18 فوریه (گریگوری) /3 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یوئیل 2: 12-26

[12] و لکن الان خداوند میگوید با تمامی دل وبا روزه و گریه و ماتم بسوی من بازگشت نمایید. [13] و دل خود را چاک کنید نه رخت خویش را وبه یهوه خدای خود بازگشت نمایید زیرا که اورئوف و رحیم است و دیرخشم و کثیراحسان و ازبلا پشیمان میشود. [14] که میداند که شایدبرگردد و پشیمان شود و در عقب خود برکتی واگذارد، یعنی هدیه آردی و هدیه ریختنی برای یهوه خدای شما. [15] در صهیون کرنا بنوازید وروزه را تعیین کرده، محفل مقدس را ندا کنید. [16] قوم را جمع کنید، جماعت را تقدیس نمایید، پیران و کودکان و شیرخوارگان را فراهم آورید. داماد از حجره خود و عروس از حجله خویش بیرون آیند. [17] کاهنانی که خدام خداوند هستنددر میان رواق و مذبح گریه کنند و بگویند: «ای خداوند بر قوم خویش شفقت فرما و میراث خویش را به عار مسپار، مبادا امتها بر ایشان حکمرانی نمایند. چرا در میان قومها بگویند که خدای ایشان کجا است؟» [18] پس خداوند برای زمین خود به غیرت خواهد آمد و بر قوم خویش شفقت خواهد نمود. [19] و خداوند قوم خود را اجابت نموده، خواهدگفت: «اینک من گندم و شیره و روغن را برای شمامی فرستم تا از آنها سیر شوید و شما را بار دیگردر میان امتها عار نخواهم ساخت. [20] و لشکرشمالی را از شما دور کرده، به زمین خشک ویران خواهم راند که مقدمه آن بر دریای شرقی وساقهاش بر دریای غربی خواهد بود و بوی بدش بلند خواهد شد و عفونتش برخواهد آمد زیراکارهای عظیم کرده است.» [21] ای زمین مترس! وجد و شادی بنما زیرایهوه کارهای عظیم کرده است. [22] ای بهایم صحرا مترسید زیرا که مرتع های بیابان سبز شد ودرختان میوه خود را آورد و انجیر و مو قوت خویش را دادند. [23] ای پسران صهیون در یهوه خدای خویش وجد و شادی نمایید، زیرا که باران اولین را به اندازهاش به شما داده است وباران اول و آخر را در وقت برای شما بارانیده است. [24] پس خرمن از گندم پر خواهد شد ومعصرهها از شیره و روغن لبریز خواهد گردید. [25] و سالهایی را که ملخ و لنبه و سوس و سن یعنی لشکر عظیم من که بر شما فرستاده بودم خوردندبه شما رد خواهم نمود. [26] و غذای بسیارخورده، سیر خواهید شد و اسم یهوه خدای خودرا که برای شما کارهای عجیب کرده است، تسبیح خواهید خواند و قوم من تا به ابد خجل نخواهند شد.

