11 می (گریگوری) /24 می (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 10:‏1-‏9 (انجیل صبح)

[1] «به راستی به شما می‌گویم، هر ‌که از در به آغل گوسفند داخل نشود، بلکه از راه دیگر بالا رود، او دزد و راهزن است. [2] و امّا آنکه از در داخل شود، شبان گوسفندان است. [3] دربان در را برای او می گشاید و گوسفندان صدای او را می شنوند و گوسفندان خود را نام به نام می‌خواند و ایشان را بیرون می‌برد. [4] و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد، پیش روی ایشان می رود و گوسفندان از عقب او می‌روند، زیرا که صدای او را می‌شناسند. [5] لیکن غریب را پیروی نمی‌کنند، بلکه از او می‌گریزند، زیرا که صدای غریبان را نمی‌شناسند.» [6] و این مثل را عیسی برای ایشان آورد، امّا ایشان نفهمیدند که چه چیز به ایشان می‌گوید. [7] آنگاه عیسی به ایشان باز ‌گفت: «به راستی به شما می‌گویم که من دَرِ گوسفندان هستم. [8] تمامی کسانی که پیش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند. [9] من در هستم هر ‌که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد.

اعمال رسولان 12:‏12-‏17

[12] چون این را دریافت، به خانهٔ مریم مادر یوحنای معروف به مَرقُس آمد و در آنجا بسیاری جمع شده، دعا می‌کردند. [13] چون او درِ خانه را کوبید، کنیزی رودا نام آمد تا بفهمد. [14] چون صدای پطرس را شناخت، از خوشی در را باز نکرده، به درون شتافته، خبر داد که «پطرس به دروازه خانه ایستاده است.» [15] وی را گفتند: «دیوانه‌ای!» و چون تأکید کرد که چنین است، گفتند که «لابد فرشته او است.» [16] امّا پطرس پی در پی در را می‌کوبید. پس در را گشوده، او را دیدند و در حیرت افتادند. [17] امّا او به ‌دست خود به سوی ایشان اشاره کرد که خاموش باشند و بیان نمود که چگونه خداوند او را از زندان خلاصی داد و گفت: «یعقوب و سایر برادران را از این امور آگاه سازید.» پس بیرون شده، به‌ جای دیگر رفت

عبرانیان 7:‏26-‏8: 2 (رساله قدیسین)

[26] زیرا که ما را چنین رئیس کاهنی شایسته است، قدّوس و بی‌آزار و بی‌عیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده، [27] که هر روز محتاج نباشد به مثال آن سران کاهنان که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند، چونکه این را یک بار فقط به‌ جا آورد هنگامی که خود را به قربانی گذرانید. [28] از آن رو که شریعت مردمانی را که ضعفها دارند کاهن می‌سازد، لیکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تا به ابد کامل شده است.
[1] پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کاهنی هست که در آسمانها به ‌دست راست تخت مقام عظمت نشسته است، [2] که خادم مکان اقدس و آن خیمه حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان.

یوحنا 8:‏42-‏51

[42] عیسی به ایشان گفت: «اگر خدا پدر شما می‌بود، مرا دوست می‌داشتید، زیرا که من از جانب خدا آمده و اینجا هستم. زیرا که من از پیش خود نیامده‌ام، بلکه او مرا فرستاده است. [43] برای چه سخن مرا نمی‌فهمید؟ از آن جهت که کلام مرا نمی‌توانید بشنوید. [44] شما از پدر خود ابلیس می‌باشید و خواسته‌های پدر خود را می‌خواهید به عمل آرید. او از اوّل قاتل بود و در راستی ثابت نمی‌باشد، از آن جهت که در او راستی نیست. هرگاه به دروغ سخن می‌گوید، از ذات خود می‌گوید زیرا دروغگو و پدر دروغگویان است. [45] و امّا من از این سبب که راست می‌گویم، مرا باور نمی‌کنید. [46] کیست از شما که گناهی به من نسبت دهد؟ پس اگر راست می‌گویم، چرا مرا باور نمی‌کنید؟ [47] کسی ‌که از خدا است، کلام خدا را می‌شنود و از این سبب شما نمی‌شنوید که از خدا نیستید.» [48] پس یهودیان در جواب او گفتند: «آیا ما خوب نگفتیم که تو سامری هستی و دیو داری؟» [49] عیسی جواب داد که «من دیو ندارم، لیکن پدر خود را حرمت می‌دارم و شما مرا بی‌حرمت می‌سازید. [50] من جلال خود را طالب نیستم؛ کسی هست که می‌طلبد و داوری می‌کند. [51] به راستی به شما می‌گویم، اگر کسی کلام مرا حفظ کند، مرگ را تا به ابد نخواهد دید.»

