آیات روز
تقویم جدید
اوّل قرنتیان 2:6-9 (رساله، شنبه قبل از برافراشتن صلیب)
[6] لیکن حکمتی بیان میکنیم نزد کاملین، امّا حکمتی که از این عالم نیست و نه از سران این عالم که زوال میپذیرند. [7] بلکه حکمت خدا را در یک راز بیان میکنیم، یعنی آن حکمت مخفی را که خدا پیش از شروع عصرها برای جلال ما مقرر فرمود [8] که هیچ یک از سران این عالم آن را ندانست، زیرا اگر میدانستند خداوند جلال را مصلوب نمیکردند. [9] بلکه چنانکه نوشته شده است: «چیزهایی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و از خاطر انسانی نگذشت، یعنی آنچه خدا برای دوستداران خود مهیّا کرده است.»
اوّل قرنتیان 4:17-21
[17] برای همین تیموتائوس را نزد شما فرستادم که اوست فرزند محبوب من و امین در خداوند تا راههای مرا در مسیح به یاد شما بیاورد، چنانکه در هر جا و در هر کلیسا تعلیم میدهم. [18] امّا بعضی تکبر میکنند به گمان آنکه من نزد شما نمی آیم. [19] لیکن به زودی نزد شما خواهم آمد، اگر خداوند بخواهد و خواهم دانست نه سخن متکبران را بلکه قوت ایشان را. [20] زیرا پادشاهی خدا به حرف نیست، بلکه در قوت است. [21] چه خواسته دارید؛ آیا با چوب نزد شما بیایم یا با محبّت و روح حلم؟<br>[1] به راست هم که شنیده میشود که در میان شما زنا پیدا شده است، و چنان زنایی که در میان بتپرستان هم نیست؛ که شخصی زن پدر خود را داشته باشد. [2] و شما فخر میکنید بلکه ماتم هم ندارید، چنانکه باید تا آن کسی که این عمل را کرد، از میان شما بیرون شود. [3] زیرا که من هرچند در جسم غایبم، امّا در روح حاضرم؛ و الآن چون حاضر، امر کردم در حق کسی که این را چنین کرده است: [4] به نام خداوند ما عیسی، هنگامی که شما با روح من با قوت خداوند ما عیسی جمع شوید، [5] که چنین شخص به شیطان سپرده شود برای هلاکت جسم، تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد
فیلیپیان 2:5-11 (رساله، تئوتوکوس )
فیلیپیان 2:5-11 (رساله، تئوتوکوس )[5] پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود؛ [6] که چون به صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، [7] لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛ [8] و چون در شکل انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت و تا به مرگ، بلکه تا به مرگ صلیب مطیع گردید. [9] از این جهت خدا نیز او را بسیار سرافراز نمود و نامی را که فوق از همه نامها است، به او بخشید [10] تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است، خم شود [11] و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.
متّی 10:37-11: 1 (انجیل، شنبه قبل از برافراشتن صلیب)
[37] و هر که پدر یا مادر را بیش از من دوست دارد، لایق من نباشد و هر که پسر یا دختر را از من زیاده دوست دارد، لایق من نباشد. [38] و هر که صلیب خود را برنداشته، از عقب من نیاید، لایق من نباشد. [39] هر که جان خود را دریابد، آن را هلاک سازد و هر که جان خود را به خاطر من هلاک کرد، آن را خواهد دریافت. [40] هر که شما را قبول کند، مرا قبول کرده و کسی که مرا قبول کرده، فرستنده مرا قبول کرده باشد. [41] و آنکه پیامبری را به اسم نبی پذیرد، اجرت نبی یابد و هر که عادلی را به اسم عادل پذیرفت، مزد عادل را خواهد یافت. [42] و هر که یکی از این کوچکان را کاسهای از آب سرد به خاطر نام شاگرد نوشاند، به راستی به شما میگویم، اجر خود را به هیچوجه از دست نخواهد داد.»
