16 ژانویه(گریگوری) / 29 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اول پطرس 1: 1-2، 10-12، 2: 6-10

[1] پِطرُس، رسول عیسی مسیح، به غریبانی که پراکنده‌اند در پونتوس و غَلاطیه و کاپادوکیه و آسیا و بیطینیه؛ [2] برگزیدگان مطابق علم سابق خدای پدر، به تقدیس روح برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح. فیض و سلامتی بر شما افزون باد.
[10] که درباره این نجات، پیامبرانی که از فیضی که برای شما تعیین شده بود، خبر دادند، تفتیش و کند و کاو می‌کردند [11] و دریافت می‌نمودند که کدام و چگونه زمان است که روح مسیح که در ایشان بود از آن خبر می‌داد، چون از زحماتی که برای مسیح تعیین شده بود و جلالهایی که بعد از آنها خواهد بود، شهادت می‌داد؛ [12] و به ایشان آشکار شد که نه به خود بلکه به ما خدمت می‌کردند، در آن اموری که شما اکنون از آنها خبر یافته‌اید از کسانی که به روح‌القدس که از آسمان فرستاده شده است، مژده داده‌اند و فرشتگان نیز مشتاق هستند که آنها را ببینند.

[6] بنابراین، در کتاب نوشته شده است که «اینک می‌نهم در صهیون سنگی، سنگ اصلی بنا برگزیده و گرانبها؛ و هر ‌که به وی ایمان آورد، خجل نخواهد شد.» [7] پس شما را که ایمان دارید حرمت است، لیکن آنانی را که ایمان ندارند، «آن سنگی که معماران رد کردند، همان سنگ اصلی بنا گردید،» [8] و «سنگ لغزش دهنده و صخره‌ای که موجب سقوط می گردد.» زیرا که اطاعت کلام نکرده، لغزش می‌خورند که برای همین معین شده‌اند. [9] لیکن شما قبیله برگزیده و کهانت شاهانه و ملت مقدس و قومی که ملک خاص خدا باشد، هستید تا برتری‌های او را که شما را از ظلمت، به نور عجیب خود خوانده است، اعلام نمایید. [10] که سابق قومی نبودید و الان قوم خدا هستید. آن وقت از رحمت محروم، امّا اکنون رحمت کرده شده‌اید.

مرقس 10: 23-32

[23] آنگاه عیسی گرداگرد خود نگریسته، به شاگردان خود گفت: «چه دشوار است که توانگران داخل پادشاهی خدا شوند.» [24] چون شاگردانش از سخنان او در حیرت افتادند، عیسی باز توجّه نموده، به ایشان گفت: «ای فرزندان، چه دشوار است دخول آنانی که به مال و اموال توکّل دارند در پادشاهی خدا! [25] آسانتر است که شتر به سوراخ سوزن وارد شود از اینکه شخص دولتمند به پادشاهی خدا داخل شود!» [26] ایشان بسیار متحیّر گشته، با یکدیگر می‌گفتند: «پس که می‌تواند نجات یابد؟» [27] عیسی به ایشان نظر کرده، گفت: «نزد انسان محال است لیکن نزد خدا نیست. زیرا که همه‌ چیز نزد خدا ممکن است.» [28] پطرس به او گفتن گرفت که «اینک ما همه‌ چیز را ترک کرده، تو را پیروی کرده‌ایم.» [29] عیسی جواب فرمود: «به راستی به شما می‌گویم کسی نیست که خانه یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یا املاک را به خاطر من و انجیل ترک کند، [30] جز اینکه اکنون در این زمان صد چندان یابد از خانه‌ها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات، و در عالم آینده حیات جاودانی را. [31] امّا بسیاری که اولین هستند، آخرین می‌گردند و آخرین اولین.» [32] و چون در راه به سوی اورشلیم می‌رفتند و عیسی در جلو ایشان گام برمی‌داشت، در حیرت افتادند و چون از عقب او می‌رفتند، ترس بر ایشان مستولی شد. آنگاه آن دوازده را باز به کنار کشیده، شروع کرد به اطلاع دادن به ایشان از آنچه بر وی وارد می‌شد،

