16 ژوئن (گریگوری) /29 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 7:‏14-‏8: 2

[14] زیرا می‌دانیم که شریعت روحانی است، لیکن من جسمانی و زیر گناه فروخته شده هستم، [15] که آنچه می‌کنم نمی دانم، زیرا آنچه می‌خواهم نمی‌کنم، بلکه کاری را که از آن نفرت دارم، به جا می‌آورم. [16] پس هرگاه کاری را که نمی‌خواهم، به‌ جا می‌آورم، شریعت را تصدیق می‌کنم که نیکوست. [17] و اکنون من دیگر کننده آن نیستم، بلکه آن گناهی که در من ساکن است. [18] زیرا می‌دانم که در من یعنی در بدنم هیچ نیکویی ساکن نیست، زیرا که میل در من حاضر است، امّا توان نیکویی کردن نه! [19] زیرا آن نیکویی را که می‌خواهم نمی‌کنم، بلکه بدی را که نمی‌خواهم، می‌کنم. [20] پس چون آنچه را نمی‌خواهم می‌کنم، من دیگر کننده آن نیستم، بلکه گناه که در من ساکن است. [21] بنابراین این شریعت را می‌یابم که وقتی که می‌خواهم نیکویی کنم، بدی نزد من حاضر است. [22] زیرا مطابق انسانیت باطنی به شریعت خدا خشنودم. [23] لیکن شریعتی دیگر در اعضای خود می بینم که با شریعت ذهن من نزاع می‌کند و مرا اسیر می‌سازد به آن شریعت گناه که در اعضای من است. [24] وای بر من، که مرد نگون‌بخت هستم! کیست که مرا از جسم این مرگ رهایی بخشد؟ [25] خدا را شکر می‌کنم به وساطت خداوند ما عیسی مسیح. خلاصه اینکه من به ذهن خود، شریعت خدا را بندگی می‌کنم و امّا به جسم خود، شریعت گناه را.
[1] پس هیچ محکومیّت نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند. [2] زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی، مرا از شریعت گناه و مرگ آزاد گردانید.

متّی 10:‏9-‏15

[9] طلا یا نقره یا مس در کمرهای خود با خود نبرید، [10] و برای سفر، توشه‌دان یا دو پیراهن یا کفشها یا چوبدستی برندارید، زیرا که مزدور مستحق خوراک خود است. [11] و در هر شهری یا قریه‌ای که داخل شوید، جویا شوید که در آنجا چه کسی لیاقت دارد؛ پس در آنجا بمانید تا بیرون روید. [12] و چون به خانه‌ای درآیید، بر آن سلام نمایید؛ [13] پس اگر خانه لایق باشد، سلام شما بر آن واقع خواهد شد و اگر نالایق بود، سلام شما به شما خواهد برگشت. [14] و هر‌ که شما را قبول نکند یا به سخن شما گوش ندهد، از آن خانه یا شهر بیرون شده، خاک پایهای خود را بتکانید. [15] به راستی به شما می‌گویم که در روز جزا حالت سرزمین سُدوم و غُمورَّه از آن شهر آسانتر خواهد بود.

تقویم قدیم
رومیان 12:‏4-‏5 ,15-‏21

[4] زیرا همچنان ‌که در یک بدن اعضای بسیار داریم و هر عضوی را یک کار نیست، [5] همچنین ما که بسیاریم، یک بدن هستیم در مسیح، امّا هر یک اعضای یکدیگر.
[15] خوشی کنید با خوشحالان و ماتم نمایید با ماتمیان. [16] برای یکدیگر همان فکر داشته باشید و مغرور مشوید، بلکه با ذلیلان مدارا نمایید و خود را دانا مشمارید. [17] هیچ‌‌کس را به عوض بدی بدی مرسانید. پیش تمامی مردم تدارک کارهای نیکو بینید. [18] اگر ممکن است به اندازهٔ توان خود با تمامی خلق به صلح بکوشید. [19] ‌ای محبوبان، انتقام خود را مکشید، بلکه آن را به خشم خدا واگذار کنید، زیرا نوشته شده است: «خداوند می‌گوید که ‘انتقام از آن من است؛ من جزا خواهم داد.’» [20] پس «اگر دشمن تو گرسنه باشد، او را سیر کن و اگر تشنه است، سیرابش نما، زیرا اگر چنین کنی زغالهای آتشین بر سرش خواهی انباشت.» [21] مغلوب بدی مشو، بلکه بدی را با نیکویی مغلوب ساز.

