14 ژوئن (گریگوری) /27 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 43:‏9-‏14 (عصر)

[9] تمامی قومها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند. پس در میان آنها کیست که از این خبر دهد و امور اولین را به ما اعلام نماید؟ شاهدان خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا گوش نموده، اقرار بکنند که این راست است. [10] یهوه می‌گوید که «شما و خادم من که او را برگزیده‌ام، شاهدان من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی شکل نگرفته و بعد از من هم نخواهد شد. [11] من، من یهوه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. [12] من اخبار نموده و نجات داده‌ و اعلام نموده‌ام و در میان شما خدای غیر نبوده است. خداوند می‌گوید: «شما شاهدان من هستید و من خدا هستم. [13] و از امروز نیز من او می‌باشم و کسی ‌که از دست من تواند رهانید، نیست. من عمل خواهم نمود و کیست که آن را رد نماید؟» [14] خداوند که ولی شما و قدوس اسرائیل است، چنین می‌گوید: «به خاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد وکلدانیان را نیز در کشتیهای شادی ایشان.

حکمت سلیمان 3: 1-9

۱ روح افراد عادل و صالح در دست خداست، و انها هرگز متحمل درد و عذاب نخواهند شد. ۲ از دید افراد جاهل و بی خرد به نظر می رسد که آنها مرده اند؛ و عزیمت آنها از این زندگی به سرای باقی بدبختی آنها محسوب می شود. ۳ وقتی آنها این دنیا را ترک میکنند به نظر افراد ناصالح نیستی و نابودی است، اما در واقعیت آنها در آرامش هستند. ۴ ممکن است به دید دیگران اینچنین بیاید که گویا مجازات شده اند، اما آنها امید زندگی ابدی را دارند. ۵ آنها اندکی تادیب شدند، اما به فراوانی با چیزهای خوب پاداش داده می شوند زیرا خداوند آنها را آزمایش نموده و دانست که لایق این هستند تا در کنار او باشند. ۶ او آنها را مانند طلا در کوره آزمایش کرده و کاملا مانند یک قربانی سوختنی ۱ می پذیرد. ۷ سپس هنگامی که زمان داوری فرا می رسد، آنها در برابر شریران مانند جرقه های آتش در میان کاه خشک هستند که ایشان را به آتش کشیده و میسوزانند. خدا پرستان تمامی ملل را داوری خواهند کرد و بر مردم اقتدار خواهند داشت و خداوند تا ابد بر آنها حکمرانی خواهد کرد. ۹ کسانی که به خداوند اعتماد دارند، حقیقت را خواهند شناخت و آنهایی که به او وفادار هستند تا ابد در محبت او باقی خواهند ماند. لطف و رحمت متعلق به مقدسین اوست و نگاه خداوند دائما بر برگزیدگان خود است.

