آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 26:21- 27: 9
[21] زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون میآید، تا سزای گناهان ساکنان زمین را به ایشان برساند. پس زمین خونهای خود را مکشوف خواهد ساخت و کشتگان خویش را دیگر پنهان نخواهد نمود. [1] در آن روز، خداوند، به شمشیر سخت بزرگ محکم خود آن مار تیز رو لِویاتان را، و آن مار پیچیده لِویاتان را سزا خواهد داد و آن اژدها را که در دریا است، خواهد کشت. [2] در آن روز، برای آن تاکستان شراب بسرایید. [3] من که یهوه هستم، آن را نگاه میدارم، و هر دقیقه آن را آبیاری مینمایم. شب و روز آن را نگاهبانی مینمایم که مبادا هیچ کس به آن ضرر برساند. [4] خشمی ندارم. کاش که خس و خار با من به جنگ میآمدند، تا بر آنها هجوم آورده، آنها را با هم میسوزانیدم. [5] یا به قوتِ من میچسبید تا با من صلح بکند؛ با من صلح بکند. [6] در روزهای آینده یعقوب ریشه خواهد زد و اسرائیل غنچه و شکوفه خواهد آورد. و ایشان روی جهان را از میوه پر خواهند ساخت. [7] آیا او را زد به گونهای که دیگران او را زدند؟ یا کشته شد، به گونهای که کشتهشدگان او کشته شدند؟ [8] چون او را دور ساختی، به اندازه با او جر و بحث نمودی. با باد سخت خویش، او را در روز باد شرقی قطع ساختی. [9] بنابراین گناه یعقوب از این کفاره شده و رفع گناه او تمامی نتیجه آن است. چون تمامی سنگهای قربانگاه را مثل سنگهای آهک نرم شده میگرداند، آنگاه اَشیرهها و بتهای آفتاب دیگر برپا نخواهد شد.
پیدایش 9:18- 10: 1
[18] و پسران نوح که از کشتی بیرون آمدند، سام و حام و یافث بودند. و حام پدر کنعان است. [19] اینانند سه پسر نوح، و از ایشان مردم در تمامی پخش شدند. [20] و نوح به کشت زمین شروع کرد و تاکستانی کاشت. [21] و شراب نوشیده، مست شد و در خیمه خود عریان گردید. [22] و حام، پدر کنعان، برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد. [23] و سام و یافث، ردا را گرفته، بر کتف خود انداختند و پس پس رفته، برهنگی پدر خود را پوشانیدند. و روی ایشان به عقب بود که برهنگی پدر خود را ندیدند. [24] و نوح از مستی خود به هوش آمده، دریافت که پسر کوچکترش با او چه کرده بود. [25] پس گفت: «کنعان ملعون باد! برادران خود را بنده بندگان باشد.» [26] و گفت: «متبارک باد یهوه خدای سام! و کنعان، بنده او باشد. [27] خدا یافث را وسعت دهد، و در خیمه های سام ساکن شود، و کنعان بنده او باشد.» [28] و نوح بعد از طوفان، سیصد و پنجاه سال زندگانی کرد. [29] پس همه عمر نوح نهصد و پنجاه سال بود که مرد. [1] این است پیدایش پسران نوح، سام و حام و یافث. و از ایشان بعد از طوفان پسران متولد شدند.
