14 ژانویه(گریگوری) / 27 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یعقوب 3: 11-4: 6

[11] آیا چشمه از یک شکاف هم آب شیرین و هم آب شور جاری می‌سازد؟ [12] یا می‌شود، ای برادران من که درخت انجیر، زیتون یا درخت مو، انجیر بار آورد؟ چشمه شور نیز نمی‌تواند آب شیرین را موجود سازد. [13] کیست در میان شما که حکیم و عالم باشد؟ پس اعمال خود را از کردار نیکو به تواضع حکمت آشکار بسازد. [14] لیکن اگر در دل خود حسد تلخ و تعصب دارید، فخر مکنید و به ضد حقیقت دروغ مگویید. [15] این حکمت از بالا نازل نمی‌شود، بلکه دنیوی و نفسانی و شیطانی است. [16] زیرا هر جایی که حسد و تعصب است، در آنجا بلوا و هر امر زشت موجود می‌باشد. [17] لیکن آن حکمت که از بالا است، اوّل پاک است و بعد صلح‌آمیز و ملایم و نصیحت‌پذیر و پر از رحمت و میوه‌های نیکو و بی‌طرف و بی‌ریا. [18] و میوهٔ عدالت در صلح و صفا کاشته می‌شود به دست آنانی که صلح و صفا برقرار می‌کنند.

[1] از کجا در میان شما جنگها و از کجا نزاعها پدید می‌آید؟ آیا نه از لذّتهای شما که در اعضای شما جنگ می‌کند؟ [2] طمع می‌ورزید و ندارید؛ پس می‌کُشید. حسد می‌نمایید و نمی‌توانید به چنگ آرید؛ پس جنگ و جدال می‌کنید. ندارید از این جهت که درخواست نمی‌کنید. [3] درخواست می‌کنید و نمی‌یابید، از این رو که به نیّت بد درخواست می‌کنید تا در لذّات خود صرف نمایید. [4] ‌ای زناکاران، آیا نمی‌دانید که دوستی دنیا، دشمنی خداست؟ پس هر که می‌خواهد دوست دنیا باشد، دشمن خدا گردد. [5] آیا گمان دارید که کتاب بی‌جهت می‌گوید: «خدا نسبت به روحی که در ما ساکن کرده است، غیرت بسیار دارد؟» [6] لیکن او فیض زیاده می‌بخشد. بنابراین می‌گوید: «خدا متکبران را مخالفت می‌کند، امّا فروتنان را فیض می‌بخشد.»

مرقس 10: 11-16

[11] به ایشان گفت: «هر‌ که زن خود را طلاق دهد و دیگری را به زنی بگیرد، در حق وی زنا کرده باشد. [12] و اگر زن از شوهر خود جدا شود و به عقد دیگری درآید، مرتکب زنا شود.» (متّی ۱۹: ۱۳‏-۱۵، لوقا ۱۸: ۱۵‏-۱۷) [13] و بچّه‌های کوچک را نزد او آوردند تا ایشان را لمس نماید؛ امّا شاگردان آورندگان را منع کردند. [14] چون عیسی این را بدید، خشم نموده، به ایشان گفت: «بگذارید که بچّه‌های کوچک نزد من آیند و ایشان را مانع نشوید، زیرا پادشاهی خدا از امثال اینها است. [15] به راستی به شما می‌گویم هر‌ که پادشاهی خدا را مثل بچّه کوچک قبول نکند، داخل آن نشود.» [16] پس ایشان را در آغوش کشید و دست بر ایشان نهاده، برکت داد.