متّی 5:‏14-‏19 (انجیل قدیسین)

[14] شما نور عالمید. شهری که بر کوهی بنا شود، نتوان پنهان کرد. [15] و چراغ را نمی‌افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند، بلکه تا بر چراغدان گذارند؛ آنگاه به همه کسانی که در خانه باشند، روشنایی می‌بخشد. [16] همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است، تمجید نمایند. [17] «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا نوشته‌های انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم، بلکه تا تحققشان بخشم. [18] زیرا به جدیت به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه تحقق یابند. [19] پس هر‌ که یکی از کوچکترین این احکام را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان کمترین شمرده شود. اما هر‌ که به عمل آورد و تعلیم نماید، او در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.

تقویم قدیم
یوحنا 21:‏1-‏14 (انجیل صبح)

[1] بعد از آن عیسی باز خود را در کنارهٔ دریای تیبِریه، به شاگردان ظاهر ساخت و خود را چنین ظاهر ساخت: [2] شَمعون پطرس و تومای معروف به دوقلو و نتنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زِبِدی و دو نفر دیگر از شاگردان او جمع بودند. [3] شمعون پطرس به ایشان گفت: «می‌روم تا صید ماهی کنم.» به او گفتند: «ما نیز با تو می‌آییم.» پس بیرون آمده، به قایق سوار شدند و در آن شب چیزی نگرفتند. [4] و چون صبح شد، عیسی بر ساحل ایستاده بود، لیکن شاگردان ندانستند که عیسی است. [5] عیسی به ایشان گفت: «ای بچّه‌ها، نزد شما خوراکی هست؟» به او جواب دادند که «نه!» [6] به ایشان گفت: «دام را به طرف راست قایق بیندازید که خواهید یافت.» پس انداختند و از فراوانی ماهی نتوانستند آن را بکشند. [7] پس آن شاگردی که عیسی او را دوست می داشت، به پطرس گفت: «خداوند است.» چون شَمعون پطرس شنید که خداوند است، لباس خود را به خود پیچید، چونکه برهنه بود و خود را در دریا انداخت. [8] امّا شاگردان دیگر در قایق آمدند، زیرا از خشکی دور نبودند، مگر نزدیک به دویست ذِراع و دام ماهی را می‌کشیدند. [9] پس چون به خشکی آمدند، آتشی افروخته و ماهی بر آن گذارده و نان دیدند. [10] عیسی به ایشان گفت: «از ماهیهایی که الان گرفته‌اید، بیاورید.» [11] پس شَمعون پطرس رفت و دام را بر زمین کشید، پر از صد و پنجاه و سه ماهی بزرگ و با وجودی که اینقدر بود، دام پاره نشد. [12] عیسی به ایشان گفت: «بیایید بخورید.» ولی هیچ یک از شاگردان جرأت نکرد که از او بپرسد «تو کیستی؟» زیرا می‌دانستند که خداوند است. [13] آنگاه عیسی آمد و نان را گرفته، به ایشان داد و همچنین ماهی را. [14] و این مرتبه سوم بود که عیسی بعد از برخاستن از مردگان، خود را به شاگردان ظاهر کرد.

اعمال رسولان 20:‏16-‏18 ,28-‏36

[16] زیرا که پولُس قصد داشت که از راه دریا از اِفِسُس بگذرد، مبادا او را در آسیا تأخیر روی دهد، چونکه عجله می‌کرد که اگر ممکن شود تا روز پنطیکاست به اورشلیم برسد. [17] پس از میلیتوس به اِفِسُس فرستاده، کشیشان کلیسا را طلبید. [18] و چون به نزدش حاضر شدند، ایشان را گفت: «بر شما معلوم است که از روز اوّل که وارد آسیا شدم، چطور هر وقت با شما به سر می بردم؛
[28] پس نگاه دارید خود و تمامی آن گله را که روح‌القدس شما را بر آن اسقف تعیین فرمود تا کلیسای خدا را نظارت کنید که آن را به خون خود خریده است. [29] زیرا من می‌دانم که بعد از مرگ من، گرگان درّنده به میان شما خواهند آمد که بر گلّه ترحم نخواهند نمود، [30] و از میان خود شما مردمانی خواهند برخاست که سخنان کج خواهند گفت تا شاگردان را در عقب خود بکشند. [31] بنابراین بیدار باشید و به یاد آورید که مدّت سه سال شبانه‌روز از هشدار دادن به هر یکی از شما با اشکها باز نایستادم. [32] و اکنون شما را به خدا و به کلام فیض او می سپارم که قادر است شما را بنا کند و در میان تمامی مقدّسین شما را میراث بخشد. [33] نقره یا طلا یا لباس کسی را طمع نورزیدم، [34] بلکه خود می‌دانید که همین دستها در رفع احتیاج خود و رفقایم خدمت می‌کرد. [35] این همه را به شما نمودم که می‌باید چنین مشقت کشیده، ضعیفان را دستگیری نمایید و کلام خداوند عیسی را به‌ خاطر دارید که او گفت: ‘دادن از گرفتن فرخنده‌تر است.’» [36] این بگفت و زانو زده، با همگی ایشان دعا کرد.

