10 ژوئن (گریگوری) /23 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 4:‏13-‏25

[13] زیرا به ابراهیم و نسل او، وعده‌ای که او وارث جهان خواهد بود، از جهت شریعت داده نشد، بلکه از عدالت ایمان. [14] زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند، ایمان بی‌ارزش شد و وعده باطل. [15] زیرا که شریعت باعث غضب است، امّا جایی که شریعت نیست، تجاوز از شریعت هم نیست. [16] و از این جهت از ایمان شد تا محض فیض باشد تا وعده برای همگی نسل استوار شود، نه تنها به نسل شرعی، بلکه به نسل ایمانی ابراهیم نیز که پدر همه ما است، [17] چنانکه نوشته شده است که «تو را پدر قومهای بسیار ساخته‌ام.» در حضور آن خدایی که به او ایمان آورد که مردگان را زنده می‌کند و ناموجودات را به وجود می خواند. [18] که او در ناامیدی به امید ایمان آورد تا پدر قومهای بسیار شود، مطابق آنچه گفته شد که «نسل تو چنین خواهد بود.» [19] و در ایمان کم قوّت نشده، نگاه کرد به بدن خود که در آن وقت مرده بود، چونکه نزدیک به صد ساله بود و به رحم مرده سارا. [20] و در وعدهٔ خدا از بی‌ایمانی شک ننمود، بلکه در ایمان قوی گشته، خدا را تمجید نمود، [21] و یقین دانست که به وفای وعده خود نیز قادر است. [22] و از این جهت برای او عدالت حساب شد. [23] ولی اینکه برای وی حساب شد، نه برای او فقط نوشته شد، [24] بلکه برای ما نیز که به ما حساب خواهد شد، چون ایمان آوریم به او که خداوند ما عیسی را از مردگان برخیزانید، [25] که به خاطر گناهان ما تسلیم گردید و به خاطر عادل شدن ما برخیزانیده شد.

متّی 7:‏21-‏23

[21] «نه هر‌ که مرا ‘خداوند، خداوند’ گوید، داخل پادشاهی آسمان گردد، بلکه آنکه اراده پدر مرا که در آسمان است، به‌جا آورد. [22] بسیاری در آن روز مرا خواهند گفت: ‘خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟’ [23] آنگاه به ایشان به صراحت خواهم گفت که ‘هرگز شما را نشناختم، ای بدکاران! از من دور شوید!’

تقویم قدیم
رومیان 10:‏11-‏11: 2

[11] و کتاب می‌گوید «هر ‌که به او ایمان آوَرَد، خجل نخواهد شد.» [12] زیرا که در یهود و یونانی تفاوتی نیست که همان خداوند، خداوند همه است و دولتمند است برای همه که نام او را می‌خوانند. [13] زیرا «هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت.» [14] پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده‌اند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی ‌که خبر او را نشنیده‌اند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟ [15] و چگونه وعظ کنند جز اینکه فرستاده شوند؟ چنانکه نوشته شده است که «چه زیبا است پایهای آنانی که به سلامتی مژده می‌دهند و به چیزهای نیکو مژده می‌دهند.» [16] لیکن همه مژده را گوش نگرفتند، زیرا اشعیا می‌گوید «ای خداوند، کیست که پیام ما را باور کرد؟» [17] بنابراین ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام مسیح. [18] لیکن می‌گویم آیا نشنیدند؟ البته شنیدند: «صوت ایشان در تمام جهان پخش گردید و کلام ایشان تا آن سر دنیا رسید.» [19] و می‌گویم: آیا اسرائیل درک نکرد؟ اوّل، موسی می‌گوید: «من شما را به غیرت می‌آورم به آن که ملّتی نیست و با قوم بی‌فهم شما را خشمگین خواهم ساخت.» [20] و اِشَعیا نیز جرأت کرده، می‌گوید: «آنانی که طالب من نبودند مرا یافتند و به کسانی که مرا نطلبیدند، آشکار گردیدم.» [21] امّا در حق اسرائیل می‌گوید: «تمام روز دستهای خود را دراز کردم به سوی قومی نامطیع و مخالف.»
[1] پس می‌گویم: آیا خدا قوم خود را رد کرد؟ به هیچوجه! زیرا که من نیز اسرائیلی از اولاد ابراهیم از قبیله بنیامین هستم. [2] خدا قوم خود را که از قبل شناخته بود، رد نفرموده است. آیا نمی‌دانید که کتاب در مورد ایلیا چه می‌گوید؟ اینکه او چگونه از دست قوم اسرائیل نزد خدا فریاد می‌کند؟

