12 ژوئن (گریگوری) /25 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 5:‏17-‏6: 2

[17] زیرا اگر به خاطر خطای یک نفر و توسط آن یک مرگ سلطنت کرد، چقدر بیشتر آنانی که افزونی فیض و بخشش عدالت را می‌پذیرند، در حیات سلطنت خواهند کرد به‌وسیلهٔ یک یعنی عیسی مسیح. [18] پس همچنان ‌که به یک خطا حکم شد بر تمامی مردمان برای محکومیت، همچنین به یک عمل صالح بخشش شد بر تمامی مردمان برای عدالت حیات. [19] زیرا به همین نوع که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند، همچنین نیز به اطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید. [20] امّا شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود. لیکن جایی که گناه زیاده گشت، فیض بی‌نهایت افزون گردید. [21] تا آنکه چنانکه گناه در مرگ سلطنت کرد، همچنین فیض نیز سلطنت نماید به عدالت برای حیات جاودانی به وساطت خداوند ما عیسی مسیح.
[1] پس چه گوییم؟ آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟ [2] به هیچوجه! ما که نسبت به گناه مُردیم، چگونه دیگر در آن زندگی کنیم؟

متّی 9:‏14-‏17

[14] آنگاه شاگردان یحیا نزد وی آمده، گفتند: «چون است که ما و فریسیان روزه بسیار می‌داریم، لکن شاگردان تو روزه نمی‌دارند؟» [15] عیسی به ایشان گفت: «آیا پسران خانهٔ عروسی، مادامی که داماد با ایشان است، می‌توانند ماتم کنند؟ لکن روزهایی می‌آیند که داماد از ایشان گرفته شود؛ در آن هنگام روزه خواهند داشت. [16] و هیچ‌کس بر جامه کهنه، پاره‌ای از پارچه نو وصله نمی‌کند، زیرا که آن وصله از جامه جدا می‌گردد و دریدگی بدتر می‌شود. [17] و شراب نو را در مشکهای کهنه نمی‌ریزند و گرنه مشکها دریده شده، شراب ریخته و مشکها از بین می‌روند. بلکه شراب نو را در مشکهای نو می‌ریزند تا هر دو محفوظ باشد.»

تقویم قدیم
رومیان 11:‏13-‏24

[13] زیرا با شما،‌ ای غیریهودیان، سخن می‌گویم. پس از این‌ روی که رسول غیریهودیان می باشم، خدمت خود را تمجید می‌نمایم [14] تا شاید هم‌نژادان خود را به غیرت آورم و بعضی از ایشان را برهانم. [15] زیرا اگر رد شدن ایشان آشتی جهان شد، باز‌ یافتن ایشان چه خواهد شد، جز حیات از مردگان؟ [16] اگر تکه‌ای از تودۀ خمیر که به عنوان نوبر تقدیم می‌شود، مقدّس باشد، در این صورت، تمامی آن خمیر مقدّس است؛ و اگر ریشه مقدّس باشد، پس شاخه‌ها نیز مقدّسند. [17] و چون بعضی از شاخه‌ها بریده شدند و تو که زیتون وحشی بودی، در آنها پیوند گشتی و در ریشه و چربی زیتون شریک شدی، [18] بر شاخه‌ها فخر مفروش و اگر فخر کنی، تو حامل ریشه نیستی، بلکه ریشه حامل تو است. [19] پس می‌گویی که «شاخه‌ها بریده شدند تا من پیوند شوم؟» [20] راست می‌گویی. به سبب بی‌ایمانی بریده شدند و تو تنها به خاطر ایمان پایدار هستی. پس مغرور مباش، بلکه بترس! [21] زیرا اگر خدا بر شاخه‌های طبیعی شفقت نفرمود، بر تو نیز شفقت نخواهد کرد. [22] پس مهربانی و سختگیری خدا را ملاحظه نما؛ امّا سختگیری بر آنانی که افتادند، امّا مهربانی بر تو، اگر در مهربانی او ثابت باشی و گرنه تو نیز بریده خواهی شد. [23] و اگر ایشان نیز در بی‌ایمانی نمانند، باز پیوند خواهند شد، زیرا خدا قادر است که ایشان را بار دیگر بپیوندد. [24] زیرا اگر تو از زیتون طبیعی وحشی بریده شده، به خلاف طبیعت به زیتون نیکو پیوند گشتی، به چند مرتبه زیادتر آنانی که طبیعی‌اند، در زیتون خویش پیوند خواهند شد.

