12 مارس (گریگوری) /25 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 11:‏10-‏12: 2

[10] و در آن روز واقع خواهد شد که ریشه یِسا به جهت بیرق قوم‌ها برپا خواهد شد و ملتها آن را خواهند طلبید و استراحتگاه او با جلال خواهد بود. [11] و در آن روز واقع خواهد گشت که خداوند بار دیگر دست خود را دراز کند تا باقیماندگان قوم خویش را که از آشور و مصر و فَتروس و حبشه و عیلام و شِنعار و حَمات و از سواحل دریا باقیمانده باشند، باز آورد. [12] و به جهت قومها بیرقی برافراشته، رانده‌شدگان اسرائیل را جمع خواهد کرد، و پراکندگان یهودا را از چهار طرف جهان گرد خواهد آورد. [13] حسد اِفرایم از میان خواهد رفت و دشمنان یهودا ریشه​کن خواهند گردید. اِفرایم بر یهودا حسد نخواهد برد و یهودا اِفرایم را دشمنی نخواهد نمود. [14] بلکه به ‌جانب مغرب بر دوش فلسطینیان پریده، بنی‌مشرق را با هم غارت خواهند نمود. و دست خود را بر اِدوم و موآب دراز کرده، عَمّونیان ایشان را اطاعت خواهند کرد. [15] خداوند زبانه دریای مصر را نابود ساخته، دست خود را با باد سوزان بر رود دراز خواهد کرد، و آن را با هفت نهرش خواهد زد و مردم را با نعلین از آن عبور خواهد داد! [16] و به جهت باقیماندگان قوم او که از آشور باقیمانده باشند، شاهراهی خواهد بود. چنانکه به جهت اسرائیل در روز بر‌آمدن ایشان از زمین مصر بود. [1] و در آن روز خواهی گفت که «ای خداوند، تو را حمد می‌گویم، زیرا به من غضبناک بودی، اما غضبت برگردانیده شده، مرا تسلی می‌دهی. [2] اینک خدا نجات من است. بر او توکل نموده، نخواهم ترسید. زیرا یاه یهوه قوت و تسبیح من است. او نجات من گردیده است.»

پیدایش 7:‏11-‏8: 3

[11] و در سال ششصد از زندگانی نوح، در روز هفدهم از ماه دوم، در همان روز تمامی چشمه‌های ژرفای عظیم شکافته شد و پنجره‌های آسمان گشوده. [12] و باران، چهل روز و چهل شب بر روی زمین می‌بارید. [13] در همان روز نوح و پسرانش، سام و حام و یافث، و همسر نوح و سه همسر پسرانش، با ایشان داخل کشتی شدند. [14] ایشان و همه وحوش به جنسهای آنها، و همه چارپایان به جنسهای آنها، و همه خزندگانی که بر زمین می‌خزند به جنسهای آنها، و همه پرندگان به جنسهای آنها، همه مرغان و همه بالداران. [15] جفت جفت از هر جانداری که روح حیات دارد، نزد نوح به کشتی در‌آمدند. [16] و آنهایی که آمدند نر و ماده از هر جاندار آمدند، چنانکه خدا او را امر فرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. [17] و طوفان چهل روز بر زمین می‌آمد، و آب همی افزود و کشتی را برداشت که از زمین بلند شد. [18] و آب غلبه یافته، بر زمین همی افزود و کشتی بر سطح آب می‌رفت. [19] و آب بر زمین زیاد و زیاد غلبه یافت، تا آنکه همه کوه‌های بلند که زیر تمامی آسمانها بود، پوشیده شد. [20] پانزده ذراع بالاتر آب غلبه یافت و کوه‌ها پوشیده گردید. [21] و هر جانداری که بر زمین حرکت می‌کرد، از پرندگان و چارپایان و وحوش و تمامی خزندگان خزنده بر زمین، و تمامی آدمیان، مردند. [22] هر که نَفَس روح حیات در بینی او بود، از هر ‌که در خشکی بود، مرد. [23] و خدا محو کرد هر موجودی را که بر روی زمین بود، از آدمیان و چارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان، پس از زمین محو شدند. و نوح با آنچه همراه او در کشتی بود، فقط باقی ماند. [24] و آب بر زمین صد و پنجاه روز غلبه داشت.
[1] و خدا نوح و همه وحوش و همه چارپایانی را که با او در کشتی بودند، به یاد آورد. و خدا بادی بر زمین وزانید و آب ساکن گردید. [2] و چشمه‌های ژرفا و پنجره‌های آسمان بسته شد، و باران از آسمان باز ایستاد. [3] و آب رفته رفته از روی زمین برگشت. و بعد از پایان صد و پنجاه روز، آب کم شد،

