16 ژوئیه (گریگوری) /29 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اوّل قرنتیان 7:‏24-‏35

[24] ‌ای برادران، هر کس در هر حالتی که خوانده شده باشد، در آن نزد خدا بماند. [25] امّا درباره باکره‌ها امری از خداوند ندارم. لیکن چون از خداوند رحمت یافتم که امین باشم، نظر می‌دهم. [26] پس گمان می‌کنم که به خاطر تنگی این زمان، انسان را نیکو آن است که همچنان بماند. [27] اگر با زن بسته شدی، جدایی مجوی و اگر از زن جدا هستی، دیگر زن مخواه. [28] لیکن هرگاه ازدواج کردی، گناه نورزیدی و هرگاه باکره شوهردار گردید، گناه نکرد. با اینحال آنها که ازدواج کنند، در جسم زحمت خواهند کشید و من نمی‌خواهم که شما زحمت بینید. [29] امّا ‌ای برادران، این را می‌گویم که زمان تنگ است، تا بعد از این آنانی که زن دارند مثل بی‌زن باشند [30] و گریانان چون ناگریانان و خوشحالان مثل ناخوشحالان و خریداران چون غیرمالکان باشند، [31] و بهره‌گیران از این جهان مثل بهره‌گیران نباشند، زیرا که صورت این جهان در گذر است. [32] امّا خواهش این دارم که شما بی‌اندیشه باشید. شخص مجرد در امور خداوند می‌اندیشد که چگونه خشنودی خداوند را بجوید؛ [33] و صاحب زن در امور دنیا می‌اندیشد که چگونه زن خود را خوش بسازد. [34] در میان زن شوهردار و باکره نیز تفاوتی است، زیرا باکره در امور خداوند می‌اندیشد تا هم در تن و هم در روح مقدّس باشد؛ امّا شوهردار در امور دنیا می‌اندیشد تا شوهر خود را خوش سازد. [35] امّا این را برای نفع شما می‌گویم، نه آنکه دامی بر شما بنهم، بلکه به لحاظ شایستگی و ملازمت خداوند، بی‌تشویش.

متّی 15:‏12-‏21

[12] آنگاه شاگردان وی آمده، گفتند: «آیا می‌دانی که فریسیان چون این سخن را شنیدند، رنجیدند؟» [13] او در جواب گفت: «هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته باشد، کنده شود. [14] ایشان را واگذارید، کوران راهنمایان کورانند و هرگاه کور، کور را راهنما شود، هر دو در چاه افتند.» [15] پطرس در جواب او گفت: «این مَثَل را برای ما شرح بده.» [16] عیسی گفت: «آیا شما نیز هنوز درک نمی‌کنید؟ [17] یا هنوز درنیافته‌اید که آنچه از دهان فرو می‌رود، داخل شکم می‌گردد و سپس دفع می‌شود؟ [18] لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر می‌گردد و این چیزها است که انسان را نجس می‌سازد. [19] زیرا که از دل برمی‌آید، افکار بد و قتلها و زناها و فسقها ودزدیها و شهادات دروغ و کفرها. [20] اینها است که انسان را نجس می‌سازد، لیکن خوردن به ‌دستهای ناشسته، انسان را نجس نمی‌گرداند.» [21] پس عیسی از آنجا بیرون شده، به دیار صور و صیدون رفت.