تقویم قدیم
اول پطرس 3: 10-22

[10] زیرا «هر که می‌خواهد حیات را دوست بدارد و روزهای نیکو بیند، زبان خود را از بدی و لبهای خود را از فریب گفتن باز بدارد. [11] از بدی دوری نماید و نیکویی را به‌ جا آورد. در پی صلح باشد و آن را دنبال کند. [12] از آن رو که چشمان خداوند بر عادلان است و گوشهای او به سوی دعای ایشان، لیکن روی خداوند به ضدّ بدکاران است.» [13] و اگر برای نیکویی غیور هستید، کیست که به شما ضرری برساند؟ [14] بلکه هرگاه برای عدالت زحمت کشیدید، خوشا به حال شما. پس از ترس ایشان بیمناک و مضطرب مشوید. [15] بلکه خداوند مسیح را در دل خود تقدیس نمایید و پیوسته حاضر باشید تا هر که سبب امیدی را که دارید، از شما بپرسد، او را جواب دهید، لیکن با حلم و ترس. [16] و وجدان خود را نیکو نگاه دارید تا آنانی که بر کردار نیکوی شما در مسیح افترا می‌اندازند، در همان چیزی که شما را بد می‌گویند، خجالت کشند، [17] زیرا اگر ارادهٔ خدا چنین است، نیکوکار بودن و زحمات کشیدن، بهتر است از بدکردار بودن. [18] زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد؛ در حالی‌که به حسب جسم مرد، لیکن به حسب روح زنده گشت، [19] و به آن روح نیز رفت و اعلام نمود به ارواحی که در زندان بودند، [20] که سابق نافرمانبردار بودند هنگامی که حلم خدا در دوران نوح انتظار می‌کشید، وقتی که کشتی بنا می‌شد، که در آن جماعتی کم، یعنی هشت نفر به آب نجات یافتند، [21] که نمونه آن یعنی تعمید اکنون ما را نجات می‌بخشد؛ نه دور کردن کثافت تن، بلکه امتحان وجدان صالح به سوی خدا به واسطهٔ برخاستن عیسی مسیح، [22] که به آسمان رفت و به دست راست خدا است و فرشتگان و قدرتها و قوات مطیع او شده‌اند.

مرقس 12: 18-27

[18] و صَدّوقیان که منکر زنده شدن مردگان هستند، نزد وی آمده، از او سؤال نموده، گفتند: [19] «ای استاد، موسی به ما نوشت که هرگاه برادر کسی بمیرد و زنی باز گذاشته، اولادی نداشته باشد، برادرش زن او را بگیرد تا از برای برادر خود نسلی پیدا نماید. [20] پس هفت برادر بودند که نخستین، زنی گرفته، بمُرد و اولادی نگذاشت. [21] پس دوّمی او را گرفته، هم بی‌اولاد فوت شد و همچنین سومی. [22] تا آنکه آن هفت او را گرفتند و اولادی نگذاشتند و بعد از همه، زن فوت شد. [23] پس در روز قیامت چون برخیزند، زن کدامیک از ایشان خواهد بود از آن جهت که هر هفت، او را به زنی گرفته بودند؟» [24] عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا گمراه نیستید از آن‌رو که کتب و قوّت خدا را نمی‌دانید؟ [25] زیرا هنگامی که از مردگان برخیزند، نه زن می‌گیرند و نه شوهر می‌کنند، بلکه مانند فرشتگان، در آسمان می‌باشند. [26] امّا در مورد مردگان که برمی‌خیزند، در کتاب موسی در متن مربوط به بوته نخوانده‌اید چگونه خدا او را خطاب کرده، گفت که: ‘منم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب.’ [27] و او خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است. پس شما بسیار گمراه شده‌اید.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیس ساوا، اسقف اعظم صربستان

ساوا در سال ۱۱۶۹ متولد شد. او پسر استفان نمانیا، ژوپان بزرگ صربستان بود. ساوا در جوانی مشتاق زندگی روحانی شد و برای همین به کوه مقدس گریخت؛ در آنجا به لباس رهبانی درآمد و با غیرتی کم‌نظیر بر اساس قوانین زاهدانه زندگی کرد. استفان نمانیا نیز از الگوی پسرش پیروی کرد و به کوه مقدس آمد، در آنجا به لباس رهبانی درآمد و سرانجام به‌عنوان راهب سیمئون در خداوند آرامید.
ساوا استقلال کلیسای صربستان را از امپراتور بیزانس و پاتریارک به‌دست آورد و نخستین اسقف اعظم صربستان شد. او همراه با پدرش صومعه هیلاندار را بنا کرد و پس از آن صومعه‌ها، کلیساها و مدارس بسیاری در سراسر سرزمین‌های صرب ساخت. او دو بار به اماکن مقدس در سرزمین مقدس زیارت کرد. میان دو برادر خود که به‌سبب کشمکش قدرت از هم جدا شده بودند، صلح برقرار ساخت. میان صرب‌ها و همسایگانشان صلح برقرار کرد. با بنیان‌گذاری کلیسای صربستان، دولت و فرهنگ صرب را نیز بنیان نهاد. میان همه ملت‌های بالکان صلح برقرار ساخت و برای منفعت همگان کار کرد؛ ازاین‌رو نزد همه ساکنان بالکان محبوب و محترم بود. او روحی مسیحی به ملت صرب بخشید—روحی که با فروپاشی نهایی دولت صرب از میان نرفت. ساوا در ترنووِ بلغارستان، در زمان سلطنت امپراتور آسن، در ۱۲ ژانویه ۱۲۳۶، بعد از آن‌که پس از لیتورگی الهی در عید تئوفانی بیمار شد، در خداوند آرامید. پادشاه ولادیسلاو پیکر او را به صومعه میلیشوُو منتقل کرد؛ اما بعدها سینان پاشا بقایای قدیس ساوا را از آنجا بیرون آورد تا در ۲۷ آوریل ۱۵۹۵ بر تپه وراچار در بلگراد بسوزاند.

