آیات روز
تقویم جدید
رومیان 8:22-27
[22] زیرا میدانیم که تمام خلقت تا الان با هم در آه کشیدن و درد زایمان میباشند. [23] و نه این فقط، بلکه ما نیز که نوبر روح را یافتهایم، در خود آه میکشیم در انتظار پسرخواندگی، یعنی خلاصی جسم خود. [24] زیرا که به امید نجات یافتیم، لیکن چون امید دیده شد، دیگر امید نیست، زیرا آنچه کسی بیند، چرا دیگر در امید آن باشد؟ [25] اما اگر امید چیزی را داریم که نمی بینیم، با صبر انتظار آن میکشیم. [26] و همچنین روح نیز ضعف ما را مدد می کند، زیرا که آنچه دعا کنیم به گونهای که میباید نمی دانیم، لیکن خود روح برای ما شفاعت میکند به نالههایی که نمیشود بیان کرد. [27] و او که جستجو کننده دلهاست، فکر روح را میداند، زیرا که روح برای مقدسین مطابق اراده خدا شفاعت میکند.
متّی 10:23-31
[23] و وقتی که در یک شهر بر شما جفا کنند، به دیگری فرار کنید زیرا به راستی به شما میگویم تا پسر انسان نیاید، از همه شهرهای اسرائیل فارغ نخواهید شد. [24] شاگرد از معلم خود والاتر نیست و نه غلام از آقایش برتر. [25] کافی است شاگرد را که چون استاد خویش گردد و غلام را که چون آقای خود شود. پس اگر صاحبخانه را بَعَلزَبول خواندند، چقدر زیادتر اهل خانهاش را. [26] پس از ایشان مترسید، زیرا چیزی نهان نیست که آشکار نشود و نه پوشیدهای که معلوم نشود. [27] آنچه در تاریکی به شما میگویم، در روشنایی بگویید، و آنچه در گوش شنوید، بر بامها اعلام کنید. [28] و از قاتلان جسم که قادر بر کشتن روح نیستند، مترسید، بلکه از او بترسید که قادر است روح و جسم را در جهنّم هلاک کند. [29] آیا دو گنجشک به یک پول سیاه فروخته نمیشود؟ و حال آنکه یکی از آنها جز به حکم پدر شما به زمین نمیافتد. [30] لیکن همهٔ مویهای سر شما نیز شمرده شده است. [31] پس ترسان مباشید، زیرا شما از گنجشکان بسیار برتر هستید.
تقویم قدیم
رومیان 15:7-16
[7] پس یکدیگر را بپذیرید، چنانکه مسیح نیز شما را پذیرفت برای جلال خدا. [8] زیرا میگویم مسیح خادم ختنه گردید به جهت راستی خدا تا وعدههای اجداد را استوار گرداند [9] و تا غیریهودیان خدا را تمجید نمایند به خاطر رحمت او، چنانکه نوشته شده است که «از این جهت تو را در میان قومها اقرار خواهم کرد و به نام تو تسبیح خواهم خواند.» [10] و نیز میگوید: «ای قومها، با قوم او شادمان شوید.» [11] و نیز: «ای همه قومها، خداوند را حمد گویید و ای تمامی ملّتها، او را تعریف کنید.» [12] و اِشَعیا نیز میگوید که: «ریشه یِسا خواهد آمد و آنکه برای حکمرانی ملّتها تعیین شود؛ امید ملّتها بر وی خواهد بود.» [13] الآن خدای امید، شما را از کمال خوشی و سلامتی در ایمان پر سازد تا به قوّت روحالقدس در امید افزوده گردید. [14] لیکن ای برادران من، خود نیز دربارهٔ شما یقین میدانم که شما خود از نیکویی پر و پر از کمال معرفت و قادر بر نصیحت نمودن یکدیگر هستید. [15] لیکن ای برادران، بسیار جسارت ورزیده، من خود نیز به شما اندکی نوشتم تا شما را یادآوری نمایم به سبب آن فیضی که خدا به من بخشیده است، [16] تا خادم مسیح عیسی شوم برای غیریهودیان و خدمت کهانت انجیل خدا را به جا آورم تا هدیه غیریهودیان مقبول افتد، مقدّس شده به روحالقدس.
متّی 12:38-45
[38] آنگاه بعضی از کاتبان و فریسیان در جواب گفتند: «ای استاد، میخواهیم از تو آیتی ببینیم.» [39] او در جواب ایشان گفت: «فرقهٔ شریر و زناکار آیتی میطلبند و به ایشان جز آیت یونس نبی داده نخواهد شد. [40] زیرا همچنانکه یونس سه شبانهروز در شکم ماهی بزرگ ماند، پسر انسان نیز سه شبانهروز در دل زمین خواهد بود. [41] مردمان نینوا در روز داوری با این نسل برخاسته، بر ایشان حکم خواهند کرد، زیرا که به موعظه یونس توبه کردند و اینک بزرگتری از یونس در اینجا است. [42] ملکهٔ جنوب در روز داوری با این نسل برخاسته، برایشان حکم خواهد کرد، زیرا که از آن سوی زمین آمد تا حکمت سلیمان را بشنود، و اینک شخصی بزرگتر از سلیمان در اینجا است. [43] و وقتی که روح پلید از آدمی بیرون آید، در طلب استراحت به جایهای بیآب گردش میکند و نمییابد. [44] پس میگوید ‘به خانهٔ خود که از آن بیرون آمدم، برمیگردم.’ و چون آید، آن را خالی و جاروب شده و تزیین یافته میبیند. [45] آنگاه میرود و هفت روح دیگر بدتر از خود را برداشته، میآورد و داخل گشته، ساکن آنجا میشوند و سرانجام آن شخص بدتر از آغازش میشود. همچنین به این فرقه شریر خواهد شد.»
مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس لئونتیوس
لئونتیوس در زمان امپراتور وسپاسیان، فرماندهٔ رومی شهر طرابلس در فینیقیه بود. او در یونان متولد شده بود و از نظر قامت بدنی بسیار بلند، نیرومند، قوی و در جنگها شجاع بود. هادریان، نایب امپراتوری، گروهی از سربازان را برای دستگیری لئونتیوس فرستاد، زیرا او دشمنی سرسخت و آزاردهندهٔ مسیحیان بود. هیپاتیوس، فرماندهٔ این گروه، در راه به تب شدیدی مبتلا شد و به همین سبب حرکت سپاه کند گردید. شبی فرشتهای از جانب خدا بر هیپاتیوس ظاهر شد و گفت: «اگر میخواهی شفا یابی، همراه با تمام سربازانت سه بار با تمام وجود به سوی آسمان فریاد بزن: “ای خدای لئونتیوس، مرا یاری کن!”» هیپاتیوس رؤیای خود را برای همراهانش بازگو کرد و همه با هم همانگونه که فرشته گفته بود فریاد زدند و در همان لحظه هیپاتیوس شفا یافت. این معجزه همه را شگفتزده کرد، اما بیش از همه شخصی به نام تئودولوس را تحت تأثیر قرار داد. هیپاتیوس و تئودولوس پیش از دیگر سربازان به جستجوی لئونتیوس رفتند. لئونتیوس با مهربانی از آنان پذیرایی کرد. هنگامی که ایمان خود به مسیح را برای آنان شرح میداد، دلهایشان از محبت مسیح شعلهور شد. در همان لحظه ابری نورانی بر هیپاتیوس و تئودولوس فرود آمد و شبنمی آسمانی بر آنان ریخت. این خودِ روحالقدس بود که این جانهای تازهتوبهکرده را تعمید میداد، و در همان هنگام لئونتیوس گفت: «به نام تثلیث اقدس: پدر، پسر و روحالقدس.»
هادریانِ شریر هنگامی که شنید هیپاتیوس و تئودولوس مسیحی شدهاند، فرمان داد بیرحمانه تازیانهشان بزنند و سپس با تبر سر از تنشان جدا کنند. بدینگونه این دو فرزند روحانیِ لئونتیوس در خداوند آرام گرفتند. سپس هادریان شکنجههای هولناکی برای لئونتیوس مقرر کرد، اما لئونتیوس در ایمان مقدس خود استوار ماند. تمام بدنش پوشیده از زخم شد، ولی او پیوسته دعا میکرد که خدا او را ترک نکند. در میان سختترین شکنجهها، فرشتهای از خداوند بر او ظاهر شد و او را دلگرمی و تسلی بخشید. سرانجام شکنجهگران شهید لئونتیوس را بر زمین انداختند و آنقدر او را زدند تا روح خود را به خدا سپرد. رنجهای این شهید مقدس را شخصی به نام نوتاریوس با چشمان خود مشاهده کرد. او تمام آنچه را دیده بود بر لوحهای سربی نوشت و آنها را در قبر شهید قرار داد.
لئونتیوس در سال ۷۳ میلادی با شرافت برای مسیح رنج کشید و به شهادت رسید.

قدیس لئونتیوسِ دارای موهبت بصیرت
لئونتیوس اصالتاً یونانی و اهل پلوپونز بود. او شصت سال در صومعهٔ دیونیسیو در کوه آتوس زندگی زاهدانه داشت و در سال ۱۶۰۵، در سن هشتاد و پنج سالگی، در خداوند آرام گرفت.
گفته میشود این قدیس تنها یک بار وارد صومعه شد و تنها یک بار نیز از آن خارج گردید؛ یعنی هنگامی که برای نخستین بار به دیونیسیو آمد و زمانی که پس از مرگش برای دفن او را از صومعه بیرون بردند. او دارای موهبت شگفتانگیز بصیرت و پیشگویی بود و پس از رحلتش از بقایای مقدس او مُرّ خوشبو جاری شد.
سرود ستایش
شهید مقدس لئونتیوس
لئونتیوس، با قلبی همچون شیر؛
قلبی شیرگونه و نامی شیرگونه.
