13 می (گریگوری) /26 می (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 13:‏13-‏24

[13] آنگاه پولُس و رفقایش از پافُس به قایق سوار شده، به پِرجه پامفیلیه آمدند. امّا یوحنا از ایشان جدا شده، به اورشلیم برگشت. [14] و ایشان از پِرجه عبور نموده، به اَنطاکیه پیسیدیه آمدند و در روز سبّت به کنیسه وارد شده، بنشستند. [15] و بعد از خواندن کلام تورات و نوشته‌های انبیا، سران کنیسه نزد ایشان فرستاده، گفتند: «ای برادران عزیز، اگر کلامی نصیحت‌آمیز برای قوم دارید، بگویید.» [16] پس پولُس برپا ایستاده، به ‌دست خود اشاره کرده، گفت: «ای مردان اسرائیلی و خداترسان، گوش دهید! [17] خدای این قوم اسرائیل، پدران ما را برگزیده، قوم را در غربت ایشان در زمین مصر سرافراز نمود و ایشان را به بازوی برافراشته از آنجا بیرون آورد؛ [18] و نزدیک به چهل سال در بیابان متحمل رفتار ایشان می‌بود. [19] و هفت قوم را در زمین کَنعان هلاک کرده، زمین آنها را میراث ایشان ساخت [20] تا نزدیک چهار صد و پنجاه سال. و بعد از آن به ایشان داوران داد تا زمان سَموئیل پیامبر. [21] و از آن وقت پادشاهی خواستند و خدا شائول پسر قِیس را از قبیله بِنیامین تا چهل سال به ایشان داد. [22] پس او را از میان برداشته، داوود را برانگیخت تا پادشاه ایشان شود و در حق او شهادت داد که ‘داوود پسر یِسی را دلخواه خود یافته‌ام که به تمامی ارادهٔ من عمل خواهد کرد.’ [23] و از نسل او خدا مطابق وعده، برای اسرائیل نجات‌دهنده‌ یعنی عیسی را آورد. [24] چون یحیی پیش از آمدن او تمام قوم اسرائیل را به تعمید توبه موعظه نموده بود.

یوحنا 6:‏5-‏14

[5] پس عیسی چشمان خود را بالا انداخته، دید که جمعی زیاد به طرف او می‌آیند. به فیلپس گفت: «از کجا نان بخریم تا اینها بخورند؟» [6] و این را از روی امتحان به او گفت، زیرا خود می‌دانست چه باید کرد. [7] فیلیپُس او را جواب داد که «دویست دینار نان، اینها را کفایت نکند تا هر یک اندکی بخورند!» [8] یکی از شاگردانش که آندریاس برادر شمعون پطرس باشد، وی را گفت: [9] «در اینجا پسری است که پنج نان جو و دو ماهی دارد. و لیکن این از برای این گروه چه می‌شود؟» [10] عیسی گفت: «مردم را بنشانید.» و در آن مکان، گیاه بسیار بود، و آن گروه نزدیک به پنج هزار مرد بودند که نشستند. [11] عیسی نانها را گرفته و شکر نموده، به شاگردان داد و شاگردان به نشستگان دادند؛ و همچنین از دو ماهی نیز به قدری که خواستند. [12] و چون سیر گشتند، به شاگردان خود گفت: «پاره‌های باقیمانده را جمع کنید تا چیزی ضایع نشود.» [13] پس جمع کردند و از پاره‌های پنج نان جو که از خورندگان زیاده آمده بود، دوازده سبد پر کردند. [14] و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند، گفتند که «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید!»

تقویم قدیم
اعمال رسولان 21:‏26-‏32

[26] پس پولُس آن اشخاص را برداشته، روز دیگر با ایشان آیین پاکی را به جا آورده به معبد وارد شد و از پایان تاریخ روزهای پاکی اطلاع داد تا هدیه‌ای برای هر یک از ایشان تقدیم کنند. [27] و چون هفت روز نزدیک به انجام رسید، یهودی‌ای چند از آسیا او را در معبد دیده، تمامی قوم را شورانیدند و دست بر او انداخته، [28] فریاد برآوردند که «ای مردان اسرائیلی، امداد کنید! این است آن کس که به ضدّ ملت و شریعت و این مکان در هر جا همه را تعلیم می‌دهد. بلکه یونانی‌ای چند را نیز به معبد آورده این مکان مقدّس را آلوده کرده است.» [29] زیرا قبل از آن تروفیموس اِفِسُسی را با وی در شهر دیده بودند و فکر می‌کردند که پولُس او را به معبد آورده است. [30] پس تمامی شهر به آشوب کشیده شد و خلق ازدحام کرده، پولُس را گرفتند و از معبد بیرون کشیدند و بی‌درنگ درها را بستند. [31] و چون قصد قتل او می‌کردند، خبر به مین‌باشی سپاه رسید که «تمامی اورشلیم به شورش آمده است.» [32] او بی‌درنگ سپاه و یوزباشی‌ها را برداشته، بر سر ایشان تاخت. پس ایشان به محض دیدن مین باشی و سپاهیان، از زدن پولُس دست برداشتند.