[1] و چون عیسی دستورات خود را به دوازده شاگرد خویش به پایان رسانید، از آنجا روانه شد تا در شهرهای ایشان تعلیم دهد و موعظه نماید.
متّی 24:1-13
[1] پس عیسی از معبد بیرون شده برفت. و شاگردانش پیش آمدند تا ساختمانهای معبد را به او نشان دهند. [2] عیسی ایشان را گفت: «آیا همهٔ این چیزها را نمیبینید؟ به راستی به شما میگویم در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد که به زیر افکنده نشود!» [3] و چون به کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: «به ما بگو که این امور کی واقع میشود و نشان آمدن تو و پایان این عصر چیست؟» [4] عیسی در جواب ایشان گفت: «بپایید کسی شما را گمراه نکند! [5] از آن رو که بسیاری به نام من آمده خواهند گفت که ‘من مسیح هستم’ و بسیاری را گمراه خواهند کرد. [6] و جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید. اما مضطرب مشوید، زیرا که وقوع این همه لازم است، لیکن پایان عصر هنوز فرا نرسیده. [7] زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی به ستیز برخواهد خاست و قحطیها و وباها و زلزلهها در جایهای گوناگون به وقوع خواهد پیوست. [8] اما همه اینها آغاز دردهای زایمان است. [9] آنگاه شما را به عذابها سپرده، خواهند کشت. جمیع قومها به خاطر اسم من از شما نفرت کنند. [10] و در آن زمان بسیاری لغزش خورده، یکدیگر را تسلیم نمایند و از یکدیگر نفرت گیرند. [11] و بسیاری انبیای دروغین ظاهر شده بسیاری را گمراه کنند. [12] و به خاطر افزونی گناه محبّت بسیاری به سردی گراید. [13] لیکن هر که تا به آخر صبر کند، نجات یابد.
لوقا 10:38-42، 11:27-28 (انجیل، تئوتوکوس )
لوقا 10:38-42، 11:27-28 (انجیل، تئوتوکوس )[38] و هنگامی که میرفتند، عیسی وارد شهری شد و زنی که مارتا نام داشت، او را به خانه خود پذیرفت. [39] و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را میشنید. [40] امّا مارتا به سبب زیاد بودن خدمت مضطرب میبود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم؟ او را بفرما تا مرا یاری کند.» [41] عیسی در جواب وی گفت: «ای مارتا، ای مارتا، تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری. [42] لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.»
[27] چون او این سخنان را میگفت، زنی از آن میان به صدای بلند او را گفت: «خوشا به حال آن رَحِمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که به تو شیر داد.» [28] لیکن او گفت: «بلکه خوشا به حال آنانی که کلام خدا را میشنوند و آن را نگاه میدارند.»
تقویم قدیم
اِفِسُسیان 4:17-25
اِفِسُسیان 4:17-25[17] پس این را میگویم و در خداوند شهادت میدهم که شما دیگر رفتار منمایید، چنانکه اقوام دور از خدا در بطالت ذهن خود رفتار مینمایند. [18] که در عقل خود تاریک هستند و از حیات خدا محروم، به خاطر جهالتی که به سبب سختدلی ایشان در ایشان است. [19] که بیفکر شده، خود را به عیاشی تسلیم کردهاند تا هر قسم ناپاکی را به حرص به عمل آورند. [20] لیکن شما مسیح را به اینطور نیاموختهاید؛ [21] هرگاه او را شنیدهاید و در او تعلیم یافتهاید، به اینطور که حقیقت در عیسی است. [22] تا آنکه شما از جهت رفتار گذشته خود، انسانیت کهنه را که از شهوات فریبنده فاسد میگردد، از خود بیرون کنید. [23] و به روح ذهن خود تازه شوید. [24] و انسانیت تازه را که به وضعیت خدا در عدالت و قدوسیت حقیقی آفریده شده است، بپوشید. [25] بنابراین دروغ را ترک کرده، هر کس با همسایهٔ خود راست بگوید، زیرا که ما اعضای یکدیگریم.