حکمت سلیمان 5: 15-6: 3

۱۵ در مقابل اشخاص صالح تا ابد زندگی می کنند. پاداش آنها از جانب خداوند می آید. خداوند تعالی از آنها مراقبت و محافظت میکند. ۱۶ به همین دلیل آنها یک دیهیم شکوهمند و یک تاج سلطنتی درخشان را از خود خداوند دریافت می کنند. خداوند با دست راست خود آنها را پناه داده و با بازوی راست خود از آنها محافظت می کند. ۱۷ خداوند غیرت خود را همانند یک سلاح قدرتمند بر خواهد گرفت. او آفرینش را برای نبرد با دشمنان خود مسلح خواهد کرد. ۱۸ او عدالت را همچون یک زره بر تن کرده و داوری راستین را مانند کلاه خود بر سر خواهد گذاشت. ۱۹ او قدوسیت را به عنوان سپری در دست می گیرد که هرگز نمیتوان آن را شکست داد. ۲۰ او خشم شدید خود را به یک شمشير برنده تبدیل می کند. جهان هستی به او خواهد پیوست تا دشمنان نادان و بیخرد او را شکست دهند. ۲۱ صاعقه ها و آذرخش ها با دقت و بر اساس هدف تعیین شده به جهش در می آیند و همانند تیری که از یک کمان خمیده پرتاب شود از میان ابرها به بیرون پرتاب خواهند شد و هر بار هدف خود را مورد اصابت قرار خواهند داد. ۲۲ رگبار تگرگ بر روی آنها چنان فرو خواهد بارید که گویی از منجنیقی شلیک شده که هرگز از پرتاب باز نمی ایستد آبهای دریا بر علیه آنها با خشم به خروش خواهد آمد، و آب رودخانه ها بالا آمده و بی رحمانه آنها را در خود غرق خواهند کرد. ۲۳ باد قدرتمندی بر علیه آنها خواهد وزيد و مانند گرد بادی آنها را پراکنده خواهد ساخت ظلم و ستم از سراسر زمین برچیده شده و شرارت از تاج و تخت قدرتمندان به زیر انداخته خواهد شد.
۱ پس شما ای پادشاهان گوش فرا داده و بیاموزید. ای شما که در گوشه و کنار زمین قضاوت می کنید، تعلیم بگیرید. ۲ شما که بر قشرهای مختلف اقتدار دارید و به داشتن قدرت بر فراز ملل افتخار می کنید خوب توجه کنید. ۳ خداوند به شما اقتدار داده تا حکومت کنید. خدای متعال قدرت خود را به شما داده است. او با دقت کارهای شما را مورد بررسی قرار داده و در مورد برنامه های شما بازخواست خواهد کرد

مَرقُس 16:‏1-‏8 (انجیل صبح)

[1] پس چون سبّت گذشته بود، مریم مَجدلیه و مریم مادر یعقوب و سالومه حَنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. [2] و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر‌ آمدند. [3] و با یکدیگر می‌گفتند: «کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟» [4] چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است، زیرا بسیار بزرگ بود. [5] و چون به قبر وارد شدند، جوانی را که جامه‌ای سفید بر تن داشت، بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیر شدند. [6] او به ایشان گفت: «ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را می‌طلبید؟ او برخاسته است! در اینجا نیست. آن مکانی را که او را نهاده بودند، ببینید. [7] لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطلاع دهید که پیش از شما به جلیل می‌رود. او را در آنجا خواهید دید، چنانکه به شما فرموده بود.» [8] پس به عجله بیرون شده از قبر گریختند، زیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند، زیرا می‌ترسیدند.

رومیان 2:‏10-‏16

[10] لیکن جلال و حرمت و سلامتی بر هر نیکوکار، نخست بر یهود و بر یونانی نیز. [11] زیرا نزد خدا طرفداری نیست، [12] زیرا آنانی که بدون شریعت گناه کنند، بی‌شریعت نیز هلاک شوند و آنانی که با شریعت گناه کنند، از شریعت بر ایشان حکم خواهد شد. [13] از آن جهت که شنوندگان شریعت در حضور خدا عادل نیستند، بلکه کنندگان شریعت عادل شمرده خواهند شد. [14] زیرا هرگاه ملتهایی که شریعت ندارند، کارهای شریعت را به طبیعت به‌ جا آرند، اینان هرچند شریعت ندارند، برای خود شریعت هستند، [15] چونکه از ایشان آشکار می‌شود که عمل شریعت بر دل ایشان نوشته شده است و وجدان ایشان نیز گواهی می‌دهد و افکار ایشان با یکدیگر یا متهم می‌کند، یا تبرئه می‌نماید، [16] در روزی که خدا رازهای مردم را داوری خواهد نمود به‌وسیلهٔ عیسی مسیح مطابق مژدهٔ من.

