13 ژوئن (گریگوری) /26 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 3:‏19-‏26

[19] الآن آگاه هستیم که آنچه شریعت می‌گوید، به اهل شریعت خطاب می‌کند تا هر دهانی بسته شود و تمام دنیا زیر محکومیت خدا آیند. [20] از آنجا که به کارهای شریعت هیچ بشری در حضور او عادل شمرده نخواهد شد، چونکه از شریعت دانستن گناه است. [21] لیکن اکنون بدون شریعت، عدالت خدا آشکار شده است، چنانکه تورات و انبیا بر آن شهادت می‌دهند؛ [22] یعنی عدالت خدا که به وسیلهٔ ایمان به عیسی مسیح است، به همه و تمامی آنانی که ایمان آورند. زیرا که هیچ تفاوتی نیست: [23] زیرا همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کم‌ آورده‌اند، [24] و به فیض او به رایگان عادل شمرده می‌شوند به‌وسیله آن فدیه‌ای که در عیسی مسیح است. [25] که خدا او را از قبل معین کرد تا کفّاره باشد به واسطه ایمان به وسیلهٔ خون او تا آنکه عدالت خود را آشکار سازد، به خاطر فرو گذاشتن خطایای سابق در حین تحمّل خدا، [26] برای اظهار عدالت خود در زمان حاضر، تا او عادل شود و عادل شمارد هر کسی را که به عیسی ایمان آورد.

متّی 7:‏1-‏8

[1] «داوری مکنید تا بر شما داوری نشود. [2] زیرا بدان طریقی که داوری کنید، بر شما نیز داوری خواهد شد و به آن پیمانه‌ای که اندازه گیرید، برای شما اندازه خواهند گرفت. [3] و چون است که خس را در چشم برادر خود می‌بینی و چوبی را که چشم خود داری، نمی‌یابی؟ [4] یا چگونه به برادر خود می‌گویی ‘بگذار تا خس را از چشمت بیرون کنم’ و اینک چوب در چشم تو است؟ [5] ‌ای ریاکار، اوّل چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی! [6] «آنچه مقدّس است، به سگان مدهید و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند. [7] «بطلبید که به شما داده خواهد شد؛ بجویید که خواهید یافت. بکوبید که در به رویتان باز کرده خواهد شد. [8] زیرا هر‌ که بطلبد، یابد و کسی ‌که بجوید، به دست آورد و هر‌ که بکوبد، برای او گشوده شود.

تقویم قدیم
رومیان 11:‏25-‏36

[25] زیرا‌ ای برادران، نمی خواهم شما از این راز بی‌خبر باشید که مبادا خود را دانا انگارید- که سختدلی بر بخشی از اسرائیل حکمفرما شده است، تا وقتی که شمار کامل غیریهودیان داخل گردند. [26] و همچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت، چنانکه نوشته شده است که «از صهیون نجات‌دهنده‌ای خواهد آمد و بی‌دینی را از یعقوب خواهد برداشت؛ [27] و این است عهد من با ایشان در زمانی که گناهانشان را بردارم.» [28] به لحاظ انجیل برای شما دشمنان‌اند، لیکن به لحاظ انتخاب الهی، به ‌خاطر اجداد، محبوبند. [29] زیرا که در نعمتها و دعوت خدا بازگشتن نیست. [30] زیرا همچنان ‌که شما در سابق مطیع خدا نبودید و الان به سبب نافرمانی ‌ایشان رحمت یافتید، [31] همچنین ایشان نیز الان نافرمان شدند تا به خاطر رحمتی که بر شما است، بر ایشان نیز رحم شود. [32] زیرا خدا همه را در نافرمانی بسته است تا بر همه رحم فرماید. [33] شگفت انگیز است عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر دور از دسترس است تقدیرهای او و فوق از کاوش است راههای وی! [34] زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته باشد؟ یا که مشاور او شده؟» [35] «یا که سبقت جسته چیزی به او داده تا به او باز داده شود؟» [36] زیرا که از او و به او و تا او همه ‌چیز است؛ و او را تا به ابد جلال باد، آمین.

