11 ژوئیه (گریگوری) /24 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 9:‏1-‏5

[1] در مسیح راست می‌گویم و دروغ نه، و وجدان من در روح‌القدس مرا شاهد است [2] که مرا غمی بزرگ و در دلم اضطراب دائمی است. [3] زیرا راضی هم می‌بودم که خود از مسیح ملعون و محروم شوم در راه برادرانم که به حسب جسم خویشان منند، [4] که ایشان اسرائیلی‌اند و پسرخواندگی و جلال و عهدها و امانت شریعت و عبادت و وعده‌ها از آن ایشان است؛ [5] که پدران از آن ایشانند و از ایشان مسیح به حسب جسم شد که فوق از همه است، خدای متبارک تا به ابد، آمین.

متّی 9:‏18-‏26

[18] او هنوز این سخنان را به ایشان می‌گفت که ناگاه رئیسی آمد و او را پرستش نموده، گفت: «دخترم هم‌اکنون مرده است. با اینحال بیا و دست خود را بر وی گذار که زنده خواهد شد.» [19] پس عیسی به اتفاق شاگردان خود برخاسته، از عقب او روان شد. [20] و اینک زنی که مدّت دوازده سال به مرض خون‌ریزی مبتلا می‌بود، از عقب او آمده، دامن ردای او را لمس نمود، [21] زیرا با خود گفته بود: «اگر فقط ردایش را لمس کنم، شفا یابم.» [22] عیسی برگشته، نظر بر وی انداخته، گفت: «ای دختر، خاطر جمع دار، زیرا که ایمانت تو را شفا داده است!» در آن دم آن زن شفا یافت. [23] و چون عیسی به خانه رئیس در‌آمد، نوحه‌گران و گروهی از زارزنندگان را دیده، [24] به ایشان گفت: «بیرون روید، زیرا دختر نمرده بلکه در خواب است.» ایشان بر وی ریشخند نمودند. [25] اما چون آن گروه بیرون شدند، داخل شده، دست آن دختر را گرفت که در آن دم برخاست. [26] و این کار در تمام آن مرز و بوم شهرت یافت.

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 11:‏8-‏22

[8] زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. [9] و نیز مرد برای زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد. [10] از این جهت زن می‌باید عزّتی بر سر داشته باشد به خاطر فرشتگان. [11] لیکن زن از مرد جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند. [12] زیرا چنانکه زن از مرد است، همچنین مرد نیز به‌وسیلهٔ زن، لیکن همه ‌چیز از خدا. [13] در دل خود انصاف دهید: آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟ [14] آیا خود طبیعت شما را نمی‌آموزد که اگر مرد موی دراز دارد، او را ننگ می‌باشد؟ [15] و اگر زن موی دراز دارد، او را فخر است، زیرا که موی به جهت پرده به او داده شد؟ [16] و اگر کسی ستیزه‌گر باشد، ما و کلیساهای خدا را چنین عادتی نیست. [17] لیکن چون این فرمان را به شما می‌کنم، شما را تحسین نمی‌کنم، زیرا که شما نه از برای بهتری بلکه برای بدتری جمع می‌شوید. [18] زیرا اولا هنگامی که شما در کلیسا جمع می‌شوید، می‌شنوم که در میان شما جدایی‌ها روی می‌دهد و قدری از آن را باور می‌کنم. [19] از آن جهت که لازم است در میان شما تفرقه‌ها نیز باشد تا که مقبولان از شما آشکار گردند. [20] پس چون شما در یک جا جمع می‌شوید، ممکن نیست که شام خداوند خورده شود. [21] زیرا در وقت خوردن هر کس شام خود را پیشتر می‌گیرد و یکی گرسنه و دیگری مست می‌شود. [22] مگر خانه‌ها برای خوردن و آشامیدن ندارید؟ یا کلیسای خدا را تحقیر می‌نمایید و آنانی را که ندارند شرمنده می‌سازید؟ به شما چه بگویم؟ آیا در این امر شما را تحسین نمایم؟ تحسین نمی‌نمایم!

