آیات روز
تقویم جدید
متّی 11:27-30 (انجیل صبح)
متّی 11:27-30 (انجیل صبح)[27] پدرم همه چیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمیشناسد به جز پدر و نه پدر را هیچ کس میشناسد غیر از پسر و کسی که پسر بخواهد به او آشکار سازد. [28] بیاید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتادهدل میباشم و در جانهای خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»
اوّل قرنتیان 4:5-8
[5] بنابراین پیش از وقت به چیزی قضاوت مکنید تا خداوند بیاید که خفایای ظلمت را روشن خواهد کرد و نیّتهای دلها را به ظهور خواهد آورد؛ آنگاه هر کس را تعریف از خدا خواهد بود. [6] امّا ای برادران، این چیزها را به طور تشبیه به خود و اَپُلُس نسبت دادم به خاطر شما تا دربارهٔ ما آموخته شوید که از آنچه نوشته شده است، تجاوز نکنید و تا هیچ یکی از شما تکبّر نکند برای یکی بر دیگری. [7] زیرا کیست که تو را برتری داد و چه چیز داری که نیافتی؟ پس چون یافتی، چرا فخر میکنی که گویا نیافتی. [8] اکنون سیر شده و دولتمند گشتهاید و بدون ما سلطنت میکنید؛ و کاش که سلطنت میکردید تا ما نیز با شما سلطنت میکردیم.
غَلاطیان 5:22-6: 2 ( رساله قدیس )
[22] لیکن ثمرهٔ روح، محبّت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و خویشتنداری است، [23] که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست. [24] و آنانی که از آنِ مسیح عیسی میباشند، جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساختهاند. [25] اگر به روح زیست کنیم، به روح هم رفتار بکنیم. [26] خودپسند نباشیم تا یکدیگر را به خشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم.
[1] امّا ای برادران، اگر کسی به خطایی گرفتار شود، شما که روحانی هستید، چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید. و خود را توجّه کن که مبادا تو نیز در وسوسه افتی. [2] بارهای سنگین یکدیگر را متحمّل شوید و به این نوع شریعت مسیح را به جا آرید.
متّی 13:44-54
[44] «و پادشاهی آسمان گنجی را ماند، مخفی شده در زمین که شخصی آن را یافته، پنهان نمود و از شادی آن رفته، آنچه داشت فروخت و آن زمین را خرید. [45] «باز پادشاهی آسمان تاجری را ماند که جویای مرواریدهای خوب باشد، [46] و چون یک مروارید گرانبها یافت، رفت و مایملک خود را فروخته، آن را خرید. [47] «و باز پادشاهی آسمان مثل دامی است که به دریا افکنده شود و ماهی از هر جنسی به آن درآید، [48] و چون پر شود، به کنارهاش کشند و نشسته، خوبها را در ظروف جمع کنند و بدها را دور اندازند. [49] بدینطور در آخر این عالم خواهد شد. فرشتگان بیرون آمده، شریران را از میان صالحین جدا کرده، [50] ایشان را در تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان میباشد.» [51] عیسی ایشان را گفت: «آیا همه این امور را فهمیدهاید؟» گفتندش: «بلی.» [52] به ایشان گفت: «بنابراین، هر کاتبی که در پادشاهی آسمان تعلیم یافته است، مثل صاحبخانهای است که از خزانه خویش چیزهای نو و کهنه بیرون میآورد.» [53] و چون عیسی این مَثَلها را به پایان رسانید، از آن مکان روانه شد. [54] و چون به شهر خویش آمد، آنها را در کنیسه ایشان تعلیم داد، به گونهای که متعجّب شده، گفتند: «از کجا این شخص چنین حکمت و معجزات را کسب نمود؟
متّی 4:25- 5: 12 (انجیل قدیس )
[25] و گروهی بسیار از جلیل و دِکاپولس و اورشلیم و یهودیه و آن طرف اُردن در عقب او روانه شدند.
[1] عیسی گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست، شاگردانش نزد او حاضر شدند. [2] آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: [3] «خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [4] خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. [5] خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. [6] خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد. [7] خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد. [8] خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. [9] خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. [10] خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [11] خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بد به ضدّ شما به دروغ بگویند. [12] خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است. زیرا که به همینطور بر انبیا قبل از شما جفا میرسانیدند.