متّی 12:‏1-‏8

[1] در آن زمان، عیسی در روز سَبّت از میان کشتزارها می‌گذشت و شاگردانش چون گرسنه بودند، به چیدن و خوردن خوشه‌ها آغاز کردند. [2] اما فریسیان چون این را دیدند، به او گفتند: «اینک شاگردان تو عملی می‌کنند که کردن آن در سَبّت جایز نیست.» [3] ایشان را گفت: «مگر نخوانده‌اید آنچه داوود و رفیقانش کردند، وقتی که گرسنه بودند؟ [4] چه طور داوود به خانه خدا وارد شده، نان حضور را خورد که خوردن آن بر او و رفیقانش جایز نبود، بلکه بر کاهنان فقط؟ [5] یا در تورات نخوانده‌اید که در روزهای سَبّت، کاهنان در معبد سَبّت را رعایت نمی‌کنند و بی‌گناه هستند؟ [6] لیکن به شما می‌گویم که در اینجا شخصی بزرگتر از معبد است! [7] و اگر این معنی را درک می‌کردید که ‘رحمت می‌خواهم نه قربانی، بی‌گناهان را محکوم نمی‌کردید. [8] زیرا که پسر انسان صاحب روز سَبّت نیز هم هست.»

مناسبت و قدیسین روز

شهیدهٔ مقدس آکویلینا

آکویلینا در شهر بیبلوسِ فلسطین از والدینی شریف و مسیحی به دنیا آمد. در هفت‌سالگی، این کودک خردسال کاملاً با زندگی راستین مسیحی آشنا بود و در ده‌سالگی چنان از فهم الهی و فیض روح‌القدس سرشار شده بود که با قدرت و غیرت فراوان، مسیح را به همسالان دختر خود موعظه می‌کرد. هنگامی که آزار و شکنجهٔ دیوکلتیان آغاز شد، کسی آکویلینا را نزد وولوسیان، نمایندهٔ امپراتور، متهم کرد؛ مردی که بیشتر به حیوانی درنده شباهت داشت تا به انسان. وولوسیان نخست فرمان داد آکویلینا را تازیانه بزنند و سپس میله‌ای سرخ‌شده در آتش را از میان گوش‌هایش عبور دهند تا به مغزش برسد. این دوشیزه تا آخرین لحظه، آزادانه و آشکارا به خداوند عیسی مسیح اعتراف می‌کرد. اما هنگامی که مغز و خون از سرش جاری شد، چون مرده‌ای بر زمین افتاد. نمایندهٔ امپراتور، با تصور اینکه آکویلینا واقعاً مرده است، دستور داد بدنش را بیرون شهر برده و بر توده‌ای از زباله بیفکنند تا خوراک سگ‌ها شود. اما در شب، فرشته‌ای از جانب خدا بر او ظاهر شد و گفت: «برخیز و شفا یاب!» دوشیزه برخاست و کاملاً شفا یافت. سپس مدت زیادی خدا را با سرودهای شکرگزاری ستایش کرد و از او درخواست نمود که او را از فیض کامل کردن شهادتش محروم نسازد. آنگاه صدایی از آسمان شنیده شد: «برو؛ همان‌گونه که درخواست کرده‌ای، برایت خواهد شد.» آکویلینا به سوی شهر روانه شد. دروازه‌های شهر خودبه‌خود در برابر او گشوده شدند و او همچون روحی وارد کاخ نماینده شد و در کنار بستر او ظاهر گشت. نماینده، وقتی آن دوشیزه را زنده دید، در حالی که گمان می‌کرد مرده است، دچار ترسی وصف‌ناپذیر شد. روز بعد، به فرمان او، جلادان آکویلینا را برای گردن زدن بردند. پیش از آنکه سرش بریده شود، دوشیزهٔ مقدس بر زانو افتاد، به درگاه خدا دعا کرد و روح خود را به او سپرد. جلاد سرِ بدن بی‌جان او را از تن جدا کرد. بقایای مقدس او شفای بسیاری از بیماران را به ارمغان آورد. آکویلینا هنگام شهادت تنها دوازده سال داشت. او در سال ۲۹۳ میلادی برای خداوند رنج کشید و تاج شهادت را دریافت کرد.

قدیس تریفیلیوس، اسقف لوکوسیا (نیکوزیا) در قبرس

تریفیلیوس شاگرد قدیس اسپیریدون و بعدها همکار او در جزیرهٔ قبرس بود. او مردی مهربان، پاک‌اندیش و در تمام عمر خویش عفیف بود؛ «چشمه‌ای زنده از اشک‌ها» و زاهدی بزرگ. او گلهٔ مسیح را به نیکویی شبانی کرد و هنگامی که آرام گرفت، در آسمان در میان اسقفان بزرگ تاج افتخار را دریافت نمود. او در سال ۳۷۰ میلادی در آرامش رحلت کرد.

