آیات روز
تقویم جدید
اشعیا 1: 19-2: 3
[19] اگر خواهش داشته، اطاعت نمایید، نیکویی زمین را خواهید خورد. [20] اما اگر ابا نموده، تمردکنید شمشیر شما را خواهد خورد زیرا که دهان خداوند چنین میگوید. [21] شهر امین چگونه زانیه شده است. آنکه ازانصاف مملو میبود و عدالت در وی سکونت میداشت، اما حال قاتلان. [22] نقره تو به درد مبدل شده، و شراب تو از آب ممزوج گشته است. [23] سروران تو متمرد شده و رفیق دزدان گردیده، هریک از ایشان رشوه را دوست میدارند و درپی هدایا میروند. یتیمان را دادرسی نمی نمایند ودعوی بیوهزنان نزد ایشان نمی رسد. [24] بنابراین، خداوند یهوه صبایوت، قدیر اسرائیل میگویدهان من از خصمان خود استراحت خواهم یافت واز دشمنان خویش انتقام خواهم کشید. [25] ودست خود را بر تو برگردانیده، درد تو را بالکل پاک خواهم کرد، و تمامی ریمت را دور خواهم ساخت. [26] و داوران تو را مثل اول و مشیران تو رامثل ابتدا خواهم برگردانید و بعد از آن، به شهرعدالت و قریه امین مسمی خواهی شد. [27] صهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد وانابت کنندگانش به عدالت. [28] و هلاکت عاصیان و گناهکاران با هم خواهد شد و آنانی که خداوندرا ترک نمایند، نابود خواهند گردید. [29] زیراایشان از درختان بلوطی که شما خواسته بودیدخجل خواهند شد و از باغاتی که شما برگزیده بودید رسوا خواهند گردید. [30] زیرا شما مثل بلوطی که برگش پژمرده و مانند باغی که آب نداشته باشد خواهید شد. [31] و مرد زورآور پرزه کتان و عملش شعله خواهد شد و هردوی آنها باهم سوخته خواهند گردید و خاموش کنندهای نخواهد بود.
[1] کلامی که اشعیا ابن آموص درباره یهودا واورشلیم دید. [2] و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند برقله کوهها ثابت خواهد شد و فوق تلهابرافراشته خواهد گردید و جمیع امتها بسوی آن روان خواهند شد. [3] و قوم های بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: «بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریق های خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوک نماییم.» زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد.
پیدایش 1: 14-23 (عصر)
[14] و خدا گفت: «نیرها در فلک آسمان باشند تاروز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها وروزها و سالها باشند. [15] و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.» و چنین شد. [16] و خدا دو نیر بزرگ ساخت، نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب، وستارگان را. [17] و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند، [18] و تاسلطنت نمایند بر روز و بر شب، و روشنایی را ازتاریکی جدا کنند. و خدا دید که نیکوست. [19] وشام بود و صبح بود، روزی چهارم. [20] و خدا گفت: «آبها به انبوه جانوران پر شودو پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پروازکنند.» [21] پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه جانداران خزنده را، که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد، و همه پرندگان بالدار را به اجناس آنها. و خدا دید که نیکوست. [22] و خدا آنها رابرکت داده، گفت: «بارور و کثیر شوید و آبهای دریا را پر سازید، و پرندگان در زمین کثیر بشوند.» [23] و شام بود و صبح بود، روزی پنجم.