متّی 17:‏10-‏18

[10] شاگردانش از او پرسیده، گفتند: «پس کاتبان چرا می‌گویند که می‌باید ایلیا اوّل آید؟» [11] او در جواب گفت: «البته ایلیا می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود. [12] لیکن به شما می‌گویم که هم‌اکنون ایلیا آمده است و او را نشناختند، بلکه آنچه خواستند با وی کردند؛ به همانطور پسر انسان نیز از ایشان زحمت خواهد دید.» [13] آنگاه شاگردان دریافتند که درباره یحیای تعمید دهنده به ایشان سخن می‌گفت. (متّی 17‏:14‏-19 ؛ مَرقُس 9‏:14‏-28؛ لوقا 9‏:37‏-42) [14] و چون به نزد جماعت رسیدند، شخصی پیش آمده، نزد وی زانو زده، عرض کرد: [15] «خداوندا، بر پسر من رحم کن، زیرا به مرض غش دچار و به شدت در عذاب است، چنانکه اغلب در آتش و در آب می‌افتد. [16] او را نزد شاگردان تو آوردم، نتوانستند او را شفا دهند.» [17] عیسی در جواب گفت: «ای فرقه بی‌ایمان کج‌رفتار، تا به کی با شما باشم و تا چند متحمّل شما گردم؟ او را نزد من آورید.» [18] پس عیسی او را نهیب داده، دیو از وی بیرون شد و در همان لحظه، آن پسر شفا یافت.

مناسبت و قدیسین روز

شهید اعظم مقدس اوفیمیا


قدیسه اوفیمیا در ۱۶ سپتامبر، یعنی روز شهادتش، نیز گرامی داشته می‌شود. اما در این روز، کلیسا قدرت معجزه‌آسای آثار مقدس او را که در زمان شورای چهارم جهانی (اکومنیک) در خلقدون آشکار شد، یاد می‌کند. این شورا در سال ۴۵۱ میلادی، در دوران سلطنت امپراتور مارکیان و امپراتریس پولخریا، پس از درگذشت امپراتور تئودوسیوس دوم تشکیل شد. علت تشکیل این شورا، بدعت دیوسقوروس، پاتریارک اسکندریه، و اوتیخِس، رئیس یکی از صومعه‌های کونستانتینوپل بود که تعلیم می‌دادند در خداوند ما عیسی مسیح، دو طبیعت، یعنی طبیعت الهی و طبیعت انسانی، وجود ندارد، بلکه تنها یک طبیعت الهی وجود دارد. در این شورا، برجسته‌ترین نقش را آناتولیوس، پاتریارک کونستانتینوپل، و یوونال، پاتریارک اورشلیم، ایفا کردند. از آنجا که بحث‌ها و شهادت‌های هر دو طرف به نتیجه نرسید، پاتریارک آناتولیوس پیشنهاد کرد که ارتدوکس‌ها و بدعت‌گذاران هر یک اعتراف ایمان خود را بنویسند و آن را در تابوتی که آثار مقدس اوفیمیا در آن قرار داشت بگذارند. همه با این پیشنهاد موافقت کردند. بنابراین، هر دو اعتراف ایمان نوشته شد و بر سینه شهیده بزرگ نهاده شد. تابوت را بستند و با مهر امپراتور مهر و موم کردند و سربازانی را مأمور نگهبانی از آن نمودند. تمام اعضای شورا سه روز را در دعا و روزه سپری کردند. در روز چهارم، هنگامی که تابوت را گشودند، دیدند اعتراف ایمان ارتدوکس در دست راست قدیسه قرار دارد، اما اعتراف بدعت‌آمیز زیر پاهای او افتاده است. بدین ترتیب، خداوند با قدرت خویش اختلاف را به سود ایمان راستین ارتدوکس پایان داد. در زمان سلطنت امپراتور هراکلیوس، آثار مقدس اوفیمیا از خلقدون به کونستانتینوپل، به کلیسایی که به نام او در نزدیکی هیپودروم ساخته شده بود، منتقل گردید. سپس امپراتور شمایل‌شکن لئوی ایسوری دستور داد این آثار مقدس را به دریا بیندازند، اما تابوت به گونه‌ای معجزه‌آسا به جزیره لمنوس منتقل شد و در کلیسای شهیده مقدس گلیکریا قرار گرفت. بعدها، در زمان سلطنت امپراتریس ایرنه، تابوت حاوی آثار مقدس اوفیمیا دوباره به کونستانتینوپل و جایگاه پیشین خود بازگردانده شد. گاه‌به‌گاه از آثار مقدس او خون جاری می‌شد که برای شفا و یاری بیماران و رنج‌دیدگان وسیله برکت و معجزه بود.

قدیسه هلنا (اولگا)

هلنا، که پیش از تعمید اولگا نام داشت، شاهزاده بزرگ روسیه و همسر شاهزاده ایگور بود. او در کونستانتینوپل به دست پاتریارک پولیوکتوس تعمید یافت و با غیرت فراوان برای گسترش ایمان ارتدوکس در سرزمین روسیه تلاش کرد. او در سال ۹۶۹ میلادی در آرامش خداوند چشم از جهان فروبست.