امثال سلیمان 12:23- 13: 9
[23] مرد زیرک علم را مخفی میدارد، امّا دل احمقان حماقت را جار میزند. [24] دست شخص زرنگ سلطنت خواهد نمود، امّا مرد تنبل بندگی خواهد کرد. [25] اضطراب دل انسان، او را خم میسازد، امّا سخن نیکو او را شادمان خواهد گردانید. [26] مرد عادل برای همسایه خود راهنما میشود، امّا راه شریران ایشان را گمراه میکند. [27] مرد تنبل شکار خود را بریان نمیکند، امّا زرنگی، توانگری گرانبهای انسان است. [28] در طریق عدالت حیات است و در گذرگاههایش مرگ نیست. [1] پسر حکیم رهنمود پدر خود را اطاعت می کند، امّا استهزا کننده تهدید را نمیشنود. [2] مرد از میوه دهانش نیکویی را میخورد، امّا جان خیانتکاران، ظلم را خواهد خورد. [3] هر که دهان خود را نگاه دارد، جان خویش را محافظت نماید، امّا کسی که لبهای خود را بگشاید، هلاک خواهد شد. [4] شخص تنبل آرزو میکند و چیزی پیدا نمیکند. امّا شخص زرنگ فربه خواهد شد. [5] مرد عادل از دروغ گفتن نفرت دارد، امّا شریر رسوا و خجل خواهد شد. [6] عدالت کسی را که در طریق خود کامل است، محافظت میکند، امّا شرارت، گناهکاران را به زمین میزند. [7] هستند که خود را دولتمند میشمارند و هیچ ندارند، و هستند که خود را فقیر میانگارند و دولت بسیار دارند. [8] دولت شخص، بهای رهایی جان او خواهد بود، امّا فقیر تهدید را نخواهد شنید. [9] نور عادلان شادمان خواهد شد، امّا چراغ شریران خاموش خواهد گردید.
تقویم قدیم
اِشعیا 49:6-10
اِشعیا 49:6-10[6] پس او چنین میفرماید: «این چیز اندکی است که بنده من بشوی تا قبایل یعقوب را برپا کنی و نجات یافتگان اسرائیل را باز آوری. بلکه تو را نور ملتها خواهم گردانید و تا کرانهای زمین نجات من خواهی بود.» [7] خداوند که ولی و قدوس اسرائیل میباشد، به او که نزد مردم محقر و نزد ملت ها منفور و بنده حاکمان است ، چنین میگوید: «پادشاهان دیده، برپا خواهند شد و سروران سجده خواهند نمود، به خاطر خداوند که امین است و قدوس اسرائیل که تو را برگزیده است.» [8] خداوند چنین میگوید: «در زمان خشنودی تو را قبول نمودم و در روز نجات تو را یاری کردم. و تو را حفظ نموده عهد قوم خواهم ساخت تا زمین را بنا شده سازی و نصیبهای خراب شده را به ایشان تقسیم نمایی. [9] و به اسیران بگویی: ”بیرون روید.“ و به آنانی که در ظلمتند، خویشتن را آشکار سازید. و ایشان در راهها خواهند چرید و مرتعهای ایشان بر همه صحراهای کوهی خواهد بود. [10] گرسنه و تشنه نخواهند بود و حرارت و آفتاب به ایشان ضرر نخواهد رسانید، زیرا آنکه بر ایشان ترحم دارد، ایشان را هدایت خواهد کرد و نزد چشمه های آب ایشان را رهبری خواهد نمود.
پیدایش 31:3-16
[3] و خداوند به یعقوب گفت: «به زمین پدرانت و به زادگاه خویش مراجعت کن و من با تو خواهم بود.» [4] پس یعقوب فرستاده، راحیل و لیه را به صحرا نزد گله خود طلب نمود. [5] و به ایشان گفت: «روی پدر شما را می بینم که مثل سابق با من نیست، لیکن خدای پدرم با من بوده است. [6] و شما میدانید که به تمام قوت خود پدر شما را خدمت کردهام. [7] و پدر شما مرا فریب داده، ده مرتبه مزد مرا تغییر داد، ولی خدا او را نگذاشت که ضرری به من رساند. [8] هر گاه میگفت مزد تو خالدارها باشد، تمام گلهها خالدار میآوردند، و هرگاه میگفت مزد تو خطخطی باشد، همه گلهها خطخطی میزاییدند. [9] پس خدا اموال پدر شما را گرفته، به من داده است.» [10] و واقع شد هنگامی که گلهها جفتگیری میکردند که در خوابی چشم خود را باز کرده، دیدم اینک قوچهایی که با میشها جمع میشدند، خطخطی و خالدار و ابلق بودند. [11] و فرشته خدا در خواب به من گفت: «ای یعقوب!» گفتم: «گوش به فرمانم.» [12] گفت: «اکنون چشمان خود را باز کن و نگاه کن که همه قوچهایی که با میشها جمع میشوند، خطخطی و خالدار و ابلق هستند زیرا که آنچه لابان به تو کرده است، دیدهام. [13] من هستم خدای بیت ئیل، جایی که ستون را مسح کردی و با من نذر نمودی. الان برخاسته، از این زمین روانه شده، به زمین زادگاه خویش مراجعت نما.» [14] راحیل و لیه در جواب او گفتند: «آیا در خانه پدر ما، برای ما بهره یا میراثی باقی است؟ [15] مگر نزد او چون بیگانگان به حساب نمیآیم، زیرا که ما را فروخته است و نقدینه ما را به تمامی خورده. [16] زیرا تمام دولتی را که خدا از پدر ما گرفته است، از آن ما و فرزندان ماست، پس اکنون آنچه خدا به تو گفته است، به جا آور.»