تقویم قدیم
اول پطرس 4: 12- 5: 5

[12] ‌ای حبیبان، تعجّب منمایید از این آتشی که در میان شماست و برای امتحان شما می‌آید که گویا چیزی غریب بر شما واقع شده باشد. [13] بلکه به قدری که شریک زحمات مسیح هستید، خشنود شوید تا در هنگام ظهور جلال وی شادی و وجد نمایید. [14] اگر به خاطر نام مسیح رسوایی می‌کشید، خوشا به حال شما، زیرا که روح جلال و روح خدا بر شما آرام می‌گیرد. [15] پس به هوش باشید که هیچ‌ یکی از شما همچون قاتل یا دزد یا شریر یا فضول عذاب نکشد. [16] لیکن اگر همچون مسیحی عذاب بکشد، پس شرمنده نشود بلکه به این اسم خدا را تمجید نماید. [17] زیرا این زمان است که داوری از خانهٔ خدا شروع شود؛ و اگر شروع آن از ماست، پس عاقبت کسانی که انجیل خدا را اطاعت نمی‌کنند، چه خواهد شد؟ [18] و اگر عادل به دشواری نجات یابد، بی‌دین و گناهکار کجا یافت خواهد شد؟ [19] پس کسانی نیز که مطابق ارادهٔ خدا زحمات کشند، جانهای خود را در نیکوکاری به خالق امین بسپارند.

[1] پیران را در میان شما نصیحت می‌کنم، من که نیز با شما پیر هستم و شاهد بر زحمات مسیح و شریک در جلالی که آشکار خواهد شد: [2] گلّهٔ خدا را که در میان شماست، شبانی کنید و نظارت آن را بنمائید؛ نه به زور، بلکه به رضامندی و نه به خاطر منافع نامشروع، بلکه به میل خاطر؛ [3] نه آنکه بر کسانی که به‌دست شما سپرده شده‌اند، سروری بکنید، بلکه برای گلّه نمونه باشید، [4] تا در وقتی که رئیس شبانان ظاهر شود، تاج ناپژمرده جلال را بیابید. [5] همچنین ‌ای جوانان، مطیع پیران باشید. همه با یکدیگر فروتنی را بر خود ببندید، زیرا خدا با متکبران مخالفت می‌کند و فروتنان را فیض می‌بخشد.

مرقس 12: 38-44

[38] پس در تعلیم خود گفت: «از کاتبان احتیاط کنید که راه رفتن در لباس دراز و تعظیم‌های در بازارها [39] و جایهای اوّل در کنیسه‌ها و جایهای بالا در مهمانی‌ها را دوست می‌دارند. [40] اینان که خانه‌های بیوه‌زنان را می‌بلعند و دعا را به ریا طول می‌دهند، عقوبت شدیدتر خواهند یافت.» (لوقا ۲۱: ۱‏-۴) [41] و عیسی در مقابل خزانهٔ معبد نشسته، نظاره می‌کرد که مردم به چه وضع پول به خزانه می‌اندازند؛ و بسیاری از دولتمندان، بسیار می‌انداختند. [42] آنگاه بیوه‌زنی فقیر آمده، دو قِران انداخت. [43] پس شاگردان خود را پیش خوانده، به ایشان گفت: «به راستی به شما می‌گویم، این بیوه‌زن مسکین از همه آنانی که در خزانه انداختند، بیشتر داد. [44] زیرا که همه ایشان از زیادی خود دادند، لیکن این زن از حاجتمندی خود، آنچه داشت انداخت، یعنی تمام معیشت خود را.»