شهید راهب مقدس نیکودیموس

نیکودیموس در شهر الباسان (در آلبانی امروزی) به دنیا آمد. او متأهل بود و فرزندانی داشت. ترک‌ها او را فریب دادند و به اسلام کشاندند و او نیز فرزندانش را مجبور کرد مسلمان شوند، به جز یکی از پسرانش که به کوه آتوس گریخت و در آنجا راهب شد. نیکودیموس برای بازگرداندن پسرش به کوه آتوس رفت، اما زندگی مقدس آن مکان چنان بر او اثر گذاشت که از گناه خود توبه کرد، دوباره به ایمان مسیحی بازگشت و خود نیز راهب شد. او سه سال تمام بر ارتداد خود گریست و سوگواری کرد. سپس تصمیم گرفت به آلبانی بازگردد تا در همان جایی که مسیح را انکار کرده بود، با شهادت، گناه خود را جبران کند. او آشکارا اعلام کرد که مسیحی است و ترک‌ها در ۱۱ ژوئیه سال ۱۷۲۲ سر او را از تن جدا کردند. آثار مقدس و معجزه‌آسای او تا امروز سالم و فسادناپذیر باقی مانده است.

شهید راهب مقدس نکتاریوس

نکتاریوس در وریولا در آسیای صغیر به دنیا آمد. در هفده سالگی او را مجبور کردند اسلام را بپذیرد. سرگذشت او بسیار شبیه سرگذشت قدیس نیکودیموس بود. وقتی به صورت یک مسلمان نزد مادرش بازگشت، مادرش فریاد زد: «از نزد من برو! تو را نمی‌شناسم. من تو را مسیحی به دنیا آوردم، نه مسلمان.» نکتاریوس با تلخی بسیار توبه کرد و به کوه آتوس رفت. در آنجا، در اسکیت قدیس آنا، راهب شد. سپس تصمیم گرفت برای مسیح رنج بکشد تا گناه خود را بشوید. ازاین‌رو به زادگاه خود، وریولا، بازگشت و در آنجا به خاطر مسیح به شهادت رسید. ترک‌ها در ۱۱ ژوئیه ۱۸۲۰، هنگامی که تنها ۲۱ سال داشت، سر او را از تن جدا کردند.


سرود ستایش

قدیسه اولگا، قدیس نیکودیموس و قدیس نکتاریوس

خداوند توبه‌کنندگان را دوست می‌دارد؛ او برای آنان رنج کشید. و اکنون نیز گناهکاران را به توبه فرا می‌خواند.
اولگا توبه‌کننده بود، و با تعمید، به زندگی حقیقی زاده شد، و به وسیله صلیب، مردم روس را از تاریکی رهایی بخشید.

و نیکودیموسِ الباسان، از مسیح روی گرداند، اما توبه کرد و بازگشت، و گناه خویش را با خون خود پرداخت.

و نکتاریوس از آسیا، گلی که هنوز کاملاً نشکفته بود، از روی نادانی به اسلام گروید، و فرشتگان را اندوهگین ساخت.

اما سپس، با توبه و اندوه، چشمه‌های اشک از چشمانش جاری شد، و مرگ را بیش از زندگی دوست داشت، حتی مرگی دردناک را.
عمامه مسلمانان را از سر برداشت، و آن را در برابر داور هولناک افکند.
سرِ قدیس نکتاریوس برای صلیب مقدس بریده شد.
مسیح توبه‌کنندگان را دوست دارد، و همیشه دوست خواهد داشت.
چه کسی برای مسیح عزیزتر است از انسانی که توبه کرده باشد؟


