12 ژوئیه (گریگوری) /25 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 24:‏36-‏53 (انجیل صبح)

[36] و ایشان در این گفتگو می‌بودند که ناگاه عیسی خود در میان ایشان ایستاده، به ایشان گفت: «سلام بر شما باد.» [37] امّا ایشان لرزان و ترسان شده گمان بردند که روحی می‌بینند. [38] به ایشان گفت: «چرا مضطرب شدید و برای چه در دلهای شما شک‌ها روی می‌دهد؟ [39] دستها و پایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح گوشت و استخوان ندارد، چنانکه می‌نگرید که در من است.» [40] این را گفت و دستها و پایهای خود را به ایشان نشان داد. [41] و چون ایشان هنوز از خوشی تصدیق نکرده، در عجب مانده بودند، به ایشان گفت: «چیز خوراکی در اینجا دارید؟» [42] پس قدری از ماهی بریان و از شانهٔ عسل به وی دادند. [43] پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد. [44] و به ایشان گفت: «همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آنچه در تورات موسی و نوشته​های انبیا و زبور درباره من نوشته شده است، به انجام رسد.» [45] و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند. [46] و به ایشان گفت: «بر همین منوال نوشته شده است و به اینطور سزاوار بود که مسیح عذاب کشد و روز سوم از مردگان برخیزد. [47] و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و بخشش گناهان در همه قومها به نام او کرده شود. [48] و شما شاهد بر این امور هستید. [49] و اینک، من موعود پدر خود را بر شما می‌فرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوت از بالا آراسته شوید.» [50] پس ایشان را بیرون از شهر تا بِیت‌عَنیا برد و دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد. [51] و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد. [52] پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند. [53] و پیوسته در معبد مانده، خدا را حمد و سپاس می‌گفتند.

رومیان 12:‏6-‏14

[6] پس چون نعمتهای مختلف داریم مطابق فیضی که به ما داده شد، آنها را به کار گیریم، خواه نبوت مطابق موافقت ایمان، [7] یا خدمت در خدمت گذاری، یا معلّم در تعلیم، [8] یا تشویق کننده به تشویق، یا بخشنده به سخاوت، یا رهبر به غیرت، یا رحم کننده به ‌شادی. [9] محبّت بی‌ریا باشد. از بدی نفرت کنید و به نیکویی بپیوندید. [10] با محبّت برادرانه یکدیگر را دوست دارید و هر یک دیگری را بیشتر از خود احترام بنماید. [11] در غیرت تنبلی نکنید و در روح پرحرارت شده، خداوند را خدمت نمایید. [12] در امید مسرور و در مصیبت صبور و در دعا ثابت‌قدم باشید. [13] مشارکت در احتیاجات مقدّسین کنید و در مهمانداری کوشا باشید. [14] برکت بطلبید بر آنانی که بر شما جفا کنند؛ برکت بطلبید و لعنت مکنید.

متّی 9:‏1-‏8

[1] پس عیسی به قایق سوار شده، عبور کرد و به شهر خویش آمد. [2] ناگاه مفلوجی را بر بستر خوابانیده، نزد وی آوردند. چون عیسی ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت: «ای فرزند، خاطر جمع دار که گناهانت بخشیده شد.» [3] آنگاه بعضی از کاتبان با خود گفتند: «این شخص کفر می‌گوید.» [4] عیسی افکار ایشان را درک نموده، گفت: «برای چه افکار فاسد به‌ خاطر خود راه می‌دهید؟ [5] زیرا کدام آسانتر است، گفتن اینکه ‘گناهان تو بخشیده شد’، یا گفتن آنکه ‘برخیز و راه برو’؟ [6] لیکن تا بدانید که پسر انسان را قدرت بخشیدن گناهان بر روی زمین هست.» آنگاه مفلوج را گفت: «برخیز و بستر خود را برداشته، به خانهٔ خود برو!» [7] مفلوج در همان دم برخاسته، به خانهٔ خود رفت! [8] و آن گروه چون این عمل را دیدند، ترسیده، خدایی را که این نوع قدرت به انسانها عطا فرموده بود، تمجید نمودند.