امثال 1: 20-33 (عصر)
[20] حکمت در بیرون ندا میدهد و در شوارع عام آواز خود را بلند میکند. [21] در سرچهارراهها در دهنه دروازهها میخواند و در شهربه سخنان خود متکلم میشود [22] که «ای جاهلان تا به کی جهالت را دوست خواهید داشت؟ و تا به کی مستهزئین از استهزا شادی میکنند و احمقان از معرفت نفرت مینمایند؟ [23] بهسبب عتاب من بازگشت نمایید. اینک روح خود را بر شما افاضه خواهم نمود و کلمات خود را بر شما اعلام خواهم کرد. [24] زیرا که چون خواندم، شما ابانمودید و دستهای خود را افراشتم و کسی اعتنانکرد. [25] بلکه تمامی نصیحت مرا ترک نمودید وتوبیخ مرا نخواستید. [26] پس من نیز در حین مصیبت شما خواهم خندید و چون ترس بر شمامستولی شود استهزا خواهم نمود. [27] چون خوف مثل باد تند بر شما عارض شود، و مصیبت مثل گردباد به شما دررسد، حینی که تنگی وضیق بر شما آید. [28] آنگاه مرا خواهند خواندلیکن اجابت نخواهم کرد، و صبحگاهان مراجستجو خواهند نمود اما مرا نخواهند یافت. [29] چونکه معرفت را مکروه داشتند، و ترس خداوند را اختیار ننمودند، [30] و نصیحت مراپسند نکردند، و تمامی توبیخ مرا خوار شمردند، [31] بنابراین، از میوه طریق خود خواهند خورد، واز تدابیر خویش سیر خواهند شد. [32] زیرا که ارتداد جاهلان، ایشان را خواهد کشت و راحت غافلانه احمقان، ایشان را هلاک خواهد ساخت. [33] اما هرکه مرا بشنود در امنیت ساکن خواهدبود، و از ترس بلا مستریح خواهد ماند.»
تقویم قدیم
لوقا 7: 17-30 (انجیل صبح)
لوقا 7: 17-30 (انجیل صبح)[17] پس این خبر درباره او در تمام یهودیه و جمیع آن مرز و بوم منتشر شد. [18] و شاگردان یحیی او را از جمیع این وقایع مطلع ساختند. [19] پس یحیی دو نفر از شاگردان خود را طلبیده، نزد عیسی فرستاده، عرض نمودکه «آیا تو آن آینده هستی یا منتظر دیگری باشیم؟» [20] آن دو نفر نزد وی آمده، گفتند: «یحیی تعمیددهنده ما را نزد تو فرستاده، میگوید آیا تو آن آینده هستی یا منتظر دیگری باشیم.» [21] در همان ساعت، بسیاری را از مرضهاو بلایا و ارواح پلید شفا داد و کوران بسیاری رابینایی بخشید. [22] عیسی در جواب ایشان گفت: «بروید و یحیی را از آنچه دیده و شنیدهاید خبردهید که کوران، بینا و لنگان خرامان و ابرصان طاهر و کران، شنوا و مردگان، زنده میگردند و به فقرا بشارت داده میشود. [23] و خوشابحال کسیکه در من لغزش نخورد.» [24] و چون فرستادگان یحیی رفته بودند، درباره یحیی بدان جماعت آغاز سخن نهاد که «برای دیدن چه چیز به صحرا بیرون رفته بودید، آیا نی را که از باد در جنبش است؟ [25] بلکه بجهت دیدن چه بیرون رفتید، آیا کسی را که به لباس نرم ملبس باشد؟ اینک آنانی که لباس فاخر میپوشندو عیاشی میکنند، در قصرهای سلاطین هستند. [26] پس برای دیدن چه رفته بودید، آیا نبیای را؟ بلی به شما میگویم کسی را که از نبی هم بزرگتراست. [27] زیرا این است آنکه درباره وی مکتوب است، اینک من رسول خود را پیش روی تومی فرستم تا راه تو را پیش تو مهیا سازد. [28] زیراکه شما را میگویم از اولاد زنان نبیای بزرگتر ازیحیی تعمیددهنده نیست، لیکن آنکه در ملکوت خدا کوچکتر است از وی بزرگتر است.» [29] وتمام قوم و باجگیران چون شنیدند، خدا راتمجید کردند زیرا که تعمید از یحیی یافته بودند. [30] لیکن فریسیان و فقها اراده خدا را از خود ردنمودند زیرا که از وی تعمید نیافته بودند.
