آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 10:12-20
[12] و واقع خواهد شد بعد از آنکه خداوند تمامی کار خود را با کوه صَهیون و اورشلیم به انجام رسانیده باشد که من از ثمره دل مغرور پادشاه آشور و از فخر چشمان متکبّر وی انتقام خواهم کشید. [13] زیرا میگوید: «به قوت دست خود و به حکمت خویش، چونکه فهیم هستم، این را کردم و حدود قومها را منتقل ساختم و گنجهای ایشان را غارت نمودم و مثل جبار سروران ایشان را به زیر انداختم. [14] و دست من دولت قومها را مثل آشیانهای گرفته است. به آن گونه که تخمهای متروک را جمع کنند، من تمامی زمین را جمع کردم. و کسی نبود که بالی بجنباند یا دهان خود را بگشاید، و یا جیکجیک نماید.» [15] آیا تبر بر کسی که آن را به کار میگیرد، فخر خواهد نمود؟ یا اره بر کسی که آن را میکشد، افتخار خواهد کرد؟ که گویا عصا، بلند کننده خود را بلند کرده است، و یا چوب دستی، او را که چوب نیست؟ [16] بنابراین خداوند، یهوه صِبایوت، بر فربهان او لاغری خواهد فرستاد، و زیر جلال او آتشی چون شعله فروزان افروخته خواهد شد. [17] و نور اسرائیل آتش و قدوس وی شعله خواهد شد، و در یکروز خار و خسش را سوزانیده، به کام در خواهد کشید. [18] و شوکت جنگل و بستان او هم روح و هم بدن را تباه خواهد ساخت همچون تحلیل رفتن شخص مریض! [19] و بقیه درختان و جنگلش انگشت شمار خواهد بود که طفلی آنها را ثبت تواند کرد. [20] و در آن روز واقع خواهد شد که بقیه اسرائیل و ناجیان خاندان یعقوب دیگر بر زننده خود اعتماد نخواهند نمود. بلکه بر خداوند که قدوس اسرائیل است، به صداقت اعتماد خواهند کرد.
پیدایش 7:6-9
[6] و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمین آمد. [7] و نوح و پسرانش و زنش و زنان پسرانش با او از آب طوفان به کشتی درآمدند. [8] از چارپایان پاک و از چارپایان ناپاک، و از پرندگان و از همه خزندگان زمین، [9] یک جفت نر و ماده، نزد نوح به کشتی درآمدند، چنانکه خدا نوح را امر کرده بود.
امثال سلیمان 9:12-18
[12] اگر حکیم هستی، برای خود حکیم هستی. و اگر مسخره نمایی، به تنهایی متحمّل زیان آن خواهی بود. [13] زن احمق یاوهگو است، جاهل است و هیچ نمیداند. [14] نزد در خانه خود مینشیند، در مکانهای بلند شهر بر کرسی، [15] تا راه روندگان را بخواند، و آنانی را که به راههای خود به راستی میروند: [16] «هر که جاهل باشد به اینجا برگردد!» و به عاری از عقل میگوید: [17] «آبهای دزدیده شده شیرین است، و نان مخفیانه لذیذ میباشد.» [18] و او نمیداند که مردگان در آنجا هستند و دعوتشدگانش در عمقهای عالم مردگان میباشند.