متّی 12:‏9-‏13

[9] و از آنجا رفته، به کنیسه ایشان درآمد، [10] که مردی دست خشک در آنجا حاضر بود. پس از وی پرسیده، گفتند: «آیا در روز سَبّت شفا دادن جایز است یا نه؟» تا تهمتی بر او وارد آورند. [11] وی به ایشان گفت: «کیست از شما که یک گوسفند داشته باشد و هرگاه آن در روز سَبّت به چاهی افتد، او را گرفته بیرونش نیاورد؟ [12] پس چقدر انسان از گوسفند برتر است. بنابراین در سَبّت‌ نیکویی ‌کردن روا است.» [13] آنگاه آن مرد را گفت: «دست خود را دراز کن!» پس دراز کرده، مانند دیگری صحیح گردید.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس تیخون، اسقف آماتوس

قدیس تیخون معجزه‌گری بزرگ بود. پس از درگذشت اسقف مبارک، مِمنونیوس، تیخون به اتفاق آرا به مقام اسقفی برگزیده شد و به دست قدیس مشهور، اپیفانیوس، برای اسقفیِ آماتوس تقدیس گردید. پاکی زندگی و غیرت او برای ایمان ارتدوکس، او را شایستهٔ این منصب ساخته بود. در آن زمان هنوز بت‌پرستان بسیاری در قبرس زندگی می‌کردند. تیخون با شور و حرارتی رسولانه به هدایت بی‌ایمانان پرداخت و در این کار موفقیت فراوانی به دست آورد. پس از سال‌ها خدمت در تاکستان خداوند، حدود سال ۴۲۵ میلادی به سرای جاودانی و مبارک خود منتقل شد. او را «معجزه‌گر» می‌نامند، زیرا در طول زندگی خود معجزات بسیاری انجام داد.
پدر تیخون نانوا بود. هنگامی که پدرش او را در نانوایی تنها می‌گذاشت، تیخون نان‌ها را رایگان میان فقرا توزیع می‌کرد. روزی پدرش به خاطر این کار او را سرزنش کرد. تیخون به درگاه خدا دعا نمود و انبار گندم آنان چنان از گندم پر شد که باز کردن درِ آن به دشواری ممکن بود.
بار دیگر شاخه‌های خشکیدهٔ تاکی را در زمین کاشت و آن شاخه‌ها سبز شدند و در زمان خود میوه آوردند.

شهدای مقدس تیگریوس و اوتروپیوس

تیگریوس و اوتروپیوس از روحانیان قدیس یوحنای زرین‌دهان بودند. هنگامی که مردان شرور زرین‌دهان را از کونستانتینوپل تبعید کردند، کلیسای جامع شهر به آتش کشیده شد و شعله‌های آن بر خانه‌های آزاردهندگان این چراغ فروزان کلیسا فرود آمد. مردم در این واقعه انگشت خدا را مشاهده کردند، اما دشمنان زرین‌دهان آتش‌سوزی را به پیروان او نسبت دادند. بسیاری از متهمان به همین سبب رنج‌های سختی کشیدند؛ از جمله کاهن تیگریوس و قاری کلیسا، اوتروپیوس.
اوپتاتیوس، فرماندار شهر که یونانی‌ای تعمیدنیافته بود، با دشمنی ویژه‌ای به آزار پیروان زرین‌دهان پرداخت. تیگریوس در جوانی بردهٔ مردی ثروتمند بود و آن مرد او را اخته کرده بود. پس از آزادی از بردگی، تمام زندگی خود را وقف خدمت به کلیسا کرد و در این خدمت همچون پرتوی درخشان می‌درخشید. اوپتاتیوس این مرد «فروتن، ملایم، نیکوکار و مهمان‌نواز» را به شکنجه‌های سخت گرفتار کرد و سپس به بین‌النهرین تبعید نمود؛ جایی که در زندان جان سپرد.
اوتروپیوس از کودکی پاکدامن، خالص، بی‌گناه و مهربان بود. او را با تازیانه‌ها و چوب‌ها زدند و سرانجام به دار آویختند. هنگامی که مسیحیان بدن او را برای دفن حمل می‌کردند، آواز شیرین فرشتگان در هوا شنیده می‌شد.


