آیات روز
تقویم جدید
مرقس 16: 1-8 (انجیل صبح )
[1] پس چون سبت گذشته بود، مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. [2] وصبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبرآمدند. [3] و با یکدیگر میگفتند: «کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟» [4] چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود. [5] و چون به قبر درآمدند، جوانی را که جامهای سفید دربرداشت بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیر شدند. [6] اوبدیشان گفت: «ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را میطلبید؟ او برخاسته است! در اینجانیست. آن موضعی را که او را نهاده بودند، ملاحظه کنید. [7] لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطلاع دهید که پیش از شما به جلیل میرود. اورا در آنجا خواهید دید، چنانکه به شما فرموده بود.» [8] پس بزودی بیرون شده از قبر گریختندزیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند زیرا میترسیدند.
اول قرنتیان 6: 12-20
[12] همهچیز برای من جایز است لکن هرچیزمفید نیست. همهچیز برای من رواست، لیکن نمی گذارم که چیزی بر من تسلط یابد. [13] خوراک برای شکم است و شکم برای خوراک، لکن خدااین و آن را فانی خواهد ساخت. اما جسم برای زنانیست، بلکه برای خداوند است و خداوند برای جسم. [14] و خدا خداوند را برخیزانید و ما را نیز به قوت خود خواهد برخیزانید. [15] آیا نمی دانید که بدنهای شما اعضای مسیح است؟ پس آیااعضای مسیح را برداشته، اعضای فاحشه گردانم؟ حاشا! [16] آیا نمی دانید که هرکه با فاحشه پیوندد، با وی یکتن باشد؟ زیرا میگوید «هردویک تن خواهند بود». [17] لکن کسیکه با خداوندپیوندد یکروح است. [18] از زنا بگریزید. هر گناهی که آدمی میکند بیرون از بدن است، لکن زانی بربدن خود گناه میورزد. [19] یا نمی دانید که بدن شما هیکل روحالقدس است که در شما است که از خدا یافتهاید و از آن خود نیستید؟ [20] زیرا که به قیمتی خریده شدید، پس خدا را به بدن خودتمجید نمایید.
لوقا 15: 11-32
[11] بازگفت: «شخصی را دو پسر بود. [12] روزی پسر کوچک به پدر خود گفت: ای پدر، رصداموالی که باید به من رسد، به من بده. پس اومایملک خود را بر این دو تقسیم کرد. [13] و چندی نگذشت که آن پسر کهتر، آنچه داشت جمع کرده، به ملکی بعید کوچ کرد و به عیاشی ناهنجار، سرمایه خود را تلف نمود. [14] و چون تمام راصرف نموده بود، قحطی سخت در آن دیارحادث گشت و او به محتاج شدن شروع کرد. [15] پس رفته خود را به یکی از اهل آن ملک پیوست. وی او را به املاک خود فرستاد تاگرازبانی کند. [16] و آرزو میداشت که شکم خودرا از خرنوبی که خوکان میخوردند سیر کند وهیچکس او را چیزی نمی داد. [17] «آخر به خود آمده، گفت چقدر از مزدوران پدرم نان فراوان دارند و من از گرسنگی هلاک میشوم، [18] برخاسته نزد پدر خود میروم و بدوخواهم گفتای پدر به آسمان و به حضور تو گناه کردهام، [19] و دیگر شایسته آن نیستم که پسر توخوانده شوم، مرا چون یکی از مزدوران خودبگیر. [20] در ساعت برخاسته به سوی پدر خودمتوجه شد. اما هنوز دور بود که پدرش او را دیده، ترحم نمود و دوان دوان آمده او را در آغوش خود کشیده، بوسید. [21] پسر وی را گفت، ای پدربه آسمان و به حضور تو گناه کردهام و بعد از این لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم. [22] لیکن