تقویم قدیم
متّی 11:27-30 (انجیل صبح)
متّی 11:27-30 (انجیل صبح)[27] پدرم همه چیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمیشناسد به جز پدر و نه پدر را هیچ کس میشناسد غیر از پسر و کسی که پسر بخواهد به او آشکار سازد. [28] بیاید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتادهدل میباشم و در جانهای خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»
اوّل قرنتیان 10:28-11: 7
[28] امّا اگر کسی به شما گوید: «این قربانی بت است»، مخورید به خاطر آن کس که خبر داد و به خاطر وجدان، زیرا که جهان و پری آن از آنِ خداوند است. [29] امّا وجدان میگویم نه از خودت بلکه وجدان آن دیگر؛ زیرا چرا وجدان دیگری بر آزادی من قضاوت کند؟ [30] و اگر من به شُکر بخورم، چرا بر من تهمت زنند به خاطر آن چیزی که من برای آن شُکر میکنم؟ [31] پس خواه بخورید، خواه بنوشید، خواه هر چه کنید، همه را برای جلال خدا بکنید. [32] یهودیان و یونانیان و کلیسای خدا را لغزش مدهید. [33] چنانکه من نیز در هر کاری همه را خوش میسازم و نفع خود را طالب نیستم، بلکه نفع بسیاری را تا نجات یابند.
[1] پس از من نمونه بگیرید، چنانکه من نیز از مسیح نمونه میگیرم. [2] حال شما را تحسین مینمایم از این جهت که در هر چیز مرا یاد میدارید و اخبار را به طوری که به شما سپردم، حفظ مینمایید. [3] امّا میخواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. [4] هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوّت کند، سر خود را رسوا مینماید. [5] امّا هر زنی که سر برهنه دعا یا نبوّت کند، سر خود را رسوا میسازد، زیرا مانند این است که سر خود را تراشیده باشد. [6] زیرا اگر زن نمیپوشاند، موی را نیز بِبُرد؛ و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن شرم آور است، باید بپوشاند. [7] زیرا که مرد را نباید سر خود بپوشاند، چونکه او صورت و جلال خداست، امّا زن جلال مرد است.
غَلاطیان 5:22-6: 2 ( رساله قدیس )
[22] لیکن ثمرهٔ روح، محبّت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان و تواضع و خویشتنداری است، [23] که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست. [24] و آنانی که از آنِ مسیح عیسی میباشند، جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساختهاند. [25] اگر به روح زیست کنیم، به روح هم رفتار بکنیم. [26] خودپسند نباشیم تا یکدیگر را به خشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم.
[1] امّا ای برادران، اگر کسی به خطایی گرفتار شود، شما که روحانی هستید، چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید. و خود را توجّه کن که مبادا تو نیز در وسوسه افتی. [2] بارهای سنگین یکدیگر را متحمّل شوید و به این نوع شریعت مسیح را به جا آرید.
متّی 16:24-28
[24] آنگاه عیسی به شاگردان خود گفت: «اگر کسی خواهد پیروی من کند، باید خود را انکار کرده و صلیب خود را برداشته، از عقب من آید. [25] زیرا هر کس بخواهد جان خود را برهاند، آن را از دست بدهد؛ اما هر که جان خود را به خاطر من از دست دهد، آن را دریابد. [26] زیرا شخص را چه سود دارد که تمام دنیا را ببرد و جان خود را ببازد؟ یا اینکه آدمی چه چیز را فدیه جان خود خواهد ساخت؟ [27] زیرا که پسر انسان خواهد آمد در جلال پدر خویش به اتفاق فرشتگان خود، و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد. [28] به راستی به شما میگویم که بعضی در اینجا حاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در پادشاهی خود میآید، طعم مرگ را نخواهند چشید.»
متّی 4:25- 5: 12 (انجیل قدیس )
[25] و گروهی بسیار از جلیل و دِکاپولس و اورشلیم و یهودیه و آن طرف اُردن در عقب او روانه شدند.