تقویم قدیم
اِشعیا 40:18-31
اِشعیا 40:18-31[18] پس خدا را به که تشبیه میکنید و کدام شباهت را با او برابر میتوانید کرد؟ [19] صنعتگر بت را میریزد و زرگر آن را به طلا میپوشاند، و زنجیرهای نقره برایش میریزد. [20] کسی که توان چنین هدایا نداشته باشد، درختی را که نمی پوسد، اختیار میکند و صنعتگر ماهری را می طلبد تا بتی را که واژگون نشود، برای او بسازد. [21] آیا ندانسته و نشنیدهاید و از ابتدا به شما خبر داده نشده است و از بنیاد زمین نفهمیدهاید؟ [22] او است که بر کره زمین نشسته است و ساکنانش مثل ملخ میباشند. اوست که آسمانها را مثل پرده میگستراند و آنها را مثل خیمه به جهت سکونت پهن میکند. [23] که امیران را لاشی میگرداند و داوران جهان را مانند بطالت میسازد. [24] هنوز غرس نشده و کاشته نگردیدهاند و تنه آنها هنوز در زمین ریشه نزده است، که فقط بر آنها میدمد و پژمرده میشوند و گرد باد آنها را مثل کاه میرباید. [25] پس مرا به که تشبیه میکنید تا با او مساوی باشم؟ قدوس میگوید: [26] چشمان خود را به آسمانها برافراشته ببینید. کیست که اینها را آفرید و کیست که لشکر اینها را به شماره بیرون آورده، تمامی آنها را به نام میخواند؟ از زیادی قوت و از عظمت توانایی او یکی از آنها گم نخواهد شد. [27] ای یعقوب, چرا فکر میکنی و ای اسرائیل چرا میگویی: «راه من از خداوند مخفی است و خدای من انصاف مرا به فراموشی سپرده است.» [28] آیا ندانسته و نشنیدهای که خدای سرمدی یهوه آفریننده کرانهای زمین درمانده و خسته نمیشود و فهم او را تفتیش نتوان کرد؟ [29] ضعیفان را قوت میبخشد و ناتوانان را قدرت زیاده عطا مینماید. [30] حتی جوانان هم درمانده و خسته میگردند و شجاعان به کلی میافتند. [31] اما آنانی که منتظر خداوند میباشند قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. خواهند دوید و خسته نخواهند شد. خواهند رفت و درمانده نخواهند گردید.
پیدایش 15:1-15
[1] بعد از این وقایع، کلام خداوند در رویا، به اَبرام رسیده، گفت: «ای اَبرام، مترس! من سپر تو هستم، و پاداش بسیار عظیم تو.» [2] اَبرام گفت: «ای خداوند یهوه، مرا چه خواهی داد، زیرا که من بیفرزند میروم و مختار خانهام، این العاذار دمشقی است؟» [3] و اَبرام گفت: «اینک مرا نسلی ندادی و خانهزادم وارث من است.» [4] در همان وقت کلام خداوند به او در رسیده، گفت: «این وارث تو نخواهد بود، بلکه کسی که از پشت خود تو درآید، وارث تو خواهد بود.» [5] و او را بیرون آورده، گفت: «اکنون به سوی آسمان نگاه کن و ستارگان را بشمار، هرگاه آنها را توانی شمرد.» پس به او گفت: «نسل تو چنین خواهد بود.» [6] اَبرام به خداوند ایمان آورد، و او، این را برای وی عدالت حساب کرد. [7] خداوند او را گفت: «من هستم یهوه که تو را از اور کلدانیان بیرون آوردم، تا این زمین را به ارثیت، به تو بخشم.» [8] گفت: «ای خداوند یهوه، به چه نشان بدانم که وارث آن خواهم بود؟» [9] به او گفت: «گوساله ماده سه ساله و بز ماده سه ساله و قوچی سه ساله و قمری و کبوتری برای من بگیر.» [10] پس این همه را بگرفت، و آنها را از میان دو پاره کرد و هر پارهای را مقابل جفتش گذاشت، لیکن مرغان را پاره نکرد. [11] و چون لاشخورها بر لاشهها فرود آمدند، اَبرام آنها را راند. [12] و چون آفتاب غروب میکرد، خوابی سنگین بر اَبرام مستولی شد و اینک تاریکی ترسناک و سختی او را فرو گرفت. [13] آنگاه خداوند به اَبرام گفت: «یقین بدان که نسل تو در زمینی که از آنِ ایشان نباشد، غریب خواهند بود و آنها را بندگی خواهند کرد و آنها چهارصد سال ایشان را تحت ستم خواهند داشت. [14] و بر آن ملتی که ایشان بندگان آنها خواهند بود، من داوری خواهم کرد. و بعد از آن با اموال بسیار بیرون خواهند آمد. [15] و تو نزد پدران خود به سلامتی خواهی رفت، و در کهنسالگی نیکو دفن خواهی شد.