فیلیپیان 2:5-11 (رساله، تئوتوکوس )
فیلیپیان 2:5-11 (رساله، تئوتوکوس )[5] پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود؛ [6] که چون به صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، [7] لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛ [8] و چون در شکل انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت و تا به مرگ، بلکه تا به مرگ صلیب مطیع گردید. [9] از این جهت خدا نیز او را بسیار سرافراز نمود و نامی را که فوق از همه نامها است، به او بخشید [10] تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است، خم شود [11] و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.
مَرقُس 12:1-12
مَرقُس 12:1-12[1] پس به مَثَلها به ایشان آغاز سخن نمود که «شخصی تاکستانی غرس نموده، حصاری گرد آن کشید و چَرخُشتی بساخت و برجی بنا کرده، آن را به دهقانان سپرد و سفر کرد. [2] و در موسم، نوکری نزد دهقانان فرستاد تا از میوهٔ باغ از باغبانان بگیرد. [3] امّا ایشان او را گرفته، زدند و تهیدست روانه نمودند. [4] باز نوکری دیگر نزد ایشان روانه نمود. او را نیز سنگسار کرده، سر او را شکستند و بیحرمت کرده، برگردانیدندش. [5] پس یک نفر دیگر فرستاده، او را نیز کشتند و بسیاری دیگر را، که بعضی را زدند و بعضی را به قتل رسانیدند. [6] و بالاخره یک پسر عزیز خود را باقی داشت. او را نزد ایشان فرستاده، گفت: ‘پسر مرا حرمت خواهند داشت.’ [7] لیکن دهقانان با خود گفتند: ‘این وارث است؛ بیایید او را بکشیم تا میراث از آنِ ما گردد.’ [8] پس او را گرفته، به قتل رسانیدند و او را بیرون از تاکستان افکندند. [9] پس صاحب تاکستان چه خواهد کرد؟ او خواهد آمد و آن باغبانان را هلاک ساخته، باغ را به دیگران خواهد سپرد. [10] آیا این نوشته را نخواندهاید: ‘سنگی که معمارانش رد کردند، همان سر زاویه گردید؟ [11] این از جانب خداوند شد و در نظر ما عجیب است.» [12] آنگاه خواستند او را گرفتار سازند، امّا از خلق میترسیدند، زیرا میدانستند که این مثل را برای ایشان آورد. پس او را واگذارده، برفتند.
لوقا 10:38-42، 11:27-28 (انجیل، تئوتوکوس )
لوقا 10:38-42، 11:27-28 (انجیل، تئوتوکوس )[38] و هنگامی که میرفتند، عیسی وارد شهری شد و زنی که مارتا نام داشت، او را به خانه خود پذیرفت. [39] و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را میشنید. [40] امّا مارتا به سبب زیاد بودن خدمت مضطرب میبود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم؟ او را بفرما تا مرا یاری کند.» [41] عیسی در جواب وی گفت: «ای مارتا، ای مارتا، تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری. [42] لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.»
[27] چون او این سخنان را میگفت، زنی از آن میان به صدای بلند او را گفت: «خوشا به حال آن رَحِمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که به تو شیر داد.» [28] لیکن او گفت: «بلکه خوشا به حال آنانی که کلام خدا را میشنوند و آن را نگاه میدارند.»