اشعیا 8: 13-9: 7
اشعیا 8: 13-9: 7[13] یهوه صبایوت را تقدیس نمایید و او ترس و خوف شما باشد. [14] و او(برای شما) مکان مقدس خواهد بود اما برای هردو خاندان اسرائیل سنگ مصادم و صخره لغزش دهنده و برای ساکنان اورشلیم دام و تله. [15] وبسیاری از ایشان لغزش خورده، خواهند افتاد وشکسته شده و بدام افتاده، گرفتار خواهند گردید.» [16] شهادت را به هم بپیچ و شریعت را درشاگردانم مختوم ساز. [17] و من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب مخفی میسازدانتظار کشیده، امیدوار او خواهم بود. [18] اینک من و پسرانی که خداوند به من داده است، از جانب یهوه صبایوت که در کوه صهیون ساکن است به جهت اسرائیل آیات و علامات هستیم. [19] وچون ایشان به شما گویند که از اصحاب اجنه وجادوگرانی که جیک جیک و زمزم میکنند سوال کنید، (گویید) «آیا قوم از خدای خود سوال ننمایند و آیا از مردگان به جهت زندگان سوال باید نمود؟» [20] به شریعت و شهادت (توجه نمایید) واگر موافق این کلام سخن نگویند، پس برای ایشان روشنایی نخواهد بود. [21] و با عسرت و گرسنگی در آن خواهند گشت و هنگامی که گرسنه شوند خویشتن را مشوش خواهند ساخت و پادشاه و خدای خود را لعنت کرده، به بالاخواهند نگریست. [22] و به زمین نظر خواهندانداخت و اینک تنگی و تاریکی و ظلمت پریشانی خواهد بود و به تاریکی غلیظ رانده خواهند شد.
[1] لیکن برای او که در تنگی میبود، تاریکی نخواهد شد. در زمان پیشین زمین زبولون وزمین نفتالی را ذلیل ساخت، اما در زمان آخر آن را به راه دریا به آن طرف اردن در جلیل امت هامحترم خواهد گردانید. [2] قومی که در تاریکی سالک میبودند، نور عظیمی خواهند دید و بر ساکنان زمین سایه موت نور ساطع خواهد شد. [3] تو قوم را بسیار ساخته، شادی ایشان را زیادگردانیدی. به حضور تو شادی خواهند کرد مثل شادمانی وقت درو و مانند کسانی که در تقسیم نمودن غنیمت وجد مینمایند. [4] زیرا که یوغ باراو را و عصای گردنش یعنی عصای جفا کننده وی را شکستی چنانکه در روز مدیان کردی. [5] زیرا همه اسلحه مسلحان در غوغا است ورخوت ایشان به خون آغشته است اما برای سوختن و هیزم آتش خواهند بود. [6] زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد وسلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب ومشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرورسلامتی خوانده خواهد شد. [7] ترقی سلطنت وسلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتهانخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تاابدالاباد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد.
پیدایش 6: 9-22
پیدایش 6: 9-22[9] این است پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود، و در عصر خود کامل. و نوح با خدا راه میرفت. [10] و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافث. [11] وزمین نیز بنظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پر شده بود. [12] و خدا زمین را دید که اینک فاسدشده است، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند. [13] و خدا به نوح گفت: «انتهای تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا که زمین بسبب ایشان پر از ظلم شده است. و اینک من ایشان را با زمین هلاک خواهم ساخت. [14] پس برای خودکشتیای از چوب کوفر بساز، و حجرات درکشتی بنا کن و درون و بیرونش را به قیر بیندا. [15] وآن را بدین ترکیب بساز که طول کشتی سیصدذراع باشد، و عرضش پنجاه ذراع و ارتفاع آن سی ذراع. [16] و روشنیای برای کشتی بساز و آن را به ذراعی از بالا تمام کن. و در کشتی را در جنب آن بگذار، و طبقات تحتانی و وسطی و فوقانی بساز. [17] زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین میآورم تاهر جسدی را که روح حیات در آن باشد، از زیرآسمان هلاک گردانم. و هرچه بر زمین است، خواهد مرد. [18] لکن عهد خود را با تو استوارمی سازم، و به کشتی در خواهی آمد، تو وپسرانت و زوجه ات و ازواج پسرانت با تو. [19] و ازجمیع حیوانات، از هر ذی جسدی، جفتی از همه به کشتی در خواهی آورد، تا با خویشتن زنده نگاه داری، نر و ماده باشند. [20] از پرندگان به اجناس آنها، و از بهایم به اجناس آنها، و از همه حشرات زمین به اجناس آنها، دودو از همه نزدتو آیند تا زنده نگاه داری. [21] و از هر آذوقهای که خورده شود، بگیر و نزد خود ذخیره نما تابرای تو و آنها خوراک باشد.» [22] پس نوح چنین کرد و به هرچه خدا او را امر فرمود، عمل نمود.