امثال سلیمان 15:7-19
[7] لبهای حکیمان معرفت را پخش میسازد، امّا چنین نیست دل احمقان. [8] قربانی شریران نزد خداوند نفرت انگیز است، امّا دعای راستان پسندیده اوست. [9] راه شریران نزد خداوند نفرت انگیز است، امّا پیروان عدالت را دوست میدارد. [10] برای هر که طریق را ترک نماید، تنبیه سخت است و هر که از تنبیه نفرت کند، خواهد مُرد. [11] عالم مردگان و اَبَدّون در حضور خداوند است، پس چند مرتبه زیاده دلهای آدمیان. [12] استهزا کننده تنبیه را دوست ندارد و نزد حکیمان نخواهد رفت. [13] دل شادمان چهره را زینت میدهد، امّا از تلخی دل روح افسرده میشود. [14] دل مرد فهیم معرفت را میطلبد، امّا دهان احمقان حماقت را میچرد. [15] تمامی روزهای مصیبت کشان بد است، امّا خوشی دل، مهمانی دائمی است. [16] اموال اندک با ترس خداوند بهتر است از گنج عظیم با اضطراب. [17] سفره سبزیجات در جایی که محبّت باشد، بهتر است از گاو پرواری که با آن دشمنی باشد. [18] مرد تندخو نزاع را برمیانگیزد، امّا شخص دیرغضب دشمنی را فرو مینشاند. [19] راه کاهلان مثل خاربست است، امّا طریق راستان شاهراه است.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس سوفرونیوس، پاتریارک اورشلیم
سوفرونیوس در دمشق از والدینی برجسته زاده شد. پس از آنکه حکمت دنیوی را فراگرفت، همچنان ناراضی ماند و برای جستوجو و کسب حکمت روحانی رهسپار شد. در صومعهٔ قدیس تئودوسیوس با راهبی به نام یوحنای موسخوس آشنا شد و او را بهعنوان استاد خویش برگزید.
به همراه او سفر کرد و از صومعهها و زاهدان مصر دیدار نمود. شعارش این بود: «هر روز حکمتی روحانیتر بیاموز.» هرآنچه آموختند نگاشتند و بعدها در دو کتاب با عنوان «مرتع روحانی» منتشر کردند.
سپس به روم رفتند؛ در آنجا موسخوس درگذشت و وصیت کرد که جسدش یا به سینا برده شود یا به صومعهٔ قدیس تئودوسیوس. سوفرونیوس وصیت استادش را بهجا آورد و پیکر او را به صومعهٔ قدیس تئودوسیوس منتقل کرد.
پس از آن در اورشلیم ماند؛ شهری که تازه از دست ایرانیان آزاد شده بود. او در انتقال صلیب گرامی از ایران حضور داشت؛ همان صلیبی که امپراتور هراکلیوس بر دوش خود به شهر مقدس آورد.
پاتریارک سالخورده زکریا که از اسارت بازگشته بود، اندکی بعد درگذشت. پس از او مودِستوس در سال ۶۳۴ درگذشت و آنگاه سوفرونیوس مبارک جانشین او شد.
سوفرونیوس ده سال با حکمتی استثنایی و غیرتی فراوان کلیسا را رهبری کرد. او در دفاع از ایمان راستین بر ضد بدعت مونوتهلیتیسم برخاست و آن را در شورای اورشلیم محکوم کرد، پیش از آنکه در شورای ششم جهانی محکوم شود.
او «زندگی قدیسه مریم مصری» را نگاشت، ترتیب «برکت عظیم آب» را تدوین کرد و سرودها و نغمههای تازهای به خدمات عبادی افزود.