مناسبت و قدیسین روز

شهید روحانی مقدس، آتونوموس
در دوران جفای دیوکلتیان، آتونوموس ایتالیا را ترک کرد و به بیتینیِ آسیایی رفت، به مکانی به نام سورئوی. او در آنجا بسیاری را به مسیحیت آورد و برای آنان کلیسایی ساخت که به فرشتهٔ اعظم مقدس، میکائیل، تقدیم شده بود. آتونوموس در خانهٔ یک مسیحی پارسا به نام کورنلیوس زندگی میکرد؛ کسی که ابتدا او را به مقام کاهنی منصوب کرد و سپس به مقام اسقفی تقدیس نمود. در نزدیکی سورئوی، مکانی به نام لیمنا وجود داشت که ساکنان آن تماماً بتپرست بودند. قدیس آتونوموس به آنجا رفت و بهزودی بسیاری را با انجیل مسیح روشن ساخت. این امر خشم بتپرستان را برانگیخت و روزی آنان هنگام برگزاری خدمت الهی به کلیسای فرشتهٔ اعظم مقدس میکائیل در سورئوی هجوم بردند و آتونوموس را در محراب مقدس به قتل رساندند و بسیاری دیگر از مسیحیان را نیز در کلیسا کشتند. در دوران سلطنت امپراتور کنستانتین، سورِویان، یکی از اشراف دربار، بر فراز آرامگاه قدیس آتونوموس کلیسایی ساخت. دویست سال پس از مرگ او، قدیس آتونوموس بر سربازی به نام یوحنا ظاهر شد. یوحنا پیکر قدیس را از خاک بیرون آورد و دریافت که پیکر او کاملاً فاسدناپذیر است؛ و بسیاری از بیماران نیز از بقایای مقدس آتونوموس شفا یافتند. بدینسان خداوند کسی را که در زمان زندگی در جسم، او را جلال داده بود، جلال میدهد.

شهید روحانی مقدس کوروناتوس، اسقف ایکونیا
کوروناتوس در نیکومدیا، در روستایی به نام سالاته، متولد شد. هنگامی که جفای دیوکیلس و والریان آغاز شد، او دیگر مردی بسیار سالخورده بود. پرینیوس، یکی از شکنجهگران مسیحیان، به نیکومدیا آمد و جستوجوی مسیحیان را آغاز کرد. بسیاری از مسیحیان شهر را ترک کردند و پنهان شدند، اما اسقف سالخوردهٔ آنان نمیخواست فرار کند. در عوض، خود را به پرینیوس معرفی کرد و اعلام نمود که مسیحی است. شکنجهگر او را کاملاً بست و دستور داد او را در سراسر شهر بکشند، تا آنکه خون فراوانی از بدنش جاری شد. سپس کوروناتوس در زیر شمشیر، جان مقدس خود را به خدا سپرد.

شهید مقدس جولیان و چهل همراه او
همهٔ آنان در حدود سال ۳۰۰ میلادی رنج کشیدند. ابتدا شکنجه شدند و سپس سر از بدنشان جدا گردید. جولیان پیش از مرگ، چنین به درگاه خدا دعا کرد: «به کسانی که از خاکستر من برمیدارند، ای خداوند، آمرزش گناهان و فروکش کردن شهوتها و هوسهایشان را عطا فرما؛ مگذار پرندگان درنده، یا ملخها، یا کرمها و حشرات، یا هرگونه آفت و نابودیِ مرگآور به مزارشان هجوم آورد. و روح مرا در آرامش بپذیر.»

قدیس دانیال اهل تاسوس
دانیال یک زاهد و بنیانگذار صومعهای بزرگ و همعصر قدیس یوآنیکیوس بزرگ بود. دانیال هنگامی حضور داشت که یوآنیکیوس از جزیرهٔ تاسوس دیدار کرد. مردم آنجا از یوآنیکیوسِ مشهور درخواست کردند که آنان را از مارها رهایی دهد. قدیس به درگاه خدا دعا کرد و مارها، که شمارشان بسیار بود، به سوی دریا هجوم بردند و غرق شدند.

شهدای مقدس مقدونیوس، تاتیانوس و تئودولوس
همهٔ آنان در شهر میروپولیسِ فریگیه، در دوران سلطنت جولیان مرتد، برای مسیح خداوند رنج کشیدند. آنان به سبب درهم شکستن مجسمهٔ یک بت، بهشدت شکنجه شدند و بر شبکهای آهنین سوزانده شدند تا اینکه جانهای خود را به خدا سپردند. این مردان دلیر، در حالی که بر آتش میسوختند، با تمسخر به شکنجهگر خود فریاد زدند و گفتند: «نمیخواهی گوشت ما را امتحان کنی و ببینی خوب پخته شده یا نه؟» و همچنین، مانند اسقف اعظم باشکوه، لورنس، گفتند: «ما را به طرف دیگر برگردان، چون این طرف پخته شده است!» شکنجهگر با دیدن شهدای مقدس بر آتش، بیشتر از آنان پریشان و هراسان شد.