عبرانیان 7:‏26-‏8: 2 (رساله قدیسین)

[26] زیرا که ما را چنین رئیس کاهنی شایسته است، قدّوس و بی‌آزار و بی‌عیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده، [27] که هر روز محتاج نباشد به مثال آن سران کاهنان که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند، چونکه این را یک بار فقط به‌ جا آورد هنگامی که خود را به قربانی گذرانید. [28] از آن رو که شریعت مردمانی را که ضعفها دارند کاهن می‌سازد، لیکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تا به ابد کامل شده است.
[1] پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کاهنی هست که در آسمانها به ‌دست راست تخت مقام عظمت نشسته است، [2] که خادم مکان اقدس و آن خیمه حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان.

یوحنا 17:‏1-‏13

[1] عیسی چون این را گفت، چشمان خود را به طرف آسمان بلند کرده، گفت: «ای پدر، وقت رسیده است. پسر خود را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد. [2] همچنان ‌که او را بر هر بشری قدرت داده‌ای تا هر‌ چه به او داده‌ای به آنها حیات جاودانی بخشد. [3] و حیات جاودانی ‌این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند. [4] من بر روی زمین تو را جلال دادم و کاری را که به من سپردی تا بکنم، به انجام رسانیدم. [5] و الان تو، ‌ای پدر، مرا نزد خود جلال ده، به همان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم. [6] «اسم تو را به آن مردمانی که از جهان به من عطا کردی، آشکار کردم. از آنِ تو بودند و ایشان را به من دادی و کلام تو را نگاه داشتند. [7] و الان دانستند آنچه به من داده‌ای از نزد تو می‌باشد. [8] زیرا کلامی را که به من سپردی، به ایشان سپردم و ایشان قبول کردند و از روی یقین دانستند که از نزد تو بیرون آمدم و ایمان آوردند که تو مرا فرستادی. [9] من برای اینها دعا می‌کنم و برای جهان دعا نمی‌کنم، بلکه از برای کسانی که به من داده‌ای، زیرا که از آن تو می‌باشند. [10] و آنچه از آنِ من است، از آن تو است و آنچه از آنِ تو است، از آنِ من است و در آنها جلال یافته‌ام. [11] بعد از این در جهان نیستم، امّا اینها در جهان هستند و من نزد تو می‌آیم. ای پدر قدّوس، اینها را که به من داده‌ای، به اسم خود نگاه دار تا یکی باشند، چنانکه ما هستیم. [12] مادامی که با ایشان در جهان بودم، من ایشان را به اسم تو نگاه داشتم و هر کس را که به من داده‌ای، حفظ نمودم که یکی از ایشان هلاک نشد، مگر پسر هلاکت تا کتاب به انجام خود برسد. [13] و امّا الان نزد تو می‌آیم. و این را در جهان می‌گویم تا خوشی مرا در خود کامل داشته باشند.

متّی 5:‏14-‏19 (انجیل قدیسین)

[14] شما نور عالمید. شهری که بر کوهی بنا شود، نتوان پنهان کرد. [15] و چراغ را نمی‌افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند، بلکه تا بر چراغدان گذارند؛ آنگاه به همه کسانی که در خانه باشند، روشنایی می‌بخشد. [16] همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است، تمجید نمایند. [17] «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا نوشته‌های انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم، بلکه تا تحققشان بخشم. [18] زیرا به جدیت به شما می‌گویم، تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه تحقق یابند. [19] پس هر‌ که یکی از کوچکترین این احکام را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمان کمترین شمرده شود. اما هر‌ که به عمل آورد و تعلیم نماید، او در پادشاهی آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.