یوئیل 3: 12-21

[12] امتها برانگیخته شوند و به وادی یهوشافاط برآیند زیرا که من در آنجا خواهم نشست تا بر همه امت هایی که به اطراف آن هستند داوری نمایم. [13] داس را پیش آورید زیراکه حاصل رسیده است. بیایید پایمال کنید زیراکه معصرهها پر شده و چرخشتها لبریز گردیده است چونکه شرارت شما عظیم است. [14] جماعتها، جماعتها در وادی قضا! زیرا روزخداوند در وادی قضا نزدیک است. [15] آفتاب وماه سیاه میشوند و ستارگان تابش خود رابازمی دارند. [16] و خداوند از صهیون نعره میزندو آواز خود را از اورشلیم بلند میکند و آسمان وزمین متزلزل میشود، اما خداوند ملجای قوم خود و ملاذ بنیاسرائیل خواهد بود. [17] پس خواهید دانست که من یهوه خدای شما در کوه مقدس خویش صهیون ساکن میباشم و اورشلیم مقدس خواهد بود و بیگانگان دیگر از آن عبور نخواهند نمود. [18] و در آن روزکوهها عصیر انگور را خواهند چکانید و کوهها به شیر جاری خواهد شد و تمامی وادیهای یهودا به آب جاری خواهد گردید و چشمهای از خانه خداوند بیرون آمده، وادی شطیم را سیراب خواهد ساخت. [19] مصر ویران خواهد شد و ادوم به بیابان بایر مبدل خواهد گردید، بهسبب ظلمی که بر بنی یهودا نمودند و خون بیگناهان را درزمین ایشان ریختند. [20] و یهودا تا ابدالابادمسکون خواهد شد و اورشلیم تا دهرهای بسیار.
[21] من انتقام خون قوم خود را خواهم گرفت و از تقصیر کسانی که بر آنها ظلم کردند، نخواهم گذشت. من در اورشلیم با قوم خود ساکن خواهم شد.»

تقویم قدیم
اشعیا 5: 7-16

[7] زیرا که تاکستان یهوه صبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند. و برای انصاف انتظارکشید و اینک تعدی و برای عدالت و اینک فریادشد. [8] وای بر آنانی که خانه را به خانه ملحق ومزرعه را به مزرعه ملصق سازند تا مکانی باقی نماند. و شما در میان زمین به تنهایی ساکن میشوید. [9] یهوه صبایوت در گوش من گفت: «به درستی که خانه های بسیار خراب خواهد شد، وخانه های بزرگ و خوش نما غیرمسکون خواهدگردید. [10] زیرا که ده جفت گاو زمین یک بت خواهد آورد و یک حومر تخم یک ایفه خواهدداد.» [11] وای بر آنانی که صبح زود برمی خیزند تادرپی مسکرات بروند، و شب دیر مینشینند تاشراب ایشان را گرم نماید [12] و در بزمهای ایشان عود و بربط و دف و نای و شراب میباشد. اما به فعل خداوند نظر نمی کنند و به عمل دستهای وی نمی نگرند. [13] بنابراین قوم من بهسبب عدم معرفت اسیر شدهاند و شریفان ایشان گرسنه وعوام ایشان از تشنگی خشک گردیده. [14] از این سبب هاویه حرص خود را زیاد کرده و دهان خویش را بیحد باز نموده است و جلال وجمهور و شوکت ایشان و هرکه در ایشان شادمان باشد در آن فرو میرود. [15] و مردم خم خواهندشد و مردان ذلیل خواهند گردید و چشمان متکبران پست خواهد شد. [16] و یهوه صبایوت به انصاف متعال خواهد بود و خدای قدوس به عدالت تقدیس کرده خواهد شد.

پیدایش 4: 8-15

[8] و قائن با برادر خود هابیل سخن گفت. و واقع شد چون در صحرا بودند، قائن بر برادر خودهابیل برخاسته او را کشت. [9] پس خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمی دانم، مگر پاسبان برادرم هستم؟» [10] گفت: «چه کردهای؟ خون برادرت از زمین نزد من فریادبرمی آورد! [11] و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را باز کرد تا خون برادرت را ازدستت فرو برد. [12] هر گاه کار زمین کنی، هماناقوت خود را دیگر به تو ندهد. و پریشان و آواره در جهان خواهی بود.» [13] قائن به خداوند گفت: «عقوبتم از تحملم زیاده است. [14] اینک مراامروز بر روی زمین مطرود ساختی، و از روی تو پنهان خواهم بود. و پریشان و آواره درجهان خواهم بود و واقع میشود هرکه مرایابد، مرا خواهد کشت.» [15] خداوند به وی گفت: «پس هرکه قائن را بکشد، هفت چندان انتقام گرفته شود.» و خداوند به قائن نشانیای داد که هرکه او را یابد، وی را نکشد.