عبرانیان 11:‏33-‏12: 2 (رساله، قدیسین)

[33] که از ایمان، تسخیر ممالک کردند و به کارهای نیک پرداختند و وعده‌ها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند، [34] شعله‌های آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها جان به در بردند و از ضعف، توانایی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشکرهای بیگانگان را تار و مار کردند. [35] زنان، مردگان خود را به قیامتی باز‌ یافتند، لیکن دیگران شکنجه شدند و رهایی را قبول نکردند تا به قیامت نیکوتر برسند. [36] و دیگران از استهزاها و تازیانه‌ها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند. [37] سنگسار گردیدند و با ارّه دو پاره گشتند. سختیها بر سرشان ریخت و به شمشیر مقتول گشتند. در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل و آواره شدند. [38] آنانی که جهان لایق ایشان نبود، در صحراها و کوه‌ها و غارها و شکافهای زمین پراکنده گشتند. [39] پس همهٔ ایشان با اینکه از ایمان شهادت داده شدند، وعده را نیافتند. [40] زیرا خدا برای ما چیزی نیکوتر حاضر کرده است تا آنکه بدون ما کامل نشوند.
[1] بنابراین چونکه ما نیز چنین ابر شاهدان را گرداگرد خود داریم، هر بار سنگین و گناهی را که ما را سخت می‌پیچد، دور بکنیم و با صبر در آن میدان که پیش روی ما گذاشته شده است، بدویم [2] و به سوی رهبر و کامل کنندهٔ ایمان یعنی عیسی چشم بدوزیم که به خاطر آن خوشی که پیش رو داشت، بی‌حرمتی را ناچیز شمرده، متحمّل صلیب گردید و به ‌دست راست تخت خدا نشسته است.

متّی 4:‏18-‏23

[18] و چون عیسی در کناره دریای جلیل راه می‌رفت، دو برادر یعنی شمعون ملقب به پطرس و برادرش آندریاس را دید که در دریا دام می‌اندازند، زیرا صیّاد بودند. [19] به ایشان گفت: «از عقب من آیید تا شما را صیّاد مردم گردانم.» [20] بی‌درنگ دامها را گذارده، از عقب او روانه شدند. [21] و چون از آنجا گذشت، دو برادر دیگر یعنی یعقوب، پسر زِبِدی و برادرش یوحنا را دید که در قایق با پدر خویش زِبِدی، دامهای خود را تعمیر می‌کنند؛ ایشان را نیز دعوت نمود. [22] آنان بی‌درنگ، قایق و پدر خود را ترک کرده، از عقب او روانه شدند. [23] و عیسی در تمام جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم داده، به بشارت پادشاهی موعظه همی نمود و هر مرض و هر درد قوم را شفا می‌داد.

متّی 4:‏25- 5: 12 (انجیل، قدیسین)

[25] و گروهی بسیار از جلیل و دِکاپولس و اورشلیم و یهودیه و آن طرف اُردن در عقب او روانه شدند.
[1] عیسی گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست، شاگردانش نزد او حاضر شدند. [2] آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: [3] «خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [4] خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. [5] خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. [6] خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد. [7] خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد. [8] خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. [9] خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. [10] خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [11] خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بد به ضدّ شما به دروغ بگویند. [12] خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است. زیرا که به همینطور بر انبیا قبل از شما جفا می‌رسانیدند.

تقویم قدیم
رومیان 6:‏11-‏17

[11] همچنین شما نیز خود را برای گناه مرده انگارید، امّا برای خدا در مسیح عیسی زنده. [12] پس گناه در بدن فانی شما حکمرانی نکند تا هوسهای آن را اطاعت نمایید، [13] و اعضای خود را به گناه مسپارید تا ابزار ناراستی شوند، بلکه خود را از مردگان زنده شده به خدا تسلیم کنید و اعضای خود را تا ابزار عدالت برای خدا باشند. [14] زیرا گناه بر شما سلطنت نخواهد کرد، چونکه زیر شریعت نیستید، بلکه زیر فیض. [15] پس چه گوییم؟ آیا گناه بکنیم از آنرو که زیر شریعت نیستیم، بلکه زیر فیض؟ به هیچوجه! [16] آیا نمی‌دانید که اگر خود را به بندگی کسی تسلیم کرده، او را اطاعت نمایید، شما آن کس را که او را اطاعت می‌کنید، بنده هستید؛ خواه گناه را برای مرگ، خواه اطاعت را برای عدالت. [17] اما شکر خدا را که هرچند غلامان گناه می‌بودید، لیکن الان از دل، مطیع آن صورت تعلیم گردیده‌اید که به آن سپرده شده‌اید.