تقویم قدیم
رومیان 13:‏1-‏10

[1] هر شخص مطیع قدرتهای برتر بشود، زیرا که قدرتی جز از خدا نیست و آنهایی که هست، از جانب خدا مرتب شده است. [2] حتّی هر ‌که با قدرت مقاومت نماید، مقاومت با ترتیب خدا نموده باشد و هر ‌که مقاومت کند، حکم بر خود آورد. [3] زیرا از حاکمان عمل نیکو را خوفی نیست، بلکه عمل بد را. پس اگر می‌خواهی که از آن قدرت ترسان نشوی، نیکویی کن که از او تحسین خواهی یافت. [4] زیرا خادم خداست برای تو به نیکویی؛ لیکن هرگاه بدی کنی، بترس، چونکه شمشیر را بی‌جهت برنمی‌دارد، زیرا او خادم خداست و با غضب انتقام از بدکاران می‌کشد. [5] بنابراین لازم است که مطیع او شوی نه به خاطر غضب فقط، بلکه به خاطر وجدان خود نیز. [6] زیرا که به این سبب خَراج نیز می‌دهید، چونکه خادمان خدا و مواظب در همین امر هستند. [7] پس حق هر کس را به او ادا کنید: خَراج را به سزاوار خَراج و جِزیه را به سزاوار جِزیه و احترام را به سزاوار احترام و عزّت را به سزاوار عزّت. [8] مدیون احدی به چیزی مشوید جز به محبّت نمودن با یکدیگر، زیرا کسی ‌که دیگری را محبّت نماید، شریعت را به‌ جا آورده باشد. [9] زیرا که ‘زنا مکن’، ‘قتل مکن’، ‘دزدی مکن’، ‘شهادت دروغ مده’، ‘طمع مورز’ و هر حکمی دیگر که هست، همه شامل است در این کلام که «همسایه خود را چون خود محبّت نما.» [10] محبّت به همسایه خود بدی نمی‌کند؛ پس محبّت به انجام رسیدن شریعت است.

متّی 12:‏30-‏37

[30] هر‌ که با من نیست، بر خلاف من است و هر‌ که با من جمع نکند، پراکنده سازد. [31] از این‌رو، شما را می‌گویم هر نوع گناه و کفر از انسان بخشیده می‌شود، لیکن کفر به روح‌القدس از انسان بخشیده نخواهد شد. [32] و هر که برخلاف پسر انسان سخنی گوید، بخشیده شود اما کسی‌ که برخلاف روح‌القدس گوید، در این عصر و نه در عصر آینده، هرگز بخشیده نخواهد شد. [33] یا درخت را نیکو گردانید و میوه‌اش را نیکو، یا درخت را فاسد سازید و میوه‌اش را فاسد، زیرا که درخت از میوه‌اش شناخته می‌شود. [34] ‌ای افعی‌زادگان، چگونه می‌توانید سخن نیکو گفت و حال آنکه بد هستید؟ زیرا که زبان از زیادتی دل سخن می‌گوید. [35] مرد نیکو از خزانهٔ نیکوی دل خود، چیزهای خوب بر می‌آورد و مرد بد از خزانهٔ بد، چیزهای بد بیرون می‌آورد. [36] لیکن به شما می‌گویم که هر سخن پوچ که مردم گویند، حساب آن را در روز داوری خواهند داد. [37] زیرا که از سخنان خود تبرئه خواهی شد و از سخنهای تو بر تو حکم خواهد شد.»