مناسبت و قدیسین روز

زنجیرهای قدیس پطرس رسول

قدیس پطرس در این روز به سبب زنجیرهایی که به‌دست هیرودِسِ بی‌قانون بر او نهاده شد و به هنگام ظهور فرشته در زندان از او فرو افتاد، گرامی داشته می‌شود (اعمال رسولان ۱۲ :۷). این زنجیرها به‌دست مسیحیان حفظ شد، هم به‌عنوان یادبود این رسول بزرگ و هم به سبب قدرت شفابخش آن‌ها؛ زیرا بسیاری از بیماران با لمس آن‌ها شفا می‌یافتند، همان‌گونه که با دستمال‌ها و پیش‌بندهای قدیس پولُس رسول شفا حاصل می‌شد (اعمال رسولان ۱۹: ۱۲). قدیس یوونال، پاتریارک اورشلیم، این زنجیرها را به‌عنوان هدیه به امپراتریس ائودوکیا، همسر تبعیدشدهٔ امپراتور تئودوسیوس جوان، تقدیم کرد. او زنجیرها را به دو بخش تقسیم کرد و یک بخش را به کلیسای رسولان مقدس در کونستانتینوپل فرستاد و بخش دیگر را به روم، نزد دخترش امپراتریس ائودوکسیا، همسر والنتینیان، ارسال نمود. ائودوکسیا کلیسای قدیس پطرس را بنا کرد و این زنجیرها را در آن قرار داد، همراه با زنجیرهایی که پطرس پیش از شهادتش در زمان امپراتور نرون با آن‌ها بسته شده بود.

شهدای مقدس اسپئوسیپوس، الئوسیپوس، ملئوسیپوس و مادربزرگشان لئونیلّا

این برادران سه‌قلو—اسپئوسیپوس، الئوسیپوس و ملئوسیپوس—همگی در فرانسه، در دوران امپراتور مارکوس اورلیوس (۱۶۱–۱۸۰)، برای مسیح رنج کشیدند. در آغاز تنها لئونیلّا مسیحی بود و نوه‌هایش بت‌پرست بودند. پس از اندرزهای طولانیِ مادربزرگ پرهیزکارشان و کاهن محل، این سه برادر تعمید یافتند. پس از تعمید، با شور جوانی زندگی خود را وقف ایمانشان کردند و با همین غیرت، همهٔ بت‌ها را در سراسر آن ناحیه ویران ساختند. آنان متهم شده و به دادگاه آورده شدند؛ عمل خود را پذیرفتند و آشکارا ایمانشان به مسیح را اقرار کردند. قاضی دستور داد آنان را به زندان اندازند و مادربزرگشان لئونیلّا را فراخواند و به او امر کرد به زندان برود و نوه‌هایش را به انکار مسیح و پرستش بت‌ها ترغیب کند. لئونیلّا بی‌آنکه سخنی بگوید به زندان رفت، اما به‌جای آنکه آنان را به انکار ایمان راستین فراخواند، ایشان را تشویق کرد که سست نشوند، همهٔ عذاب‌ها را تا پایان تحمل کنند و برای مسیح بمیرند. هنگامی که قاضی بار دیگر آنان را بازجویی کرد و استواریِ فزاینده‌شان را در ایمان دید، حکم مرگشان را صادر کرد. نخست هر سه را بر درختی آویختند، چنان‌که «چون تارهای چنگ» آویزان بودند؛ سپس تازیانه زدند و سرانجام در آتش سوزاندند. زنی به نام یوویلا که از شجاعت این شهدا دلگرم شده بود، فریاد زد: «من نیز مسیحی هستم!» بت‌پرستان بلافاصله او را نیز دستگیر کرده و همراه با لئونیلّای سالخورده گردن زدند.

