14 ژوئیه (گریگوری) /27 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اوّل قرنتیان 6:‏20- 7: 12

[20] زیرا که به قیمتی خریده شدید، پس خدا را به بدن خود تمجید نمایید.
[1] امّا دربارهٔ آنچه به من نوشته بودید: «مرد را نیکو آن است که زن را لمس نکند.» [2] لیکن به سبب زنا، هر مرد همسر خود را بدارد و هر زن شوهر خود را بدارد. [3] و شوهر حق زن را ادا نماید و همچنین زن حق شوهر را. [4] زن بر بدن خود مختار نیست بلکه شوهرش، و همچنین مرد نیز اختیار بدن خود ندارد بلکه زنش، [5] از یکدیگر جدایی مگزینید، مگر مدّتی به رضایت هر دو تا به روزه و عبادت خود را بسپارید؛ و باز با هم پیوندید، مبادا شیطان شما را به خاطر عدم خویشتنداری شما در وسوسه اندازد. [6] لیکن این را می‌گویم به طریق اجازه نه به طریق امر. [7] امّا می‌خواهم که همهٔ مردم مثل خودم باشند. لیکن هر کس نعمتی خاص از خدا دارد، یکی چنین و دیگری چنان. [8] لیکن به مجردین و بیوه‌زنان می‌گویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند. [9] لیکن اگر خویشتندار نیستند، ازدواج بکنند، زیرا که ازدواج از سوختن در آتش هوس بهتر است. [10] امّا ازدواج کرده‌ها را امر می‌کنم و نه من، بلکه خداوند که زن از شوهر خود جدا نشود؛ [11] و اگر جدا شود، دیگر شوهر نکند یا با شوهر خود صلح نماید؛ و مرد نیز زن خود را جدا نسازد. [12] و دیگران را من می‌گویم نه خداوند؛ که اگر کسی از برادران زنی بی‌ایمان داشته باشد و آن زن راضی باشد که با وی بماند، او را جدا نسازد.

متّی 14:‏1-‏13

[1] در آن هنگام هیرودیس تِترارک چون شهرت عیسی را شنید، [2] به خادمان خود گفت: «این است یحیای تعمید دهنده که از مردگان برخاسته است و از این جهت معجزات از او صادر می‌گردد.» [3] زیرا که هیرودیس یحیا را به خاطر هیرودیا، زن برادر خود فیلیپُس گرفته، در بند نهاده و در زندان انداخته بود؛ [4] چون که یحیا به او همی گفت: «نگاه داشتن وی بر تو حلال نیست.» [5] و وقتی که قصد قتل او کرد، از مردم ترسید زیرا که او را نبی می‌دانستند. [6] اما چون ضیافت میلاد هیرودیس در جریان بود، دختر هیرودیا در مجلس رقص کرده، هیرودیس را شاد نمود. [7] از این‌رو قسم خورده، وعده داد که آنچه بخواهد، به او بدهد. [8] دختر نیز به تحریک مادر خود گفت که «سر یحیای تعمید ‌دهنده را هم اکنون در طبقی به من بده.» [9] آنگاه پادشاه متأسف شد، لیکن به پاس قسم و خاطر هم‌نشینان خود، فرمود که بدهند. [10] و فرستاده، سر یحیا را در زندان از تن جدا کرد، [11] و سر او را در طشتی گذارده، به دختر تسلیم نمودند و او آن را نزد مادر خود برد. [12] پس شاگردان یحیا آمده، جسد او را برداشته، به خاک سپردند و رفته، عیسی را اطلاع دادند. [13] و چون عیسی این را شنید، به قایق سوار شده، از آنجا به مکانی دورافتاده به خلوت رفت. و چون مردم شنیدند، از شهرها به راه خشکی از عقب وی روانه شدند.