متّی 11:‏16-‏20

[16] لیکن این طایفه را به چه چیز تشبیه نمایم؟ اطفالی را مانند که در کوچه‌ها نشسته، رفیقان خویش را صدا زده، [17] می‌گویند: ‘برای شما نی نواختیم، رقص نکردید؛ نوحه‌گری کردیم، سینه نزدید.’ [18] زیرا که یحیا آمد، نه می‌خورد و نه می‌آشامید، می‌گویند دیو دارد. [19] پسر انسان آمد که می‌خورد و می‌نوشد، می‌گویند: ‘اینک مردی پرخور و میگسار و دوست خراجگیران و گناهکاران است. لیکن حقانیّت حکمت را ثمرات آن به ثبوت می‌رسانند.’» [20] آنگاه شروع به ملامت نمود بر آن شهرهایی که بسیاری از معجزات وی در آنها انجام شد، زیرا که توبه نکرده بودند:

مناسبت و قدیسین روز

شهیدِ مقدس تیموتائوس، اسقف بروسا

تیموتائوس به سبب پاکی عظیم روحانی خود، از سوی خدا عطیهٔ انجام معجزات را دریافت کرده بود و همهٔ بیماری‌ها و رنج‌های مردم را شفا می‌داد. در دوران فرمانروایی امپراتور شریر، یولیانوس مرتد، که مسیح را انکار کرده بود، قدیس تیموتائوس به زندان افکنده شد. حتی در زندان نیز مؤمنان نزد او می‌آمدند تا به تعلیمات حکیمانهٔ شبان بزرگ خود گوش فرا دهند. هنگامی که یولیانوس از این موضوع آگاه شد، به جلاد فرمان داد که در همان زندان سرِ تیموتائوس را از تن جدا کند. این واقعه در سال ۳۶۲ میلادی رخ داد. روح او به فردوس شتافت، در حالی که بقایای مقدسش همچنان معجزه‌گر باقی ماندند تا به مردم یاری رسانند و قدرت خدا را آشکار سازند.

شهیدان مقدس اسکندر و آنتونینا

اسکندر و آنتونینا هر دو اهل اسکندریه بودند. آنتونینا دوشیزه‌ای شریف و پاکدامن بود و اسکندر سربازی در خدمت امپراتوری. هر دو مسیحی بودند.
نخست آنتونینا را به محاکمه کشاندند و شکنجه کردند. هنگامی که او را به زندان انداختند، اسکندر به فرمان فرشته‌ای از سوی خدا (با آنکه تا آن زمان آنتونینا را نمی‌شناخت) به زندان رفت، ردای نظامی خود را بر او پوشاند و به او گفت سرش را پایین بیندازد و از میان نگهبانان دروازه عبور کند. بدین‌سان، آن دوشیزه گریخت و سرباز، اسکندر، در زندان باقی ماند. سپس اسکندر را نزد قاضی آوردند و به خاطر نام مسیح شکنجه کردند. وقتی آنتونینا از این موضوع آگاه شد، خود نزد قاضی حاضر گردید. قاضی هر دوی آنان را تحت شکنجه‌های گوناگون قرار داد. دست‌هایشان را قطع کرد، بدن‌های برهنه‌شان را تازیانه زد، زخم‌هایشان را با شمع‌های افروخته سوزاند، و سرانجام آنان را در آتشی که در گودالی شعله‌ور بود افکند و سپس رویشان خاک ریخت.
آنان با شرافت، به خاطر محبت مسیح رنج کشیدند و در سوم ماه می سال ۳۱۳ میلادی در سراهای پادشاه آسمانی ساکن شدند. فِستوس، آن قاضی شریر، در همان لحظهٔ مرگ شهیدان لال شد و روحی پلید او را تسخیر کرد، هفت روز عذابش داد و سرانجام او را کشت.

