15 ژانویه(گریگوری) / 28 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یعقوب 4: 7- 5: 9

[7] پس خدا را اطاعت نمایید و با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد. [8] و به خدا نزدیکی جویید تا به شما نزدیکی نماید. دستهای خود را پاک سازید، ای گناهکاران، و دلهای خود را تمیز کنید، ای دودلان. [9] خود را خوار سازید و ناله و گریه نمایید و خنده شما به ماتم و خوشی شما به غم تبدیل شود. [10] در حضور خدا فروتنی کنید تا شما را سرافراز فرماید. [11] ‌ای برادران، یکدیگر را ناسزا مگویید، زیرا هر که برادر خود را ناسزا گوید و بر او قضاوت کند، شریعت را ناسزا گفته و بر شریعت قضاوت کرده باشد. لیکن اگر بر شریعت قضاوت کنی، به جا آورنده شریعت نیستی، بلکه داور هستی. [12] صاحب شریعت و داور، یکی است که بر رهانیدن و هلاک کردن قادر می‌باشد. پس تو کیستی که بر همسایه خود داوری می‌کنی؟ [13] امّا شماها، ای کسانی که می‌گویید: «امروز و فردا به فلان شهر خواهیم رفت و در آنجا یک سال به سر خواهیم برد و تجارت خواهیم کرد و نفع خواهیم برد»، [14] و حال آنکه نمی‌دانید که فردا چه می‌شود؛ از آن رو که حیات شما چیست؟ مگر بخاری نیستید که اندک زمانی آشکار است و بعد ناپدید می‌شود؟ [15] به عوض آنکه باید گفت که «اگر خداوند بخواهد، زنده می‌مانیم و چنین و چنان می‌کنیم.» [16] امّا اکنون به تکبّر خود فخر می‌کنید و هر چنین فخر بد است. [17] پس هر که نیکویی ‌کردن بداند و به عمل نیاورد، او را گناه است.

[1] شما، ای دولتمندان، به خاطر مصیبتهایی که بر شما وارد می‌آید، گریه و شیون نمایید. [2] ثروت شما فاسد و لباس شما بیدخورده می‌شود. [3] طلا و نقره شما را زنگ می‌خورد و زنگ آنها بر شما شهادت خواهد کرد و مثل آتش، گوشت شما را خواهد خورد. شما در زمان آخر ثروت اندوخته‌اید. [4] اینک مزد عمله‌هایی که کشتزارهای شما را درو کرده‌اند و شما آن را به فریب نگاه داشته‌اید، فریاد برمی‌آورد و ناله‌های دروگران، به گوشهای خداوند لشکرها رسیده است. [5] بر روی زمین به تجمّل و کامرانی مشغول بوده، دلهای خود را برای روز کشتار پروردید. [6] مرد عادل را محکوم کردید و او را به قتل رسانیدید. او با شما مقاومت نمی‌کند. [7] پس‌ ای برادران، تا هنگام آمدن خداوند صبر کنید. اینک دهقان انتظار می‌کشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر می‌کند تا باران اوّلین و آخرین را بیابد. [8] شما نیز صبر نمایید و دلهای خود را قوی سازید زیرا که آمدن خداوند نزدیک است. [9] ‌ای برادران، از یکدیگر شکایت مکنید، مبادا بر شما داوری شود. اینک داور بر در ایستاده است.