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 11:‏31-‏12: 6

[31] امّا اگر بر خود قضاوت می‌کردیم، قضاوت بر ما نمی‌شد. [32] لیکن هنگامی که بر ما قضاوت می‌شود، از خداوند تنبیه می‌شویم، مبادا با اهل دنیا بر ما قضاوت شود. [33] بنابراین ای برادران من، چون برای خوردن جمع می‌شوید، منتظر یکدیگر باشید. [34] و اگر کسی گرسنه باشد، در خانه بخورد، مبادا به جهت مکافات جمع شوید. و چون بیایم، بقیه را به نظم خواهم آورد.
[1] امّا درباره عطایای روحانی، ای برادران، نمی‌خواهم شما بی‌خبر باشید. [2] می‌دانید هنگامی که بت‌پرستان می‌بودید، به سوی بتهای لال برده می‌شدید، به گونه‌ای که شما را می‌بردند. [3] پس شما را خبر می‌دهم که هر که سخن گوید به واسطهٔ روح خدا، عیسی را لعنت نمی‌کند و هیچ‌کس جز به روح‌القدس عیسی را خداوند نمی‌تواند گفت. [4] و نعمتها انواع است، ولی روح همان. [5] و خدمتها انواع است، امّا خداوند همان. [6] و عملها انواع است، لیکن همان خدا همه را در همه عمل می‌کند.

متّی 18:‏1-‏11

[1] در همان ساعت، شاگردان نزد عیسی آمده، گفتند: «چه کس در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» [2] آنگاه عیسی طفلی طلب نموده، در میان ایشان برپا داشت [3] و گفت: «به راستی به شما می‌گویم تا عوض نشوید و مثل طفل کوچک نگردید، هرگز داخل پادشاهی آسمان نخواهید شد. [4] پس هر‌ که مثل این بچّهٔ کوچک خود را فروتن سازد، همان در پادشاهی آسمان بزرگتر است. [5] و کسی‌ که چنین طفلی را به اسم من قبول کند، مرا پذیرفته است. [6] و هر‌ که یکی از این کوچکان را که به من ایمان دارند، لغزش دهد، او را بهتر می‌بود که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته، در قعر دریا غرق می‌شد! [7] وای بر این جهان به‌ سبب لغزشها؛ زیرا که اجتناب ناپذیر است وقوع لغزشها، لیکن وای بر کسی‌ که سبب لغزش باشد. [8] پس اگر دستت یا پایت تو را بلغزاند، آن را قطع کرده، از خود دور انداز زیرا تو را بهتر است که لنگ یا شل داخل حیات شوی، از آنکه با دو دست یا دو پا در آتش جاودانی افکنده شوی. [9] و اگر چشمت تو را لغزش دهد، آن را به در‌ آر و از خود دور انداز، زیرا تو را بهتر است با یک چشم وارد حیات شوی، از اینکه با دو چشم در آتش جهنم افکنده شوی. (متّی 18‏:12‏-14 ؛ لوقا 15‏:4‏-7) [10] « بیایید که یکی از این کوچکان را حقیر مشمارید، زیرا شما را می‌گویم که فرشتگان ایشان دائم در آسمان روی پدر مرا که در آسمان است، می‌بینند. [11] زیرا که پسر انسان آمده است تا گم شده را نجات‌ بخشد.

مناسبت و قدیسین روز

رسول مقدس آکیلا

آکیلا یکی از هفتاد رسول بود. او یهودی‌تبار بود و نخست همراه همسرش، پریسکیلا، در ایتالیا زندگی می‌کرد. هنگامی که امپراتور کلودیوس فرمان داد همه یهودیان از روم و ایتالیا اخراج شوند، آکیلا در شهر قرنتس ساکن شد. در آنجا برای نخستین بار با پولس رسول ملاقات کرد. پولس یک سال و نیم در خانه او اقامت داشت و او و همسرش را تعمید داد.
آکیلا و پریسکیلا که از غیرت برای ایمان مسیحی سرشار بودند، پولس را تا افسُس همراهی کردند و در خدمت‌های رسولی او یاری‌اش دادند. در افسس، پولس نخستین رساله خود به قرنتیان را نوشت و در آن گفت: «آکیلا و پریسکیلا، همراه با کلیسایی که در خانه ایشان است، در خداوند بسیار به شما سلام می‌رسانند.» (اول قرنتیان ۱۶ :۱۹) پس از مرگ امپراتور کلودیوس، یهودیان اجازه یافتند به ایتالیا بازگردند و آکیلا و پریسکیلا نیز به روم بازگشتند. بعدها هنگامی که پولس از قرنتس رساله به رومیان را نوشت، دوستان و همکاران قدیمی خود را چنین درود فرستاد: «به پریسکیلا و آکیلا، همکاران من در مسیح عیسی سلام برسانید؛ آنان برای حفظ جان من گردن خود را به خطر افکندند، و نه تنها من، بلکه همه کلیساهای امت‌ها از ایشان سپاسگزارند.» (رومیان ۱۶ :۳-۴)
بعدها بار دیگر آکیلا را در افسس می‌یابیم، جایی که همراه با قدیس تیموتائوس خدمت می‌کرد. پولس، هنگامی که در زنجیر در روم بود، در نامه‌ای به تیموتائوس که در افسس اقامت داشت، نوشت: «به پریسکیلا و آکیلا سلام برسان.» (دوم تیموتائوس ۴: ۱۹)
آکیلا که بعدها اسقف شد، بسیاری را تعمید داد و با نور ایمان روشن ساخت. او بت‌ها را نابود کرد، کلیساها بنا نمود، کاهنان را منصوب ساخت و جلال پسر مجسم‌شده خدا را در میان مردم گسترش داد. سرانجام به دست بت‌پرستان شرور به شهادت رسید و در پادشاهی مسیح مسکن گزید.