متّی 11:‏27-‏30

[27] پدرم همه‌ چیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمی‌شناسد به جز پدر و نه پدر را هیچ‌ کس می‌شناسد غیر از پسر و کسی‌ که پسر بخواهد به او آشکار سازد. [28] بیاید نزد من ‌ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتاده‌دل می‌باشم و در جانهای خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»

مناسبت و قدیسین روز

پارسای مکرم اونوفریوس بزرگ

این قدیس پارسا، هنگامی که راهب پافنوتیوس به دیدارش رفت، شصت سال کامل را در بیابان سپری کرده بود. مو و ریش او تا زمین می‌رسید و بدنش، به سبب سال‌های طولانی برهنگی، با موهای بلند پوشیده شده بود. همهٔ موهایش همچون برف سفید بود و سراسر ظاهرش درخشان، باشکوه و هیبت‌انگیز می‌نمود. وقتی پافنوتیوس را دید، اونوفریوس او را به نام صدا زد و زندگی خود در بیابان را برایش بازگو کرد. فرشتهٔ نگهبانش بر او ظاهر شده و او را به این مکان در بیابان آورده بود. او مدت‌های طولانی تنها از سبزیجاتی تغذیه می‌کرد که به ندرت در بیابان یافت می‌شدند. پس از آنکه نبردهای سختی را با وسوسه‌های شیاطین تحمل کرد و دلش کاملاً در محبت خدا استوار شد، فرشته‌ای از جانب خدا برای خوراکش نان می‌آورد. علاوه بر این، به واسطهٔ عنایت نیکوی خدا، در کنار سلول او درخت خرمایی رویید که خرمای فراوان به بار می‌آورد و چشمه‌ای از آب زنده نیز در آنجا جاری شد. اونوفریوس گفت: «اما بیشتر از همه، با کلمات شیرین خدا تغذیه می‌شوم و تشنگی خود را فرو می‌نشانم.»
در پاسخ به پرسش پافنوتیوس دربارهٔ چگونگی دریافت عشای ربانی مقدس، آن گوشه‌نشین پاسخ داد که هر شنبه فرشته‌ای از جانب خدا برایش عشای ربانی می‌آورد. روز بعد، پیر مقدس به پافنوتیوس گفت که آن روز، روز رحلت او از این جهان است. سپس زانو زد، به درگاه خدا دعا کرد و روح خود را به خدا سپرد. در همان لحظه، پافنوتیوس نوری آسمانی را دید که بدن قدیس درگذشته را روشن ساخته بود و آواز دسته‌های فرشتگان را شنید. پافنوتیوس پس از آنکه بدن اونوفریوس را با احترام به خاک سپرد، به صومعهٔ خود بازگشت تا به عنوان شاهدی زنده، زندگی شگفت‌انگیز این مرد و عظمت عنایت الهی نسبت به کسانی را که خود را کاملاً به خدمت خدا سپرده‌اند، برای دیگران بازگو کند. اونوفریوس در سال ۴۰۰ میلادی آرام گرفت.

پارسای مکرم پیتر آتونی

پیتر از نظر نژاد یونانی و از نظر پیشه سرباز بود. روزی در جنگ با اعراب اسیر شد، با زنجیر بسته شد و به زندان افکنده گردید. او مدت زیادی در شهر سامرا بر رود فرات زندانی بود و پیوسته دعا می‌کرد که خدا او را از زندان آزاد سازد و به بیابانی ببرد تا بتواند خود را کاملاً وقف زندگی زاهدانه و دعا کند. قدیس شمعون خداپذیر، همراه با قدیس نیکولای، در زندان بر او ظاهر شدند و با عصای خود زنجیرهای آهنینش را لمس کردند. زنجیرها همچون موم ذوب شدند و پیتر ناگهان خود را در دشتی بیرون از شهر یافت. او بی‌درنگ رهسپار روم شد و در کنار آرامگاه قدیس پطرس، شخص پاپ او را به رهبانیت درآورد. پس از آن بار دیگر با کشتی به سوی شرق حرکت کرد. در رؤیا، قدیسهٔ سراقدس، مادر خدا، همراه با قدیس نیکولای بر او ظاهر شد و مادر خدا به نیکولای گفت که کوه آتوس را برای زندگی زاهدانهٔ پیتر برگزیده است. تا آن زمان پیتر هرگز نام کوه آتوس را نشنیده بود. بنابراین پس از پیاده شدن در کوه مقدس، در غاری ساکن شد و پنجاه و سه سال در آنجا در ریاضت‌های دشوار زندگی کرد؛ در نبرد با گرسنگی و تشنگی، گرما و سرما، و به ویژه نیروهای شیطانی، تا آنکه با یاری خدا بر همهٔ آنها غلبه یافت. پس از آنکه نخستین وسوسه‌ها را پشت سر گذاشت و در نخستین آزمون‌های دشوار الهی پیروز شد، فرشته‌ای از جانب خدا هر چهل روز یک بار برایش نان می‌آورد. در چندین نوبت، وسوسه‌گر ــ شیطان ــ در هیئت فرشته‌ای نورانی بر او ظاهر شد، اما پیتر با نشان صلیب و نام مادر مقدس خدا او را دور ساخت.
حدود یک سال پیش از مرگش، شکارچی‌ای که در اطراف آتوس به شکار گوزن رفته بود او را یافت و سرگذشت زندگی‌اش را از زبان خود قدیس شنید. او در سال ۷۳۴ میلادی آرام گرفت و بقایای مقدسش به مقدونیه منتقل شد.