یوحنا 16:‏2-‏13

[2] شما را از کنیسه‌ها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی می‌آید که هر ‌که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت می‌کند. [3] و این کارها را با شما خواهند کرد، به خاطر آنکه نه پدر را شناخته‌اند و نه مرا. [4] لیکن این را به شما گفتم تا وقتی که زمان برسد، به‌ خاطر آورید که من به شما گفتم. و این را از اوّل به شما نگفتم، زیرا که با شما بودم. [5] «امّا الان نزد فرستنده خود می‌روم و کسی از شما از من نمی‌پرسد: ‘به کجا می‌روی؟’ [6] لیکن چون این را به شما گفتم، دل شما از غم پر شده است. [7] و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم، تسلّی دهنده نزد شما نخواهد آمد. امّا اگر بروم، او را نزد شما می فرستم. [8] و چون او آید، جهان را بر گناه و عدالت و داوری محکوم خواهد نمود. [9] امّا بر گناه، زیرا که به من ایمان نمی‌آورند. [10] و امّا بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید. [11] و امّا بر داوری، از آنرو که بر رئیس این جهان حکم شده است. [12] «و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم به شما بگویم، لیکن الان طاقت تحمل آنها را ندارید. [13] امّا چون او یعنی روح حقیقت آید، شما را به تمامی حقیقت هدایت خواهد کرد، زیرا که از خود صحبت نمی‌کند، بلکه به آنچه شنیده است، سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر ‌خواهد داد.

مناسبت و قدیسین روز

شهیدهٔ مقدس گلیکریا

گلیکریا دختر یکی از حاکمان رومی بود. پس از مرگ پدرش فقیر شد و در شهر تراژانوپولیس در تراکیه ساکن گردید. در زمان سلطنت امپراتور شریر آنتونینوس، او را بردند تا برای بت زئوس قربانی کند. گلیکریا بر پیشانی خود نشان صلیب کشید و هنگامی که فرماندار سابینوس پرسید چراغش کجاست (زیرا همه در دست چراغ داشتند)، او به صلیب بر پیشانی خود اشاره کرد و گفت: «این چراغ من است.»

در نتیجهٔ دعای او، صاعقه‌ای بر بت فرود آمد و آن را خرد کرد. فرماندار خشمگین شد و دستور داد او را تازیانه بزنند و به زندان بیندازند. درهای زندان را مهر و موم کرد تا با گرسنگی بمیرد. اما فرشته‌ای از خدا بر او ظاهر شد و غذای آسمانی به او داد. پس از مدتی، وقتی فرماندار گمان کرد که او از گرسنگی مرده است، در زندان را گشود و با شگفتی دید که او سالم، نورانی و شاد است. با دیدن این معجزه، لائودیکیوس، زندانبان، به مسیح ایمان آورد و بلافاصله گردن زده شد.

پس از آن، گلیکریا را در کورهٔ آتش انداختند، اما آسیبی ندید. در میان آتش ایستاده و به یاد معجزهٔ سه جوان در کورهٔ بابل، خداوند را ستایش کرد. سرانجام او را نزد شیرها انداختند. در حالی که دعا می‌کرد، جان خود را به خداوند سپرد، همان خدایی که برای او با شجاعت رنج‌های بسیار را تحمل کرده بود. او در سال ۱۷۷ با شرافت شهید شد. از آثار او مرّ شفابخشی جاری می‌شد که بیماران را از سخت‌ترین بیماری‌ها شفا می‌داد.