امثال 8: 1-21
امثال 8: 1-21[1] آیا حکمت ندا نمی کند، و فطانت آوازخود را بلند نمی نماید؟ [2] بهسر مکان های بلند، به کناره راه، در میان طریقها میایستد. [3] بهجانب دروازهها به دهنه شهر، نزد مدخل دروازهها صدا میزند. [4] که شما راای مردان میخوانم و آواز من به بنی آدم است. [5] ای جاهلان زیرکی را بفهمید وای احمقان عقل رادرک نمایید. [6] بشنوید زیرا که به امور عالیه تکلم مینمایم و گشادن لبهایم استقامت است. [7] دهانم به راستی تنطق میکند و لبهایم شرارت را مکروه میدارد. [8] همه سخنان دهانم برحق است و درآنها هیچچیز کج یا معوج نیست. [9] تمامی آنهانزد مرد فهیم واضح است و نزد یابندگان معرفت مستقیم است. [10] تادیب مرا قبول کنید و نه نقره را، و معرفت را بیشتر از طلای خالص. [11] زیرا که حکمت از لعلها بهتر است، و جمیع نفایس را به او برابر نتوان کرد. [12] من حکمتم و در زیرکی سکونت دارم، و معرفت تدبیر را یافتهام. [13] ترس خداوند، مکروه داشتن بدی است. غرور و تکبر وراه بد و دهان دروغگو را مکروه میدارم. [14] مشورت و حکمت کامل از آن من است. من فهم هستم و قوت از آن من است. [15] به من پادشاهان سلطنت میکنند، و داوران به عدالت فتوا میدهند. [16] به من سروران حکمرانی مینمایند و شریفان و جمیع داوران جهان. [17] من دوست میدارم آنانی را که مرا دوست میدارند. وهرکه مرا به جد و جهد بطلبد مرا خواهد یافت. [18] دولت و جلال با من است. توانگری جاودانی وعدالت. [19] ثمره من از طلا و زر ناب بهتر است، وحاصل من از نقره خالص. [20] در طریق عدالت میخرامم، در میان راههای انصاف، [21] تا مال حقیقی را نصیب محبان خود گردانم، وخزینه های ایشان را مملو سازم.
دوم قرنتیان 4: 6-15 (رساله،قدیس )
دوم قرنتیان 4: 6-15 (رساله،قدیس )[6] زیرا خدایی که گفت تانور از ظلمت درخشید، همان است که در دلهای ما درخشید تا نور معرفت جلال خدا در چهره عیسی مسیح از ما بدرخشد. [7] لیکن این خزینه را در ظروف خاکی داریم تابرتری قوت از آن خدا باشد نه از جانب ما. [8] درهرچیز زحمت کشیده، ولی در شکنجه نیستیم؛ متحیر ولی مایوس نی؛ [9] تعاقب کرده شده، لیکن نه متروک؛ افکنده شده، ولی هلاک شده نی؛ [10] پیوسته قتل عیسی خداوند را در جسد خودحمل میکنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهرشود. [11] زیرا ما که زندهایم، دائم بخاطر عیسی به موت سپرده میشویم تا حیات عیسی نیز درجسد فانی ما پدید آید. [12] پس موت در ما کارمی کند ولی حیات در شما. [13] اما چون همان روح ایمان را داریم، بحسب آنچه مکتوب است «ایمان آوردم پس سخن گفتم»، ما نیز چون ایمان داریم، از اینرو سخن میگوییم. [14] چون میدانیم او که عیسی خداوندرا برخیزانید، ما را نیز با عیسی خواهد برخیزانیدو با شما حاضر خواهد ساخت. [15] زیرا که همهچیز برای شما است تا آن فیضی که بوسیله بسیاری افزوده شده است، شکرگزاری را برای تمجید خدا بیفزاید.