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 13:‏4-‏14: 5

[4] محبّت حلیم و مهربان است؛ محبّت حسد نمی برد؛ محبت فخر نمی‌فروشد و کبر و غرور ندارد؛ [5] رفتار ناشایسته ندارد و نفع خود را طالب نمی‌شود؛ خشم نمی‌گیرد و رنجیده خاطر نمی‌گردد؛ [6] از ناراستی خوشوقت نمی‌گردد، ولی با راستی شادی می‌کند؛ [7] در همه ‌چیز صبر می‌کند و همه را باور می‌نماید؛ در همه حال امیدوار می‌باشد و هر چیز را متحمّل می‌باشد. [8] محبّت هرگز از بین نمی‌رود و امّا اگر نبوتها باشد، نیست خواهد شد و اگر زبانها، انتها خواهد پذیرفت و اگر علم، قطع خواهد گردید. [9] زیرا اندک علمی داریم و اندکی نبوّت می‌نماییم، [10] لیکن هنگامی که کامل آید، اندک نیست خواهد گردید. [11] زمانی که کودک بودم، چون کودک حرف می‌زدم و چون کودک فکر می‌کردم و مانند کودک استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، کارهای کودکانه را ترک کردم. [12] زیرا که اکنون در آینه به طور محو می‌بینم، لیکن آن زمان روبرو؛ الان اندک معرفتی دارم، لیکن آن زمان خواهم شناخت، چنانکه نیز شناخته شدم. [13] و اکنون این سه چیز باقی هست، یعنی؛ ‌ایمان و امید و محبّت. امّا بزرگتر از اینها محبّت است.
[1] در‌ پی محبّت بکوشید و عطایای روحانی را به غیرت بطلبید، مخصوصاً اینکه نبوّت کنید. [2] زیرا کسی ‌که به زبانی سخن می‌گوید، نه به مردم بلکه به خدا می‌گوید، زیرا هیچ‌‌کس نمی‌فهمد لیکن در روح به اسرار صحبت می‌نماید. [3] امّا آنکه نبوّت می‌کند، مردم را برای بنا و نصیحت و تسلّی می‌گوید. [4] هر که به زبانی می‌گوید، خود را بنا می‌کند، امّا آنکه نبوت می‌نماید، کلیسا را بنا می‌کند. [5] و خواهش دارم که همه شما به زبانها صحبت کنید، لیکن بیشتر این که نبوت نمایید. زیرا کسی ‌که نبوت کند، بهتر است از کسی ‌که به زبانها حرف زند، مگر آنکه ترجمه کند تا کلیسا بنا شود.

متّی 20:‏1-‏16

[1] «زیرا پادشاهی آسمان صاحب‌خانه‌ای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا کارگر برای تاکستان خود به مزد بگیرد. [2] پس با کارگران، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد. [3] و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید. [4] ایشان را نیز گفت: ‘شما هم به تاکستان بروید و آنچه حق شما است به شما می‌دهم.’ پس رفتند. [5] باز قریب به ساعت ششم و نهم رفته، همچنین کرد. [6] و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفر دیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت: ‘برای چه تمامی روز در اینجا بیکار ایستاده‌اید؟’ [7] گفتندش: ‘هیچ‌کس ما را به مزد نگرفت.’ به ایشان گفت: ‘‌شما نیز به تاکستان بروید و حق خویش را خواهید یافت.’ [8] و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت: ‘مزدوران را طلبیده، از آخرین گرفته تا اولین مزد ایشان را بده.’ [9] پس یازده ساعتیان آمده، نفری یک دینار یافتند. [10] و اولین آمده، گمان بردند که بیشتر خواهند یافت. ولی ایشان نیز نفری یک دینار یافتند. [11] اما چون گرفتند، به صاحب‌خانه شکایت نموده، [12] گفتند که ‘این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمّل سختی و حرارت روز گردیده‌ایم، مساوی ساخته‌ای؟’ [13] او در جواب یکی از ایشان گفت: ‘ای رفیق، بر تو ظلمی نکردم. مگر به یک دینار با من قرار ندادی؟ [14] حق خود را گرفته برو. می‌خواهم به این آخری مثل تو دهم. [15] آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم تو بد است از آن رو که من نیکو هستم؟’ [16] بنابراین اولین، آخرین و آخرین، اولین خواهند شد. زیرا خوانده‌شدگان بسیارند و برگزیدگان کم.»