مناسبت و قدیسین روز

شهیدان مقدس پروکلوس و هیلاریوس

این دو شهید مقدس در کالیپیِ آسیای صغیر به دنیا آمدند و پروکلوس عموی هیلاریوس بود. آنان در زمان سلطنت امپراتور تراژان به شهادت رسیدند. قاضی از پروکلوس پرسید: «از چه نسب و تبار هستی؟» پروکلوس پاسخ داد: «تبار من مسیح است و امید من خدای من.» هنگامی که قاضی او را به شکنجه تهدید کرد، پروکلوس گفت: «اگر تو از ترس رنج‌های موقتی جرأت نمی‌کنی فرمان امپراتور را زیر پا بگذاری، ما مسیحیان چقدر بیشتر از نافرمانی فرمان خدا می‌ترسیم، تا مبادا گرفتار عذاب‌های جاودانی شویم!» در حالی که پروکلوس را شکنجه می‌دادند، هیلاریوس نزد قاضی آمد و گفت: «من نیز مسیحی هستم!» پس از رنج‌های بسیار، هر دو به مرگ محکوم شدند: پروکلوس را بر صلیب مصلوب کردند و هیلاریوس را با شمشیر گردن زدند، و آنان وارد شادی جاودانۀ خداوند خویش شدند.

قدیس میخائیل مالئینوس

میخائیل مردی ثروتمند و از خاندان اشراف بود. او در جوانی از تمام دارایی‌های زمینی چشم پوشید و به کوه مالئا، در نزدیکی کوه مقدس آتوس، رفت و زندگی زاهدانه‌ای را آغاز کرد و با روزه و دعا قلب خود را پاک ساخت. بعدها شاگردان بسیاری گرد او جمع شدند که مشهورترین آنان قدیس آتاناسیوس آتونی بود. میخائیل حدود سال ۹۴۰ میلادی در آرامش در خداوند آرمید.

شهید مقدس گولیندوخ

گولیندوخ اصالتاً ایرانی بود. او با یکی از اشراف ایران ازدواج کرد و سه سال زندگی زناشویی داشت. سپس فرشته‌ای در رؤیا بر او ظاهر شد و جهان دیگر را به او نشان داد: عذاب گناهکاران و بی‌ایمانان و شادی پارسایان. پس از این رؤیا، همسرش را ترک کرد، تعمید یافت و نام «مریم» را بر خود نهاد. شوهرش او را آزار داد و سرانجام به حبس ابد محکوم شد و هجده سال را در زندان گذراند، بی‌آنکه در ایمان خود سست شود. سپس او را در گودالی افکندند، اما خدا او را نجات داد. بعد او را در برابر ماری عظیم قرار دادند، ولی مار هیچ آسیبی به او نرساند. هنگامی که جوانان فاسدی را برای بی‌حرمت کردن او فرستادند، خدا او را از دیدگان آنان پنهان ساخت. بسیاری از ایرانیان با دیدن استقامت او ایمان مسیحی را پذیرفتند. او به اورشلیم سفر کرد و بدعت سوِریانی را محکوم نمود؛ بدعتی که تعلیم می‌داد الوهیت مسیح رنج کشید و به همین دلیل سرود تثلیث‌قدوس را چنین می‌خواندند: «ای خدای قدوس، ای قدوس قادر مطلق، ای قدوس فناناپذیر، که برای ما مصلوب شدی، بر ما رحم فرما.» او همچنان به موعظه ایمان راستین ادامه داد و سرانجام در نزدیکی شهر نصیبین، در سال ۵۸۷ میلادی، در آرامش درگذشت.

قدیسه ورونیکا

ورونیکا همان زنی است که دچار خون‌ریزی بود و خداوند او را شفا داد (متی ۹ :۲۰). او از روی سپاسگزاری نسبت به خداوندِ شفا‌دهنده‌اش، دستور داد تندیسی از عیسی مسیح ساخته شود و در برابر آن به دعا بپردازد. بنا بر سنت کلیسا، این تندیس تا زمان امپراتور جولیان مرتد باقی ماند، اما او آن را تغییر داد و به بتی برای زئوس تبدیل کرد. این یکی از نمونه‌های نادر استفاده از تندیس‌های مقدس در کلیسای شرق است؛ در حالی که بعدها این کار در کلیساهای غربی رایج شد. قدیسه ورونیکا تا پایان عمر با وفاداری در ایمان به مسیح باقی ماند و در آرامش آرمید.