شهیدِ راهبِ مکرم داماسکینِ گابروو

داماسکین در صومعهٔ هیلاندار زندگی زاهدانه‌ای داشت و به مقام ریاست صومعه رسید. هنگامی که برای وصول بدهیِ متعلق به صومعه از برخی ترک‌ها اقدام کرد، آنان زنی مسلمان را ترغیب کردند تا وارد خانه‌ای شود که داماسکین در آن می‌زیست. سپس همان ترک‌ها آمدند و با یافتن آن زن، داماسکین را نزد قاضی مسلمان کشاندند. قاضی به او پیشنهاد کرد: یا به دار آویخته شود یا به اسلام گرود. داماسکین قاطعانه پاسخ داد: «دیوانگی است اگر من برای این زندگی گذرا، مرگ ابدی را بخرم.» او در سال ۱۷۷۱ در سویشتوف به دار آویخته شد. بدین‌سان داماسکین جسم خود را قربانی کرد تا جانش را نجات دهد. اما کیفر الهی بی‌درنگ دامان قاتلانش را گرفت: هنگامی که با قایقی قصد عبور از رود دانوب را داشتند، طوفانی برخاست و قایق را واژگون کرد و همگی غرق شدند.


سرود ستایش

قدیسه لئونیلّا

لئونیلّا، مادربزرگی سالخورده،
به‌واسطهٔ روح، همچون شیری نیرومند شد.
چون نوه‌هایش را برای خدا آماده کرد،
خود نیز شهید گشت.
تریبیون بر سر لئونیلّا فریاد زد،
با خشمی تلخ و هیس‌گونه:
«برو، ای مادربزرگ، به زندان
و به نوه‌هایت اندرز بده.
به آنان بگو انکار کنند
این به‌اصطلاح مسیحِ خدا را.
یا مسیح را انکار کنند
یا جان‌های جوان خود را.»
لئونیلّا، در زندان،
به نوه‌هایش گفت:
«از قدرت‌های دنیوی نترسید،
حتی اگر شما را زنده بسوزانند.
به مسیحِ جلال‌یافته بچسبید
و به انجیل او.
او برای شما آماده کرده است
ابدیتی از نور و شادی.
از زخم‌های تلخ نترسید،
زیرا خواهند گذشت. و از مرگ نیز نترسید،
مرگ نه می‌تواند پنهان کند و نه نابود سازد
کسانی را که به مسیح وفادارند.»
سه نوه، در میان آتش،
ستایش به خدا تقدیم کردند،
در حالی که شریر
مادربزرگ عزیزشان لئونیلّا را گردن زد.


تأمل

هیچ‌چیز همچون اطاعتِ عادت‌گونه از مشایخ، غرور انسانی را درهم نمی‌شکند. در اسپارتِ باستان، اطاعت فضیلتی بزرگ به‌شمار می‌رفت. گفته‌اند که سربازی اسپارتی که با شمشیر به نبرد می‌شتافت، به دشمن خود رسید. درست در همان لحظه‌ای که می‌خواست او را بکشد، شیپور پایان نبرد نواخته شد و او شمشیرش را به غلاف بازگرداند. کسی که این صحنه را دید از او پرسید: «چرا دشمن را نکشتی؟» پاسخ داد: «اطاعت از فرمانده بهتر است از کشتن دشمن.» اطاعت مسیحی با این اطاعت اسپارتی تفاوت دارد، زیرا داوطلبانه است و هدفش نجات جان است؛ یعنی نه برای حفظ پادشاهی زمینی، بلکه برای به‌دست آوردن پادشاهی آسمانی. قدیس یوحنای کوتاه‌قامت، زندگی ریاضتی خود را نزد یکی از مشایخ تبس آغاز کرد. برای آن‌که اطاعت را به شاگردش بیاموزد، آن شیخ درختی خشکیده را در زمین کاشت و به شاگردش دستور داد هر روز آن را آبیاری کند. یوحنا سه سال، بی‌هیچ شکایتی، آن درخت خشکیده را آب داد تا سرانجام سبز شد و میوه آورد. این است ثمرهٔ اطاعتِ بی‌غرولند. خودِ خداوندِ مصلوب، مطیع شد تا به مرگ (فیلیپیان ۲ :۸).