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس آتنوژن، اسقف سباسته در ارمنستان

آتنوژن در صومعه‌ای نزدیک شهر سباسته، همراه با ده تن از شاگردان خود زندگی می‌کرد. در زمان سلطنت دیوکلتیان، فیلومارخوس، یکی از بی‌رحم‌ترین آزاردهندگان مسیحیان، به سباسته آمد. او بسیاری از مسیحیان شهر را دستگیر و به قتل رساند. هنگامی که آتنوژن و شاگردانش را دید، به آن پیر مقدس گفت برای اینکه مانند دیگر مسیحیان کشته نشود، برای بت‌ها قربانی تقدیم کند. آتنوژن پاسخ داد: «ای آزاردهنده، آنان که می‌گویی هلاک شدند، هلاک نشده‌اند، بلکه اکنون در آسمان‌ها هستند و همراه فرشتگان شادی می‌کنند.» در همان هنگام، آهویی که آتنوژن مهربان همیشه با دست خود به او غذا می‌داد، نزد او دوید و چون دید در خطر بزرگی قرار دارد، شروع به اشک ریختن کرد. حتی حیوانات وحشی کوهستان نیز نسبت به شهدای مسیح دلسوزتر از بت‌پرستان بودند! پس از شکنجه‌های سخت، که در طی آن فرشته‌ای از جانب خدا شهیدان را تسلی و تقویت می‌کرد، همگی گردن زده شدند؛ نخست کاهنان و دیگر همکاران آتنوژن، و سپس خود او. همگی در سال ۳۱۱ میلادی وارد میهن آسمانی خویش شدند.

شهیدهٔ مقدس، باکره جولیا

جولیا در شهر کارتاژ و در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد. هنگامی که ایرانیان کارتاژ را فتح کردند، بسیاری از مردم به اسارت برده شدند. جولیا نیز اسیر شد و به دست تاجری بت‌پرست در سوریه افتاد. وقتی آن تاجر فهمید که او مسیحی است، بارها کوشید او را وادار کند که مسیح را انکار کرده و هم‌کیش او شود، اما جولیا هرگز نپذیرفت. از آنجا که جولیا در خدمت، امین و قابل اعتماد بود، تاجر دیگر درباره ایمان با او سخنی نگفت. روزی تاجر کشتی خود را از کالا پر کرد و جولیا را نیز در سفری تجاری به سرزمین‌های دور همراه خود برد. هنگامی که به جزیره کرس رسیدند، جشنی بت‌پرستانه برپا بود و تاجر در قربانی‌های کفرآمیز آنان شرکت کرد؛ اما جولیا بر کشتی ماند و می‌گریست که چرا این همه انسان در گمراهی زندگی می‌کنند و حقیقت را نمی‌شناسند. بت‌پرستان از حضور او آگاه شدند، با وجود اعتراض صاحبش او را از کشتی بیرون کشیدند و به شدت شکنجه کردند. سینه‌های او را بریدند و سپس بر صخره‌ای افکندند و سرانجام او را بر صلیب مصلوب کردند. جولیا بر همان صلیب روح خود را به خدا سپرد. فرشته‌ای از جانب خدا شهادت او را به راهبان جزیرهٔ نزدیک، مارگاریتا (یا گورگونا)، آشکار ساخت و آنان با احترام بدن شهیده را به خاک سپردند. در طول قرن‌ها، معجزات بسیاری بر مزار او رخ داده و خود قدیسه نیز بارها از جهان دیگر بر برخی ظاهر شده است. او در قرن ششم به شهادت رسید. سال‌ها بعد، مؤمنان تصمیم گرفتند کلیسایی تازه به افتخار او در مکانی دیگر بنا کنند، زیرا کلیسای قدیمی کوچک و فرسوده شده بود. همه مصالح ساختمانی، از سنگ و آجر گرفته تا شن و دیگر لوازم، در محل جدید گردآوری شد. اما شب پیش از آغاز ساخت، همه مصالح به‌وسیله دستی نامرئی به محل کلیسای قدیمی منتقل شد. مردم دوباره مصالح را به محل جدید بردند، اما همان اتفاق تکرار شد. نگهبان شب، دوشیزه‌ای درخشان را دید که با گاوانی سفید مصالح را به کنار کلیسای قدیمی می‌برد. همه دریافتند که قدیسه جولیا نمی‌خواهد کلیسایش در جای دیگری ساخته شود. بنابراین کلیسای قدیمی را ویران کردند و در همان مکان کلیسای جدید را بنا نمودند.