شهیدان مقدس تئودور و جان

تئودور و جان پدر و پسری از تبار وارنگیان بودند. پس از تعمید، در شهر بت‌پرست کی‌یف ساکن شدند. بت‌پرستان خشمگین خانه آنان را بر سرشان خراب کردند و هر دو برای خاطر مسیح جان خود را از دست دادند. بقایای مقدس آنان در صومعۀ غارهای کی‌یف نگهداری می‌شود. شفاعت این دو قدیس به‌ویژه برای زوج‌های بی‌فرزند و زنانی که در معرض سقط جنین هستند درخواست می‌شود.


سرود ستایش

شهید مقدس گولیندوخ

گولیندوخ، که از نژاد ایرانیان بود، آسمان را دید و مسیحی شد،
و در راه باریک قدم نهاد، در حالی که از هر سو ضربه می‌خورد.
همان‌گونه که آهن بر سنگ چخماق می‌خورد، و از آن جرقه‌ای برمی‌جهد،
رنج نیز بر دل برخی فرود می‌آید، و آتش پنهان قلب را شعله‌ور می‌سازد،
راه تاریک را برای مردم روشن می‌کند، و جان را از هوس‌های ننگین می‌رهاند.
گولیندوخ، سرشار از روح خدا، نه سقفی داشت و نه نانی؛
در سراسر دنیا حتی یک دوست نیز نداشت.
زمین برای او اردوگاه شکنجه بود.
او هرچه داشت برای مسیح بخشید،
و در میان رنج‌ها به طلای ناب تبدیل شد.
همچون زر که در آتش گداخته می‌شود، او نیز کاملاً پالایش یافت.
شکنجه‌گران، یکی پس از دیگری، مردند،
بی‌آنکه از ثروت خود چیزی با خود ببرند، جز گناهانشان و نامی بد.
اما گولیندوخ در حضور خدا ایستاد،
همچون درخت زیتونی پربار و شگفت‌انگیز، پاک در جان، و هم‌نشین فرشتگان.


تأمل

بافت عدالت از ابریشم نازک‌تر است، اما از آن بادوام‌تر و بسیار دشوارتر پاره می‌شود، و هر دو جهان را در بر می‌گیرد؛ در حالی که بافت ظلم و خشونت ضخیم است، اما به‌آسانی از هم می‌گسلد. در زمان فرمانروایی شاهزاده ولادیمیرِ کی‌یف، تنها یک خانوادۀ مسیحی در آن شهر زندگی می‌کرد: تئودور وارنگی و پسرش جان. در یکی از جشن‌های پلید بت‌پرستان، مردم کی‌یف که تحت تأثیر شیاطین بودند، تصمیم گرفتند جانِ جوان را به عنوان قربانی برای بت‌ها تقدیم کنند. هنگامی که نزد تئودور آمدند و به نام «خدایان» خود پسرش را طلب کردند، تئودور گفت: «اگر خدایان شما زنده‌اند، خودشان بیایند و پسرم را بگیرند.» بت‌پرستان خشمگین به خانه او هجوم بردند، خانه را ویران کردند و بدن‌های تئودور خداپسند و پسرش جان را زیر آوار باقی گذاشتند. این نهایت قدرت بافت خشونت بود. اما بافت عدالت فراتر رفت: اندکی بعد، شاهزاده ولادیمیر تعمید یافت و تمام قوم خود را نیز تعمید داد. سپس درست در همان مکانی که خانه و آرامگاه نخستین شهیدان روسیه، تئودور و جان، قرار داشت، کلیسایی به افتخار مریمِ مقدس، مادر خدا، بنا شد.