قدیس هیلاریوس، اسقف پواتیه

هیلاریوس مبارزی پرشور علیه بدعت آریوس در غرب بود. او به‌سبب دفاع از ارتدکسی رنج‌های بسیاری کشید. هیلاریوس آثار متعددی نوشت؛ مهم‌ترین آن رساله‌اش درباره تثلیث اقدس بود. او در سال ۳۶۷ در خداوند آرام گرفت.

قدیس نینا، روشنگر گرجستان

نینا خویشاوند قدیس جرج شهید بزرگ، و یوونال پاتریارک اورشلیم بود. والدین او از اشراف کاپادوکیه بودند و—از آنجا که والدینش به زندگی رهبانی درآمده بودند—نینا تحت سرپرستی پاتریارک یوونال تربیت شد. با شنیدن درباره مردم گرجستان، دوشیزه نینا از سنین کم آرزو داشت به گرجستان برود و گرجیان را تعمید دهد. مادرِ بسیارمقدسِ خدا بر نینا ظاهر شد و وعده داد او را به این سرزمین ببرد. هنگامی که خداوند راه را گشود، نینای جوان واقعاً به گرجستان سفر کرد و در مدت کوتاهی محبت مردم گرجستان را به‌دست آورد. نینا موفق شد پادشاه گرجستان، میران (مهران) ، همسرش نانا و پسرشان باکار را تعمید دهد؛ کسانی که بعدها با غیرت در کار بشارتی نینا یاری‌اش کردند. نینا در طول زندگی خود در سراسر گرجستان سفر کرد و تمام ملت را به ایمان مسیحی درآورد. او کار خود را در زمان آزارهای سخت مسیحیان به دست امپراتور دیوکلتیان انجام داد. پس از آرام گرفتن از زحمات بسیارش، نینا در سال ۳۳۵ در خداوند آرامید. پیکر او در کلیسای قدیس جرج شهید بزرگ در صومعه بودبه به خاک سپرده شده است. او در طول زندگی و پس از مرگش معجزات بسیاری انجام داد.


سرود ستایش

قدیس نینا

دوشیزه‌ای بسیار زیبا، نجیب، نینا،
به تدبیر الهی رسولِ گرجیان شد،
در برابر آزارهای امپراتور دیوکلتیان.
با صلیب، پادشاه میران را تعمید داد،
همسرش نانا و پسرش باکار را،
و از طریق آنان، همه مردم و سران را.
با صلیبِ پسرِ خدا همه را تعمید داد.
قدیس نینا، رسولِ گرجیان.
نینا از جوانی به خدا دعا می‌کرد
که «جول» (گل سرخ)—گرجستان—به‌دست او تعمید یابد؛
و خدای نیکو آنچه را دعا کرده بود به او عطا کرد.
از دست نینا صلیب درخشید
بر گرجستانِ ملایم، که هنوز هم می‌درخشد،
جایی که دست نینا هنوز هم برکت می‌دهد.
آنجا قبر نیناست، که کلیسایی بر آن می‌درخشد،
در ستایش قدیس نینا و خداوند عیسی مسیح.