پدر به غلامان خود گفت، جامه بهترین را از خانه آورده بدو بپوشانید و انگشتری بر دستش کنید ونعلین بر پایهایش، [23] و گوساله پرواری را آورده ذبح کنید تا بخوریم و شادی نماییم. [24] زیرا که این پسر من مرده بود، زنده گردید و گم شده بود، یافت شد. پس به شادی کردن شروع نمودند. [25] اما پسر بزرگ او در مزرعه بود. چون آمده نزدیک به خانه رسید، صدای ساز و رقص راشنید. [26] پس یکی از نوکران خود را طلبیده پرسید این چیست؟ [27] به وی عرض کرد برادرت آمده و پدرت گوساله پرواری را ذبح کرده است زیرا که او را صحیح بازیافت. [28] ولی او خشم نموده نخواست به خانه درآید تا پدرش بیرون آمده به او التماس نمود. [29] اما او در جواب پدرخود گفت، اینک سالها است که من خدمت توکردهام و هرگز از حکم تو تجاوز نورزیده و هرگزبزغالهای به من ندادی تا با دوستان خود شادی کنم. [30] لیکن چون این پسرت آمد که دولت تو رابا فاحشهها تلف کرده است، برای او گوساله پرواری را ذبح کردی. [31] او وی را گفت، ای فرزند تو همیشه با من هستی و آنچه از آن من است، مال تو است. [32] ولی میبایست شادمانی کرد و مسرور شد زیرا که این برادر تو مرده بود، زنده گشت و گم شده بود، یافت گردید.»
تقویم قدیم
رومیان 14: 19-23، 16: 25-27
رومیان 14: 19-23، 16: 25-27[19] پس آن اموری را که منشا سلامتی و بنای یکدیگر است پیروی نمایید. [20] بجهت خوراک کار خدا را خراب مساز. البته همهچیز پاک است، لیکن بد است برای آن شخص که برای لغزش میخورد. [21] گوشت نخوردن و شراب ننوشیدن و کاری نکردن که باعث ایذا یا لغزش یا ضعف برادرت باشد نیکواست. [22] آیا تو ایمان داری؟ پس برای خودت درحضور خدا آن را بدار، زیرا خوشابحال کسیکه بر خود حکم نکند در آنچه نیکو میشمارد. [23] لکن آنکه شک دارد اگر بخورد ملزم میشود، زیرا به ایمان نمی خورد؛ و هرچه از ایمان نیست گناه است.
[25] اکنون تمام جلال بر خدا باد که قادر است طبق انجیلی که من بشارت میدهم، شما را استوار سازد. این پیام دربارۀ عیسی مسیح نقشۀ او را برای نجات شما غیریهودیان، که در زمانهای گذشته به صورت رازی مخفی بود، اکنون آشکار ساخته است. [26] اکنون طبق پیشگویی انبیا و به فرمان خدای ابدی، این پیام در همه جا اعلام میشود تا مردم در سراسر جهان به مسیح ایمان بیاورند و از او اطاعت کنند. [27] بر آن خدایی که دانای یکتاست، بهوسیلۀ عیسی مسیح تا ابد جلال باد! آمین.
غلاطیان 5: 22-6: 2 (رساله، درگذشتهگان )
غلاطیان 5: 22-6: 2 (رساله، درگذشتهگان )[22] لیکن ثمره روح، محبت و خوشی وسلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان وتواضع و پرهیزکاری است، [23] که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست. [24] و آنانی که از آن مسیح میباشند، جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساختهاند. [25] اگر به روح زیست کنیم، به روح هم رفتار بکنیم. [26] لافزن مشویم تا یکدیگر را به خشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم.
[1] اماای برادران، اگر کسی به خطایی گرفتارشود، شما که روحانی هستید چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید. و خود راملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی. [2] بارهای سنگین یکدیگر را متحمل شوید و بدین نوع شریعت مسیح را بهجا آرید.