مرقس 10: 17-27

[17] چون به راه می‌رفت، شخصی دوان دوان آمده، پیش او زانو زده، سؤال نمود که «ای استاد نیکو، چه کنم تا وارث حیات جاودانی شوم؟ [18] عیسی به او گفت: «چرا مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست جز خدا فقط؟ [19] فرامین را می دانی، زنا مکن، قتل مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، فریبکاری مکن، پدر و مادر خود را حرمت دار.» [20] او در جواب وی گفت: «ای استاد، این همه را از طفولیت نگاه داشتم.» [21] عیسی به وی نگریسته، او را محبّت نمود و گفت: «تو را یک چیز ناقص است: برو و آنچه داری، بفروش و به فقرا بده که در آسمان گنجی خواهی یافت و بیا صلیب را برداشته، مرا پیروی کن.» [22] لیکن او از این سخن ترشرو و محزون گشته، روانه گردید، زیرا اموال بسیار داشت. [23] آنگاه عیسی گرداگرد خود نگریسته، به شاگردان خود گفت: «چه دشوار است که توانگران داخل پادشاهی خدا شوند.» [24] چون شاگردانش از سخنان او در حیرت افتادند، عیسی باز توجّه نموده، به ایشان گفت: «ای فرزندان، چه دشوار است دخول آنانی که به مال و اموال توکّل دارند در پادشاهی خدا! [25] آسانتر است که شتر به سوراخ سوزن وارد شود از اینکه شخص دولتمند به پادشاهی خدا داخل شود!» [26] ایشان بسیار متحیّر گشته، با یکدیگر می‌گفتند: «پس که می‌تواند نجات یابد؟» [27] عیسی به ایشان نظر کرده، گفت: «نزد انسان محال است لیکن نزد خدا نیست. زیرا که همه‌ چیز نزد خدا ممکن است.»

تقویم قدیم
اول پطرس 4: 1-11

[1] بنابراین چون مسیح به حسب جسم برای ما زحمت کشید، شما نیز به همان نیّت مسلّح شوید، زیرا آنکه به حسب جسم زحمت کشید، از گناه بازداشته شده است. [2] تا آنکه بعد از آن بقیّهٔ عمر را در جسم، نه به حسب شهوات انسانی، بلکه موافق ارادهٔ خدا به سر برد. [3] زیرا که عمر گذشته کافی است برای عمل نمودن به خواهش اقوام دور از خدا و در عیاشی و شهوات و میگساری و عیش‌و‌نوش و مهمانیها و بت‌پرستیهای کفرآمیز رفتار نمودن. [4] و در این متعجّب هستند که شما همراه ایشان به سوی همین سیلاب بی‌بندوباری‌ها نمی‌شتابید و شما را دشنام می‌دهند. [5] و ایشان حساب خواهند داد به او که حاضر است تا زندگان و مردگان را داوری نماید. [6] زیرا که از این جهت نیز به مردگان مژده داده شد تا بر ایشان موافق مردم مطابق جسم داوری شود و موافق خدا مطابق روح زندگی نمایند. [7] لیکن انتهای همه ‌چیز نزدیک است. پس خرداندیش و برای دعا هشیار باشید. [8] و اوّل همه با یکدیگر به شدّت محبّت نمایید، زیرا که محبّت، انبوه گناهان را می‌پوشاند. [9] و یکدیگر را بدون غرغر مهمانی کنید. [10] و هر یک مطابق نعمتی که یافته باشد، یکدیگر را در آن خدمت نماید، مثل وکیلان امین فیض گوناگون خدا. [11] اگر کسی سخن گوید، مانند سخنان خدا بگوید و اگر کسی خدمت کند، مطابق توانایی که خدا به او داده باشد، بکند تا در همه‌چیز، خدا به واسطهٔ عیسی مسیح جلال یابد که او را جلال و توانایی تا به ابد هست، آمین.

مرقس 12: 28-37

[28] و یکی از کاتبان، چون مباحثه ایشان را شنیده، دید که ایشان را جواب نیکو داد، پیش آمده، از او پرسید که «اوّل همه فرامین کدام است؟» [29] عیسی او را جواب داد که «اوّل همه فرامین این است که ‘بشنو‌ ای اسرائیل، خداوند خدای ما، خداوند واحد است. [30] و خداوند خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمامی قوت خود محبّت نما، که اوّل از فرامین این است. [31] و دوّم مثل اوّل است که ‘همسایه خود را چون نفس خود محبّت نما.’ بزرگتر از این دو، فرمانی نیست.» [32] کاتب وی را گفت: «آفرین‌، ای استاد، نیکو گفتی، زیرا خدا واحد است و سوای او دیگری نیست، [33] و او را به تمامی دل و تمامی فهم و تمامی نفس و تمامی قوت محبّت نمودن و همسایهٔ خود را مثل خود محبّت نمودن، از همه قربانی‌های سوختنی و هدایا برتر است.» [34] چون عیسی بدید که عاقلانه جواب داد، به وی گفت: «از پادشاهی خدا دور نیستی.» و بعد از آن، هیچ‌کس جرأت نکرد که از او سؤالی کند. (متّی ۲۲: ۴۱‏-۴۶، لوقا ۲۰: ۴۱‏-۴۴) [35] و هنگامی که عیسی در معبد تعلیم می‌داد، متوجّه شده، گفت: «چگونه کاتبان می‌گویند که مسیح پسر داوود است؟ [36] و حال آنکه خود داوود در روح‌القدس می‌گوید که ‘خداوند به خداوند من گفت: برطرف راست من بنشین تا دشمنان تو را پای‌انداز تو سازم؟’ [37] خود داوود او را خداوند می‌خواند؛ پس چگونه او را پسر می‌باشد؟» و جماعت زیادی کلام او را به خشنودی می‌شنیدند.