امثال سلیمان 21:3-21
[3] عدالت و انصاف را به جا آوردن نزد خداوند از قربانیها پسندیدهتر است. [4] چشمان بلند و دل متکبّر و چراغ شریران، گناه است. [5] فکرهای مرد زرنگ به طور کامل به فراخی میانجامد، امّا هر که عجول باشد برای احتیاج عجله میکند. [6] کسب گنجها به زبان دروغگو، بخاری است بلند شده بر هوا برای جویندگان مرگ. [7] ظلم شریران ایشان را به هلاکت میاندازد، زیرا که از به جا آوردن انصاف خودداری مینمایند. [8] طریق مردی که زیر بار گناه باشد، بسیار کج است، امّا کارهای مرد پاک، درست است. [9] در گوشه پشت بام ساکن شدن بهتر است از ساکن بودن با زن ستیزهگر در خانه مشترک. [10] جان شریر مشتاق شرارت است همسایهاش در چشمان او ترحم نمییابد. [11] چون استهزاکننده تنبیه شود، جاهلان حکمت میآموزند و چون مرد حکیم تربیت یابد، معرفت را کسب مینماید. [12] مرد عادل در خانه شریر دقّت میکند که چگونه اشرار به تباهی سرنگون میشوند. [13] هر که گوش خود را از فریاد فقیر میبندد، او نیز فریاد خواهد کرد و شنیده نخواهد شد. [14] هدیهای مخفیانه خشم را فرو مینشاند و رشوهای در بغل، غضب سخت را. [15] انصاف کردن، شادی عادلان است، امّا باعث پریشانی بدکاران میباشد. [16] هر که از طریق تعقّل گمراه شود، در جماعت مردگان ساکن خواهد گشت. [17] هر که عیش را دوست دارد، محتاج خواهد شد و هر که شراب و روغن را دوست دارد، دولتمند نخواهد گردید. [18] شریران بهای رهایی عادلان میشوند و خیانتکاران به عوض راستان. [19] در زمین بایر ساکن بودن بهتر است از بودن با زن ستیزهگر و جنگجوی. [20] در منزل حکیمان گنج مرغوب و روغن است، امّا مرد احمق آنها را تلف میکند. [21] هر که عدالت و رحمت را پیروی کند، حیات و عدالت و جلال خواهد یافت.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس سیریل، اسقف اعظم اورشلیم
سیریل در زمان سلطنت کنستانتین کبیر در اورشلیم متولد شد و در دوران حکومت تئودوسیوس کبیر درگذشت (۳۱۵–۳۸۶). او در سال ۳۴۶ به مقام کاهنی منصوب شد و در سال ۳۵۰ پس از ماکسیموسِ مکرم، پاتریارک اورشلیم، بر تخت اسقفی نشست. در سه نوبت از مقام خود خلع و به تبعید فرستاده شد. سرانجام در زمان تئودوسیوس بازگشت، اما دوباره به مقام خود بازگردانده نشد. هشت سال در آرامش زندگی کرد و سپس جان خود را به خداوند سپرد.