پانزده هزار شهید مقدس

این پانزده هزار شهید، به سبب ایمان به مسیح، در ایران گردن زده شدند.

شهید مقدس آتنوژن

این آتنوژن، سراینده سرود معروف عشای ربانی شامگاهی، «ای نورِ شادی‌بخش» (O Gladsome Light) بود. او به وسیله آتش برای مسیح به شهادت رسید و شایسته جلال جاودانی در ملکوت خدا گردید.

یادبود شش شورای نخست جهانی کلیسا

این بزرگداشت مشترک شش شورای نخست جهانی کلیسا، در یکشنبه‌ای میان ۱۳ تا ۱۹ ژوئیه برگزار می‌شود.


سرود ستایش

شهیدهٔ مقدس، جولیای باکره

شهیده جولیا، برای مسیح خویش بر صلیب کشیده شد. او قدرت مسیح را فراخواند، قدرت صلیب مقدس را.
خون از شش زخم او جاری شد، و زمین را رنگین ساخت، زیرا به مسیح ایمان داشت، و ایمان خود را پنهان نکرد.
و مسیح نیز او را پنهان نساخت، بلکه او را به جهان آشکار کرد، و در ملکوت جاودان، در آسمان جلالش بخشید.
آنگاه که جولیا آخرین نفس خود را کشید، روح پاک و مقدسش، چون کبوتری سپید، از دهانش به سوی بلندی‌ها پرواز کرد!
وقتی مردم این را دیدند، همگی با هراس فریاد زدند: «وای بر آن داوران شریر، که خون پارسایی را ریختند!»


تأمل

شوراهای جهانی کلیسا، بزرگ‌ترین میدان‌های نبرد میان ارتدوکسی و بدعت‌ها بوده‌اند. امروز کلیسا نخستین شش شورای جهانی را با هم گرامی می‌دارد:

۱. شورای نخست جهانی در سال ۳۲۵ در نیقیه برگزار شد و ۳۱۸ پدر مقدس در آن شرکت داشتند. این شورا جداگانه در ۲۹ مه و همچنین در هفتمین یکشنبه پس از عید پاک گرامی داشته می‌شود. این شورا بدعت آریوس درباره الوهیت پسر خدا را محکوم کرد.
۲. شورای دوم جهانی در سال ۳۸۱ در کونستانتینوپل برگزار شد و ۱۵۰ پدر مقدس در آن حضور داشتند. این شورا جداگانه در ۲۲ می گرامی داشته می‌شود و بدعت مقدونیوس درباره الوهیت روح‌القدس را رد کرد.
۳. شورای سوم جهانی در سال ۴۳۱ در افسس با حضور ۲۰۰ پدر مقدس برگزار شد. این شورا جداگانه در ۹ سپتامبر گرامی داشته می‌شود و بدعت نسطوریوس درباره مقام مادر خدا را محکوم نمود.
۴. شورای چهارم جهانی در سال ۴۵۱ در کالسدون با حضور ۶۳۰ پدر مقدس برگزار شد. این شورا جداگانه در ۱۶ ژوئیه گرامی داشته می‌شود و بدعت طبیعت واحد (مونوفیزیتی) را محکوم کرد.
۵. شورای پنجم جهانی در سال ۵۵۳ در کونستانتینوپل با حضور ۱۶۰ پدر مقدس برگزار شد. این شورا جداگانه در ۲۵ ژوئیه گرامی داشته می‌شود و بدعت اوریگن را محکوم نمود.
۶. شورای ششم جهانی در سال‌های ۶۸۰ تا ۶۸۱ در کونستانتینوپل با حضور ۱۷۰ پدر مقدس برگزار شد. این شورا جداگانه در ۲۳ ژانویه گرامی داشته می‌شود و بدعت یک‌ارادگی (مونوتلیتیسم) را محکوم کرد.
۷. شورای هفتم جهانی در سال ۷۸۷ در نیقیه با حضور ۳۶۷ پدر مقدس تشکیل شد. این شورا در این روز گرامی داشته نمی‌شود، بلکه بزرگداشت آن در ۱۱ اکتبر است. این شورا بدعت شمایل‌شکنی را محکوم کرد.