امثال 5: 1-15

[1] ای پسر من، به حکمت من توجه نما، و گوش خود را به فطانت من فراگیر، [2] تاتدابیر را محافظت نمایی، و لبهایت معرفت رانگاه دارد. [3] زیرا که لبهای زن اجنبی عسل رامی چکاند، و دهان او از روغن ملایم تر است. [4] لیکن آخر او مثل افسنتین تلخ است و برنده مثل شمشیر دودم. [5] پایهایش به موت فرو میرود، وقدمهایش به هاویه متمسک میباشد. [6] به طریق حیات هرگز سالک نخواهد شد. قدمهایش آواره شده است و او نمی داند. [7] و الانای پسرانم مرابشنوید، و از سخنان دهانم انحراف مورزید. [8] طریق خود را از او دور ساز، و به در خانه اونزدیک مشو. [9] مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی، و سالهای خویش را به ستم کیشان. [10] و غریبان از اموال تو سیر شوند، و ثمره محنت تو به خانه بیگانه رود. [11] که در عاقبت خودنوحه گری نمایی، هنگامی که گوشت و بدنت فانی شده باشد، [12] و گویی چرا ادب را مکروه داشتم، و دل من تنبیه را خوار شمرد، [13] و آواز مرشدان خود را نشنیدم، و به معلمان خود گوش ندادم. [14] نزدیک بود که هر گونه بدی را مرتکب شوم، در میان قوم و جماعت. [15] آب را از منبع خود بنوش، و نهرهای جاری را از چشمه خویش.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس لئوی اوّل، پاپ روم

لئو در ایتالیا از والدینی دیندار زاده شد. او نخست به‌عنوان شماس اعظم در زمان پاپ سیکستوس سوم خدمت می‌کرد و پس از درگذشتِ سیکستوس، برخلاف میل خود به کرسی پاپِ روم برگزیده شد. هنگامی که آتیلا به‌همراه هون‌ها به نزدیکی روم رسید و آماده بود شهر را ویران و به آتش بکشد، لئو با جامه‌های اسقفی خود به پیشواز او رفت. او خشمِ فرمانروای هون‌ها را فرو نشاند و نابودی روم را دفع کرد. آتیلا سخنان این مرد مقدس را پذیرفت، اما همچنین از رؤیایی هراسان شد که در آن رسولان پطرس و پولس را دید که در کنار لئو ایستاده بودند و با شمشیرهای شعله‌ور او را تهدید می‌کردند.

قدیس لئو نه‌تنها روم را نجات داد، بلکه سهم بزرگی در حفظ ایمان ارتدوکسی در برابر بدعتِ اوتیخِس و دیوسکوروس داشت. این بدعت در آمیختنِ ذاتِ الهی و انسانیِ مسیح در یک ذات واحد و در نتیجه، انکارِ دو اراده در شخصِ خداوندِ نجات‌دهنده بود. به همین سبب، شورای چهارم جهانی (کالسدون، ۴۵۱) تشکیل شد و در آن، رسالهٔ قدیس لئو قرائت گردید. لئو این رساله را نوشته و آن را بر مزارِ قدیس پطرس نهاده بود تا اصلاح شود.

پیش از مرگ، لئو چهل روز را با روزه و دعا بر مزارِ قدیس پطرس گذراند و از او می‌خواست که به وی اعلام کند آیا گناهانش آمرزیده شده‌اند یا نه. رسول پطرس بر او ظاهر شد و گفت که همهٔ گناهانش آمرزیده شده‌اند، جز گناهانی که در هنگام دست‌گذاریِ کاهنان مرتکب شده بود (که از این‌رو روشن می‌شود دست‌گذاریِ شخصِ نالایق چه گناه سنگینی است). قدیس بار دیگر به دعا افتاد تا به او گفته شد که همان گناهان نیز آمرزیده شده‌اند. او به‌آرامی جان خود را به خداوند سپرد. قدیس لئو در سال ۴۶۱ آرمید.