او دو مبارزه دشوار را پشت سر گذاشت: یکی بر ضد آریانیان که در زمان کنستانتیوس، پسر کنستانتین، قدرت یافته بودند؛ و دیگری در دوران جولیان مرتد، بر ضد این خائن و یهودیان. در دوره تسلط آریانیان، در روز پنطیکاست، نشان صلیب که از خورشید درخشانتر بود، بر فراز اورشلیم و کوه زیتون پدیدار شد و از ساعت نه صبح به مدت چند ساعت باقی ماند. این پدیده که همه ساکنان اورشلیم آن را دیدند، به صورت مکتوب به امپراتور کنستانتیوس گزارش شد و نقش بزرگی در تثبیت ارتدکس بر بدعتگذاران ایفا کرد.
در زمان آن مرتد نیز نشانهای دیگر رخ داد. جولیان برای تحقیر مسیحیان، یهودیان را ترغیب کرد تا معبد سلیمان را بازسازی کنند. سیریل به درگاه خدا دعا کرد تا از این کار جلوگیری کند. زمینلرزهای هولناک رخ داد و هر آنچه تازه ساخته شده بود را ویران کرد. یهودیان دوباره دست به بازسازی زدند، اما باز هم زمینلرزهای رخ داد که نه تنها بنای تازه را ویران کرد، بلکه سنگهای قدیمی زیرینِ نگهدارنده معبد را نیز واژگون و پراکنده ساخت. بدینسان سخنان خداوند تحقق یافت: «سنگی بر سنگی باقی نخواهد ماند که واژگون نگردد» (مرقس ۱۳: ۲، لوقا ۲۱: ۶).
از میان نوشتههای فراوان این پدر مقدس، اثر «تعلیمات تعمیدی» (Catechetical Discourses) تا امروز بهجا مانده است؛ اثری برجسته که ایمان و عمل ارتدکس را تأیید میکند. این قدیس شبان بزرگی یگانه و زاهدی عظیم بود. او فروتن، متواضع، از روزه بسیار رنجور و رنگپریده بود. پس از زندگیای سرشار از رنجها و مبارزات شریف برای ایمان ارتدکس، سیریل در آرامش درگذشت و در سراهای جاودان خداوند مسکن گزید.

قدیس حنانیای معجزهگر
حنانیا در خلقدون متولد شد. او از نظر قد کوتاه بود، همچون زکایِ قدیم، اما در روح و ایمان بزرگ بود. در پانزدهسالگی از جهان کناره گرفت و در کلبهای نزدیک رود فرات ساکن شد. در آنجا به درگاه خدا دعا میکرد و برای گناهان خود کفاره میداد؛ ابتدا همراه با استادش مایوم و پس از مرگ استاد، به تنهایی. به قدرت دعاهایش، چاهی خشک را پرآب ساخت، بیماران گوناگون را شفا داد و حیوانات وحشی را رام کرد. شیری رام او را همراهی میکرد و همواره در خدمتش بود. او آینده را تشخیص میداد.
روزی پیونیوس، که بر ستونی ریاضت میکشید، در فاصلهای دور از حنانیای قدیس مورد حمله دزدان قرار گرفت و بهشدت مضروب شد. آن راهب ستونی تصمیم گرفت از ستون پایین آید و نزد داوران شکایت کند. قدیس حنانیا روح و نیت او را دریافت و نامهای برایش فرستاد که شیرش آن را رساند. در آن نامه او را اندرز داد که از تصمیم خود دست بردارد، مهاجمانش را ببخشد و در ریاضت خود پایدار بماند. محبت و بخشندگی او وصفناپذیر بود. اسقف نئوقیصریه الاغی به او هدیه داد تا حمل آب از رودخانه برایش آسان شود، اما او آن را به مرد فقیری بخشید که از تنگدستی خود شکایت کرده بود. اسقف بار دیگر الاغی به او داد و او آن را نیز بخشید. سرانجام اسقف سومین الاغ را به او داد، نه تنها برای حمل آب، بلکه با این شرط که از آن نگهداری کند و بازگرداند.