متی 6: 1-13
متی 6: 1-13[1] «زنهار عدالت خود را پیش مردم بهجامیاورید تا شما را ببینند و الا نزد پدر خودکه در آسمان است، اجری ندارید. [2] پس چون صدقه دهی، پیش خود کرنا منواز چنانکه ریاکاران در کنایس و بازارها میکنند، تا نزد مردم اکرام یابند. هرآینه به شما میگویم اجر خود رایافتهاند. [3] بلکه تو چون صدقه دهی، دست چپ تو از آنچه دست راستت میکند مطلع نشود، [4] تاصدقه تو در نهان باشد و پدر نهان بین تو، تو راآشکارا اجر خواهد داد. [5] «و چون عبادت کنی، مانند ریاکاران مباش زیرا خوش دارند که در کنایس و گوشه های کوچهها ایستاده، نماز گذارند تا مردم ایشان راببینند. هرآینه به شما میگویم اجر خود راتحصیل نمودهاند. [6] لیکن تو چون عبادت کنی، به حجره خود داخل شو و در را بسته، پدر خود راکه در نهان است عبادت نما؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد. [7] و چون عبادت کنید، مانند امتها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان میبرند که بهسبب زیاد گفتن مستجاب میشوند. [8] پس مثل ایشان مباشید زیرا که پدر شماحاجات شما را میداند پیش از آنکه از او سوال کنید. [9] «پس شما به اینطور دعا کنید: “ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. [10] ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. [11] نان کفاف ما را امروز به ما بده. [12] و قرض های ما را ببخش چنانکه ما نیزقرضداران خود را میبخشیم. [13] و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما رارهایی ده.
متی 11: 27-30 (انجیل، درگذشتهگان )
متی 11: 27-30 (انجیل، درگذشتهگان )[27] پدر همهچیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمی شناسد بجز پدر و نه پدر را هیچکس میشناسد غیر از پسر و کسیکه پسر بخواهد بدومکشوف سازد. [28] بیاید نزد منای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتادهدل میباشم و درنفوس خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»
مناسبت و قدیسین روز

شهید بزرگ مقدس,تئودور استراتلاتس
شهادتهایی وجود دارند که فراتر از هر بهایی هستند. گرانبها بودنِ شهادت به بزرگیِ چیزهای نیکی بستگی دارد که یک مسیحی آنها را رها میکند و در عوضِ آنها رنج را میپذیرد. علاوه بر این، به بزرگیِ رنجی بستگی دارد که او به خاطر مسیح تحمل میکند. قدیس تئودور، فرمانده رومی در ارتش امپراتور لیسینیوس و حاکم شهر هراکلیا، جوانی خود، سیمای زیبایش، رتبه نظامیاش و التفات امپراتور را خوار شمرد. او در جایگاه تمام اینها، شکنجههای هولناکی را به خاطر مسیح پذیرفت. در ابتدا، تئودور تازیانه خورد و ششصد ضربه بر پشت و پانصد ضربه بر شکمش دریافت کرد. پس از این، او را بر صلیب کشیدند و بدنش را کاملاً با نیزهها سوراخ کردند. سرانجام، تئودور گردن زده شد. چرا تمام اینها؟ زیرا قدیس تئودور، مسیحِ خداوند را بیش از هر چیز دیگری در جهان دوست داشت. او از بتپرستیِ احمقانه امپراتور خرافی، لیسینیوس، بیزار بود. او بتهای نقره و طلا را خرد کرد و قطعات آنها را میان فقرا تقسیم نمود. او بسیاری را به ایمان مسیحی هدایت کرد و از خودِ امپراتور لیسینیوس خواست که بتپرستی را رها کند و به خدای واحد و زنده ایمان بیاورد. در تمام مدت شکنجهها، قدیس تئودور مکرراً میگفت: «جلال بر تو ای خدای من، جلال بر تو!» قدیس تئودور در ۸ فوریه ۳۱۹، در ساعت سه بعدازظهر رنج کشید و به شهادت رسید و وارد پادشاهی مسیح شد. قدیس تئودور محافظ سربازانی شناخته میشود که از او طلب یاری میکنند. بقایای معجزهگر پیکر او از اوخائیتا به کونستانتینوپل منتقل و در کلیسای بلاکرنا دفن شد.