قدیس باسیان، اسقف لودی

باسیان در شهر سیراکوز از پدر و مادری برجسته و ثروتمندِ بت‌پرست به دنیا آمد. او در روم فلسفه آموخت. به سبب اشتیاق قلبی خود، به دست پیر پارسا، گوردیانوس، تعمید یافت. این امر خشم والدینش را برانگیخت؛ بنابراین، برای گریز از غضب آنان و نیز مطابق فرمان قدیس یوحنای الهی‌دان که در رؤیا بر او ظاهر شده بود، به راونا سفر کرد و به دیدار اسقف اورسوس، که از خویشاوندانش بود، رفت. به توصیهٔ آن اسقف، باسیان در کلیسای شهید مقدس آپولیناریوس در خارج از شهر اقامت گزید. در آنجا سالیان دراز در زحمت، روزه و دعا مجاهده کرد.
هنگامی که اسقف شهر لودی در ناحیهٔ لیگوریا درگذشت، بر اساس مکاشفه‌ای که در خواب به مردم داده شده بود، باسیان به اسقفی آن شهر برگزیده شد، هرچند خود چنین مقامی را نمی‌خواست. او به دست آمبروزِ میلان و اورسوسِ راونا به مقام اسقفی منصوب گردید.
باسیان دارای عطیهٔ بزرگ شفا دادن بود و حتی می‌توانست مردگان را زنده کند. او در واپسین لحظات زندگی قدیس آمبروز حضور داشت و از زبان خود او شنید که چگونه خداوند عیسی مسیح را مشاهده کرده است.
باسیان تا سنین بسیار بالا در زحمت و ریاضت زندگی کرد و در نودمین سال عمر خود، در حدود سال ۴۰۹ میلادی، آرام گرفت و به پادشاهی خدا منتقل شد. بقایای مقدس او همچنان معجزه‌گر باقی مانده‌اند تا گواهی بر قدرت خدا و عظمت قدیسان او باشند.


سرود ستایش

قدیس باسیان

قدیس باسیان خداوند را دوست می‌داشت؛
قدیس باسیان به درگاه خداوند دعا می‌کرد.

خداوند رحیم فیض خود را به او عطا کرد؛
باسیان آنچه را همهٔ مردم انجام می‌دادند می‌دید،
می‌دید که چگونه دیوها رقصی شریرانه می‌کنند،
و چگونه انسان‌ها را به سوی شرارت تحریک می‌نمایند.

روزی باسیان در شهر راه می‌رفت،
و تاجری را دید که در وزن کردن تقلب می‌کرد.

بر روی ترازو دیوی سیاه ایستاده بود،
نادرست وزن می‌کرد و فریبکارانه حساب می‌نمود.

آن تاجر خوشحال بود که همه را فریب دهد
و با کالایی اندک سودی فراوان به دست آورد!

قدیس باسیان به بازار رفت
و به تاجر فریاد زد: «چشمانت را باز کن!
از سود آسان شادمان مباش!
چشمانت را باز کن! شریک خود را ببین!»

در همان لحظه چشمان تاجر گشوده شد؛
دیو را دید و به عقب افتاد،
سرشار از ترس، سرشار از لرزه.

او دید که تمام سودش برایش ملعون است،
و در برابر قدیس به زانو افتاد و تلخ‌تلخ گریست.
به باسیان گفت: «برای من دعا کن.»

باسیان به او تعلیم داد:
«توبه کن، توبه کن!
تا روحت در عذاب ابدی گرفتار نشود.»

او از همدست خود، یعنی ابلیس، پول دریافت کرده بود،
اما ابلیس در عوض، روح او را می‌خواست.