مناسبت و قدیسین روز

قدیسان کیریل و متدیوس، برابر با رسولان

قدیسان کیریل و متدیوس دو برادر از تسالونیکی بودند، از والدینی شریف و ثروتمند به نام‌های لئون و ماریا. برادر بزرگ‌تر، متدیوس، ده سال به‌عنوان افسر در میان اسلاوهای مقدونی خدمت کرد و بدین‌گونه زبان اسلاوی را آموخت. پس از آن، به کوه المپ رفت و خود را وقف زندگی رهبانی و ریاضت نمود. در همین‌جا بود که کیریل (کنستانتین) بعدها به او پیوست. وقتی پادشاه خزرها، کاگان، از امپراتور میخائیل سوم درخواست مبلغان ایمان مسیحی کرد، این دو برادر به فرمان امپراتور نزد خزرها فرستاده شدند. آنان پادشاه کاگان را به ایمان مسیحی آوردند و او را همراه با بسیاری از نزدیکانش و جمعی عظیم از مردم تعمید دادند. پس از مدتی به کونستانتینوپل بازگشتند و الفبای اسلاوی را که شامل سی‌وهشت حرف بود تدوین کردند. سپس به ترجمهٔ کتاب‌های کلیسایی از یونانی به اسلاوی پرداختند. به درخواست شاهزاده راستیسلاو، به موراویا رفتند، جایی که ایمان مقدس را گسترش دادند و استوار ساختند و نسخه‌های بیشتری از کتاب‌ها تهیه کردند و به کاهنان سپردند تا به جوانان آموزش دهند. به درخواست پاپ، کیریل به روم رفت. در آنجا بیمار شد و در ۱۴ فوریه ۸۶۷ درگذشت. سپس متدیوس به موراویا بازگشت و تا پایان عمر برای تقویت ایمان مسیحی در میان اسلاوها تلاش کرد. پس از درگذشت او (۶ آوریل ۸۸۵)، شاگردانش—که به پنج پیرو معروف‌اند—به همراه قدیس کلمنت اسقف، از رود دانوب گذشتند و به سوی جنوب، به مقدونیه، رفتند. در آنجا، از شهر اوهرید، کار بشارتی را که کیریل و متدیوس در شمال آغاز کرده بودند ادامه دادند.

کاهن شهیدِ مقدس موکیوس

موکیوس رومی‌الاصل بود و در آمفیپولیس، شهری در مقدونیه، کاهن بود. او در زمان سلطنت دیوکلتیانوس رنج کشید. با دعا، مجسمهٔ خدای دیونیسوس را فرو ریخت. این کار برخی بت‌پرستان را علیه او خشمگین کرد، اما دیگران را به ایمان آوردند. او در سال ۲۹۵ به‌خاطر مسیح گردن زده شد.

نیکودیموس، اسقف اعظم پچ

این اسقف بزرگ از قوم صرب بود. او در کوه مقدس در زندگی زاهدانه می‌زیست و رئیس صومعهٔ هیلاندار بود. پس از درگذشت ساوا سوم، در سال ۱۳۱۷ به‌عنوان اسقف اعظم «تمام سرزمین‌های صرب و نواحی ساحلی» برگزیده شد. نیکودیموس در سال ۱۳۲۱ پادشاه میلوتین را تاج‌گذاری کرد. او تیپیکون اورشلیم را به زبان صربی ترجمه کرد. در مقدمهٔ این کتاب می‌نویسد:
«خدای قادر مطلق، که ضعف‌های ما را می‌شناسد، به ما نیروی روحانی خواهد داد، اما تنها اگر ما نخست تلاش خود را نشان دهیم.»

او صادقانه زندگی زاهدانه را دوست داشت و برای استوار ساختن آن در سراسر سرزمین صربستان کوشش کرد. او بی‌وقفه برای ریشه‌کن کردن بدعت بوگومیل و تقویت ایمان ارتدوکس تلاش نمود. او در سال ۱۳۲۵ در خداوند آرمید. آثار مقدس معجزه‌گر او در صومعهٔ پچ قرار دارد.


سرود ستایش

قدیس کیریل

رهبران مسلمان از کیریل پرسیدند:
«چگونه ممکن است در خدا سه شخص باشد؟
اگر خدا یکی است، این سه شخص از کجا آمده‌اند؟
خدای ما یکی است، اما خدای شما سه تاست!»

کیریل پاسخ داد:
«چنین نیست، چنین نیست،
بلکه مانند خورشید درخشان در نیمروز است،
که نور، گرما و قرص خود را دارد.

اما این تنها تصویری کم‌رنگ از تثلیث الهی است:
سه شخص الهی، اما یک ذات.

از طریق مسیح، این حقیقت آشکار شده است.
انسان فانی هرگز آن را به‌طور کامل درک نخواهد کرد؛
خود خدا آن را آشکار کرده و کلیسا آن را تعلیم می‌دهد.»