سرود ستایش

قدیسان تیگریوس و اوتروپیوس

زرین‌دهانِ باشکوه همچون عقابی به اوج پرواز کرد.
در کنار او تیگریوس و قاری کلیسا، اوتروپیوس، بودند.
همچون جوجه‌عقاب‌هایی کوچک، اما نیرومند و وفادار،
او را پیروی می‌کردند؛ مهربان و بی‌آلایش.

اما شرارتِ ناتوان در خدمت پلیدی است؛
شیطان به‌سرعت ضعیفان و بدکاران را متحد می‌کند.
بدخواهان بر ضد خادمان خدا برخاستند
و دریایی از تمسخر و اهانت بر آنان فرو ریختند.

مردان خدا را به آتش‌افروزی متهم کردند
و این شهیدان شگفت‌انگیز را به زیر شکنجه بردند.

رنج برای قهرمانان است،
و آنان را که در فضیلت ضعیف‌اند خوار می‌شمارد!

تیگریوسِ کاهن و اوتروپیوسِ قاری،
با شکنجه‌ها حقیقت خدا را تأیید کردند.
قهرمانان خدا کشته شدند
چونان آتش‌افروزان، در حالی که بره‌هایی بی‌گناه بودند!

پس از عقاب خویش، این عقاب‌های جوان نیز به پرواز درآمدند
و در بهشتِ شیرین به آرامش رسیدند.

شرارت از میان گل‌ولای به سوی عقاب‌ها پارس می‌کند؛
در گل‌ولای زاده شده است و در گل‌ولای نیز باقی می‌ماند.


تأمل

هنگام برشمردن معجزات ایمان مسیحی، هرگز نباید معجزات بی‌شمار و عظیمِ دگرگونی قلب و خوی انسان‌هایی را که حقیقتاً به ایمان گرویده‌اند فراموش کنیم. چه بسیار جنایتکاران خشمگینی که این ایمان آنان را رام کرده است! چه بسیار راهزنان خون‌خواری که ایمان آنان را به بره‌هایی بی‌آزار تبدیل کرده است! چه بسیار افراد فاسد و شهوت‌پرستی که ایمان آنان را پاکدامن ساخته است! چه بسیار آزاردهندگان که ایمان آنان را به مدافعان ایمان تبدیل کرده است! چه بسیار انسان‌های خودخواه و آزمندی که ایمان به آنان شفقت و مهربانی آموخته است! چه بسیار ترسویانی که ایمان آنان را به راه فداکاری کامل هدایت کرده است! متروپولیتن فیلارت دربارهٔ شاهزاده ولادیمیر روس چنین می‌نویسد: «ولادیمیرِ بت‌پرست، عاشق همهٔ لذت‌ها بود و هیچ‌کس نمی‌توانست بیش از او به آن‌ها دل ببندد؛ اما همان ولادیمیر، پس از مسیحی شدن، به نمونه‌ای از زندگی زناشویی پاک و عفیف تبدیل شد. او همهٔ همسران و کنیزان خود را کنار گذاشت و تنها با یک همسر، یعنی آناى پارسا، زندگی کرد. ولادیمیرِ بت‌پرست، مردی شرور، کینه‌جو و برادرکش بود؛ اما ولادیمیرِ مسیحی، دلسوزترین دوست فقرا شد. فقیران همیشه به او دسترسی داشتند و او با دستی گشاده پول و غذا میان آنان توزیع می‌کرد.» بلکه حتی بیش از این: «بیماران نمی‌توانند به قصر من بیایند»، چنین گفت و فرمان داد گوشت، ماهی، نان، کواس و عسل را در خیابان‌ها میان مردم بگردانند و توزیع کنند.
کلمات انجیل: «خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد» (متی ۵ :۷)، تا اعماق قلب او نفوذ کرده بود و به قانون زندگی‌اش تبدیل شده بود.