امثال سلیمان 10:‏1-‏22

[1] امثال سلیمان: پسر حکیم پدر خود را مسرور می‌سازد، امّا پسر احمق باعث غصه مادرش می‌شود. [2] گنجهای شرارت منفعت ندارد، امّا عدالت از مرگ رهایی می‌دهد. [3] خداوند جان مرد عادل را نمی‌گذارد گرسنه بشود، امّا آرزوی شریران را پوچ می‌سازد. [4] کسی ‌که به ‌دست سست کار می‌کند، فقیر می‌گردد، امّا دست چابک دولتمند می‌سازد. [5] کسی ‌که در تابستان جمع کند، پسر عاقل است، امّا کسی ‌که در موسم محصول می‌خوابد، پسر شرم‌آورنده است. [6] بر سر عادلان برکت‌ها است، امّا ظلم دهان شریران را می‌پوشاند. [7] یادگار عادلان مبارک است، امّا اسم شریران خواهد گندید. [8] دانادل، فرامین را قبول می‌کند، امّا احمق پرگو تلف خواهد شد. [9] کسی ‌که به راستی راه رود، در امنیّت زندگی کند و کسی ‌که راه خود را کج می‌سازد، آشکار خواهد شد. [10] هر ‌که چشمک می‌زند، دلریش می سازد، امّا احمق پرگو تلف می‌شود. [11] دهان عادلان چشمه حیات‌ است، امّا دهان شریران را ظلم می‌پوشاند. [12] نفرت نزاع‌ها می‌انگیزاند، امّا محبّت هر گناه را می پوشاند. [13] در لب‌های بصیرت‌پیشگان حکمت یافت می‌شود، امّا چوب به جهت پشت مرد کم عقل است. [14] حکیمان علم را ذخیره می‌کنند، امّا دهان احمق نزدیک به هلاکت است. [15] اموال دولتمندان شهر حصاردار ایشان می‌باشد، امّا بینوایی فقیران هلاکت ایشان است. [16] عمل مرد عادل به حیات منتهی می‌شود، امّا محصول شریر به گناه می‌انجامد. [17] کسی ‌که رهنمود را نگاه دارد، در طریق حیات‌ است، امّا کسی ‌که تنبیه را ترک نماید، گمراه می‌شود. [18] کسی ‌که نفرت را می‌پوشاند، دروغگو می‌باشد. کسی ‌که بهتان را شیوع دهد، احمق است. [19] زیادی کلام از گناه خالی نمی‌باشد، امّا آنکه لب‌هایش را نگاه دارد، عاقل است. [20] زبان عادلان نقره خالص است، امّا دل شریران بی‌ارزش می‌باشد. [21] لبهای عادلان بسیاری را خوراک می‌دهد، امّا احمقان از بی‌عقلی می‌میرند. [22] برکت خداوند دولتمند می‌سازد و هیچ زحمت بر آن نمی‌افزاید.