شهید مقدس الکساندر

الکساندر از قوم اسلاو بود. او در هجده‌سالگی، به‌عنوان سرباز در ارتش امپراتور ماکسیمیلیان، از فرمان امپراتور برای احترام به بت‌های رومی سر باز زد. به همین سبب، او را به فرمانده تیبیریان سپردند تا یا او را وادار کند مسیح را انکار کند یا شکنجه داده و بکشد. چون هیچ نصیحتی اثر نکرد، تیبیریان او را با خود از میان مقدونیه به کونستانتینوپل برد. در هر شهر در طول مسیر، این جوان به‌طرز بی‌رحمانه‌ای شکنجه می‌شد، اما در هر شهر مسیحیان نزد او می‌آمدند، از او برکت می‌خواستند و او را در رنج‌هایش دلگرم می‌کردند. پیمِنیا، مادرش، او را دنبال می‌کرد. در طول این سفر، فرشته‌ای از خدا بارها بر او ظاهر شد، درد او را تسکین داد و او را تقویت کرد. در جایی به نام کاراسورا، هنگامی که او و سربازان از تشنگی رنج می‌بردند، به‌وسیلهٔ دعا از زمین خشک چشمه‌ای از آب خنک جاری ساخت. در کنار رود ارگینا، تیبیریان دستور داد سر او را ببرند و بدنش را در آب بیندازند. وقتی جلاد شمشیر را بالا برد، فرشتگان نورانی خدا را در اطراف الکساندر دید و از ترس دستش افتاد. الکساندر از او پرسید چرا دستش افتاده، و او پاسخ داد که جوانان نورانی را در اطراف او دیده است. الکساندر که مشتاق مرگ و پیوستن به خداوند بود، دعا کرد تا فرشتگان از او دور شوند تا جلاد نترسد. بدین‌گونه، در سال ۲۹۸ جلاد کار خود را انجام داد. مادرش پیمِنیا بدن او را برداشت و با احترام به خاک سپرد. در کنار قبر او شفاهای بسیاری رخ داد. پس از مرگ، این شهید بر مادرش ظاهر شد و نزدیک بودن مرگ او را خبر داد.

پدران مکرم یوحنا، اوتیمیوس، گئورگی و گابریل از صومعهٔ ایورون (کوه آتوس)

این چهار پدر مقدس بنیان‌گذاران صومعهٔ مشهور ایورون (گرجی) در کوه مقدس بودند. نخست، یوحنا در لاورای آتاناسیوس زندگی زاهدانه داشت و سپس صومعهٔ ایورون را بنیان نهاد. او در سال ۹۹۸ درگذشت. اوتیمیوس و گئورگی کتاب مقدس را به زبان گرجی ترجمه کردند. اوتیمیوس در سال ۱۰۲۹ و گئورگی در سال ۱۰۶۶ درگذشتند. گابریل شایسته شد تا شمایل معجزه‌گر مادر خدا را که از راه دریا به صومعه رسید، دریافت کند.


سرود ستایش

قدیسه گلیکریا

«ای گلیکریا—برای خدایان قربانی کن!»
چنین فرمان می‌دهد قاضی نادان.

«وگرنه در آتش افکنده خواهی شد تا بسوزی.»

گلیکریا قاضی را به تمسخر می‌گیرد:
«خدا یکی است؛ این “خدایان” شیاطین‌اند
که عقل تو را به آشوب کشیده‌اند.

چه قربانی‌ای، ای انسان نادان؟
آیا یک قربانی بر جلجتا انجام نشد؟

قربانی‌ای هولناک، الهی و خونین،
که همهٔ قربانی‌های خونین را باطل ساخت؟

پس از آن قربانی، یک قربانی باقی مانده است،
قربانی‌ای که خداوند از ما می‌طلبد:

دلی پاک، چون قربانگاه دعا؛
دستانی پاک، برای اعمال رحمت؛
ایمان، امید، محبت و پارسایی.

چنین قربانی‌ای را می‌کوشم تقدیم کنم
به خدای زنده، خالق خود.

خدای اقدس چنین قربانی‌ای را می‌خواهد،
نه جسدی خون‌آلود و مرده.»


تأمل

در باب قدرت مرگ و قدرت صلیب مسیح، قدیس آتاناسیوس چنین می‌نویسد:
«مرگ چه کسی تاکنون دیوها را بیرون رانده است؟ و از مرگ چه کسی دیوها ترسیده‌اند، چنان‌که از مرگ مسیح؟
هرجا که فقط نام مسیح خوانده شود، همان‌جا هر شیطانی رانده می‌شود.
چه کسی این‌چنین شهوات روحی انسان را رام کرده است، که زنان روسپی، پاک‌دامن زندگی می‌کنند و قاتلان دیگر شمشیر نمی‌کشند و ترسندگان شجاع می‌گردند؟
اگر نه ایمان به مسیح؟ اگر نه نشان صلیب؟
و چه کسی چون صلیب مسیح و رستاخیز بدن مسیح، انسان را چنین به جاودانگی قانع ساخته است؟
مرگ بی‌گناه و صلیبِ دوستدار بشر، پیروزی‌ای بزرگ‌تر و پایدارتر از همه پادشاهان زمینی با میلیون‌ها سپاه فراهم آورده است.
کدام لشکر توانسته حتی یک شیطان را شکست دهد؟
در حالی که فقط ذکر نام مصلوب بر صلیب، لشکر دیوان را به فرار وامی‌دارد.
ای کاش تمام مسیحیان می‌دانستند چه گنجی در نام مسیح دارند و چه سلاحی در صلیب مسیح!»