متی 11: 2-15 (انجیل،قدیس )
متی 11: 2-15 (انجیل،قدیس )[2] و چون یحیی در زندان، اعمال مسیح راشنید، دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، [3] بدو گفت: «آیا آن آینده تویی یا منتظر دیگری باشیم؟» [4] عیسی در جواب ایشان گفت: «بروید ویحیی را از آنچه شنیده و دیدهاید، اطلاع دهید [5] که کوران بینا میگردند و لنگان به رفتار میآیندو ابرصان طاهر و کران شنوا و مردگان زنده میشوند و فقیران بشارت میشنوند؛ [6] وخوشابحال کسیکه در من نلغزد.» [7] و چون ایشان میرفتند، عیسی با آن جماعت درباره یحیی آغاز سخن کرد که «بجهت دیدن چه چیز بیرون شدید؟ آیا نی را که از باد درجنبش است؟ [8] بلکه بجهت دیدن چه چیز بیرون شدید؟ آیا مردی را که لباس فاخر در بر دارد؟ اینک آنانی که رخت فاخر میپوشند در خانه های پادشاهان میباشند. [9] لیکن بجهت دیدن چه چیزبیرون رفتید؟ آیا نبی را؟ بلی به شما میگویم ازنبی افضلی را! [10] زیرا همان است آنکه درباره اومکتوب است: “اینک من رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد.” [11] هرآینه به شما میگویم که از اولاد زنان، بزرگتری از یحیی تعمیددهنده برنخاست، لیکن کوچکتر در ملکوت آسمان از وی بزرگ تر است. [12] و از ایام یحیی تعمیددهنده تا الان، ملکوت آسمان محبور میشود و جباران آن را به زورمی ربایند. [13] زیرا جمیع انبیا و تورات تا یحیی اخبار مینمودند. [14] و اگر خواهید قبول کنید، همان است الیاس که باید بیاید. [15] هرکه گوش شنوا دارد بشنود.
مناسبت و قدیسین روز

یافتن سرِ قدیس یحیی تعمیددهنده
یحیی تعمیددهنده، این پیامآور بزرگ و جلیل، به خواست و تحریک هیرودیاسِ شریر، همسر هیرودیس، سر از تنش جدا شد. هنگامی که یحیی را گردن زدند، هیرودیاس فرمان داد سر او را همراه با بدنش دفن نکنند، زیرا بیم داشت که این نبیِ هولناک به گونه ای زنده شود. از اینرو، سر او را برداشت و در مکانی دورافتاده و خفّتبار، عمیقاً در زمین پنهان کرد.
کنیز هیرودیاس، یوآنّا، همسر خوزا، یکی از درباریان هیرودیس بود. یوآنّای نیکو و پارسا تاب نیاورد که سرِ مردِ خدا در چنین جای ننگینی بماند. او پنهانی آن را از زمین بیرون آورد، به اورشلیم برد و بر کوه زیتون دفن کرد.
بیخبر از این ماجرا، هیرودیسِ پادشاه هنگامی که از عیسی و معجزات عظیم او شنید، دچار هراس شد و گفت: «این همان یحیی است که من سرش را بریدم؛ او از مردگان برخاسته است» (مرقس ۶: ۱۶).
پس از گذشت زمانی طولانی، زمینداری سرشناس به ایمان مسیح آمد، مقام خود و پوچی دنیا را ترک کرد و راهب شد و نام اینوسِنت را بر خود نهاد. او بهعنوان راهب، در همان جایی بر کوه زیتون ساکن شد که سرِ تعمیددهنده دفن شده بود. چون خواست برای خود حجرهای بسازد، زمین را عمیق کند و ظرفی سفالی یافت که سری در آن بود؛ و بهگونهای رازآمیز بر او آشکار شد که این سر، سرِ تعمیددهنده است. آن را با حرمت گرامی داشت و دوباره در همان مکان به خاک سپرد.