تقویم قدیم
اِشعیا 41:‏4-‏14

[4] کیست که این را عمل نموده و به جا آورده، و نسلها را از ابتدا دعوت نموده است؟ من که یهوه و اول و با آخرین می‌باشم، من هستم. [5] جزیره‌ها دیدند و ترسیدند و کرانهای زمین بلرزیدند و نزدیکی کشیده آمدند. [6] هر کس همسایه خود را یاری کرد و به برادر خود گفت: «قوی‌دل باش!» [7] نجار زرگر را قوت قلب می‌دهد، و آنکه با چکش صیقل می‌کند، سندان زننده را! و درباره آنچه جوش خورده، می‌گوید: «خوب است»، و آن را به میخها محکم می‌سازد تا واژگون نشود. [8] اما تو، ‌ای اسرائیل، بنده من، و ‌ای یعقوب، که تو را برگزیده‌ام و ‌ای نسل دوست من ابراهیم! [9] که تو را از کرانهای زمین گرفته، تو را از کرانه‌هایش خوانده‌ام و به تو گفته‌ام: «تو بنده من هستی، تو را برگزیدم و ترک ننمودم.» [10] مترس، زیرا که من با تو هستم و پریشان مشو، زیرا من خدای تو هستم. تو را تقویت خواهم نمود و به یقین تو را همراهی خواهم داد و تو را به ‌دست راست عدالت خود دستگیری خواهم کرد. [11] اینک همه آنانی که بر تو خشم دارند، خجل و رسوا خواهند شد و آنانی که با تو مخالفت نمایند، ناچیز شده، هلاک خواهند گردید. [12] آنانی را که با تو بحث نمایند، جستجو کرده، نخواهی یافت و آنانی که با تو جنگ کنند، نیست و نابود خواهند شد. [13] زیرا من که یهوه خدای تو هستم، دست راست تو را گرفته، به تو می‌گویم: «مترس زیرا من تو را پیروزی خواهم داد.» [14] ‌ای یعقوب که همچون کرم هستی، و ای اسرائیل، مترس! زیرا خداوند و قدوس اسرائیل که ولی تو می‌باشد می‌گوید: من تو را پیروزی خواهم داد.

پیدایش 17:‏1-‏9

[1] و چون اَبرام نود و نه ساله بود، خداوند بر اَبرام آشکار شده، گفت: «من هستم خدای قادر مطلق، پیش روی من گام بردار و کامل باش. [2] عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست، و تو را بسیار بسیار زیاد خواهم گردانید.» [3] آنگاه اَبرام به روی در‌افتاد و خدا به او خطاب کرده، گفت: [4] «اما من! اینک عهد من با توست و تو پدر قومهای بسیار خواهی بود. [5] و نام تو بعد از این اَبرام خوانده نشود، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر قومهای بسیار گردانیدم. [6] و تو را بسیار بارور نمایم و قومها از تو پدید آورم و پادشاهان از تو به وجود آیند. [7] و عهد خویش را در میان خود و تو، و نسلت بعد از تو استوار گردانم که پشت بر پشت عهد جاودانی باشد، تا تو را و بعد از تو نسل تو را خدا باشم. [8] و زمین غربت تو، یعنی تمام زمین کنعان را، به تو و بعد از تو به نسل تو به ملکیت ابدی دهم و خدای ایشان خواهم بود.» [9] پس خدا به ابراهیم گفت: «و اما تو عهد مرا نگاه دار، تو و بعد از تو ذریت تو در نسلهای ایشان.