سرود ستایش
شهید روحانی مقدس آتونوموس
آتونوموس، آن بسیار جلیل، از شکنجه هیچ هراسی نداشت،
اما به سبب رسالت خویش، مقید به ماندن نبود.
او از خشم شکنجهگران بیرحم گریخت
و بذر انجیل مقدس را افشاند،
در نام مسیح تعمید داد
و به نام او معجزات به انجام رساند.
اما هنگامی که مأموریت خود را به پایان رساند و خدا را خشنود ساخت،
هنگامی که ساعت ورودش به ابدیت فرا رسید،
آزارگران به معبد هجوم آوردند
و قدیس را در کنار مذبح مقدس به قتل رساندند،
در همان هنگام که قربانیِ بدون خون را تقدیم میکرد—
قربانیِ بدون خون و قربانیِ خونین، درهم آمیخته شدند!
ای قدیس آتونوموس، ای خادم خدا—
برای خادم خدا، حتی شکنجه نیز شایسته است—
ما را از ترس در برابر شکنجهها رهایی بخش
و یاور نجات ما باش،
تا از تحمل هر چیزی به خاطر صلیب نهراسیم
و با شادی برای مسیح بمیریم.
ای شفادهندهٔ شگفتانگیز هر بیماری،
ما را از فریبهای دیوها حفظ فرما،
تا ذهن خود را در خدای متعال غرق سازیم،
تا شایستهٔ آن حیات جاودانی شویم
که اکنون در آن همچون پادشاهی فرمان میرانی
و همراه با فرشتگان مقدس با شادی به وجد میآیی.
تأمل
چه پیوندی باید میان انسان و خدا وجود داشته باشد؟ پیوندی ناگسستنی و همیشگی. قدیس آنتونی توصیه میکرد: «همانگونه که پسر به پدر خود میچسبد، به خدا بچسب.» و قدیس آلونیوس گفت: «اگر انسان در قلب خود به این یقین نرسیده باشد که در جهان هیچکس جز خودش و خدا وجود ندارد، نمیتواند در روح خود آرامش بیابد.» خدای یگانه برای تمام آنچه قلب انسان میتواند آرزو کند کافی است، و حتی بیش از کافی است. تئودورای مبارک، بدون هیچ اعتراضی، کودکی بیگانه را که تهمتزنندگان به او سپرده بودند، گویی فرزند خودش باشد پذیرفت. تئودورا این کودک را با محبت پرورش داد و او را در ترس از خدا تربیت کرد. پیش از مرگ، چنین کودک را نصیحت کرد: «برای انسان چه چیزی ضروریتر از خدا و محبت الهی اوست؟ او پناهگاه ماست، او گنج ماست، او خوراک و نوشیدنی ماست، او جامه و پناه ماست، او سلامت و نیروی ماست، او سعادت و شادی ماست، او امید و اعتماد ماست. پس، پسرم، بکوش تا او را به دست آوری. اگر موفق شوی خدای یگانه را به دست آوری، برایت کافی خواهد بود؛ در او بیش از آن شادمان خواهی شد که گویی تمام جهان را به دست آوردهای.» قدیسه تئودورا این سخنان را از روی کتاب یا سخنان شخص دیگری نمیگفت، بلکه بر اساس تجربهٔ شخصی خود سخن میگفت. او هفت سال را در حالی سپری کرده بود که از سوی همهٔ مردم رانده و تحقیر شده بود، و در آن مدت با تجربه آموخته بود که خدا برای او همهچیز است و خدای یگانه برای تمام آنچه قلب انسان میطلبد کافی است.