متّی 8:‏14-‏23

[14] و چون عیسی به خانه پطرس آمد، مادر‌زن او را دید که تب کرده، خوابیده است. [15] پس دست او را لمس کرد و تب او را رها کرد. پس برخاسته، به خدمت‌گذاری او مشغول گشت. [16] اما چون شام شد، بسیاری از دیوانگان را به نزد او آوردند و محض سخنی ارواح را بیرون کرد و همه مریضان را شفا بخشید. [17] تا سخنی که به زبان اِشَعیای نبی گفته شده بود، به انجام رسد که «او ضعف‌های ما را گرفت و مرض‌های ما را برداشت.» (متّی 8‏:19‏-22 ؛ لوقا 9‏:57‏-60) [18] چون عیسی جمعی بسیار دور خود دید، فرمان داد تا به کناره دیگر روند. [19] آنگاه کاتبی پیش آمده، به او گفت: «ای استاد! هرجا روی، تو را پیروی کنم.» [20] عیسی به او گفت: «روباهان را سوراخها و مرغان هوا را آشیانه‌ها است. لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست.» [21] و دیگری از شاگردانش به او گفت: «ای آقا، اوّل مرا اجازه ده تا رفته، پدر خود را دفن کنم.» [22] عیسی وی را گفت: «مرا پیروی کن و بگذار که مردگان، مردگان خود را دفن کنند.»[23] چون به قایق سوار شد، شاگردانش از عقب او آمدند.

مناسبت و قدیسین روز

پیامبر مقدس الیشع

الیشع نهصد سال پیش از میلاد مسیح زندگی می‌کرد. هنگامی که خداوند اراده کرد پیامبر سالخورده، الیاس، را نزد خود ببرد، به او آشکار ساخت که الیشع، پسر شافاط، از قبیله روبن و اهل شهر آبل‌محوله را به‌عنوان جانشین او در خدمت نبوت برگزیده است. الیاس اراده خدا را به الیشع اعلام کرد و ردای خود را بر او افکند و از خدا خواست که بهره‌ای دوچندان از فیض نبوت را به او عطا کند. الیشع بی‌درنگ خانه و خانواده خود را ترک کرد و از الیاس پیروی نمود. هنگامی که خداوند الیاس را در ارابه‌ای آتشین به آسمان برد، الیشع باقی ماند تا خدمت نبوت را با قدرتی حتی بیشتر از الیاس ادامه دهد. او در پاکی و غیرت با بزرگ‌ترین پیامبران برابری می‌کرد و در قدرت معجزه‌آسایی که خدا به او عطا کرده بود، از همه آنان فراتر رفت. او آب‌های رود اردن را شکافت، همان‌گونه که موسی دریای سرخ را شکافته بود؛ آب‌های تلخ اریحا را شیرین و قابل نوشیدن کرد؛ در جنگ با موآبیان آب را در خندق‌های حفرشده جاری ساخت؛ روغن کوزه‌های بیوه‌ای فقیر را افزون کرد؛ پسر مرده زن شونمی را زنده نمود؛ با بیست قرص نان کوچک، صد نفر را سیر کرد؛ نعمان، فرمانده سپاه، را از جذام شفا داد؛ به سبب طمع، جذام را بر خدمتکارش جیحزی فرود آورد؛ تمام سپاه سوریه را نابینا کرد و سپاهی دیگر را به فرار واداشت؛ و رویدادهای بسیاری را برای قوم و افراد مختلف پیشگویی نمود.
او در سنین بسیار بالا و در آرامش از دنیا رفت.