امثال سلیمان 15:‏20-‏16: 9

[20] پسر حکیم پدر را شادمان می‌سازد، امّا مرد احمق مادر خویش را حقیر می‌شمارد. [21] حماقت در نظر شخص کم‌عقل خوشی است، امّا مرد فهیم به راستی رفتار می‌نماید. [22] از نبود مشورت، تدبیرها پوچ می‌شود، امّا از زیادی مشورت دهندگان برقرار می‌ماند. [23] برای انسان از جواب شایوسته‌اش شادی حاصل می‌شود و سخنی که در محلش گفته شود، چه بسیار نیکو است. [24] طریق حیات برای عاقلان به سوی بالا است تا از پایین رفتن به عالم مردگان آنها را دور کند. [25] خداوند خانه متکبّران را منهدم می‌سازد، امّا حدود بیوه‌زن را استوار می‌نماید. [26] افکار پلید نزد خداوند نفرت انگیز است، امّا سخنان پسندیده برای پاکان است. [27] کسی ‌که حریص سود باشد، خانه خود را غصه‌دار می‌سازد، امّا هر ‌که از رشوه نفرت دارد، خواهد زیست. [28] دل مرد عادل در جواب دادن تفکر می‌کند، امّا دهان شریران، چیزهای بد را جاری می‌سازد. [29] خداوند از شریران دور است، امّا دعای عادلان را می‌شنود. [30] نور چشمان دل را شادمان می‌سازد و خبر نیکو استخوان‌ها را پرمغز می‌نماید. [31] گوشی که تنبیه حیات را بشنود، در میان حکیمان ساکن خواهد شد. [32] هر ‌که رهنمود را ترک نماید، جان خود را حقیر می‌شمارد، امّا هر ‌که تنبیه را بشنود، عقل را تحصیل می‌نماید. [33] ترس خداوند، مربی حکمت است و تواضع، پیشرو عزّت می‌باشد. [1] تدبیرهای دل از آنِ انسان است، امّا پاسخ زبان از جانب خداوند می‌باشد. [2] همه راه‌های انسان در نظر خودش پاک است، امّا خداوند روح‌ها را می‌آزماید. [3] کارهای خود را به خداوند بسپار تا فکرهای تو استوار شود. [4] خداوند هر چیز را برای هدف آن ساخته است و شریران را نیز برای روز بلا. [5] هر ‌که دل مغرور دارد، نزد خداوند نفرت انگیز است و او هرگز بی‌سزا نخواهد ماند. [6] از رحمت و حقیقت گناه کفاره می‌شود و به ترس خداوند، آدمی از بدی دور می‌شود. [7] چون راه‌های شخص پسندیده خداوند باشد، دشمنانش را نیز با او به آشتی می‌آورد. [8] اموال اندک که با انصاف باشد، بهتر است از دخل فراوان بدون انصاف. [9] دل انسان در طریقش تفکّر می‌کند، امّا خداوند قدم هایش را استوار می‌سازد.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس تئوفانسِ معترف

تئوفانس را «سیگریانی» می‌نامند، زیرا زادگاهش سیگریانه بود. او خویشاوند امپراتور لئون سوم ایسوری و پسرش کنستانتین پنجم بود. ثروت و شکوهی عظیم داشت، اما هنگامی که مسیح خداوند در جانش سلطنت یافت، همهٔ آن شکوه در نظرش بی‌ارزش شد.

در برابر ازدواج مقاومت کرد، ولی چون ناچار به ازدواج شد، عروس خود را قانع ساخت که همچون خواهر و برادر در پاکدامنی با هم زندگی کنند. پس از درگذشت والدینشان، همسرش به صومعه‌ای رفت و او نیز به دیر درآمد. دیر او در کوه‌های سیگریان، در ناحیهٔ کیزیکوس، قرار داشت.

تئوفانسِ پیش‌تر نامدار و ثروتمند، در این دیر چون کمترینِ فقیران می‌زیست و همگان از این دگرگونی شگفت‌زده بودند. به سبب ایمان استوار، ریاضت و حکمتش آوازه یافت و به شورای هفتم جهانی در نیقیه (۷۸۷) فراخوانده شد؛ جایی که تکریم شمایل‌ها تأیید گردید.

به سبب پاکی و عفتش، خدا موهبت معجزه به او بخشید و بیماران، به‌ویژه دیوانگان و مبتلایان به اختلالات روانی، به دعای او شفا می‌یافتند. خود برای همهٔ بیماران دعا می‌کرد؛ اما چون خود بیمار شد و بیماری‌اش به درازا کشید، نخواست برای بهبود خویش دعا کند، بلکه با شکرگزاری آن را تحمل نمود.