هنگامی که خلیفهٔ عرب، عمر، اورشلیم را تصرف کرد، سوفرونیوس از او خواست جان مسیحیان را حفظ کند و عمر بهدروغ وعده داد. چون بهزودی غارت و آزار مسیحیان آغاز شد، سوفرونیوس با اندوه از خدا خواست او را از میان زندگان بردارد تا شاهد بیحرمتی به اماکن مقدس نباشد. خدا دعایش را شنید و او را در سال ۶۴۴ به سراهای آسمانی خویش برد.

قدیس شهید پیونیوس و همراهانش
پیونیوس کاهنی از سوریه بود. او در اسمیرنا در زمان آزار و شکنجهٔ دکیوس رنج کشید. به مصلوب شدن محکوم شد و از این حکم بسیار شادمان گشت.
چون سربازان صلیبی ساختند و آن را بر زمین نهادند، پیونیوس خود بر آن دراز کشید، دستانش را گشود و فرمان داد میخها را بر دستانش بکوبند. صلیب را وارونه در زمین استوار کردند و زیر سر شهید آتشی افروختند.
جمع بسیاری گرد آمدند. پیونیوس چشمان خود را بست و در دل به خدا دعا کرد. شعلههای آتش حتی موی سر او را نسوزاند.
چون آتش خاموش شد و همگان گمان کردند که مرده است، چشمان خود را گشود و با شادی فریاد زد: «ای خدا، جان مرا بپذیر»، و جان سپرد.
او «زندگی قدیس پولیکارپوس اسمیرنایی» را نگاشت و اکنون با او در پادشاهی مسیح شادمان است. در سال ۲۵۰ رنج کشید و جلال یافت.

جرج سینایی مکرم
جرج رئیس دیر کوه سینا، زاهدی بزرگ و مردی عادل بود. در شب عید فصح، فرشتهای از سوی خداوند او را برای خدمات الهی به اورشلیم برد و همان روز به سینا بازگردانید.
او در سدهٔ ششم بهآرامی درگذشت.
سرود ستایش
قدیس پیونیوس
پیونیوس در حالی که شکنجه میشود سخن میگوید:
ای شهروندان ازمیرِ مشهور،
همشهریان عمرِ معروف،
من میدانم آنچه را که همه شما میدانید،
هیچیک از شما نمیدانید، آنچه را که من میدانم:
لذت شیرینِ مردن را، من میدانم
و شیرینتر از آن، امید به مسیح.
من میدانم که مرگ مرا نابود نخواهد کرد
بلکه فقط بدن را، تا از روح جدا شود.
برای من، میدانم که فرشتگان در انتظار هستند
در قصرهای پادشاه آسمانی،
و فرشتگان، انبیا و قدیسان،
سپاهیان بسیاری از برگزیدگان خدا،
و شهیدانِ شگفتانگیز برای مسیح.
من میدانم که به میهن خود باز میگردم،
از جایی که به اینجا آمدهام.
هدف از رنجم را، من میدانم،
شما نمیدانید چرا مرا شکنجه میکنید!
بجوش ای کینه و بر من خشم کن!
با بازوهای گشوده، منجی در انتظار من است،
همه شما، مرا بزنید، با شکنجههای بیشتر.
هر چه رنج دشوارتر ، سپیده دم زودتر ،
هر چه مرگ سریعتر ، روح شادتر .
تأمل
«هیچ عمل نیکویی تنها با تلاشهای ما به انجام نمیرسد، بلکه با قدرت و ارادهی خدا. با این وجود، خدا خواستار تلاش از جانب ما در هماهنگی با ارادهی خویش است.» این سخنان قدیسین بارسانوفیوس و جان است. اندک سخنی، اما گفته بسیار است. ما ملزم به زحمت کشیدن، پرورش دادن و آماده کردن هر چیز نیکو هستیم، و اگر خیری ریشه دواند، رشد کند و میوه به بار آورد، آن بر عهدهی قدرت و ارادهی خدا است. ما شیارها را شخم میزنیم و خدا بذر میافشاند، اگر اراده کند. ما ظروف روح را پاک میکنیم و خدا روح را در این ظروف میریزد، اگر اراده کند. او میتواند هر کاری را انجام دهد اگر اراده کند. و او هر کاری را انجام خواهد داد که به والاترین حکمت و مناسبت پاسخ دهد، یعنی به نقشهی نجات بشر از سوی او. در تفسیر سخنان خداوندمان، «پس چون مار هوشیار باشید و مانند کبوتر ساده» (متی ۱۰: ۱۶)، قدیس یوحنای زریندهان مینویسد که خداوندمان این فرمان را به شاگردانش داد تا «خودشان نیز به نحوی همکاری کنند، تا چنین به نظر نرسد که تمام تلاش از جانب فیض است و اینکه آنان فکر نکنند که تاجهای جلال را مفت و مجانی دریافت کردهاند.» و بنابراین، هر دوی آنها برای نجات ما ضروری هستند: تلاش ما و قدرت فیض خدا.