مناسبت و قدیسین روز

پولُس مکرم، اهل تبس

پولُس در دوران سلطنت امپراتور دِسیوس، از والدینی ثروتمند در تبس جنوب مصر زاده شد. او همراه با خواهرش، وارث تمام دارایی والدینشان شد. اما شوهرِ خواهرش که بت‌پرست بود، می‌خواست سهم پولُس را تصاحب کند و او را تهدید کرد که اگر دارایی‌اش را واگذار نکند، او را به‌عنوان مسیحی به قاضی معرفی خواهد کرد. این بدبختی، همراه با نمونه‌های قهرمانانهٔ فداکاریِ شهیدان مسیحی که پولُس با چشمان خود دیده بود، او را بر آن داشت تا سهم دارایی خود را به خواهرش ببخشد. سپس، همچون فقیری، به بیابان کناره گرفت و تا پایان عمر به زندگی زاهدانه پرداخت. این‌که این غولِ زهد به چه اوج‌های روحانی‌ای دست یافت، توسط کسی کمتر از قدیس آنتونی کبیر گواهی داده نشد؛ او روزی از پولُس دیدار کرد و مشاهده نمود که چگونه حیوانات وحشی و پرندگان آسمان به او خدمت می‌کنند. آنتونی پس از بازگشت از این دیدار، به راهبان خود گفت: «وای بر من، فرزندانم! من راهبی گناهکار و دروغینم، راهبی تنها به نام. ایلیاس را دیدم، یحیی را در بیابان دیدم—و به‌راستی، پولُس را در بهشت دیدم!» قدیس پولُس ۱۱۳ سال زندگی کرد و در سال ۳۴۲ به‌آرامی در خداوند آرامید.

قدیس مکرم، یوحنا کالیویتِس [ساکنِ کلبه]

یوحنا در دوران سلطنت لئوی اوّل، از والدینی ثروتمند و برجسته در کونستانتینوپل زاده شد. او تنها فرزند آنان بود. با کششی درونی به زندگی روحانی، یوحنای جوان پنهانی همراه با راهبی به صومعه‌ای در آسیای صغیر گریخت. او شش سال در این صومعه با نهایت پرهیز، دعا و اطاعت از رئیس صومعه زندگی کرد. سپس شیطان او را با این وسوسه مورد هجوم قرار داد که صومعه را ترک کند، به خانهٔ والدینش بازگردد و به‌عنوان اشراف‌زاده‌ای در کنار آنان زندگی کند. او واقعاً به خانهٔ والدینش بازگشت، در حالی‌که جامهٔ گدایان بر تن داشت. پدر و مادرش را دید، اما نخواست خود را به آنان بشناساند. به‌عنوان گدایی در حیاط خانهٔ آنان ساکن شد، با خرده‌نانی که خدمتکاران به سویش می‌انداختند زندگی می‌کرد و تمسخر فراوان همه را تحمل می‌نمود. یوحنا سه سال چنین زیست و پیوسته از خدا می‌خواست که جان‌های پدر و مادرش را نجات دهد. هنگامی که یوحنا بیمار شد و نزدیک‌شدن مرگ را احساس کرد، خود را به والدینش شناساند—و آنان او را به‌وسیلهٔ کتاب نفیس اناجیل شناختند که در کودکی به او داده بودند و او آن را به‌عنوان تنها دارایی خود نگاه داشته بود. بدین‌سان، این جوان، با آن‌که بسیار ثروتمند بود، بر شیطان غلبه کرد و جان خود و جان‌های والدینش را نجات داد. او حدود سال ۴۵۰ در خداوند آرامید.