پیش از مرگش، حنانیا موسی، هارون و اور (یک زاهد مصری) را دید که به سویش میآیند و او را صدا میزنند: «حنانیا، خداوند تو را میخواند؛ برخیز و با ما بیا.» او این رؤیا را برای شاگردانش بازگو کرد و جان خود را به خداوندی سپرد که با وفاداری خدمتش کرده بود. او در ۱۱۰ سالگی زندگی زمینی خود را به پایان رساند.
سرود ستایش
قدیس سیریل از اورشلیم
یک چراغ بزرگِ حرم در مقابل قربانگاه میدرخشد،
و یک چراغ کوچکِ حرم با شعلهای کوچکتر،
اما یکی و دیگری نور یکسانی از خود ساطع میکنند
و در برابر یک خدای واحد، با درخششی میتابند.
هر دو، قدیسان بزرگ و قدیسان کوچکتر
با شعله یکسانِ مسیح شعله ور شده اند.
در میان قدیسان بزرگ، یک چراغ بزرگِ حرم،
کلیسای مقدس قدیس سیریل را بر میشمارد.
ایمان را او توضیح داد و تأیید کرد،
هر آنچه را که در کلام گفت، با زندگـیِ خود تأیید کرد..
کلام او از روح القدس بود،
و زندگـیاش، انعکاسی از شعله آسمان.
آریوس را شرمنده کرد و جولیان را درهم شکست،
و برای بسیاری از ذهن های بیمار مرهم بود.
از کلامی به کلامی، او به مسیح ایمان داشت.
بنابراین کلام او مانند طلا طنین انداز میشود.
و امروزه نیز، ضعیفان و کم ایمانان را،
تشویق میکند و ایمانداران راستین به مسیح را شادمان می سازد.
به همین دلیل است که کلیسا سیریل را تجلیل و تکریم میکند،
در طول قرنها، نام سیریل طنین انداز میشود.
تأمل
بسیاری از افراد انتقام جو وجود دارند که فکر میکنند زمان عظمت را برای مسیح به ارمغان آورد، و اینکه چگونه، در قرون اولیه مسیحیت، خداوند به اندازه ای که در دوران بعد مورد توجه بود، مورد توجه نبود. هیچ چیز آسانتر از خاموش کردن این نادرستی نیست. در اینجا نحوه نوشتن قدیس سیریل از اورشلیم در مورد خداوند مسیح آمده است: «این اوست که هست و اوست که بود، [او] هم ذات با پدر است، [او] یگانه مولود است، [او] به همان اندازه بر تخت سلطنت نشسته است، [او] در قدرت برابر است، [او] قادر مطلق است، [او] بدون آغاز است، [او] مخلوق نیست، [او] تغییر ناپذیر است، [او] غیرقابل توصیف است، [او] ناپیدا است، [او] غیرقابل بیان است، [او] غیرقابل فهم است، [او] غیرقابل اندازه گـیری است، [او] غیر قابل درک است، [او] نامحدود است. او “تابش جلال [پدر] خود” است (عبرانیان ۱: ۱۳). او خالق [نویسنده] مادۀ همۀ چیزهای خلق شده است. او نور از نور است، که از سینۀ پدر میتابد. او خدای خدایان است “که این است خدا، خدای ما تا ابدالآباد” (مزامیر ۴۸: ۱۴)، و خدا از خدا که به ما شناختِ خود را میدهد. او چشمه حیات است “زیرا چشمه حیات نزد توست” (مزامیر ۳۶: ۹)، که از چشمه حیات پدر جاری ی است. او رودخانه خداست. “نهری است که جویهای آن شهر خدا را شاداب میگرداند” (مزامیر ۴۶: ۴)، “نهر خدا از آب پر است” (مزامیر ۶۵: ۹) که از بینهایت خدا بیرون میآید اما از او جدا نیست. او خزانه هدایای نیکوی پدر و برکات بی پایان است. او آب زندهای است که به جهان زندگـی میبخشد. “امّا هر که از