سپس، بنا بر تدبیر الهی، این سرِ معجزهگر از جایی به جایی منتقل شد، مدتی به تاریکی فراموشی فرو رفت و بار دیگر یافت شد. سرانجام، در زمان پاتریارک ایگناتیوس و در دوران سلطنت ملکهٔ پارسای تئودورا (مادر میخائیل و همسر تئوفیلوس)، به کونستانتینوپل منتقل گردید. شفاهای معجزهآسای بسیاری از سرِ تعمیددهنده و پیشرو رخ داد. شایان توجه و شگفت است که یحیی در زمان حیات خود هیچ معجزهای نکرد (یوحنا ۱۰: ۴۱)، اما بقایای او به قدرت معجزه آراسته شد.

اِراسموس مکرم
اراسموس راهبی در صومعهٔ غارهای کییف بود. او ثروتی عظیم از والدین خود به ارث برد و همهٔ آن را صرف آراستن کلیساها کرد، بهویژه برای نقرهکوبی و زراندود کردن شمایلها. هنگامی که تهیدست شد و چیزی برایش نماند، همگان او را خوار شمردند. شیطان در گوش او وسوسه کرد که داراییاش را بیهوده هدر داده است: بهجای آنکه ثروتش را میان فقرا تقسیم کند، آن را صرف آراستن کلیساها کرده است. اراسموس تسلیم این وسوسه شد و آن را باور کرد. از این رو، به تحقیر خویش افتاد، دچار یأس شد و زندگیای آشفته و بیقانون آغاز کرد.
چون ساعت مرگش نزدیک شد، برادران گرد او جمع شدند و از گناهانش سخن گفتند؛ گناهانی که خودِ او از آنها آگاه نبود. ناگهان در بستر راست نشست و گفت: «ای پدران و برادران، آنچه میگویید درست است: من گناهکار و بیتوبهام؛ اما اینک، قدیسان آنتونی و تئودوسیوس بر من ظاهر شدند و پس از آن، مادرِ تماما مقدس خدا، و به من گفتند که خداوند زمانی بیشتر برای توبه به من بخشیده است.» مادر خدا نیز این سخنان دلگرمکننده را به او گفت: «فقرا را در هر جا با خود دارید، اما کلیساهای مرا نه.»
اراسموس سه روز دیگر زیست، توبه کرد و در خداوند آرام گرفت. این ما را میآموزد که غیرت برای کلیسا و آراستن کلیساها کاری است پسندیده نزد خدا. قدیس اراسموس در سال ۱۱۶۰ آرمید.
سرود ستایش
قدیس یحیی تعمیددهنده
بیایید به یحیی دعا کنیم:
تعمیددهندهٔ جلیل،
شیپور نجاتدهنده،
خادمِ آفریدگار،
فرستادهٔ خدا
برای یاری ما
به هر شیوه که بتواند.
به یحیی، هولناک و مقدس،
دعا کنیم،
تا بهواسطهٔ او
خدای متعال ما را یاری دهد.
ای یحیی، ما را یاری کن
هرجا که خطر تهدید میکند!
برای حفظ ایمان،
ای یحیی، ما را مدد کن:
تا همهٔ روزهای عمر و تا پایان،
نان باشیم،
و در هر خوشه ببینیم
نشان گامهای خدا را!
چون شب فرود آید،
بگذار سپیده بدمد.
ای یحیی، ما گناهکاران را یاری کن
تا توبه کنیم
پیش از آنکه به پایان برسیم،
پیش از آنکه روز داوری طلوع کند،
ای یحیی، ما را یاری کن!
