوت فراخواند، اما متروپولیتن پاسخ داد: «اگر خاموش بمانم، ایمانم کجاست؟»
و چون تزار به تهدید او پرداخت، متروپولیتن آرام گفت: «من مهمان و گذرنده‌ای در این زمینم، و آماده‌ام که در راه حقیقت رنج بکشم!»
پس از مدتی، تزار شریر، متروپولیتن را خفه کرد، اما نتوانست قدیس را خفه کند.


تعمق

تعمق درباره خداوند روح‌القدس به‌عنوان الهام‌بخش حکمت و حقیقت:
۱. چگونه او انبیا، بشارت‌دهندگان و رسولانی را که کتاب مقدّس را به الهام و هدایت او نوشتند، با حکمت و حقیقت آکنده ساخت؛
۲. چگونه او پدران مقدّسی را که کتاب مقدّس را به الهام و هدایت او تفسیر کردند، با حکمت و حقیقت سرشار ساخت.


موعظه

— درباره مردان مقدّس خدا —
« مردمان تحت نفوذ روح‌القدس از جانب خدا سخن‌ گفتند.» (دوم پطرس ۱: ۲۱).
این را پطرس رسول شهادت می‌دهد؛ همان‌که خود یکی از مردان مقدّس خدا بود، سنگ ایمان و سِلَحشور صلیب. او به‌عنوان مردی مقدّس، از تجربهٔ شخصی خود می‌گوید که چگونه مردان مقدّس خدا سخن گفتند و چه گفتند، و اعلام می‌دارد: «ایشان چون از روح‌القدس الهام یافتند، سخن گفتند.»
آن‌ها نه بر پایهٔ عقل و منطق خود سخن گفتند، نه بر اساس حافظه یا گمانه‌زنی‌های خویش، و نه از زبان‌آوری انسانی، بلکه سخن ایشان از روح و بر اساس هدایت روح‌القدس بود.
حکمت خدا از طریق آنان جاری شد و حقیقت خدا از زبان ایشان آشکار گردید.
کتاب مقدّس با «قلم دروغین کاتبان» نوشته نشد (ارمیا ۸ :۸)، بلکه به‌دست خادمان و برگزیدگان روح‌القدس نوشته شد.
نویسندگان کتاب مقدّس، مردانی نبودند که نوشتن حرفه‌شان باشد، بلکه مقدّسانی بودند که به هدایت و حتی الزام روح‌القدس، به نوشتن پرداختند.
بسیار اوقات، حتی با اکراه یا اعتراض، ناگزیر به نوشتن بودند، چنان‌که پیامبر مقدّس ارمیا شهادت می‌دهد و می‌گوید:
«او را اعلام نخواهم نمود و بار دیگر به اسم او سخن نخواهم گفت»، آنگاه در دل من همچون آتش افروخته شد و در استخوانهایم بسته گردید و از خودداری خسته شده، باز نتوانستم ایستاد.» (ارمیا ۲۰ :۹).
ای برادران من، کتاب مقدّس از انسان نیست، بلکه از خداست؛ از زمین نیست، بلکه از آسمان است؛ از جسم نیست، بلکه از روح است؛ آری، از خداوند روح‌القدس.
با الهام از حکمت و حقیقت روح‌القدس، این مردان مقدّس خدا نوشتند: پیامبران، بشارت‌دهندگان، رسولان، پدران، آموزگاران، پیشوایان کلیسا و شبانان.

ای روح‌القدس، ای روح حکمت و حقیقت، ما را با دم حیات‌بخش خود الهام ده، تا حکمت و حقیقت را بشناسیم و به‌یاری تو آن را به‌جا آوریم.
جلال و شکر همواره از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!