تعمق

درباره شفای معجزه‌آسای دختر زن کنعانی (متی ۱۵ :۲۲) تفکر کن:

۱. چگونه آن زن کنعانی با اصرار و پافشاری از خداوند درخواست می‌کرد که دخترش را از دست دیوی که او را آزار می‌داد نجات دهد؛
۲. چگونه خداوند ایمان آن زن را ستود و دخترش را شفا بخشید؛
۳. چگونه خداوند می‌تواند روح مرا نیز از چنگال شیطان، که به سبب دوری از خدا گرفتار او شده است، آزاد سازد؛ اگر تنها با ایمان و پایداری به درگاه او دعا کنم.


موعظه

-دربارهٔ اینکه مرگ و زندگی در قدرت زبان است-

«مرگ و زندگی در قدرت زبان است.»
(امثال ۱۸: ۲۱)

آیا خودِ خداوند ما همین حقیقت را تأیید نکرد، هنگامی که فرمود انسان‌ها در روز داوری هولناک برای هر سخن بیهوده‌ای پاسخ خواهند داد؟ آیا او آشکارا نفرمود:
«زیرا به سخنان خود عادل شمرده خواهی شد و به سخنان خود محکوم خواهی گردید.» (متی ۱۲ :۳۷)

آن‌که عادل شمرده شود، حیات را دریافت خواهد کرد؛ و آن‌که محکوم گردد، مرگ را. پس آیا می‌بینی که چگونه مرگ و زندگی در قدرت زبان است؟
یعقوب رسول نیز می‌گوید: «اگر کسی در سخن خطا نکند، او مردی کامل است و قادر است تمام بدن خود را نیز مهار کند.»
(یعقوب ۳ :۲)
راز ناشناختهٔ سخنان حقیقتاً عظیم است، و تأثیر کلمات را نمی‌توان اندازه گرفت یا برآورد کرد.

امروزه سخنان انسان‌ها به وسیلهٔ ابزارهای ساخت بشر از یک سوی زمین به سوی دیگر منتقل می‌شوند. سخنی که زبانی در آمریکا بر زبان می‌آورد، می‌تواند به وسیلهٔ گوشی در اروپا شنیده شود. آیا این تصویری از خدای همه‌شنوا نیست؟
ای برادران من، ما نمی‌توانیم چیزی را حتی در گوش زمین زمزمه کنیم که آسمان‌ها آن را نشنوند. هر سخن ما در برابر مجمع فرشتگان خدا حاضر می‌شود. هاویه هر کلمهٔ بد ما را دریافت می‌کند و آن را همچون ضمانتی برای مرگ جاودان ما نگه می‌دارد. و بهشت هر سخن نیک ما را می‌پذیرد و آن را همچون ضمانتی برای حیات جاودان ما حفظ می‌کند. به‌راستی که حکیم عهد عتیق خردمندانه سخن گفته و به‌موقع ما را هشدار داده است: «مرگ و زندگی در قدرت زبان است.»
ای خداوند نجات‌دهندهٔ ما، ای کلام جاودانی خدا، ما را یاری ده تا زبان‌های خود را مهار کنیم تا برای نابودی خویش سخن نگوییم. به ما کمک کن که با زبان خود تنها آنچه را مطابق ارادهٔ مقدس توست و برای نجات ابدی ما در حیات جاودان سودمند است بر زبان آوریم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!