به عمل روح‌القدس، همه این بدعت‌ها محکوم شدند و ایمان ارتدوکس برای همیشه تعریف و تثبیت گردید.


تعمق

درباره آوردن معجزه‌آسای آب از صخره در قادِش تفکر کن(اعداد ۲۰) :

۱. چگونه موسی، به فرمان خدا، اما بدون ایمان کامل، با عصای خود بر صخره زد و با این حال، به اراده خدا، آب از آن جاری شد؛
۲. چگونه خدا موسی و هارون را به سبب اندکیِ ایمانشان مجازات کرد و اجازه نداد وارد سرزمین موعود شوند؛
۳. چگونه این نشان می‌دهد که حتی پارسایی بزرگی چون موسی نیز ممکن است دچار گناه شود، و هیچ انسان فانی نباید به سبب فضایل خود گرفتار غرور گردد.


موعظه

-درباره مشارکت مؤمنان در طبیعت الهی-

«تا به وسیله این وعده‌ها، شریک طبیعت الهی گردید.» (دوم پطرس ۱: ۴)

ای برادران، چگونه ممکن است انسان فانی در طبیعت خدا سهیم گردد؟ چگونه جاودانگی با فنا، جلال با بی‌جلالی، فسادناپذیری با فسادپذیری، و پاکی با ناپاکی متحد شود؟ این امر بدون شرایطی ویژه ممکن نیست، و رسول پطرس آن شرایط را بیان می‌کند: یک شرط از جانب خدا و یک شرط از جانب انسان. شرط خدا این است: «قدرت الهی او همه چیز را که برای حیات و دینداری لازم است به ما عطا کرده است.» (دوم پطرس ۱ :۳) و شرط انسان این است: «از فسادی که به سبب شهوت در جهان است، بگریزد.» (دوم پطرس ۱: ۴)
خدا شرط خود را انجام داده و قدرت خویش را، از طریق شناخت کسی که ما را به جلال و فضیلت فراخوانده است، به ما عطا کرده است. اکنون نوبت انسان است که شرط خود را به انجام رساند؛ یعنی برای شناختن مسیح خداوند، از خواهش‌های جسمانی این جهان بگریزد. خداوند مسیح، آسمان و همه گنجینه‌های آن را گشود و سپس انسان‌ها را فراخواند تا نزدیک شوند و این گنجینه‌ها را دریافت کنند. او چگونه دعوت کرد؟ آیا تنها با سخن؟ با سخن، اما نه فقط با سخن، بلکه با جلال و فضیلت؛ با جلال، یعنی رستاخیز پرشکوه خود، و با فضیلت، یعنی خدمت معجزه‌آسا و رنج‌های مقدس خویش. او بدین‌گونه ما را فراخواند تا «وعده‌های بسیار بزرگ و گرانبها» را دریافت کنیم، تا از طریق آنها شریک طبیعت الهی شویم. اما برای آنکه مسیح را بشناسیم و دعوت او را بشنویم، نخست باید از خواهش‌های جسمانی این جهان بگریزیم. اگر از آنها نگریزیم، در برابر جلال و فضیلت او کور خواهیم ماند و نسبت به دعوتش ناشنوا خواهیم بود.
ای برادران، رحمت خدا نسبت به ما چه اندازه عظیم است! بر اساس همین رحمت بزرگ، خدا به ما انسان‌های فانی، فرزندخواندگی نزد جاودان را عطا می‌کند؛ و به ما گناهکاران پیشنهاد می‌دهد که در بدن پرجلال خداوند عیسی بنا شویم، تنها با این شرط که نه یوغی سنگین است و نه صلیبی طاقت‌فرسا.
ای خداوند عیسی، ای تحقق همه وعده‌ها و سرچشمه همه نیکی‌ها، نابینایی و ناشنوایی ما را شفا ده و قدرت عطا فرما تا از خواهش‌های جسمانی این جهان بگریزیم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!