[1] عیسی گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست، شاگردانش نزد او حاضر شدند. [2] آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: [3] «خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [4] خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. [5] خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. [6] خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد. [7] خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد. [8] خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. [9] خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. [10] خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [11] خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بد به ضدّ شما به دروغ بگویند. [12] خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است. زیرا که به همینطور بر انبیا قبل از شما جفا میرسانیدند.
مناسبت و قدیسین روز

چهل و پنج شهید مقدس: لئونتیوس، موریس، اسکندر، سیسینیوس و دیگران
در دوران سلطنت امپراتور شریر لیسینیوس که بر نیمهٔ شرقی امپراتوری روم حکومت میکرد، آزار و اذیت شدیدی علیه مسیحیان برپا شد. در شهر نیکوپولیس ارمنستان، قدیس لئونتیوس همراه با چند تن از دوستانش در برابر لیسیوس، نمایندهٔ امپراتور، حاضر شد و آشکارا اعلام کرد که مسیحی هستند. لیسیوس از آنان پرسید: «مسیح شما کجاست؟ مگر او مصلوب نشد و نمرد؟» قدیس لئونتیوس پاسخ داد: «همانگونه که میدانی مسیح ما مُرد، بدان که او همچنین از مردگان برخاست و به آسمان صعود کرد.»
پس از گفتوگویی طولانی دربارهٔ ایمان، لیسیوس دستور داد آنان را به شدت تازیانه بزنند و به زندان بیندازند؛ جایی که نه غذا و نه آب به آنان داده میشد. بانویی اشرافزاده و مسیحی به نام ولاسیانا از پنجرهٔ زندان برای آنان آب میآورد. همچنین فرشتهای از جانب خدا بر آنان ظاهر شد تا ایشان را تسلی داده و دلگرم سازد. هنگامی که زمان صدور حکم رسید، دو نفر از زندانبانان به عنوان مسیحیان تازهایمانیافته در برابر لیسیوس حاضر شدند و افراد بسیاری نیز به آنان پیوستند، به گونهای که شمارشان به چهل و پنج نفر رسید. قاضی همهٔ آنان را به مرگ محکوم کرد و فرمان داد دستها و پاهایشان را با تبر قطع کنند و سپس بدنهایشان را در آتش بیندازند. این مجازات هولناک اجرا شد و ارواح شهیدان مقدس به سوی خداوندشان پرواز کرد و وارد حیات جاودان شد. آنان در سال ۳۱۹ میلادی با شرافت برای مسیح رنج کشیدند و وارث ملکوت آسمان شدند.

قدیس آنتونیِ صومعهٔ غارهای کییف
قدیس آنتونی بنیانگذار و پدر رهبانیت در سرزمین روسیه بود. او در شهر کوچک لیوبچ در نزدیکی چرنیگوف به دنیا آمد. از همان جوانی خانهٔ خود را ترک کرد و به کوه مقدس آتوس رفت؛ جایی که در صومعهٔ اسفیگمنو رهبان شد و زندگی زاهدانهای را آغاز کرد. به فرمانی که رئیس صومعه در پی یک مکاشفهٔ آسمانی دریافت کرده بود، آنتونی برای بنیان نهادن زندگی رهبانی به روسیه فرستاده شد. او غاری در نزدیکی کییف را برای اقامت برگزید. وقتی مشتاقان زندگی رهبانی پیرامونش گرد آمدند، قدیس تئودوسیوس را به ریاست صومعه گماشت و خود در غار ماند و زندگی هِسیخاستی (زندگی سکوت، دعا و آرامش درونی) را ادامه داد. به برکت خدا، آن صومعه رشد کرد و به مادر همهٔ صومعههای روسیه تبدیل شد. آنتونی از سوی انسانها و همچنین شیاطین رنجهای فراوانی کشید، اما با فروتنی بر همهٔ آنها غلبه کرد. او دارای عطای بزرگ تشخیص امور پنهان و نیز شفای بیماران بود. وی در سال ۱۰۷۳ میلادی، در سن نود سالگی، در خداوند آرام گرفت و میراث روحانی بزرگی برای نسلهای آیندهٔ ارتدوکسهای روسیه بر جای گذاشت.