قدیس متودیوس، پاتریارک کونستانتینوپل

متودیوس در شهر سیراکوزِ سیسیل به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات دنیوی، به رهبانیت درآمد و زندگی زاهدانه‌ای را در صومعه آغاز کرد. پاتریارک نیکیفوروس او را به خدمت خود فراخواند. در دوران امپراتوران شمایل‌شکن، او به‌عنوان مدافعی استوار برای تکریم شمایل‌های مقدس شناخته شد. به همین دلیل، امپراتور شرور تئوفیلوس او را همراه با دو جنایتکار عادی به جزیره‌ای تبعید کرد. او هفت سال در زندانی مرطوب، بدون نور و غذای کافی، همچون در گوری زنده به سر برد. در زمان امپراتریس پارسای تئودورا و پسرش میخائیل، متودیوس آزاد شد و مطابق پیشگویی پیشین قدیس یوآنیکیوس بزرگ، به مقام پاتریارکی برگزیده شد. در نخستین یکشنبه روزه بزرگ، او شمایل‌ها را با شکوه فراوان به کلیسا بازگرداند و همچنین قانونی کلیسایی در ستایش شمایل‌ها نگاشت. بدعت‌گذاران که نتوانستند بر او غلبه کنند، زنی را اجیر کردند تا ادعا کند پاتریارک با او رابطه‌ای ناپاک داشته است. سراسر کونستانتینوپل از این تهمت وحشت‌زده شد. متودیوس که راه دیگری برای اثبات بی‌گناهی خود نمی‌دید، بر شرم طبیعی خویش غلبه کرد، جامه‌هایش را از تن بیرون آورد و در برابر دادگاهی که به درخواست خودش تشکیل شده بود، برهنه ایستاد و بدن پژمرده و نحیف خود را که بر اثر سال‌ها روزه و ریاضت فرسوده شده بود، نشان داد. دادگاه به‌روشنی دریافت که او مورد تهمت قرار گرفته است. مردم با شنیدن این ماجرا شادمان شدند و بدعت‌گذاران رسوا گشتند. سپس آن زن اعتراف کرد که برای وارد کردن این تهمت به مرد خدا، تطمیع و تشویق شده بود. بدین‌گونه کسانی که می‌خواستند متودیوس را خوار کنند، ناخواسته بر شهرت او افزودند. این معترف بزرگ ایمان، در سال ۸۴۶ در آرامش درگذشت و به پادشاهی خدا وارد شد.

قدیس جان، متروپولیت اوخائیتا

جان که به «ماورون» (سیاه) مشهور بود، مردی بسیار دانشمند و در عین حال روحانی بود. در دوران پیری، در زمان امپراتور آلکسیوس کومننوس، به مقام متروپولیتن اوخائیتا رسید. او بیشتر به این دلیل شناخته می‌شود که سه قدیس بزرگ، یعنی قدیس باسیل کبیر، قدیس گریگوری الهی‌دان و قدیس یوحنای زرین‌دهان، بر او ظاهر شدند و توضیح دادند که هر سه در آسمان به یک اندازه جلال یافته‌اند. پس از این رؤیا، اختلافی که میان مردم درباره اینکه کدام‌یک از این سه قدیس بزرگ‌تر یا کوچک‌تر است وجود داشت، پایان یافت.
قدیس جان همچنین کانون مشهور «عیسای شیرین‌ترین» و کانونی برای فرشته نگهبان، همراه با نوشته‌های سودمند دیگری را تألیف کرد. او در سال ۱۱۰۰ در آرامش درگذشت.