تعمق

تعمق درباره کار خداوند ‌القدس بر رسولان:
۱. چگونه رسولان، به هدایت روح‌القدس، بی‌هیچ وسیله و بی‌هیچ یاوری، به سراسر جهان سفر کردند؛
۲. چگونه تنها با کلام، زندگی و معجزات خود، توانگران و فقیران را به ایمانِ به مسیح آوردند.


موعظه

– درباره اینکه چگونه خدا از بی‌ایمانان برای تنبیه ایمان‌آورندگان استفاده می‌کند –
«نبوکَدنَصَر، پادشاه بابِل، خادم من است» (ارمیا ۲۵: ۹).
آیا این سخن دشوار نیست؟ چه کسی می‌تواند از آن بهره گیرد؟ پادشاه مشرک، پادشاه بت‌پرست را خداوند خادم خود می‌نامد. اگر خادم خدا کسی است که خدای حقیقی را می‌شناسد و به شریعت او وفادار است، چگونه ممکن است کسی که نه خدای حقیقی را می‌شناسد و نه به شریعت او وفادار است، خادم خدا باشد؟ در حقیقت، خادم راستین خدا همان است که خدا را می‌شناسد و به شریعت او عمل می‌کند، اما آن‌گاه که کسی که خدا به او معرفت خود و شریعت خود را داده، آن معرفت را به نادانی و آن شریعت را به بی‌قانونی بدل می‌سازد، خدا آن نادان را به خدمت خود می‌گیرد تا مرتدان را تنبیه کند. زیرا مرتدِ از خدا بدتر از کافر است و کسی که از شریعت خدا منحرف می‌شود، از بت‌پرستی که با آن زاده شده، پست‌تر است.

پس، زمانی که اسرائیل، که کلیسای قدیم خدا بود، از خدا و شریعت او دور شد، خدا نبوکدنصَر را به‌عنوان خادم خود برگزید تا اسرائیلِ مرتد را تنبیه کند.
همچنین، زمانی که ملت‌های مسیحی در آسیا و آفریقا با بدعت‌های بسیار از خدا دور شدند، خداوند اعراب را به‌عنوان خادم خود برگزید تا مسیحیان را تنبیه کرده، ایشان را به هوش آورد.
و زمانی که ملت‌های مسیحی در بالکان از خدا و شریعت او روی‌گردان شدند، خدا ترک‌ها را به‌عنوان خادم خود خواند تا مرتدان را تنبیه کند، تا از طریق تنبیه به خود آیند.
هرگاه که ایمانداران از خدا دور می‌شوند، خداوند تازیانه‌ای از بی‌ایمانان می‌تند تا اهل ایمان را به خود آورد. و همان‌گونه که اهل ایمان، آگاهانه و از روی اراده، از خدا روی‌گردان می‌شوند، بی‌ایمانان نیز ناآگاهانه و بی‌اراده، خادم خدا می‌گردند؛ تازیانهٔ خدا.
اما خدا بی‌ایمانان را تنها برای مدتی کوتاه به خدمت می‌گیرد تا بر اهل ایمان غضب آورد. چرا که دربارهٔ سرزمین نبوکدنصر، همان خداوند می‌فرماید که به‌سبب بی‌قانونی‌اش از آن بازدید خواهد کرد و آن را به «ویرانی جاودان» مبدل خواهد ساخت (ارمیا ۲۵ :۱۲). آنگاه بنده‌ای در برابر بنده‌ای دیگر قرار خواهد گرفت. زیرا خداوند بابِلیان را نه به‌سبب نیکویی یا ایمانشان، بلکه به‌سبب شرارت و بی‌ایمانی اسرائیل به خدمت گرفت.
ای خداوند عادل، به ما کمک کن تا به‌واسطهٔ روح قدوست، همواره به تو، خدای یگانه و حقیقی، و شریعت نجات‌بخش تو وفادار بمانیم.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!