تأمل

اگر گاهی آموزه‌های ایمان برایت همچون غذایی سخت به نظر می‌رسند، نخست بکوش تا آموزه‌های اخلاقی مسیحیت را به‌جا آوری؛ آنگاه فهم آموزه‌های ایمان بر تو آشکار خواهد شد. کنجکاویِ جست‌وجوگرانه درباره امور برتر، بدون تلاش برای بهبود زندگی، هیچ سودی به همراه ندارد. روزی راهبان مصر درباره ملکِیصِدِق تأمل می‌کردند و چون نتوانستند به درکی روشن از شخصیت رازآمیز این پادشاه و کاهن اعظم باستانی برسند، آبا کوپرِس را به مجلس خود دعوت کردند و از او درباره ملکِیصِدِق پرسیدند. کوپرس چون این را شنید، سه بار بر دهان خود زد و گفت: «وای بر تو، کوپرس! آنچه را خدا به انجامش فرمان داده بود، رها کردی و درباره آنچه خدا از تو نخواسته است، پرس‌وجو می‌کنی.» با شنیدن سخن او، راهبان شرمگین شدند و پراکنده گشتند. قدیس یوحنای زرّین‌دهان می‌نویسد: «اگر به آموزه‌های درست پایبند باشیم ولی به رفتار خود توجه نکنیم، هیچ سودی نخواهیم برد؛ و به همان‌گونه، اگر به رفتار خود توجه کنیم و آموزه‌های درست را نادیده بگیریم، هیچ سودی برای نجات خود نخواهیم یافت. اگر می‌خواهیم از جهنم رهایی یابیم و ملکوت را به دست آوریم، باید از هر دو سو آراسته شویم—با درستیِ آموزه‌ها و با زندگی شرافتمندانه.»


تعمق

در رحمت خداوند عیسی:
۱. نسبت به گناهکاران و نسبت به بیماران؛
۲. نسبت به مردمی که سرگشته‌اند، چون گله‌ای بی‌شبان؛
۳. نسبت به نوع بشر به‌طور کلی، که برای آنان اجازه داد مصلوب شود.


موعظه

— درباره رؤیت جهان نامرئی —

«درحالی که ما نگاه نمی‌کنیمبه چیز های دیدنی،
بلکه به چیزهای نادیدنی»
(دوم قرنتیان ۴: ۱۸).

ما این جهان مادی و گذرا را می‌بینیم، اما نظرمان به آن جهان روحانی و جاودانه است.
شادمانی زمینی را می‌بینیم که اغلب با اشک‌ها و آه‌ها گسسته می‌شود و در پایان همیشه به مرگ می‌انجامد؛ اما به شادی روحانی در میان فرشتگان و قدیسان خدا در آسمان‌ها می‌نگریم—شادمانیِ بی‌وقفه و ابدی.
رنج‌ها و ناکامی‌های عادلان را در این زندگی می‌بینیم، اما به جلال و جشن آنان در جهان آینده می‌نگریم.
موفقیت‌های بسیار، جلال و احترام ناعادلان را در این زندگی می‌بینیم؛ اما به شکست، محکومیت و عذاب وصف‌ناپذیر آنان در ابدیت می‌نگریم.
کلیسای خدا را می‌بینیم که اغلب در این جهان تحقیر و آزار می‌شود؛ اما به پیروزی نهایی کلیسا بر همه دشمنان و مخالفانش، چه دیدنی و چه نادیدنی، می‌نگریم.
ای برادران، ما اغلب در این عصر ستمگران و آدم‌ربایان را به‌عنوان حاکمان و ثروتمندان می‌بینیم و قدیسان را فقیر، افسرده و فراموش‌شده؛ اما آنگاه به پادشاهی دیگر می‌نگریم، پادشاهی خدا—ابدی، بی‌گناه و جاودانه —که در آن قدیسان پادشاهی خواهند کرد، بی‌آنکه حتی یک ستمگر یا آدم‌ربا در آن باشد.
ای خداوندِ بسیار شکیبا و بسیار رحیم، دیدگان روحانی ما را بگشا تا آنچه را پس از این زندگی کوتاه در انتظار ماست ببینیم، و بکوشیم شریعت تو را به‌جا آوریم.
تو را جلال و ستایش تا ابد باد. آمین.

error: Content is protected !!