پارسای مکرم تیموتائوس، گوشه‌نشین مصری

تیموتائوس نخست در تباید زندگی زاهدانه‌ای داشت و سپس به بیابان کناره گرفت، جایی که سی سال زندگی کرد. پس از آنکه خدا را خشنود ساخت، در آرامش رحلت کرد.

پارسایان مکرم باسیان و یونا


باسیان و یونا راهبان صومعهٔ سولوِتسکی بودند. آنان در سال ۱۶۵۱ غرق شدند و پیکرهایشان به ساحل آورده شد. بر فراز قبرهای آنان نشانه‌ای ظاهر شد و به همین سبب کلیسایی در آنجا ساخته شد. بعدها صومعهٔ پِرتومینسک در همان مکان تأسیس گردید. روزی، هنگامی که تزار پطرس کبیر از طوفانی سهمگین نجات یافت، سه روز در آنجا اقامت کرد، صلیبی ساخت و آن را در ساحل برپا نمود.


سرود ستایش

پارسای مکرم پیتر آتونی

قدیس پیتر در آن بیابان هراس‌انگیز
از همهٔ ثروت‌های زمینی محروم بود،
اما با دعای آمیخته به اشک،
بر همهٔ فریب‌های پرزرق‌وبرق شیطان چیره شد.
او دل خویش را مهار کرد و به سوی خدا بالا برد؛
ذهن خود را راست و استوار ساخت و به آسمان برافراشت.
همچون صخره‌ای استوار در میان پرتگاه‌ها،
فرسوده از گرسنگی و شب‌زنده‌داری‌های طولانی،
خود را به سوی هر نیکی هدایت کرد،
همچون موجودی بی‌جسم در کالبدی زمینی.
نیم قرن بر کوه آتوس
تنها با خدا در دعا سخن گفت.
از پیری چون برف سفید شده بود؛
هیچ انسانی را نمی‌دید و حتی آرزوی دیدنش را نیز نداشت.
خدا پنجرهٔ آسمان را بر او گشود؛
او بی‌شمار معجزه را مشاهده کرد،
مادر خدا و فرشتگان الهی را دید،
و همهٔ قدیسان شگفت‌انگیز خدا را.
خداوند فرشته‌ای را نزد او فرستاد
که از آسمان عشای ربانی مقدس را به او می‌داد،
تا آنکه پیتر به غولی روحانی بدل شد،
شهری بر فراز کوهی بلند،
تا در سراسر اعصار آموزگار باشد،
و نمونه‌ای شگفت‌انگیز برای راهبان مقدس.