آبی که من به او میدهم بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد؛ آبی که من به او میدهم در او تبدیل به چشمهای از آب خواهد شد که تا زندگـیِ جاودانه میجوشد” (انجیل یوحنا ۴: ۱۴). او نور نامخلوقی است که مولود است اما از خورشید اول جدا نیست. او خدای کلمه [لوگوس] است. “در ابتدا کلمه بود، و کلمه نزد خدا بود، و کلمه خدا بود” (انجیل یوحنا ۱: ۱)، کسی که با یک کلمه [او] همه چیز را از نیستی به وجود آورد. “همه چیز از طریق او به وجود آمد، و بدون او هیچ چیز به وجود نیامد” (انجیل یوحنا ۱: ۳). این اوست که ما را به صورت خدا آفرید و اکنون خود را به صورت ما انسان کرده است، اما در عین حال خداست. حتی امروز، پس از شانزده قرن از نوشته شدن این اعتراف ایمان، کلیسای ارتدوکس به همین ایمان، کلمه به کلمه و حرف به حرف پایبند آن است.
تعمق
تعمق در خداوند عیسی مسیح، آنگاه که بر صلیب مورد تمسخر قرار گرفت:
۱. چگونه این عنوان را بالای سر او نوشتند: «پادشاه یهودیان»؛
۲. چگونه رهگذران او را استهزا میکردند، سرهای خود را تکان میدادند و بر او ناسزا میگفتند؛
۳. چگونه حتی آن دزد بر صلیب نیز او را دشنام داد؛
۴. چگونه در طول قرنها، آزاردهندگان مسیحیان او را مورد تمسخر قرار دادهاند.
موعظه
-درباره پادشاهی که نمیخواهد با ارتش از خود دفاع کند-
“مگر نمیدانی که میتوانم از پدرم درخواست کنم تا هزاران فرشته به کمک من بفرستد؟ ” ( متی ۲۶: ۵۳).
اینگونه گفت خداوند به شاگردی که شمشیر کشید تا از استاد خود در باغ جِتسیمانی دفاع کند. از این سخنان واضح است که خداوند میتوانست، اگر میخواست، نه تنها در برابر یهودا و همراهانش، در برابر نگهبانان، بلکه در برابر پیلاطس و رهبران یهود نیز از خود دفاع کند. زیرا قدرت یک فرشته بیشتر از بزرگترین ارتش مردان است، چه رسد به قدرت دوازده هزار لژیون فرشتگان.
خداوند نمیخواست این کمک را از پدر بخواهد. او در دعای خود در جتسیمانی به پدرش گفت: “آنچه اراده توست انجام شود” ( متی ۲۶: ۴۲). با این سخن، او بلافاصله اراده پدر را دانست و اینکه لازم است او به رنج کشیدن سپرده شود. او با اراده پدر موافق بود و در مسیر رنج کشیدن گام برداشت. لازم بود که پس زمینه تاریک تر به تصویر کشیده شود تا رستاخیز روشن تر باشد. لازم بود به شر اجازه داده شود تا جایی که میتواند رقابت کند تا پس از آن منفجر شود و به هیچ تبدیل شود. لازم بود به شر اجازه داده شود تا بلند فریاد بزند تا اندکی بعد، به زودی، در برابر رستاخیز معجزه آسا لال شود. لازم بود که تمام اعمال شیطانی انسان علیه خدا آشکار شود تا بتوانند عشـق و رحمت خدا را نسبت به بشر ببینند و ارزیابی کنند. فرشتگان خدا برای دفاع از مسیح در برابر یهودیان فرستاده نشدند. بلکه فرشتگان خدا، پس از سه روز، برای اعلام رستاخیز مقدس مسیح فرستاده شدند.
ای خداوند، قادر مطلق و بخشنده، بر ما رحم فرما و ما را نجات ده!
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.