تأمل
آنها نه معلمان خوب ما هستند و نه دوستان خوب ما که همه کارها را بر اساس خواستههای ما انجام میدهند. جان ماسحوسِ مکرم درباره زنی برجسته از خانواده سناتوری مینویسد که به سرزمین مقدس سفر کرد. او هنگام رسیدن به قیصریه، تصمیم گرفت آنجا بماند و به اسقف این درخواست را مطرح کرد: “کنیزی به من بدهید تا ترس از خدا را به من بیاموزد.” اسقف او را به دختری فروتن معرفی کرد. پس از مدتی، اسقف با آن زن ملاقات کرد و از او پرسید: “دختری که به تو معرفی کردم چگونه است؟” آن زن پاسخ داد: “او خوب است، اما برای روح من سود کمی دارد، زیرا او فروتن است و اجازه میدهد هر چه میخواهم انجام دهم. برای من لازم است که او مرا سرزنش کند و اجازه ندهد هر چه میخواهم انجام دهم.” سپس اسقف دختری دیگر به او معرفی کرد، با شخصیتی بسیار خشن، که شروع به سرزنش آن زن کرد و او را زنی ثروتمند و بیخرد خطاب می کرد. پس از مدتی، اسقف دوباره از آن زن پرسید: “و آن دختر، چگونه با تو رفتار میکند؟” زن سناتور پاسخ داد: “او واقعاً به روح من سود میرساند.” و به این ترتیب او بسیار فروتن شد. (برگرفته از کتاب “چمنزار روحانی” اثر جان ماسحوس)
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسی به عنوان سنگلغزش:
۱. برای خودپسندی گناهآلود (غرور) یعنی برای ذهن منحرف بشریت که به طور حسی و جسمی فکر میکند و با ذهن مسیح مخالفت میکند؛
۲. برای خودخواهی گناهآلود یعنی برای قلب منحرف انسان که نه محبت خدا را میپذیرد و نه محبت انسان را؛
۳. برای خودخواهی گناهآلود، یعنی برای اراده منحرف انسان که، به این ترتیب، با اراده خدا مخالفت میکند.
موعظه
-درباره توبه و بخشش گناهان-
“و اینکه توبه و آمرزش گناهان به نام او موعظه شود” (لوقا ۲۴ :۴۷).
این آخرین دستور نجاتدهنده به رسولان مقدس است. در این کلمات، مانند پوسته یک گردو، انجیل آشتی بین خدا و انسانها نهفته است. خدا از انسانها چه میخواهد و به آنها چه میدهد؟ او توبه میخواهد و آمرزش گناهان را عطا میکند. او کم میخواهد اما همه چیز میدهد. بگذارید انسانها فقط برای گناهان انجامشده توبه کنند و از گناه کردن دست بردارند و همه چیز را از خدا دریافت خواهند کرد؛ همه چیز؛ نه تنها همه آنچه قلبشان میخواهد، بلکه حتی بیشتر، بسیار بیشتر. در حقیقت، به عادلان همه چیز وعده داده شده است. عادلان وارثان ملکوت خدا خواهند بود، آنها پسران خدا خواهند بود، و آنها فرزندان نور، فرزندان جاودانگی، همراهان فرشتگان و برادران مسیح خواهند بود. عادلان زندگی فراوان، فراوانی صلح، فراوانی حکمت، فراوانی قدرت و فراوانی شادی خواهند داشت. عادلان همه چیز خواهند داشت، زیرا همه چیز به آنها وعده داده شده است.
بگذارید انسانها فقط توبه کنند و همه چیز را دریافت خواهند کرد. بگذارید گدا فقط خود را پاک کند، خود را بشوید و در پاکی در برابر درهای دربار سلطنتی بایستد و بلافاصله به دربار سلطنتی راه داده خواهد شد و توسط پادشاه مورد استقبال و در آغوش گرفته خواهد شد و همه چیز را خواهد داشت. او با پادشاه زندگی خواهد کرد، بر سر میز سلطنتی خواهد نشست؛ او همه چیز، همه چیز، همه چیز را خواهد داشت!
ای برادران من، اینها فقط کلمات نیستند، بلکه این حقیقت زنده و مقدس است. زیرا میدانیم که بسیاری از توبهکنندگان، چه زن و چه مرد، همه اینها را که وعده داده شده بود، دریافت کردند. بسیاری از جهان دیگر ظاهر شدهاند و حقیقت این کلمات را اثبات کردهاند، شهادت میدهند که چگونه اکنون به عنوان پسران و دختران سلطنتی زندگی میکنند. اما آنها به موقع توبه کردند؛ و برای ما نیز زمان برای توبه باقی مانده است اگر بخواهیم با آنها به عنوان وارثان ملکوت باشیم.
ای خداوند مهربان، به ما کمک کن تا قبل از مرگ توبه کنیم تا بتوانیم جاودانه زندگی کنیم.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.