تعمق
درباره تقسیم پادشاهی سلیمان تفکر کنید (اول پادشاهان ۱۱):
۱. چگونه به سبب گناهان سلیمان، پادشاهی اسرائیل تقسیم شد؛
۲. چگونه یربعام، خدمتگزار پادشاه، بر ده سبط پادشاه شد؛ و رحبعام، پسر پادشاه، بر دو سبط پادشاه گردید؛
۳. چگونه حتی امروز نیز چنین اتفاق میافتد که گناهان پدر، بدبختی را بر پسر فرود میآورد؛ و گناهان بزرگان و پیشوایان یک ملت، بر مردم آن ملت.
موعظه
دربارهٔ اینکه روح باید از مسیح تغذیه کند تا زنده بماند
«هر که مرا میخورد، او نیز بهواسطهٔ من زنده خواهد بود.» (یوحنا ۶: ۵۷)
بدینگونه مسیح خداوند، حیات و سرچشمهٔ حیات، سخن میگوید. درخت از زمین، هوا و نور تغذیه میکند. اگر درخت از زمین، هوا و نور تغذیه نکند، آیا میتواند رشد کند و زنده بماند؟ نوزاد در آغوش مادر و از پستان او، جز مادر خود از چه چیزی تغذیه میکند؟ اگر از مادرش تغذیه نکند، آیا رشد خواهد کرد و زنده خواهد ماند؟ همینگونه است که روح ما نیز اگر از مسیح، آن زنده و جاودانه، تغذیه نکند، رشد نخواهد کرد و زنده نخواهد ماند. سخن اینجا دربارهٔ حیات بهطور کلی نیست؛ همان حیاتی که طبیعت با آن زندگی میکند، و نه دربارهٔ آن زندگی ناقصی که بتپرستان دارند، بلکه دربارهٔ حیات خاص، الهی و جاودانه است—حیاتی کامل و سرشار از شادی. تنها مسیح این حیات را به انسانها میبخشد و این حیات تنها به کسانی میرسد که از مسیح تغذیه میکنند. هر انسان به اندازهٔ غذایی که از آن تغذیه میکند، عظمت مییابد و هر انسان به اندازهٔ غذایی که از آن تغذیه میکند، زنده است. سخن اینجا دربارهٔ غذای جسمانی نیست، زیرا غذای جسمانی تنها بدن انسان را تغذیه میکند، نه روح او را. انسانها در رشد جسمانی و حیات جسمانی با یکدیگر تفاوت دارند، اما این تفاوتها در برابر تفاوتهای روحانی کاملاً ناچیزند. اما تفاوت میان رشد روحانی و حیات روحانی انسانها بسیار عظیم است. در حالی که برخی انسانها با رشد روح خود بهسختی خود را از زمین بالاتر میبرند، برخی دیگر روح خود را تا آسمانها بالا میبرند. تفاوت میان هیرودیس و یحیای تعمیددهنده کمتر از تفاوت میان یک پادشاه و یک فرشته نیست. یکی جسم و روح خود را بر روی زمین میکشاند و با شرارت از تخت پادشاهی زمینی خود دفاع میکند؛ دیگری جسم خود را بر صخرهای در بیابان استوار ساخته و روح خود را در میان فرشتگان تا آسمانها بالا برده است. ای برادران من، بیایید روحهای خود را به آسمانها برافرازیم، جایی که مسیح خداوند بر تخت جلال جاودانه نشسته است، و بگذاریم روح و قلب خود را با او، یعنی حیات پاک و قادر مطلق، تغذیه و نیرو بخشیم. تنها در این صورت شایسته خواهیم شد که وارثان مشترک او در پادشاهی آسمانها باشیم.
ای خداوند عیسی، خدای حقیقی ما، خوراک شیرین ما و پرورشدهندهٔ انساندوست ما؛ ما را از آغوش الهی خویش دور مکن، زیرا ما ضعیف و ناتوانیم. ای پرورشدهندهٔ رحیم ما، ما را با ذات خویش تغذیه فرما.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.