تأمل

در اردوگاه سَراسن‌ها (مسلمانان)، از قدیس سیریل پرسیدند: «چگونه ممکن است که مسیحیان جنگ کنند و در عین حال فرمان مسیح را درباره دعا کردن برای دشمنان خود نگاه دارند؟» سیریل پاسخ داد: «اگر دو فرمان در یک شریعت نوشته شده و به انسان برای انجام دادن داده شده باشد، کدام انسان پیرو بهتری از شریعت است: کسی که یک فرمان را انجام می‌دهد یا کسی که هر دو را؟» سَراسن‌ها پاسخ دادند: «بی‌شک، کسی که هر دو فرمان را به جا می‌آورد.» سیریل ادامه داد: «مسیح، خدای ما، به ما فرمان داد که برای کسانی که ما را آزار می‌دهند دعا کنیم و حتی به آنان نیکی کنیم؛ اما او همچنین فرمود: هیچ عشقی بزرگ‌تر از این نیست که کسی جان خود را برای دوستانش فدا کند. ” کسی محبّت بزرگتر از این ندارد که جان خود را به خاطر دوستان خود بدهد. ” (یوحنا ۱۵: ۱۳). از همین‌رو، ما توهین‌هایی را که دشمنان‌مان به ما به‌صورت فردی روا می‌دارند، تحمل می‌کنیم و برایشان دعا می‌کنیم؛ اما به عنوان یک جامعه، از یکدیگر دفاع می‌کنیم و جان خود را فدا می‌کنیم تا مبادا شما برادران ما را به بندگی بکشید، جانشان را همراه با بدنشان اسیر کنید و ایشان را در جسم و روح نابود سازید.


تعمق

تعمق درباره عملکرد خداوند روح‌القدس بر رسولان:
۱. چگونه از ساده‌دل، حکیم می‌سازد؛
۲. چگونه از زبان‌بسته، سخنور می‌سازد.


موعظه

ـ درباره ارادهٔ توقف‌ناپذیر خداوند ـ
« پس با خود گفتم «او را اعلام نخواهم نمود و بار دیگر به اسم او سخن نخواهم گفت»، آنگاه در دل من همچون آتش افروخته شد و در استخوانهایم بسته گردید و از خودداری خسته شده، باز نتوانستم ایستاد.» (ارمیا ۲۰: ۹).
اگر کسی هنوز شک دارد که آیا خدا از طریق انبیا سخن گفته است یا نه، بگذارد این اعتراف نبی بزرگ، ارمیا را بخواند و دیگر شک نکند. پیامبر اعتراف می‌کند که تصمیم گرفته بود دیگر به نام خداوند سخن نگوید. چرا؟ زیرا کمتر کسی به سخنان او گوش می‌داد. اگر هم کسی گوش می‌داد، پیامبر روزانه «به تمسخر و سرزنش» دچار می‌شد (ارمیا ۲۰ :۸). اما وقتی تصمیم گرفت خاموش بماند، آیا واقعاً سکوت کرد؟ نه، نتوانست: «از خودداری خسته شده، باز نتوانستم ایستاد!» فشار قدرت توقف‌ناپذیر روح خدا چنان او را دربر گرفته بود که ناچار شد سخن بگوید. پس این وظیفهٔ پیامبر نیست که انتخاب کند سخن بگوید یا نگوید؛ این کارِ روح‌القدسِ قادر مطلق است. پیامبر تنها ظرفی برگزیده در دست روح خداست.
تمام کتاب‌مقدس به همین شکل نگاشته شده است ـ نه طبق ارادهٔ انسان، بلکه مطابق ارادهٔ خدا؛ نه بر حسب اندیشهٔ بشر، بلکه مطابق اندیشهٔ الهی.
کلام خدا وقتی از روح‌القدس وارد نبی می‌شود چه احساسی دارد؟ ارمیا با تجربهٔ شخصی خود چنین بیان می‌کند: «آنگاه در دل من همچون آتش افروخته شد و در استخوانهایم بسته گردید!» این یعنی الهام از سوی روح‌القدسِ قادر مطلق. مردان مقدس خدا زیر فشاری چنین توقف‌ناپذیر ـ همچون فشاری از آتشی در استخوان‌ها ـ نوشتند و بسیاری از ایشان فریاد برآوردند: «دیگر باز نتوانستم ایستاد!» چه کسی می‌تواند در برابر روح خدا بایستد و مجازات نشود؟ چه کسی می‌تواند مانع از آن شود که او سخنی بگوید یا کاری انجام دهد؟
ای برادران، عمل روح‌القدس خداوند توقف‌ناپذیر است!
ای روح قادر مطلق خدا، ما را در مسیر نجات، بی‌توقف هدایت فرما.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!