گابریل مکرم از لِسنوف

گابریل اسلاو بود و از همراهان قدیس پروخوروسِ پچینیا و قدیس یوحنای ریلا به‌شمار می‌رفت. او در سدهٔ دهم، در کراتوو، بر کوه لسنوف، زندگی زاهدانه‌ای داشت و در آنجا کلیسایی به نام فرشتهٔ بزرگِ مقدس میکائیل بنا کرد. کلیسای زیبایی که اکنون در آن مکان قرار دارد، به‌دست یووان اولیور، دوکِ تزار دوشان، ساخته شد. قدیس گابریل هم در زمان زندگی‌اش و هم پس از مرگش معجزه‌گر بود. او نزدیک به پایان سدهٔ دهم در خداوند آرامید.

شهید مقدس، پان‌سوفیوس

پان‌سوفیوس پسر نیلوس، نایب‌الحکومهٔ اسکندریه بود. او با ترک افتخارات و ثروت‌های دنیوی، در جوانی به‌عنوان راهب مُلَبَّس شد. بیست‌وهفت سال زندگی زاهدانهٔ سختی داشت و روح خود را به جهان برتر برافراشت. در دوران سلطنت دِسیوس، او را به دادگاه کشاندند؛ به‌سبب نام مسیح تازیانه‌اش زدند و زیر شکنجه‌های شدید، جان خود را به خدا سپرد.


سرود ستایش

قدیس مکرم، یوحنا کالیویتِس

یوحنا نوجوان بود،
نوجوانی جوان و ثروتمند،
اما هیچ چیز وسوسه‌اش نکرد،
نه جوانی و نه زر.
پدرش اشراف‌زاده‌ای درباری بود،
مادرش بانویی نیکو،
اما هر دو را ترک گفت
به‌خاطر محبتِ پسرِ خدا.
مسیح ثروت او بود،
تمام دارایی‌اش، تمام زیبایی‌اش.
او مسیحِ خداوند را دوست داشت
بیش از جانِ خویش.
و به‌جای آن‌که والدینِ ثروتمندش
در هاویه فریاد زنند،
اینک پسرشان، از راه فقر،
خود و آنان را نجات داد.
حتی امروز نیز، بسیاری از مردم
که با ثروت خفه می‌شوند،
یوحنای فروتن می‌تواند شرمنده‌شان سازد—
و جان‌های گناهکارشان را رهایی بخشد.


تأمل

هرگز چنین میندیش که خدا هنگام دعا تو را نمی‌شنود. او افکار ما را می‌شنود، همان‌گونه که ما صداها و سخنان یکدیگر را می‌شنویم. و اگر بلافاصله مطابق دعای تو عمل نمی‌کند، یا به این سبب است که به شیوه‌ای ناشایسته دعا می‌کنی، یا از او چیزی می‌طلبی که به زیان توست، یا اینکه او در حکمت و تدبیر خود، اجابت درخواستت را تا زمان مناسب به تأخیر می‌اندازد. پدر جان کرونشتات می‌نویسد: «همان‌گونه که به‌وسیلهٔ تلگراف الکتریکی به‌سرعت با کسانی که از ما دور هستند ارتباط برقرار می‌کنیم، به همین‌سان، به‌وسیلهٔ ایمانی زنده—چونان از راه سیم‌های تلگراف—به‌سرعت با خدا، فرشتگان و قدیسان ارتباط می‌یابیم. همان‌گونه که کاملاً به سرعت جریان الکتریکی و رسیدن آن به مقصد اعتماد داریم، به همان اندازه نیز باید کاملاً به سرعت دعای ایمان و رسیدن آن به مقصد اعتماد کنیم. درخواست خود را به‌وسیلهٔ تلگراف ایمان به سوی خدا و قدیسان بفرست، و به‌زودی پاسخ را دریافت خواهی کرد.» و باز در جایی دیگر، قدیس جان می‌نویسد: «خدا و ارواح آفریده‌شده، و جان‌های درگذشتگان—همچنین جان‌های زندگان—هستندگانی صاحب ادراک‌اند؛ و اندیشه سریع است و به‌گونه‌ای همه‌جا حاضر. با تمام دل به آنان بیندیش، و آنان نزد تو حاضر خواهند بود. خدا یقیناً همواره با تو خواهد بود؛ و دیگران نیز، به عطا و قدرت خدا، با تو خواهند بود.»