انتقال ردای مقدس خداوند ما عیسی مسیح
در زمان رنجهای نجاتبخش خداوند عیسی مسیح، در میان سربازان رومی حاضر در اورشلیم، مردی گرجی به نام الیوز از شهر متسختا حضور داشت. مادر او پیشتر دربارهٔ مسیح شنیده و در دل خود به او ایمان آورده بود. هنگامی که پسرش را برای خدمت نظامی به فلسطین بدرقه میکرد، به او سفارش کرد: «هرگز کاری بر ضد مسیح انجام نده.»
وقتی خداوند بر صلیب میخکوب شد، صدای ضربات چکش بر جلجتا به گونهای معجزهآسا به گوش مادر الیوز در شهر متسختا رسید. او با شنیدن آن صدا فریاد زد: «وای بر من! کاش پیش از این مرده بودم؛ زیرا مرگ مرا از شنیدن این صدای هولناک نجات میداد.» و هماندم جان سپرد.
در همان زمان، الیوز زیر صلیب ایستاده بود و همراه دیگر سربازان برای به دست آوردن ردای مسیح قرعه انداخت. قرعه به نام او افتاد و او ردا را به متسختا برد و آن را به خواهرش سیدونیا هدیه داد. وقتی سیدونیا از مرگ خداوند و از اینکه برادرش در ریختن خون بیگناه مشارکت داشته است آگاه شد، از شدت اندوه جان سپرد، در حالی که ردای خداوند را سخت در آغوش گرفته بود؛ به گونهای که هیچکس نتوانست آن را از دستانش بیرون آورد. به همین دلیل، او را همراه با ردای مقدس به خاک سپردند. از قبر او درخت سِدری رویید که از آن مُرّ شفابخش جاری میشد. سالها بعد، آن درخت را بریدند و از آن ستونی ساختند. به دعای قدیس نینا، فرشتهای آن ستون را که همچون ستونی از آتش میدرخشید، بر فراز قبر برافراشت و سپس آن را بر پایهای که از تنهٔ درخت ساخته شده بود قرار داد. پس از غسل تعمید شاه میریان، او در همان مکان کلیسایی به افتخار رسولان مقدس بنا کرد. در سال ۱۶۲۵ میلادی، شاه عباس این ردای مقدس را به عنوان هدیه برای شاهزاده میخائیل فئودوروویچ و پاتریارک فیلارت به مسکو فرستاد و آن را در کلیسای جامع دورمیشن (عروج مریم) در مسکو نگهداری کردند.
سرود ستایش
مادر الیوز
مادر الیوز به پسرش چنین سفارش کرد:
«ای الیوز، نور چشمانم، اکنون به سپاه امپراتور میپیوندی، در همان سرزمینی که نیاکان من از آن برخاستهاند.
در آن سرزمین، پادشاه حقیقی ظهور کرده است؛ مسیح خداوند، همان نجاتدهندهای که از دیرباز پیامبران وعدهاش را داده بودند.
خبر آمدن او به گرجستان نیز رسیده است. او معجزاتی انجام میدهد که هرگز مانندش دیده نشده، و سخنانی میگوید که هیچ انسانی پیش از او نگفته است، و در میان مردم، ملکوت خدا را بنا مینهد.
همه جا سخن از اوست. آدمیان و فرشتگان شادماناند، اما این شادی با شرارت بزرگان یهود که قصد کشتن او را دارند، تیره شده است. و این لعنت تازه، بر قوم ایشان سنگینی میکند.
اما تو، پسرم، نور چشمانم، در گناه آنان شریک مشو. خود را به خون آن عادل مقدس آلوده مکن.»
زمان گذشت.
روزی که مادر در حال دعا بود، در روح خود صدای چکشهایی را شنید که بر صلیب فرود میآمدند.
با فریادی جانسوز گفت:
«ای مرگ! چرا زودتر نزد من نیامدی تا این صدای وحشتناک را نشنوم؟
این صدا، مرگِ نجاتدهندهٔ بیگناه، و لعنتی را که بر قوم یهود خواهد آمد اعلام میکند.
ای پسرم، ای الیوز، چرا سخن مادرت را نشنیدی؟ چرا در ریختن خون آن عادل شریک شدی؟»
پس از گفتن این سخنان، آن مادرِ سوگوار بر زمین افتاد و روح خود را به خدا سپرد.