قدیسه آنا و پسرش جان

آنا که یتیم شده بود، به خانهٔ مردی اشرافی برده شد و همچون دخترخوانده مورد سرپرستی قرار گرفت. او در همان خانه پرورش یافت و آموزش دید. وقتی به دختری شایسته تبدیل شد، آن اشراف‌زاده او را به ازدواج پسر خود درآورد. پس از مرگ آن پیرمرد اشرافی، خویشاوندان بر پسرش فشار آوردند که همسرش را به دلیل اصل و نسب فروتنانه‌اش رها کند و با زنی دیگر که از نظر نسب و ثروت مناسب‌تر باشد ازدواج نماید. اما پسر اشراف‌زاده از خدا می‌ترسید و حاضر نبود چنین کاری انجام دهد. آنا که می‌دید شوهرش به خاطر او با خویشاوندانش در کشمکش است، پنهانی او را ترک کرد و به جزیره‌ای دورافتاده گریخت که هیچ انسانی در آن زندگی نمی‌کرد. او در حالی به آن جزیره رسید که باردار بود و اندکی بعد پسری به دنیا آورد. در آنجا سی سال در روزه و دعا به زندگی زاهدانه پرداخت. سپس، بنا بر مشیت الهی، یک کاهنِ راهب به آن جزیره رسید، پسر او را تعمید داد و نام جان را بر او نهاد. این روح مقدس، آنا، در سدهٔ پنجم زندگی زاهدانه داشت و در آرامش رحلت کرد.


سرود ستایش

قدیس تریفیلیوس

زمانی که قدیس تریفیلیوس هنوز شماس بود،
مزامیر و انجیل‌ها را تلاوت می‌کرد.
او با فروتنی و صدایی دلنشین برای مردم می‌خواند،
و قدیس اسپیریدون با دقت به او گوش می‌داد.
روزی در کلیسایی که از مردم پر شده بود،
او به زیبایی بخش مربوط به مفلوج را خواند،
آنجا که خداوند مهربان، بیمار را دید.
«بستر خود را بردار»، خداوند فرمود، «و برو.»
اما تریفیلیوس به جای واژهٔ «بستر»، واژهٔ «رختخواب» را به کار برد.
آنگاه اسپیریدون گفت:
«فرزندم، نزد من بیا!
چرا، ای شماس عزیز من، کلمات را تغییر می‌دهی؟
کلماتی را که نجات‌دهندهٔ مهربان ما بر زبان آورده است؟
واژهٔ “بستر” از دهان او بیرون آمد،
اما تو گفتی “رختخواب” و کلمهٔ او را کنار گذاشتی!
فرزندم، این کتاب از بالا الهام شده است؛
پس باید هر آنچه در آن نوشته شده است، همان‌گونه که هست بخوانیم.
کلمات انجیل سرشار از قدرت‌اند،
اما کلمات انسان ضعیف و فانی هستند.
بستر انسان با جای خواب حیوان یکسان نیست؛
پس، فرزندم، بگو: “خداوندا، مرا ببخش!”»
شماس تریفیلیوس به خطای خود پی برد،

با تلخی توبه کرد و بسیار شرمسار شد.
تریفیلیوس به سبب پدر روحانی خود،
قدیس اسپیریدونِ جلال‌یافته و معجزه‌گر، مبارک گردید.