قدیس فلاویان

فلاویان پس از قدیس پروکلوس به پاتریارکی کونستانتینوپل رسید و هم‌دورانِ پاپ لئو بود. او با قاطعیت علیه اوتیخِس و دیوسکوروس جنگید، اما پیروزی ایمان ارتدوکسی را در شورای چهارم جهانی ندید؛ زیرا پیش از آن، در شورایی بدعت‌آمیز در افسُس، چنان بی‌رحمانه مورد ضرب‌وشتم و لگدمال شدن قرار گرفت که همان‌جا جان سپرد. فلاویان سربازی وفادار به مسیح بود—مدافعی دلیر و معترفِ ایمان ارتدوکسی. او در سال ۴۴۹ آرمید.


سرود ستایش

قدیس فلاویان

«چون غرور آید، ننگ نیز در پیِ آن می‌آید.»
این کلامِ خداست، و درسِ زندگی.
بدعت‌گذاران که بودند؟ فرزندانِ غرور.
چه می‌خواستند؟ آوردنِ ننگ.
از همین‌رو ناچار شدند ننگ را تحمل کنند.

اوتیخِس به یاریِ خواجه امید بست؛
فلاویان به یاریِ روحِ خدا امید داشت.
غرور همواره پیشاپیشِ سقوط می‌آید:
اوتیخِس نابود شد و فلاویان پیروز گشت.

امیدِ دیوسکوروس به مشتِ خود بود؛
از همین‌روست که همهٔ نسل‌ها او را خوار می‌شمارند.
فلاویان، که زده شد و زیر پا لگدمال گشت،
اکنون بر زمین جلال یافته و در آسمان مبارک است.

او حقیقت را بی‌هراس و بی‌وقفه دفاع کرد.
حقیقت استوار ماند، و او از هیچ‌چیز نترسید.
لئوی رومی یاریِ شیری‌سانِ خویش را به او رساند،
در دفاع از چهرهٔ تابناکِ مسیح.

این دو اسقف، و اوولوگیوسِ سوم،
کلیسا را به سوی پیروزی و شادی هدایت کردند.
بدون چنین روح هایی، کلیسا چه می‌بود؟
پرنده‌ای زخمی با بال‌هایی شکسته.


تأمل

با دشواری‌های بسیار و با تلاش و فداکاری‌های بیشتر، علف‌های هرزِ بدعت از گندم حقیقت ارتدکس جدا شدند. بدعت‌گذاران همیشه از روش‌های پست و افراد متوسط برای تضعیف ارتدکس استفاده کرده‌اند. اِوتیحیس، رئیس صومعه‌های کونستانتینوپل، و دیوس کوروس، پاتریارک اسکندریه، که آموزه‌های بدعت‌آمیز را گسترش می‌دادند مبنی بر اینکه در مسیح دو طبیعت، الهی و انسانی، وجود ندارد، بلکه یک طبیعت است، در دربار امپراتوریِ متحدی به نام خواجه کریسافیوس داشتند. امپراتریس اودوکسیا نیز به طور پنهانی با آنها هم‌پیمان بود. پاتریارک فلاویان، مانند شیری بی‌باک، از ارتدکس دفاع کرد و در این راه پلوچریا، خواهر امپراتور، به او کمک کرد. خواجه کریسافیون به امپراتور تئودوسیوس تهمت‌های زشتی علیه فلاویان ارائه داد تا امپراتور او را از مقامش برکنار کند و اوتیحیس بدعت‌گذار را به جای او منصوب کند. وقتی این کار و همه تلاش‌های دیگر موفق نشد، بدعت‌گذاران نقشه کشتن فلاویان را کشیدند. در شورای دزدان در افسس (۴۳۱ میلادی)، او را به شدت کتک زدند و زیر پا له کردند تا جایی که قدیس فلاویان در روز سوم روح خود را به خدا سپرد. اما در پایان چه شد؟ در چهارمین شورای جهانی (کلسدون، ۴۵۱ میلادی)، اوتیحیس و دیوسکوروس تکفیر شدند. خواجه از دربار اخراج شد و زندگی‌اش به شرم پایان یافت. امپراتریس اودوکسیا از کونستانتینوپل به فلسطین تبعید شد. فلاویان و پلوچریا به عنوان قدیسین شناخته شدند و ایمان ارتدکس به طور پیروزمندانه تأیید شد.