تأمل

یکسان نیست که انسان غذای خود را با برکت بخورد یا بدون برکت. هر سفره‌ای، سفرهٔ خداست که خودِ خدا آن را برای ما مهیا کرده است. به همین سبب لازم است که خدا را به عنوان میزبان خود شکر کنیم و برکت او را بطلبیم. غذایی که برکت یافته باشد، خوش‌طعم‌تر و سیرکننده‌تر است، اما غذای بدون برکت، بی‌مزه، سیرنکننده و ناسالم است.
روزی امپراتور تئودوسیوس جوان برای گردش به اطراف کونستانتینوپل رفت و چون کلبهٔ راهبی را دید، توقف کرد و به دیدارش رفت. آن پیر از امپراتور پرسید که آیا مایل است چیزی بخورد. امپراتور پاسخ داد: «بله، مایلم.»
پیرمرد نان، روغن، نمک و آب برای او آورد. امپراتور خورد و نوشید، سپس از راهب پرسید: «آیا می‌دانی من چه کسی هستم؟» راهب پاسخ داد: «خدا می‌داند که تو چه کسی هستی.» امپراتور گفت: «من امپراتور تئودوسیوس هستم.» راهب در سکوت در برابر امپراتور تعظیم کرد. امپراتور به او گفت: «من یک امپراتورم و فرزند یک امپراتور؛ اما باور کن که هرگز در تمام زندگی‌ام غذایی به این خوشمزگی نخورده‌ام؛ همان غذایی که امروز نزد تو خوردم.» پیرمرد پرسید: «و می‌دانی چرا؟» سپس ادامه داد: «زیرا ما راهبان همیشه غذای خود را با دعا و برکت آماده می‌کنیم، و به همین دلیل حتی غذای تلخ نیز برای ما به غذایی خوش‌طعم تبدیل می‌شود. اما نزد شما، غذا با زحمت بسیار آماده می‌شود، ولی شما برکت خدا را نمی‌طلبید؛ و به همین سبب حتی غذای لذیذ نیز بی‌مزه می‌گردد.»


تعمق

درباره شفای معجزه‌آسای مردی که دستش خشک شده بود (متی ۱۲: ۱۰) تأمل کن:

۱. چگونه خداوند به مردی که دستش خشک شده بود فرمود: «دستت را دراز کن!» و او دست خود را دراز کرد؛

۲. چگونه دستان من نیز هنگامی خشک شده‌اند که صدقه و بخشش نمی‌دهم. خداوند پیوسته به من می‌گوید: «دستت را دراز کن!»


موعظه

-درباره اینکه آنچه گناهکار از آن می‌ترسد، بر او واقع می‌شود-

«آنچه شریر از آن می‌ترسد، بر او خواهد آمد؛
اما آرزوی عادلان به ایشان عطا خواهد شد.» (امثال ۱۰ :۲۴)

شریر از مرگ قریب‌الوقوع می‌ترسد؛ دزد از راهزن می‌ترسد؛ قاتل از شمشیر می‌ترسد؛ متکبر از رسوایی می‌ترسد؛ غاصب از گرسنگی می‌ترسد؛ شکم‌پرست از بیماری می‌ترسد؛ و تهمت‌زن از داوری حقیقت می‌ترسد. آنچه شریر از آن می‌ترسد، همان بر او واقع خواهد شد.
عادل خواهان وجدانی پاک، اندیشه‌هایی نیک، آرامش، بخشندگی، محبت، حقیقت، عدالت و فروتنی است. خدا همه اینها را حتی در همین زندگی زمینی به او عطا می‌کند. عادل مشتاق ملکوت خدا، بهشت، همنشینی با فرشتگان و قدیسان، و نظاره بر چهرهٔ خدا در حیات جاودان است. خدا نیز همه اینها را هنگامی که او را نزد خویش فرا می‌خواند، به او عطا می‌کند.

آه، خداوند نسبت به شریر چه اندازه عادل است و نسبت به عادل چه اندازه نیکوکار! آنچه شریر از آن می‌ترسد، خداوند اجازه می‌دهد بر او واقع شود؛ و آنچه عادل از آن می‌ترسد، خداوند از او دور می‌سازد. عادل از چه می‌ترسد؟ تنها از گناه. خدا گناه را از عادل دور می‌کند و گام‌های او را در راه فضیلت هدایت می‌نماید؛ و خدا عادل را از ارواح شریر، یعنی بذرپاشان گناه، محافظت می‌کند و به‌وسیلهٔ فیض خود بذرهای فضیلت را در قلب او آبیاری می‌نماید.

ای خداوندِ همه‌بین، ما را از راه‌های شریران، از سود شریران، و از ترس شریران محافظت فرما! به دل‌های متزلزل ما یاری ده تا تنها در آرزوی آنچه مورد پسند توست استوار شوند. زیرا آنچه مورد پسند توست، سرانجام پیروز خواهد شد و فرمان خواهد راند، و هر چیز دیگر به فساد و فراموشی سپرده خواهد شد.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!