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسی در هنگام محاکمه در برابر قیافا:
۱. چگونه کاهن اعظمِ یهودیان، خداوندگارِ ما را در خانهاش، در محاصرهی مردانی تقریباً به همان اندازه رذل که خود او بود، بازداشت میکند.
۲. چگونه پطرس، بیرون در حیاط کنار آتش نشسته و در برابر خدمتکاران، سه بار خداوند عیسی را انکار میکند.
۳. چگونه حتی امروز نیز اتفاق میافتد که برخی مسیحیان، از ترس دنیا، خداوند را به این طریق انکار میکنند: چگونه آنها نیز ادعا میکنند که مسیحی نیستند؛ اینکه با احکام خداوند آشنا نیستند و به خداوند اهمیت نمیدهند.
موعظه
-دربارهی بازگشت ثانوی مسیح-
«هنگامی که پسر انسان با شکوه و جلال خود به همراه همۀ فرشتگان بیاید، بر تخت پرشکوه خود خواهد نشست » (متی۲۵ :۳۱).
اینگونه خداوند ما درست پیش از هولناکترین خواریهای خویش، پیش از بسته شدن، پیش ازآنکه بر او آب دهان بیندازند، پیش از سیلی خوردن و پیش از استهزاء شدن پیش از مصلوب شدن، سخن گفت. در تاریکترین ساعت خویش، او دربارهی زندهترین و با شکوهترین ساعت خویش سخن میگوید. پیش از وحشتناکترین و بدترین عزیمت خود از این جهان، دربارهی آمدن دوبارهی خویش در جلال سخن میگوید. ابتدا، او از غار در بیتلحم آمد، فروتن و نادیده، و بار دوم، او بر ابرهای فرشتگانش خواهد آمد. بار اول انگار از زمین جوانه زد، و بار دوم از آسمانها ظاهر خواهد شد. بار اول ایستاد و بر روی زمین زانو زد، و بار دوم بر تخت جلال خویش خواهد نشست..
هنگامی که دوباره بر تخت جلالش بیاید، از هیچ کس پنهان نخواهد بود. هیچکس نخواهد پرسید، همانطور که مجوسیان پیش از آمدن اولش پرسیدند،،
«کجاست آن پادشاه؟» (متی ۲:۲). در آن زمان، همه پادشاه را خواهند دید و او را به عنوان پادشاه تشخیص خواهند داد. اما این رؤیت و تشخیص، برای برخی، شادی و برای برخی دیگر، ترس و وحشت خواهد بود. فقط به شادی کسانی فکر کنید که احکام او را انجام دادهاند، کسانی که به نام او دعا کردهاند، کسانی که اعمال نیکو انجام دادهاند و به ویژه کسانی که برای نام او رنج کشیدهاند! فقط به ترس و وحشت همهی کسانی فکر کنید که در اورشلیم بر او آب دهان انداختند، او را زدند و مصلوب کردند.
ای خداوندگار رحیم، همهی ما را که نام تو را میخوانیم و به دلیل ضعفهایمان، بر تو گناه میکنیم، ببخش؛ ما را پیش از آن ساعت بزرگ و شگفتانگیز که تو شروع به ظهور در جلال خود با همهی فرشتگان مقدست میکنی، ببخش.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.