تعمق

در آرامشِ خداوند عیسی:
۱. آرامشی که او در جان خود داشت — تنها حاملِ کاملِ صلح؛
۲. آرامشی که او میان انسان‌ها پدید آورد — تنها صلح‌آفرینِ کامل؛
۳. آرامشی که او به شاگردانش بخشید — تنها بخشندهٔ کاملِ صلح.


موعظه

— دربارهٔ این‌که ما تنها زمانی آزادیم که بندگان مسیح باشیم —

«زیرا غلامی که در خداوند خوانده شده باشد،
آزادِ خداوند است؛ و همچنین شخصی آزاد که خوانده شد،
غلامِ مسیح است.»(اول قرنتیان ۷ :۲۲).

خبر بزرگى که مسیحیت هر روز به جهان اعلام می‌کند این است که ارزش هر چیز نه بر پایهٔ ظاهر بیرونی‌اش، بلکه بر اساس ذات آن سنجیده می‌شود. چیزها را نه بر حسب رنگ و شکل، بلکه بر اساس معنا ارزیابی کن. انسان را نه به‌واسطهٔ مقام و دارایی‌اش، بلکه به‌واسطهٔ دلش بسنج — دلی که در آن احساسات، عقل و اراده با هم متحدند.
بر اساس این دیدگاه (که همواره آموزه‌ای تازه برای جهان است)، کسی که در ظاهر در بند است، برده نیست، و کسی که آزادی جسمانیِ بیرونی دارد، آزاد نیست. طبق درک دنیوی، برده کسی است که کمترین بهره را از دنیا می‌برد و انسان آزاد کسی است که بیشترین بهره را از دنیا می‌برد. اما طبق درک مسیحی، برده کسی است که کمترین بهره را از مسیحِ زنده دارد، و انسان آزاد کسی است که بیشترین بهره را از مسیحِ زنده می‌برد. همچنین، بر اساس درک دنیوی، برده کسی است که کمتر ارادهٔ خود را اجرا می‌کند و بیشتر ارادهٔ دیگران را، و انسان آزاد کسی است که بیشتر ارادهٔ خود را به‌جا می‌آورد و کمتر ارادهٔ دیگران را. اما بر اساس درک مسیحی، برده کسی است که بیشتر ارادهٔ خود را انجام می‌دهد و کمتر ارادهٔ خدا را، و انسان آزاد کسی است که بیشتر ارادهٔ خدا را به‌جا می‌آورد و کمتر ارادهٔ خود را. بندهٔ خداوند بودن، تنها آزادیِ حقیقی و شایستهٔ انسان است — و بندهٔ دنیا و خویشتن، گناه و رذیلت بودن، تنها بردگیِ مرگبار است.
انسان ممکن است به پادشاهان بر تخت‌هایشان بیندیشد: آیا آزادتر از آنان کسی بر زمین هست؟ با این حال، بسیاری از پادشاهان، پست‌ترین و نالایق‌ترین بردگان زمین بودند. و انسان ممکن است به مسیحیانِ در زنجیر در زندان‌ها بنگرد و بگوید: آیا بردگانی رنج‌کشیده‌تر از آنان وجود دارد؟ اما شهیدان مسیحی در زندان‌ها خود را آزاد احساس می‌کردند و از شادی روحانی سرشار بودند! آنان مزامیر می‌خواندند و دعاهای شکرگزاری به خدا تقدیم می‌کردند. آزادی‌ای که با اندوه و غم پیوند خورده باشد، آزادی نیست، بلکه بردگی است. تنها آزادی در مسیح است که با شادیِ وصف‌ناپذیر همراه است. شادیِ پایدار، نشان آزادیِ راستین است.

ای خداوند عیسی، ای تنها خداوندِ نیکو، که آنگاه که ما را محکم‌تر به خویش می‌بندی، آزادی را به ما عطا می‌کنی، ما را هرچه زودتر بندگان خود ساز، تا از بندگیِ اربابانِ بی‌رحم و سنگدل رها شویم.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین

error: Content is protected !!