تأمل

نرمی و مهربانی، قدیسانِ ما را زینت می‌داد و به آنان نیرو و فهم می‌بخشید تا بدی را با بدی پاسخ ندهند. وقتی امپراتور کنستانتیوس، پسر امپراتور کنستانتین کبیر، در انطاکیه بیمار شد، قدیس اسپیریدون را فراخواند تا برای او دعا کند. قدیس اسپیریدون همراه با تریفیلیوس، شماس او، از قبرس حرکت کرد و به انطاکیه، در برابر کاخ امپراتوری رسید. اسپیریدون لباسی فقیرانه بر تن داشت. بر سرش کلاهی ساده از بافت دستی بود، در دستش عصایی از درخت نخل داشت، و بر سینه‌اش ظرفی سفالی قرار داشت که در آن روغن چراغی بود که پیش از صلیب مقدس می‌سوخت (که در آن زمان رسم مسیحیان اورشلیم بود).‌ در چنین حالی، و علاوه بر آن خسته از روزه، دعا و سفر طولانی، قدیس هیچ‌گونه مقام و شأن خود را آشکار نکرد.
وقتی خواست وارد کاخ امپراتوری شود، یکی از خدمتکاران امپراتور، او را تنها یک گدا پنداشت و با مشت بر گونه‌اش زد. قدیسِ فروتن و مهربان، گونه دیگر خود را نیز به سوی او برگرداند. سپس با زحمت بسیار توانست به نزد امپراتور برسد، و اسپیریدون سر امپراتور را لمس کرد و امپراتور شفا یافت.


تعمق

درباره شگفتیِ راه رفتن خداوند بر روی آب، همچون بر خشکی تفکر کن (متی ۱۴ :۲۶):

1. چگونه قایقِ شاگردان در شب، بر روی امواج دریا در خطر بود و خداوند، چون این را دید، برای یاری آنان شتاب کرد؛
2. چگونه من نیز اغلب در تنگنا و آشفتگیِ تاریکی و امواجِ شهوات و احساسات گرفتار می‌شوم، و چگونه خداوندِ رحیم شتابان به کمک من می‌آید تا بر شهوات همچون بر راهی استوار گام بردارم.


موعظه

-درباره راه زندگی و راه مرگ-

« راهی هست که به نظر آدمی درست می‌نماید، امّا عاقبت آن، راههای مرگ است.» (امثال ۱۴ :۱۲).

گاه برای انسان چنین به نظر می‌رسد که راه بی‌خدایان درست است، زیرا می‌بیند که آنان ثروت به دست می‌آورند و کامیاب می‌شوند. آه، اگر فقط می‌توانست پایان آن راه را ببیند! آنگاه به وحشت می‌افتاد و هرگز قدم در آن راه نمی‌گذاشت. اگر پایان راهی نابودی باشد، آیا می‌توان آن را راه درست نامید؟ پس ای انسان، تا پایان راهی را ندیده‌ای، مگو که آن راه درست است. می‌پرسی: چگونه من، انسانی ضعیف و کم‌بین، می‌توانم پایان یک راه طولانی را ببینم؟ به دو طریق:
نخست، با مطالعهٔ کتاب مقدس در پرتو تجربهٔ کلیسای ارتدوکس؛
و دوم، با نگریستن به پایان زندگی کسانی که پیرامون تو هستند و پیش از تو از این دنیا می‌روند.
اما راه نخست مطمئن‌تر است، و اگر به آن پایبند باشی، بدان که هرگز در تاریکی مرگ ابدی سقوط نخواهی کرد. تنها آن راهی درست است که خدا آن را درست نشان داده است. همهٔ راه‌های دیگری که به ذهن تو درست می‌آیند، اما با راه خدا هماهنگ نیستند، نادرست و مرگ‌آورند.
بنگر، حتی حیوانات نیز راه‌های خود را دارند؛ اما آیا اگر آن راه‌ها به نظرت درست برسند، در آنها قدم خواهی گذاشت؟ هرگز؛ زیرا سرانجام در آرواره‌های گرسنهٔ درندگان گرفتار خواهی شد. و راهی که خدا نشان داده است، حتی اگر به نظرت نادرست بیاید، در حقیقت درست است؛ پس در آن گام بردار. راه خدا گاه به سبب گناهان ما نادرست به نظر می‌رسد. اگر بی‌گناه بودیم و ذهن ما به وسیلهٔ گناه تحریف نشده بود، حتی برای یک لحظه نیز نمی‌توانستیم تصور کنیم که راهی جز راه خدا درست باشد. برای ذهنی که بر اثر گناه منحرف شده است، بسیاری از راه‌های نادرست درست به نظر می‌رسند، و تنها راه درست، نادرست جلوه می‌کند.

ای خداوندِ همه‌چیزبین، ای راهنمای ما، ذهن‌های ما را اصلاح فرما تا در راه‌های دروغین متوقف نشویم.
ای عیسی، تو یگانه راه، حقیقت و حیات هستی، و هر آنچه جدا از تو ابداع کنیم، راهی نادرست، دروغ و مرگ است.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!