با تجدید آزار شمایل‌ستیزان در زمان امپراتور لئون پنجم ارمنی، او را به کونستانتینوپل آوردند و دو سال در زندان با رنج و خواری نگاه داشتند. سپس به جزیرهٔ ساموتراکی تبعید شد؛ تبعیدی که پیش‌تر در روح خویش دیده و به زندانبانانش گفته بود. پس از رسیدن به ساموتراکی، بیست‌وسه روز زیست و سپس به سوی خداوند و آفرینندهٔ خویش رفت تا تاج شایستهٔ جلال را دریافت کند.

شمعونِ الهی‌دانِ جدید مکرم

این پدر خدااندیش و بزرگ کلیسا در گالاتیهٔ پافلاگونیه زاده شد. در کونستانتینوپل تعلیم یافت و در دربار امپراتوران باسیلیوس دوم و کنستانتین هشتم پورفیروژنیتوس خدمت می‌کرد.

شمعون همه‌چیز را به‌خاطر مسیح ترک گفت و به صومعه‌ای پناه برد. زیر هدایت پیر روحانی، شمعون، به ریاضت پرداخت؛ سپس رئیس دیر قدیس ماماس شد و سرانجام به عزلت‌نشینی روی آورد.

او بزرگ‌ترین الهی‌دان پس از قدیس گریگوریِ الهی‌دان به‌شمار می‌رود. فیض الهی را در دل خویش به‌گونه‌ای محسوس تجربه می‌کرد و سخنانش مکاشفات راستین روحانی و الهیاتی است. در سال ۱۰۳۲ درگذشت و آثار مقدسش معجزه‌گر است.

قدیس گریگوری دیالوگیست، پاپ روم

او فرزند سناتور گوردیانوس بود و خود نیز سناتور و سپس فرماندار شهر روم گردید. پس از مرگ پدر، خود را وقف زندگی روحانی کرد. از دارایی خویش شش صومعه در سیسیل ساخت و هفتمین را در روم به نام قدیس آندریاس رسول بنا نهاد و در همان‌جا به رهبانیت درآمد.

مادرش سیلویا نیز به صومعه رفت و راهبه شد. پس از درگذشت پاپ پلاگیوس دوم، گریگوری به پاپی برگزیده شد؛ اما از این مقام گریخت و در کوه‌ها پنهان شد. خداوند جای او را چنین آشکار ساخت که ستونی از آتش از زمین تا آسمان بر فراز محل اختفایش پدیدار گشت.

او بسیار بخشنده بود و همهٔ درآمد خویش را صرف ساختن پناهگاه‌ها و مهمانخانه‌ها برای نیازمندان می‌کرد. بارها مستمندان را به سفرهٔ خویش دعوت می‌نمود و شخصاً به آنان خدمت می‌کرد. بیشتر اوقاتش را به نگارش کتاب‌های سودمند می‌گذراند.

او را «دیالوگیست» می‌نامند، زیرا کتابی به نام «گفتارها» نوشت و در آن معجزات قدیسان ایتالیایی را ستود. همچنین ترتیب «لیتورگی هدایای تقدیس‌شده» را تدوین کرد که در چهارشنبه‌ها و جمعه‌های روزهٔ بزرگ برگزار می‌شود.

شماسِ ارشد او، پطرس، کبوترى را دید که هنگام نوشتن بر فراز سر گریگوری پرواز می‌کرد. او در سال ۶۰۴ به حضور خداوند شتافت.