تأمل

راز عشای ربانی مقدس، بزرگ و شگفت‌انگیز است. حتی زاهدان گوشه‌نشین و عابدان بیابان، هیچ چیز را به اندازهٔ امکان دریافت عشای ربانی آرزو نمی‌کردند.
قدیسه مریم مصری از قدیس زوسیماس درخواست کرد که اسرار مقدس را نزد رود اردن برایش بیاورد و او را از آن بهره‌مند سازد.
پارسای مکرم پافنوتیوس، هنگامی که از دیدار قدیس اونوفریوس بازمی‌گشت، در بیابان به جماعتی فروتن از چهار زاهد جوان برخورد کرد. وقتی از آنان پرسید که آیا و چگونه عشای ربانی دریافت می‌کنند، پاسخ دادند که هر شنبه و یکشنبه فرشته‌ای از جانب خدا نزد آنان می‌آید و عشای ربانی مقدس را به ایشان می‌دهد. پافنوتیوس تا شنبهٔ بعد در آنجا ماند تا خود این موضوع را ببیند. هنگامی که صبح شنبه فرا رسید، سراسر آن جماعت از عطری شگفت‌انگیز و وصف‌ناپذیر پر شد. در حالی که آنان مشغول دعا بودند، فرشته‌ای از جانب خدا، در هیئت جوانی زیبارو و درخشان همچون آذرخش، با اسرار مطهر الهی ظاهر شد. پافنوتیوس از ترس هراسان شد و بر زمین افتاد. اما آنان او را برخیزاندند و نزد فرشته بردند تا او نیز همراه ایشان از دست فرشته عشای ربانی دریافت کند. بر اساس شهادت خود قدیس اونوفریوس، او نیز عشای ربانی را از دست فرشته دریافت می‌کرد؛ و همچنین بسیاری دیگر از زاهدان و گوشه‌نشینان چنین بودند. بنابراین این تصور که عابدان منزوی و گوشه‌نشین عشای ربانی دریافت نمی‌کردند، کاملاً نادرست است. خدایی که خوراک جسمانی آنان را فراهم می‌کرد، ایشان را از خوراک حیات‌بخشِ بدن و خون خداوند ما عیسی مسیح نیز محروم نمی‌ساخت.


تعمق

درباره تکثیر معجزه‌آسای نان‌ها در بیابان تفکر کن (متی ۱۴: ۱۵):

۱. چگونه خداوند با پنج نانِ متبرک، پنج هزار نفر را سیر کرد؛
۲. چگونه او همان نان زنده است که تنها او می‌تواند به گونه‌ای معجزه‌آسا روح گرسنهٔ مرا سیر کند؛ روحی که تمام جهان با همهٔ آنچه دارد، قادر به سیر کردنش نیست.


موعظه

-دربارهٔ کاخ و کلبه-

«خانهٔ شریران ویران خواهد شد،
اما کلبهٔ پارسایان شکوفا خواهد گردید.»
(امثال ۱۴ :۱۱)

کاخ هیرودیس به ویرانه تبدیل شده است، اما غار کودک بیت‌لحم همچنان باقی است. تاج‌های قیصرها از میان رفته‌اند، اما استخوان‌های شهیدان حفظ شده‌اند. کاخ‌های پادشاهان بت‌پرست به توده‌هایی از سنگ و خاک بدل شده‌اند، اما غارهای زاهدان به زیباترین کلیساها تبدیل گشته‌اند. بت‌های زرین نابود و پراکنده شده‌اند، اما زنجیرهای رسول پطرس به عنوان یادگاری مقدس حفظ شده‌اند. امپراتوری نیرومند روم اکنون تنها داستانی از مردگان است، در حالی که کلبهٔ مسیحیت، یعنی کلیسای مقدس، امروز نیرومندترین قلمرو در جهان است. یهودیانی که خدا را کشتند، اکنون کجا هستند؟ در سراسر جهان پراکنده‌اند. رومیان قدرتمند کجا هستند؟ در گور. قدرت نرون خونریز کجاست؟ قدرت دیوکلتیان شریر و ماکسیمیان فاسد کجاست؟ پیروزی یولیانوس مرتد کجاست؟ آن برج‌های بلند کجا هستند؟ آنان همان جایی هستند که برج بابل قرار دارد؛ زیر خاک و خاکستر، زیر ننگ و محکومیت.
در شهر خود گردش کن و بپرس که چند خانهٔ بی‌خدایان به خرابه تبدیل شده‌اند. و چند کلبهٔ پارسایان به خانه‌هایی زیبا و باشکوه بدل شده‌اند؟
ای برادران، آسمان و زمین بر عدالت استوارند، بر عدالت استوار و تغییرناپذیر خدا. به همین سبب، همهٔ ساخته‌های بت‌پرستان همچون حباب‌های متکبری هستند که می‌ترکند و زیر پای رهگذران لگدمال می‌شوند. کاخ‌های فرعون‌ها و بابلیان همچون حباب‌های لگدمال‌شده‌اند، اما خیمهٔ ابراهیم پارسا تا ابد شکوفا و پرثمر است.
ای برادران من، عدالت چه اندازه نیرومند و پایدار است، و بی‌عدالتی چه اندازه پرهیاهو و زودگذر؛ همچون طوفانی در یک روز تابستانی!

ای خداوند عادل، چه باشکوه و چه استوار هستی در اجرای عدالت خویش!

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!