پدر قدیس هِلیوس

هلیوس راهبی مصری از قرن چهارم بود. از همان دوران جوانی، خود را وقف ریاضت و زندگی رهبانی در بیابان کرد. شیوه زندگی و معجزات نیرومند او، هم راهبان و هم مردم عادی را به شگفتی وا می‌داشت، و هرچند از شهرت میان مردم می‌گریخت، نمی‌توانست خود را پنهان نگاه دارد. او به‌ویژه در زمان روزه‌های طولانی، نبردهای سختی با فریب‌های شیطان داشت. گاه شیطان به او عسل و گاه سیب‌های بسیار خوشمزه عرضه می‌کرد، اما هلیوس هرگز فریب نمی‌خورد. او عطای تشخیص دل‌های انسان‌ها را داشت و می‌توانست امیال و افکار پنهان آنان را ببیند؛ نه برای نمایش این موهبت، بلکه برای اصلاح لغزش‌های مردم.


سرود ستایش

قدیسان آکیلا و پریسکیلا

مشعل نور از آسمان فرود آمد، نخست در دل رسولان. و رسولان نیز مردمان را روشن ساختند، و جانشینان خود را در فیض استوار نمودند.
با همان مشعل، قدیس آکیلا به دست رسول بزرگ، پولس، روشن گردید.
و همچنین پریسکیلای مبارک، همسر وفادارش؛ او و تمامی اهل خانه‌اش به دست پولس تعمید یافتند و از قدرت الهی سرشار شدند.
بدخواهی و سرگرمی‌های بیهوده را ترک کردند، و برای خدمت خداوند به جهان قدم نهادند.
به پولس، آن زندانی تنها، خدمت کردند، و با شادی، آپولس قدیس و تیموتائوس، فرزند روحانی پولس، را یاری دادند.
با هم، گله مسیح را بسیار فزونی بخشیدند.
خوشا بر قربانی‌های پریسکیلای مبارک! خوشا بر زخم‌های قدیس آکیلا!
آنان در همه جا جلال یافتند و میوه بسیار آوردند؛ کارگران راستین خدا، و وارثان ملکوت او.


تأمل

مسیحیان باید خود را در برابر فریب‌های این جهان مسلح سازند. آنان باید در برابر هر حمله و هر وسوسه‌ای مجهز باشند تا هر شرارتی از آنان دفع گردد. چنین زرهی در یک یا دو روز ساخته نمی‌شود، بلکه در فرآیندی طولانی، با تلاش و زحمت فراوان، شکل می‌گیرد. اگر با نخستین وسوسه سقوط کنیم، تمام فضیلت‌های ما چه ارزشی خواهند داشت؟
قدیس گریگوری نیسایی در این باره نمونه‌ای از میمونی در اسکندریه نقل می‌کند: «رام‌کننده‌ای در اسکندریه میمونی را آموزش داده بود تا بر صحنه تئاتر، مانند یک رقاص زن هنرنمایی کند. تماشاگران از دیدن میمون که لباس رقصنده پوشیده بود و با آهنگ موسیقی می‌رقصید، شگفت‌زده و تحسین‌کننده بودند. اما در حالی که همه سرگرم تماشای این نمایش عجیب بودند، دلقکی تصمیم گرفت نشان دهد که میمون، هرقدر هم آموزش دیده باشد، باز هم چیزی جز یک میمون نیست. او چند شیرینی، که میمون‌ها بسیار دوست دارند، روی صحنه انداخت. به محض اینکه میمون شیرینی‌ها را دید، رقص، تشویق مردم و لباس فاخرش را فراموش کرد و با دست و پا به سوی شیرینی‌ها دوید. چون لباس مانع حرکتش می‌شد، با ناخن‌هایش آن را پاره کرد تا بتواند آزادانه شیرینی‌ها را بردارد. در آن لحظه، به جای تحسین و شگفتی، صدای خنده سراسر تماشاخانه را فرا گرفت.»
زیرا پشت نقاب پاره‌شده «رقاص»، تنها یک میمون آشکار شد.