سرود ستایش


قدیس تئوفان

لئوی ارمنی به تئوفان پیشنهاد می‌دهد،
ثروت را تا جایی که بخواهد به او پیشنهاد می‌دهد،
فقط نامش را امضا کند
در فهرست شیطانی شمایل‌شکنان.
تئوفان از سیاه‌چال به او می‌نویسد:
ای امپراتور، نمی‌توانم تو را خشنود کنم،
و نمی‌توانم به خدا و هم به تو وفادار باشم.
وقتی جوان بودم و با دنیا موافق،
ثروت عظیمی داشتم،
همه را رها کردم و به خدا روی آوردم،
همه را پخش کردم و به بیابان عقب نشینی کردم،
اما در بیابان گرسنه نبودم،
خدا خودش مرا تغذیه و شیرین کام می‌کند.
در پیری، چه چیزی به من پیشنهاد می‌دهی؟
گرد و غباری که در جوانی تحقیر کردم!
ای امپراتور هیچ چیز نمی‌توانی به من بدهی
که خداوند صد برابر به من ندهد،
جز شکنجه‌ها، که این همه منتظرش بودم،
شکنجه‌ها مرا از دنیا جدا می‌کنند
و مرا با خداوندگارِ عظیم متحد می‌کنند.
ای امپراتور، چرا علیه شمایل‌ها جنگ به راه می‌اندازی؟
آیا خود مسیح شمایل نبود،
به عنوان شمایل هیپوستاس‌های ازلی،
به عنوان شمایل تثلیث قادر مطلق،
به عنوان شمایل خدای نادیدنی،
نادیدنی و دست‌نیافتنی.
هم تو و هم من را، او داوری خواهد کرد،
ای امپراتور، سلطنت کن، به جایگزینی خود امیدوار باش.
دنیا می‌گذرد، فقط خدا می‌ماند،
هر که با خدا باشد، از دنیا نمی‌ترسد.


تأمل


هیچ‌کس، حتی خود خداوند، نمی‌تواند به راحتی مغرور را راهنمایی کند. هیچ‌کس نمی‌خواهد به کسی که فریاد می‌زند که همه چیز را می‌داند، آموزش دهد. سیراخِ حکیم می‌گوید: «زیرا قدرت خدا عظیم است؛ او از طریق فروتنان جلال می‌یابد». (حکمتِ سیراخ ۳ :۱۹)، داوود نیز درباره‌ی خدا می‌گوید: «او فروتنان را در طریق عدالت سالک می‌گرداند و راه خویش را به افتادگان می‌آموزد » (مزمور ۲۵ :۹). شخص متکبر کسی است که می‌خواهد به همه آموزش دهد و خودش نمی‌خواهد از هیچ‌کس چیزی یاد بگیرد. فروتن کسی است که نمی‌خواهد به کسی آموزش دهد، اما دائماً می‌خواهد از هر کسی که باشد، آموزش ببیند. خوشه‌ی خالی گندم سر خود را بالاتر از کل مزرعه بلند می‌کند و خوشه‌ی پر گندم با سر خمیده آویزان می‌شود. ای انسان متکبر، کاش فرشته‌ی نگهبان تو به نوعی پرده را از چشمانت بردارد و دریای بی‌انتهای گستردهٔ تمام چیزهایی را که نمی‌دانی به تو نشان دهد، در مقابل هر انسانی که در برابرش تکبر نشان داده‌ای زانو خواهی زد و در برابر هر شخصی که تحقیرش کرده‌ای زانو خواهی کرد. با زاری فریاد خواهی زد: «مرا ببخش، مرا ببخش! من چیزی نمی‌دانم!» اغلب اوقات، زمان مرگ فروتنان و مُتقیان آشکار می‌شود، اما مرگ مغرور ناگهانی و بدون هشدار فرا می‌رسد. قدیس گریگوری دیالوگُس از اسقفی به نام کارپوس سخن می‌گوید که هر روز لیتورگی الهی را برگزار می‌کرد و اینکه چگونه ناگهان کسی از دنیای دیگر ظاهر شد و گفت: «به انجام کاری که در خدمت من انجام می‌دهی ادامه بده و مبادا پاهایت خسته شوند یا دستانت ضعیف شوند. در روز جشن غنودن مادر خدا، نزد من خواهی آمد و من پاداش تو را در پادشاهی آسمانی خود، همراه با همه‌ی کسانی که در خدمات الهی برایشان دعا کرده‌ای، خواهم داد.» پس از یک سال، در جشن غنودن مادر خدا، اسقف کارپوس لیتورگی الهی خدا را برگزار کرد، از کاهنان خود طلب بخشش کرد و روح خود را به خدا تسلیم کرد. چهره‌اش مانند خورشید می‌درخشید.