تأمل

دگرگونی سرنوشت، هنگامی بیشترین ضربه را وارد می‌کند که انسان انتظار آن را نداشته باشد. اما کسی که از پیش خود را برای آن آماده کرده و همواره هوشیار باشد، چگونه ممکن است غافلگیر شود؟
امپراتور شارلمانی به پسرانش فرمان داد حرفه‌ای بیاموزند و به دخترانش دستور داد ریسندگی پشم یاد بگیرند، تا اگر روزی بختشان دگرگون شد، بتوانند از راه کار خود زندگی کنند.
بلیساریوس، سردار بزرگ و فاتح نامدار، بر اثر حسادت بدخواهان نزد پادشاه متهم شد و در نتیجه نابینا گردید و تمام دارایی‌هایش از او گرفته شد. آن سردار نابینا کنار دروازه‌های روم می‌نشست و از رهگذران صدقه می‌خواست و می‌گفت: «به بلیساریوس صدقه دهید؛ همان کسی که روزگاری بخت او را به بلندترین مقام رساند، اما حسادت او را فرو افکند و بینایی‌اش را از او گرفت.»
ایوب عادل گفت: «آیا زندگی انسان بر زمین جز میدان آزمایش نیست؟ و آیا روزهای او مانند روزهای مزدوری نیست؟» (ایوب ۷ :۱)
بنابراین، انسان باید همچون نگهبانی بیدار باشد و خود را برای هر آنچه ممکن است رخ دهد آماده سازد. چه چیزی هست که نتواند بر سر انسان بیاید؟ اما در هر رنج و مصیبتی باید امید خود را به خدا حفظ کند. ایوب عادل، در حالی که سراسر بدنش پوشیده از زخم‌های چرکین بود و بر روی توده‌ای خاکستر نشسته بود، فریاد زد: «اگرچه او مرا بکشد، باز هم بر او توکل خواهم کرد.» (ایوب ۱۳ :۱۵)


تعمق

درباره درخشیدن معجزه‌آسای چهره موسی تفکر کن (خروج ۳۴):

۱. چگونه موسی، پس از گفت‌وگو با خدا بر فراز کوه سینا، چهره‌اش از نور الهی می‌درخشید.
۲. چگونه مردم آن نور را دیدند و جرأت نزدیک شدن به موسی را نداشتند، و او نقابی بر چهره خود نهاد.
۳. چگونه چهره هر دوستدار خدا، از راه دعای صادقانه و معاشرت با خدا، نورانی می‌شود.


موعظه

-درباره اطاعت و فروتنی-

«همچنین شما که جوان‌تر هستید، مطیع مشایخ باشید. بلکه همه شما نسبت به یکدیگر مطیع باشید و جامه فروتنی را بر تن کنید.» (اول پطرس ۵:۵)

این، اصل همبستگی حقیقی کلیسای ارتدوکس (سوبورنوست) است. این اصل بر اطاعت بی‌قید و شرط جوان‌تر از بزرگ‌تر، اطاعت متقابل همتایان از یکدیگر، و فروتنیِ بزرگ‌تر و کوچک‌تر استوار است. «فروتنی» واژه خوبی است، اما واژه بهتر «تواضع» است، و بهترین تعبیر، «فروتنیِ حکمت» است. این تعبیر دقیقاً برابر با واژه یونانی‌ای است که رسول در رساله خود به کار برده است. فروتنیِ حکمت یعنی انسان همواره خود را کوچک بداند و خدا را متعال بشناسد؛ همواره به ناتوانی، نادانی، گناهکاری و ناشایستگی خود اعتراف کند و در عین حال، قدرت، حکمت، رحمت و جلال خدا را پیوسته اقرار نماید. خداوند تنها پادشاه حقیقی بشر است. به همین دلیل بود که وقتی بنی‌اسرائیل خواستند پادشاهی از میان خود داشته باشند، خدا با خواسته آنان مخالفت کرد. خدا فرمانروایی می‌کند و مردم خدمتگزار او هستند. چه آنان که در مقام فرمانروایی‌اند و چه آنان که فرمان می‌برند، همگی بندگان خدا هستند. هرگاه این حقیقت شناخته و پذیرفته شود که خدا پادشاه است و همه انسان‌ها بندگان اویند، آنگاه پایه همبستگی کلیسا، یعنی بنیاد جامعه فرشتگان، استوار می‌شود. بر این بنیاد، خانه خدا، یعنی جامعه فرشتگان، با کمک اطاعت جوان‌تر از بزرگ‌تر، اطاعت متقابل همتایان، و فروتنیِ حکمت همه اعضا بنا می‌شود. بدین ترتیب، دو شر بزرگ از جهان دور می‌شود: استبداد، که در آن یک نفر با زور بر بسیاری حکومت می‌کند، و هرج‌ومرج یا حکومت توده‌ها. اصل همبستگی کلیسا، اصلی زنده و ارگانیک است. این اصل، اصل خدمت متقابل، یاری متقابل و محبت متقابل است.
ای برادران، خداوند به ما حکمت عطا فرماید تا از این اصل نجات‌بخش بهره‌مند شویم.
ای خداوند عیسی، ای دوستدار انسان‌ها که مطیع و فروتن بودی، اطاعت از شریعت خود، اطاعت متقابل از روی محبت، و فروتنیِ حکمت را در دل‌های ما بکار و استوار فرما، در برابر قدرت و حکمت وصف‌ناپذیر تو.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!