تعمق

درباره مجازات و شفای معجزه‌آسای مریم، خواهر موسی تفکر کن (اعداد ۱۲):
۱. چگونه مریم بر ضد موسی، که از همۀ مردمان روی زمین فروتن‌تر بود، سخن گفت؛
۲. چگونه خدا او را به جذام ناگهانی مبتلا کرد و سپس به واسطۀ دعای موسی او را شفا داد؛
۳. چگونه مجازات خدا هنوز نیز بر کسانی فرود می‌آید که بر ضد مردان خدا زبان می‌گشایند.


موعظه

-دربارۀ نگرش خدا نسبت به متکبران و فروتنان-

«زیرا خدا در برابر متکبران مقاومت می‌کند، اما به فروتنان فیض می‌بخشد.» (اول پطرس ۵:۵)

ای برادران، انسان در برابر چه کسی و در برابر چه چیزی می‌تواند تکبر ورزد؟ در برابر فرشتگان؟ فرشتگان جاودانه‌اند، اما انسان فانی است. در برابر انسان‌ها؟ او به انسان‌های بی‌شماری وابسته است و همچون همۀ آنان فانی است. در برابر حیوانات؟ مگر بدون خدمت آنان می‌تواند زندگی کند؟ در برابر خورشید و ستارگان؟ بدون نور آنان در تاریکی سرگردان خواهد شد و در چند روز از میان خواهد رفت. در برابر گیاهان؟ غذای اصلی او از گیاهان است. در برابر خاک سیاه؟ بدن او از خاک آفریده شده است. در برابر مردگان؟ بدون آنان هرگز به این زندگی وارد نمی‌شد. در برابر زندگان؟ آنان آن‌قدر بسیارند که او در میانشان همچون یک تار در قالی است. در برابر خدا؟ اگر ارادۀ خدا نبود، نه در میان زندگان بود و نه در میان مردگان. پس ای برادران، انسان در برابر چه کسی و چه چیزی می‌تواند مغرور شود؟
خدا به فروتنان و متواضعان فیض می‌بخشد؛ یعنی هر آنچه را که نیاز دارند و با فروتنی از او می‌طلبند، به آنان عطا می‌کند. فروتنان چه کسانی هستند؟ آنان که ضعف خود و وابستگی کامل خویش را به آفریدگار همه چیز احساس می‌کنند. آنان همچون دریا، سرشارند و همچون دریا، وابسته‌اند. چه آبی از دریا پُرتر است؟ و چه چیزی بیش از دریا به باران و رودها وابسته است؟ اما انسان مغرور مانند چاهی محصور است؛ از آسمان و زمین جدا شده و تا زمانی که پُر است، خودکفا به نظر می‌رسد. ولی چون بسته و جداست، خیلی زود تهی می‌شود.
سلیمان حکیم نیز درباره خدا چنین می‌گوید: «او استهزاکنندگان را استهزا می‌کند، اما به فروتنان فیض می‌بخشد.» (امثال ۳ :۳۴) اما تمسخر خدا مانند تمسخر انسان نیست که از بدبختی دیگری شاد شود؛ بلکه همراه با دلسوزی و غضب است. همچنین رحمت خدا مانند رحمت انسان محدود نیست، بلکه رحمتی شاهانه است که با درخشندگی، زیبایی و بی‌کرانگی خود انسان را به شگفتی وا می‌دارد.
ای خداوند، خالق ما، هرگاه دل‌های ما از غرور باد می‌کند، آن‌ها را فروتن ساز؛ و هرگاه ذهن‌های ما از تکبر سرشار می‌شود، آن‌ها را نیز فروتن گردان. در لحظۀ پوچیِ غرورآلودمان، یاری‌مان کن تا صلیب جلجتا و پسر یگانۀ تو را که برای ما خون ریخت و رنج کشید، به یاد آوریم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!