تعمق

در پاکی خداوند عیسی:
۱. پاکی ذهن او؛
۲. پاکی قلب او؛
۳. پاکی ارادهٔ او؛
۴. پاکی زبان او؛
۵. پاکی ظاهر او و همهٔ حواسش.


موعظه

— دربارهٔ ایمانِ پیروزمند —

و پیروزی‌ای که دنیا را به زانو درآورده است، ایمان ماست»
(اول یوحنا ۵: ۴).

مسیحِ خداوند بر جهان پیروز شد. ای برادران، این نیز پیروزی ماست. رسولان بر جهان پیروز شدند و این پیروزی ماست. قدیسان، باکرگان و شهیدان بر جهان پیروز شدند و این پیروزی ماست. برادران، هیچ چیز در جهان نیرومندتر از ایمان مسیحی نیست. شمشیرهایی که بر ضد این ایمان فرود آمد، کُند و شکسته شد، اما ایمان باقی ماند. پادشاهانی که با این ایمان جنگیدند، زیر لعنت شرارت‌های خود خفه شدند. پادشاهی‌هایی که بر ضد این ایمان به جنگ برخاستند، نابود شدند. شهرهایی که این ایمان را نپذیرفتند، ویران و به خرابه بدل گشتند. بدعت‌گذارانی که این ایمان را فاسد کردند، در جان و تن هلاک شدند و زیر لعنت از این جهان رفتند، اما این ایمان باقی ماند.

برادران، هنگامی که جهان با وسوسه‌هایش ما را تعقیب می‌کند—وسوسهٔ زیبایی ظاهری، وسوسهٔ ثروت، وسوسهٔ لذت، وسوسهٔ جلال زودگذر—با چه چیزی مقاومت کنیم و با چه چیزی پیروز شویم، جز با همین ایمان؟ به‌راستی، جز با این ایمان شکست‌ناپذیر که چیزی بزرگ‌تر از تمام ثروت این جهان را می‌شناسد، به هیچ چیز پیروز نمی‌شویم.

آنگاه که همهٔ وسوسه‌های این جهان روی دیگر چهرهٔ خود را آشکار می‌کنند—هنگامی که زیبایی به زشتی، تندرستی به بیماری، ثروت به فقر، جلال به بی‌آبرویی، قدرت به خواری، و زندگی شکوفای جسمانی به آلودگی و تعفن بدل می‌شود—با چه چیزی بر این اندوه، این فساد، این آلودگی و تعفن غلبه کنیم و خود را از نومیدی حفظ نماییم، جز با همین ایمان؟ به‌راستی، جز با این ایمان شکست‌ناپذیر که ارزش‌های جاودان و تغییرناپذیر را در پادشاهی مسیح به ما می‌آموزد، با هیچ چیز.

و هنگامی که مرگ قدرت ویرانگر خود را بر همسایگان ما، بر خویشاوندان و خانواده‌هایمان، بر گل‌هایمان، بر کشتزارهایمان، بر دست‌رنج‌هایمان نشان می‌دهد، و آنگاه که دندان‌های مقاومت‌ناپذیر خود را حتی بر ما فرو می‌برد—با چه چیزی ترس از مرگ را مغلوب سازیم، و با چه چیزی درهای زندگی، نیرومندتر از مرگ، را بگشاییم، جز با همین ایمان؟ به‌راستی، جز با این ایمان شکست‌ناپذیر که از رستاخیز و زندگیِ بی‌مرگ آگاهی دارد، با هیچ چیز.

ای خداوند عیسی، فاتحِ جهان، ما را نیز یاری فرما تا به ایمان خود به تو، بر جهان پیروز شویم.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!