تأمل
اندیشیدن به مرگ همچون بارانی سرد و شدید است که آتش هوسها و امیال نفسانی را خاموش میکند.
مزمورنویس میگوید:
« زیرا چون بمیرد، چیزی از آن نخواهد برد و جلالش در عقب او فرو نخواهد رفت.» (مزمور ۴۹: ۱۷)
گاه انسان در میان بیایمانان درکی عمیقتر از بیارزشی شکوه دنیوی میبیند تا در میان برخی از مسیحیان، و این مایهٔ شرمساری است. هنگامی که صلاحالدین ایوبی از دنیا رفت، مطابق وصیتش، جارچیای در پیشاپیش تابوت او حرکت میکرد؛ نیزهای در دست داشت و یکی از پیراهنهای صلاحالدین را بر سر آن نیزه آویخته بود و با صدای بلند اعلام میکرد: «این است صلاحالدین بزرگ؛ فاتح سراسر آسیا، کسی که ملتهای بسیاری را به لرزه درآورد و بر امپراتوران پیروز شد. اما اکنون، از تمام شکوه، تمام قدرت، و همهٔ سرزمینهایش، هیچ چیز با خود نمیبرد، جز همین پیراهن ناچیز.»
تعمق
دربارهٔ ظهور معجزهآسای خدا بر موسی در کوه سینا تفکر کن (خروج ۱۹):
۱. چگونه موسی به قلهٔ کوه سینا صعود کرد و وارد تاریکیای شد که خدا در آن حضور داشت.
۲. چگونه نور خدا آنچنان عظیم است که در برابر آن، همهٔ نورهای طبیعت به تاریکی میمانند.
۳. چگونه دل انسان همانند کوه سیناست؛ جایی که خدا در ژرفای تاریکی دل با انسان ملاقات میکند.
موعظه
-دربارهٔ وظایف شبانان روحانی-
«گلهٔ خدا را که نزد شماست شبانی کنید و بر آن نظارت داشته باشید؛ نه از روی اجبار، بلکه با میل؛ نه برای سود ناپاک، بلکه با اشتیاق؛ و نه چونان کسانی که بر میراث خداوند فرمانروایی میکنند، بلکه با سرمشق شدن برای گله.» (اول پطرس ۵:۲–۳)
در این آیات، رسول مقدس پطرس دستورالعمل شبانان گلهٔ مسیح را بیان میکند. او تنها با چند جمله، سه هوس هولناک را آشکار میسازد که میتوانند شبانان را به گرگ تبدیل کنند: غرور، طمع، و عشق به قدرت.
در برابر این سه آفت، او سه فضیلت را قرار میدهد که باید زینتبخش هر شبان خدا باشند: ترس مقدس از خدا، غیرت و اشتیاق روحانی، و روح خدمتگزاری و الگو بودن برای گله.
پطرس این سخنان را نه تنها به عنوان یک معلم، بلکه به عنوان یک نبی بیان کرد. زیرا قرنها نشان دادهاند که دو گونه شبان در کلیسا وجود داشتهاند: گروهی که در مقامهای بلند کلیسایی، اسیر غرور، طمع و قدرتطلبی شدند؛ و گروهی که با ترس خدا، غیرت مقدس و خدمت فروتنانه زندگی کردند. کلیسا از گروه نخست آسیب دید، اما نابود نشد؛ بلکه خود آنان نابود شدند. اما به وسیلهٔ گروه دوم، کلیسا رشد کرد، پیشرفت نمود و نور خود را بر جهان تاباند. دستهٔ نخست گرگ بودند؛ دستهٔ دوم شبان. نخستین گروه دشمن خدا و انسان بودند؛ و دومین گروه دوستان خدا و انسان. مسیح، شبان اعظم، روزی از هر دو گروه دربارهٔ تکتک گوسفندانش، یعنی هر روح انسانی، حساب خواهد خواست و به هر کس مطابق اعمالش پاداش خواهد داد.
غرور، طمع و قدرتطلبیِ شبانان دروغین با آتش جاودان پاسخ داده خواهد شد؛ اما ترس از خدا، رحمت و خدمت شبانان حقیقی با شادی ابدی در ملکوت آسمان پاداش خواهد یافت.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.