تعمق

تعمق درباره خداوند عیسی در برابر پیلاطس:

1.چگونه خداوند ما زمانی که نیاز است تا از انسان‌ها در برابر شیطان، گناه، بیماری و مرگ دفاع کند، سخن می‌گوید، اما هنگامی که از او خواسته می‌شود تا از خود در برابر انسان دفاع کند، خاموش می‌ماند.

2. چگونه یهودیان او را نزد پیلاطس متهم کردند و چگونه او سکوت کرد؛

3. چگونه او حتی به سؤالات پیلاطس نیز پاسخ نمی‌دهد؛


موعظه


-باز هم، درباره‌ی بازگشت ثانوی مسیح-


«و همه‌ی قوم‌ها در برابر او حاظر خواهند شد» (متی۲۵: ۳۲).


هنگامی که خداوند عیسی در جلال خود، در محاصره‌ی فرشتگان مقدس، در حالی که بر تختی به عنوان داور همه‌ی زندگان و مردگان نشسته است ظاهر شود، همه‌ی قوم‌ها در برابر او حاظر خواهند شد. «همه‌ی قوم‌ها در برابر او حاظر خواهند شد»، همه، بدون استثنا. نه تنها یهودیانی که او را شکنجه کردند، نه تنها مسیحیانی که او را تجلیل کردند، بلکه بت‌پرستانی که او را نشناختند و نه او را تصدیق کردند. زیرا اگر او بر همه‌ی قوم‌ها ظاهر نشد، برای همه‌ی قوم‌ها کسی را فرستاد یا چیزی برای شناخت اراده‌ی خدا و برای نجات ارائه کرد. به همین دلیل است که همه‌ی قوم‌ها باید در برابر او برای داوری حاضر شوند. چه تماشای مهیب و با عظمتی هنگامی که همه قوم‌ها و همه‌ی قبایل روی زمین در برابر خداوند حاضر می‌شوند، در برابر او که از بسیاری از خورشیدها روشن‌تر است. چه شادی برای شهدای مقدس و معترفان، هنگامی که می‌بینند که در این توده‌ی بی‌شمار امت‌ها، هیچ زبانی برای انکار الوهیت خداوند عیسی باقی نمانده است! اما، در آن ساعت و در آن مکان هیچ ارزشی برای هیچ کس نخواهد داشت که الوهیت خداوند بزرگ ما را بشناسد و اعتراف کند، اگر او را بر روی زمین انکار کرده باشند. در آنجا و آن هنگام حساب‌ها تسویه خواهد شد، نه سود و نه زیان. هر کس که با هر چیزی در برابر خداوند ظاهر شود، با همان یا محکوم می‌شود یا تبرئه.
اکنون زمان تصدیق الوهیت خداوند عیسی است، اکنون، هنگامی که بسیاری او را انکار می‌کنند و هنگامی که الوهیت او توسط بسیاری مورد تردید قرار می‌گیرد. کسانی که خداوندگار را دوست دارند و به تمام سخنان او اعتماد دارند، به راحتی این را تصدیق خواهند کرد. زیرا هنگامی که او این را می‌گوید، آنها که او را دوست دارند چه چیزی برای نگرانی، تردید یا درنگ دارند؟
ای خداوند، عیسی مسیح، خدای ما، بر ما رحم فرما!
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!