قدیس نیفون

نیفون در ناحیه آرگیروکاسترون، در روستای لوکوف، از پدری کاهن به دنیا آمد. از دوران جوانی به خلوت، سکوت و دعا گرایش داشت. این اشتیاق سرانجام او را به کوه آتوس کشاند. او ابتدا در غار قدیس پیتر آتوسی و سپس در بیابان قدیس آنا زندگی زاهدانه‌ای را آغاز کرد. حتی نمی‌خواست نان بخورد و تنها از گیاهان و ریشه‌ها تغذیه می‌کرد. برخی افراد حسود او را متهم کردند که از نان بیزار است، اما او به‌آسانی و به‌سرعت بی‌گناهی خود را ثابت کرد. سرانجام با قدیس ماکسیموس کاپسوکالیویا همنشین شد. به سبب محبت صادقانه‌اش به خدا، موهبت معجزه‌گری و بصیرت روحانی به او عطا شد. او بیماران را با دعا و مسح روغن شفا می‌داد و رویدادهای گذشته و آینده را به‌وضوح می‌دید. او درباره خود پیشگویی کرده بود که در روزه رسولان پطرس به دیدار خدا خواهد رفت. هنگامی که روز مرگش فرا رسید، به برادران گردآمده در اطرافش گفت: «گریه نکنید، بلکه شادی کنید، زیرا در من شفاعت‌کننده‌ای نزد خدا برای نجات خود خواهید داشت.» در پایان گفت: «زمان رفتن من فرا رسیده است.» و در ۱۴ ژوئن سال ۱۳۳۰، روح مقدس خود را به خدا سپرد.


سرود ستایش

پیامبر الیشع و فرمانده نعمان (دوم پادشاهان ۵)

ثروت و این جهان زیبا چه سودی دارد، قدرت و فرمانروایی چه ارزشی دارد، هنگامی که انسان جذامی باشد؟
نعمان فرمانده‌ای بزرگ بود، اما سراسر بدنش از جذام پوشیده شده بود، از جذام کاملاً سفید شده بود، گویی سراسر وجودش را چرک فرا گرفته باشد.
اما آن فرمانده به سوی مرد خدا شتافت، زیرا تنها از او امید شفا داشت، با تمام کاروان خود، همراه با جامه‌ها و طلاهای فراوان.
«بگذار اینها دستمزد مرد خدا باشد!»
الیشع به او گفت به رود اردن برود و هفت بار در آب آن غسل کند.
نعمان از بدبختی خویش خشمگین شد:
«مگر ما رودخانه‌هایی زلال‌تر و بزرگ‌تر نداریم؟»
و خواست فوراً به خانه بازگردد.
اما خدمتکار خردمندش او را از این کار بازداشت.
او گفت:
«ای سرور من، زود تسلیم مشو. بنگر، اردن نزدیک است؛ برو و غسل کن!»
نعمان سخن او را پذیرفت و شتابان به سوی اردن رفت، و هفت بار در آب رود فرو رفت.
نعمان شفا یافت و جذام از او ناپدید شد؛ نعمان پاک شد و همچون کودکی گشت.
و فریاد برآورد:
«خدا یکی است، خدای اسرائیل؛ او معجزات شگفت‌انگیز بی‌شماری انجام می‌دهد!»


تأمل

قدیس یوحنای زرین‌دهانِ خردمند فرمود: «اگر ارادهٔ خدا را انجام ندهیم، هیچ مکانی ما را نجات نخواهد داد.»
داستانی درباره راهبی نقل شده است که در صومعه‌ای زندگی می‌کرد. پنج برادر او را دوست داشتند و یک برادر او را می‌آزرد. به خاطر همان یک نفر که موجب رنجش او می‌شد، صومعه را ترک کرد و به صومعه‌ای دیگر رفت. در آنجا هشت برادر او را دوست داشتند و دو نفر او را می‌آزردند. پس به صومعهٔ سومی گریخت. اما در آنجا هفت نفر دوستش داشتند و پنج نفر موجب آزارش بودند. او تصمیم گرفت به صومعهٔ چهارمی برود، اما در راه با خود اندیشید: «تا چه زمانی از مکانی به مکان دیگر فرار کنم؟ هرگز در سراسر دنیا آرامش نخواهم یافت. بهتر است صبور باشم.» تکه کاغذی بیرون آورد و با حروف درشت بر آن نوشت: «به خاطر عیسی مسیح، پسر خدا، همه چیز را تحمل خواهم کرد.» وقتی وارد صومعهٔ چهارم شد، تنها یک نفر او را دوست داشت و همهٔ دیگران او را می‌آزردند. اما او با صبر شروع به تحمل رنجش‌ها کرد. هر بار که کسی او را می‌آزرد، آن کاغذ را بیرون می‌آورد و می‌خواند: «به خاطر عیسی مسیح، پسر خدا، همه چیز را تحمل خواهم کرد.» به این ترتیب، با شکیبایی بر همه چیز غلبه کرد و سرانجام همه او را دوست داشتند، و او تا پایان عمر در همان صومعه باقی ماند.