تعمق

درباره مجازات عادلانه‌ای که خدا بر قورح، داتان و ابیرام فرستاد تفکر کن (اعداد ۱۶):

۱. چگونه این سه نفر مردم را علیه موسی و هارون شوراندند و خواستند خود رهبران قوم شوند؛
۲. چگونه زمین شکافته شد و قورح، داتان، ابیرام و همراهانشان را در خود فرو برد؛
۳. چگونه زمینِ جسمانی نیز جان همه کسانی را که به شیوه جسمانی می‌اندیشند و با شریعت خدا سرکشی می‌کنند، در خود فرو می‌بلعد.


موعظه

-درباره استواری در ایمان-

«در ایمان استوارانه با او مقاومت کنید، زیرا می‌دانید همان رنج‌ها بر برادران شما که در سراسر جهان هستند نیز وارد می‌شود.» (اول پطرس ۵: ۹)

ای برادران، مهم‌ترین استواری جان انسان، استواری در ایمان است. شیطان با همه تیرها و نیرنگ‌های خود، با شدت تمام به این استواری حمله می‌کند، زیرا آن روح ناپاک و شریر می‌داند که اگر این استواری را درهم بشکند، روح انسان را برای همیشه به بند خواهد کشید. از همین رو بود که رسولان مقدس از خداوند درخواست کردند: «ایمان ما را بیفزا.» (لوقا ۱۷ :۵)
ای برادران، ما نیز هر روز دعا کنیم که خداوند ایمان ما را افزایش دهد و آن را با قدرت و استحکام بیاراید. مار هنگامی که در خطر باشد، بیش از هر چیز از سر خود محافظت می‌کند؛ و به همین سبب، خود خداوند او را از این جهت حکیم خواند. ما نیز باید از سرِ زندگی روحانی خود، یعنی ایمان، محافظت کنیم. در این جهان هیچ چیز نمی‌تواند جای ایمان به خدا را بگیرد؛ نه فلسفه، نه علم، نه ثروت، نه جلال، و نه حتی تمام جهان با همه شکوه زودگذرش. شیطان این حقیقت را به‌خوبی می‌داند؛ از همین رو بیش از هر چیز به ایمان ما حمله می‌کند، شک را در دل ما می‌افکند، ما را مردد می‌سازد، افکارمان را آشفته و قلبمان را مضطرب می‌کند. پس اگر شیطان می‌داند که ایمان مهم‌ترین چیز است، سزاوارتر است که ما نیز این حقیقت را بدانیم. به خاطر ما بود که مسیح به زمین آمد؛ به خاطر ما بر صلیب رنج کشید؛ و به ما وعده ایمان نجات‌بخش را عطا کرد. ایمان ما جز از راه رنج، نه نیرومند می‌شود و نه رشد می‌کند. از همین رو رسول بسیاررنج‌دیده، پطرس، می‌گوید: «همین رنج‌ها بر برادران شما که در جهان هستند نیز وارد می‌شود.» (اول پطرس ۵: ۹) رسول از روی فروتنی، از رنج‌های خود سخن نمی‌گوید، بلکه از رنج‌های برادران ما در مسیح یاد می‌کند. آنان که در ایمان یکی هستند، در رنج نیز یکی‌اند.
ای برادران، شما برای ایمان راستین تنها رنج نمی‌برید؛ بلکه دیگر برادران شما نیز برای همین ایمان رنج می‌کشند. باشد که این حقیقت، رنج‌های شما را سبک‌تر سازد. اما بیش از هر چیز، باشد که رنج‌های نخست‌زاده همه رنج‌دیدگان، یعنی خداوند مصلوب ما عیسی مسیح، مایه تسلی شما باشد.
ای خداوند عیسی، ای رنج‌کشیده‌تر از همه رنج‌دیدگان و پیروزتر از همه پیروزمندان، ایمان ما را بیفزا و ما را به قدرت فیض خود استوار گردان، همان‌گونه که رسولان مقدس خویش را استوار ساختی.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!