از خدای خود شرم نکرد،
بلکه مسیح را در برابر همگان اعتراف نمود؛
مسیحِ خدا، نجاتدهندهٔ جهان.
او جوانی، قدرت و فرماندهی را ناچیز شمرد
به خاطر حقیقتِ مسیحِ مصلوب
و قیامکنندهٔ پرجلال از میان مردگان.
با چاپلوسی، احترام، تمجید و هدایا مورد تکریم قرار گرفت،
اما خدای خود را انکار نکرد.
تازیانه خورد، بر او آب دهان انداختند، بدنش را خراشیدند و مصلوبش کردند،
اما خدای خود را انکار نکرد.
بلکه هرچه شکنجه و تمسخر بیشتر میشد،
شعلهٔ ایمانش درخشانتر و فروزانتر میگردید.
امپراتوری روم و همهٔ نیروهای دوزخ
بر ضد او برخاسته بودند،
اما او میدانست که تنها نیست
و مسیح در کنار او ایستاده است.
ستونی سنگی در میان نیهای خشمگین،
ستونی از آتش در میان بندگان تاریکی.
او با ایمان خود مردم را به شگفتی واداشت؛
زندگی خویش را بخشید تا جاودانه زندگی کند.
تأمل
همانگونه که یک دانشمند با دقت فراوان پدیدههای طبیعی را بررسی میکند، ما نیز باید با دقتی حتی بیشتر، اعمال و جلوههای فیض خدا را بررسی کنیم. بنگر به آنچه یکی از پدران بزرگ روحانی دربارهٔ عملِ عشای ربانی شهادت میدهد. پدر جان کرونستات مینویسد:
«از بزرگی و قدرتِ حیاتبخشِ عشای ربانی در شگفتم. پیرزنی که خون بالا میآورد و چنان ناتوان بود که نمیتوانست غذا بخورد، از روزی که از من عشای ربانی گرفت شروع به بهبود کرد. دختری جوان که نزدیک مرگ بود، پس از عشای ربانی شروع به بهبودی، خوردن، نوشیدن و سخن گفتن کرد؛ در حالی که پیش از آن بیهوش بود، تشنج داشت و هیچ چیز نمیخورد و نمیآشامید.»
آه، اگر هر کاهن با دقت یک دانشمند و با محبت یک انسانِ دعاگو، مانند پدر جان، آثار فیضِ عشای ربانی را مشاهده و دنبال میکرد!
تعمق
درباره دگرگونیِ شگفتانگیزِ پسری که دیو او را آزار میداد، تفکر کن (متی ۱۷: ۱۴):
1. چگونه خداوند، دیو را توبیخ کرد و آن جوان شفا یافت؛
2. چگونه روح پلید نیز مرا گاهی به آتشِ شهوات و گاهی به آبِ جسمانیت میافکند؛
3. چگونه خداوند میتواند مرا نیز از افتادن در آتش و آب نجات دهد، اگر تنها با ایمان به او دعا کنم.
موعظه
-دربارهٔ بدهکاریِ خدا-
«کسی که بر فقیر ترحم کند، به خدا قرض میدهد،
و او پاداش عمل نیکش را خواهد داد.»
(امثال ۱۹: ۱۷)
فقیرِ نیازمند و ثروتمندِ بخشنده—هر دو خدا را بدهکار خود میسازند، اما تنها در صورتی که فقیر با نام خدا و با فروتنی درخواست کند و ثروتمند با نام خدا و با شفقت ببخشد.
هر کس که میگیرد باید بداند که آنچه میگیرد متعلق به خداست، و هر کس که میبخشد باید بداند که آنچه میبخشد نیز از آنِ خداست. چنین بخششی ارزش دارد و چنین دریافتنی نیز ارزش دارد.
همهٔ ما برهنه وارد این جهان میشویم و برهنه نیز از آن خارج خواهیم شد. همهٔ ما در برابر خدا گداییم، زیرا چیزی نداریم که از او دریافت نکرده باشیم. پس به فقیر همانگونه ببخش که خدا به تو بخشیده است. تو آنچه را که از دیگری نیست میگیری، و آن را به صاحب حقیقیاش بازمیگردانی هنگامی که صدقه میدهی. فقیر از اموال تو به تو نزدیکتر است، همانگونه که نزد خدا، هر انسان از تمام داراییهایش ارزشمندتر است. اگر ثروت به تو داده شده، برای آزمایش تو داده شده است—تا دل تو آزموده شود. تا خدا و همهٔ آسمانیان ببینند که آیا فهمیدهای این داراییها از کجاست و چرا به تو داده شده است.
خوشا به حال تو اگر بدانی که داراییات از خداست و متعلق به خداست. خوشا به حال تو اگر فقرا را همچون اعضای خانوادهٔ خود بدانی و از آنچه خدا به تو سپرده با آنان شریک شوی.
ای خداوند انساندوست، ذهن ما را بگشا تا راز رحمت تو را بفهمیم، و دلهای ما را همچون موم نرم کن، تا چون موم بسوزد و در پرتو رحمت وصفناپذیر تو بدرخشد.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.