تعمق

درباره راه رفتن معجزه‌آسای خداوند بر روی آب همچون بر خشکی تفکر کن (متی ۱۴ :۲۵):

۱. چگونه خداوند در حالی که بر روی آب گام برمی‌داشت، به پطرس گفت: «بیا!» و پطرس به راه افتاد، اما به سبب ضعف ایمانش شروع به فرو رفتن کرد؛
۲. چگونه خداوند مرا نیز فرا می‌خواند تا بر آب‌ها و طوفان‌های شهوات و هوس‌ها گام بردارم، و چگونه من نیز به راه می‌افتم اما به سبب ایمان اندکم فرو می‌روم.


موعظه

-درباره فروتنی به‌عنوان مقدمهٔ جلال-

«… و پیش از جلال، فروتنی است» (امثال ۱۵ :۳۳).

در اینجا سخن از جلال حقیقی است، نه جلال دروغین؛ از جلالی جاودان، نه از جلالی که می‌میرد. جلالی که از انسان‌هاست، جلالی فانی است؛ اما جلالی که از خداست، جاودان است. کسانی که مردم آنان را جلال می‌دهند، در حقیقت جلال نیافته‌اند؛ اما آنان که خدا جلالشان می‌دهد، حقیقتاً جلال یافته‌اند.
خداوند ما به کاتبان یهود فرمود: «چگونه می‌توانید ایمان بیاورید، در حالی که از یکدیگر جلال می‌پذیرید و آن جلالی را که فقط از خدا می‌آید نمی‌جویید؟» (یوحنا ۵ :۴۴) ببینید که خداوند چگونه میان جلال انسان و جلال خدا تفاوت می‌گذارد.
و درباره خود فرمود: «من از انسان‌ها جلال نمی‌پذیرم.» (یوحنا ۵ :۴۱)
آن که در پی جلال انسان‌هاست، در راه غرور گام برمی‌دارد؛ اما آن که جلال خدا را می‌جوید، در راه فروتنی حرکت می‌کند. هیچ‌کس بدون فروتنی از سوی خدا جلال نمی‌یابد. قدیسان خدا فروتن‌ترین خادمان او بودند. مریمِ مقدسِ خدا‌زا نیز با فروتنی عظیم آراسته شده بود. برگزیده شدن او به‌عنوان مادر خدا، به فروتنی بزرگش نسبت داده شده است: «زیرا بر فروتنی کنیز خود نظر افکند.» (لوقا ۱ :۴۸) اما فروتن‌ترینِ فروتنان، خود خداوند ما عیسی مسیح بود؛ آن که نمونه و آغازگر این میدان مبارزه است. در زندگی زمینی او، همواره فروتنی پیش از جلال می‌آمد.
ای برادران، اگر خواهان جلال حقیقی هستیم، در زندگی ما نیز باید چنین باشد. زیرا اگر فروتنی پیش از جلال نباشد، جلال هرگز نخواهد آمد.
ای خداوند عیسی، الگو و آموزگار فروتنی، جلال یگانهٔ ما و جلال‌دهندهٔ همهٔ فروتنان و حلیمان، ما را از فروتنی وصف‌ناپذیر خویش بهره‌مند ساز.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!