تعمق

تعمق درباره خداوند عیسی در میان فریسیان و کاتبان:
۱. چگونه او تمام تلاش خود را برای بالا بردن فریسیان و کاتبان و نجات آنها به کار برد، و چگونه آنها تمام تلاش خود را برای سرنگونی و کشتن او به کار گرفتند؛
۲. چگونه او می‌خواست هر فکر و کلام آنها را اصلاح کند، و چگونه آنها می‌خواستند هر فکر و کلام او را تحریف کنند؛
۳. چگونه او غمگین بود که نمی‌توانست آنها را زنده کند، و چگونه آنها غمگین بودند که نمی‌توانستند او را بکشند.


موعظه

– درباره مبارزه ضعیفان با قادر مطلق –

«و سران کاهنان نقشه کشیدند که لازاروس را نیز بکشند.» (یوحنا ۱۲: ۱۰)

آنها با هم توافق کردند که ابتدا آفریننده و سپس کارِ او را بکشند. زیرا لازاروس/ایلعازر کار مسیح بود. آنها با خود فکر کردند: چه فایده‌ای دارد که معجزه‌گر را بکشیم و شاهد زنده بزرگ‌ترین معجزه او را باقی بگذاریم؟ زیرا در آن صورت، مردم بر علیه آنها به عنوان شروران، خشمگین خواهند شد! اما با این حال، اتفاقی که افتاد این بود که آنها مسیح را کشتند و لازاروس را از دست دادند. و بعد چه شد؟ بعد، آنها و هم‌فکرانشان ده‌ها رسول او را کشتند و صدها نفر را از دست دادند. سپس هزاران نفر را کشتند و صدها هزار نفر را از دست دادند. سپس صدها هزار نفر را کشتند و میلیون‌ها نفر را از دست دادند. در نهایت مشخص شد که پشت سر آنها، حتی کشته‌شدگان نیز مانند علف‌های چیده‌شده دوباره زنده شدند و کسانی که قرار بود در برابر چشمان قاتلان کشته شوند، مانند علف‌های کاشته‌شده رشد کردند. گامالییل حکیم به درستی گفت: «اما اگر این کار از جانب خدا باشد، شما نخواهید توانست آنها را نابود کنید.» (اعمال رسولان ۵: ۳۹) کسانی که در طول قرن‌ها علیه خدا جنگیده‌اند، بیهوده تلاش کرده‌اند تا محصول خدا را درو کنند. هر چه بیشتر درو کردند، محصول خدا بیشتر رشد کرد.

ای جنگ‌جویان بی‌خرد علیه مسیح، آن زمان و اکنون! گرز شما از شهر مسیح برمی‌گردد و به سایه‌بان خودتان برخورد می‌کند و آن را به خاک و خاکستر تبدیل می‌کند. در طول اعصار، شما متحدان زیادی داشته‌اید: علاوه بر شیطان، بدعت‌گذاران، بت‌پرستان، متعصبین، فال‌گیران، پیشگویان، شاهزادگان فاسد و ثروتمندان، ستمگران و همه گناهکاران بی‌احساس با شما بوده‌اند. تاکنون شکست خورده‌اید و بدون شک همه متحدان شما همراه با شما تا پایان زمان شکست خواهند خورد.

برای این، ای قادر مطلق و شکست‌ناپذیر، جلال و سپاس همیشه از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!