نبی مقدس زکریا
زکریا یازدهمین نفر از انبیای کوچک بود. او به همراه حجیِ نبی، زروبابلِ شاهزاده را متقاعد کرد تا معبد اورشلیم را بازسازی کند. زکریا ورود باشکوه مسیح به اورشلیم بر کره الاغی را پیشگویی کرد (زکریا ۹:۹). او همچنین خیانت یهودا به مسیح در ازای سی سکه نقره را پیشگویی نمود: «پس دستمزد مرا به سی سکه نقره وزن کردند» (زکریا ۱۱: ۱۲)، و نیز رها کردن مسیح توسط حواریون در زمان مصائبش را: «شبان را بزن تا گوسفندان پراکنده شوند» (زکریا ۱۳: ۷؛ متی ۲۶: ۳؛ مرقس ۱۴: ۲۷). زکریای نبی را «بیننده داس» مینامند، زیرا او در رؤیایی داسی را دید که از آسمان فرود میآید تا ظالمان، بهویژه دزدان و کفرگویان به نام خدا را درو کند. زکریا در نیمه دوم سلطنت داریوش اول، در حدود سال ۵۲۰ پیش از میلاد، رحلت کرد.

قدیس ساوا دوم، اسقف اعظم صربستان
ساوا فرزند پادشاه استفان «اولین تاجدار» و برادرزاده قدیس ساوا اول بود. پیش از راهب شدن، ساوا «پردیسلاو» نامیده میشد. پردیسلاو با پیروی از الگوی عموی بزرگ خود [قدیس ساوا]، به راهبی درآمد و با غیرت خود را وقف زندگی زاهدانه کرد. او به عنوان جانشین قدیس آرسنیوس، با نام ساوا دوم به عنوان اسقف اعظم صربستان انتخاب شد. او با فداکاری و عشق بزرگ بر کلیسا ریاست کرد. ساوا دوم در سال ۱۲۶۸ رحلت کرد. بقایای پیکر او در صومعه پِچ قرار دارد.
سرود ستایش
قدیس ساوا دوم، اسقف اعظم صربها
پردیسلاو خیره شده بود؛
پردیسلاوِ جوان میگریست.
ملکهمادر از او پرسید:
«نگاهت کجا میرود؟
به چه مینگری، پردیسلاو؟»
«به قدیس ساوا، چهرهی عموی من.»
شاه استفان به پسرش گفت:
«باید تو را به ازدواج درآورم، پسر شیرینم.
زمان میگذرد و من پیر میشوم.
چه کسی را دوست داری؟ نامش را بگو!»
پردیسلاو سخن پدرش را شنید،
اما نخواست دربارهی همسر بشنود.
پردیسلاو راهب شد.
به کلمات مسیح دل بست،
و او را ساوای دوم نامیدند.
با ریختن اشک گفت:
«ای قدیس ساوا، مرا قرار ده
بر راه راستِ انجیل!»
شاه و ملکه درگذشتند،
و همچنین پاتریارک آرسنیوس.
کلیسا بیوه ماند،
و ساوا از افتخارات پنهان شد.
اما افتخاری دوگانه بر او فرود آمد:
او هم اسقف بود و هم قدیس.
تأمل
قدیس سرافیم ساروف درباره ناامیدی مینویسد: “همانطور که خداوند به فکر نجات ماست، شیطان، قاتل انسانها، نیز به فکر رساندن روح انسان به ناامیدی است. یهودای خائن ضعیفالقلب و بیتجربه در مبارزه بود، به همین دلیل شیطان که او را در حالت ناامیدی دید، حمله کرد و او را متقاعد کرد که خود را دار بزند. پطرس، صخره مهیب، با افتادن در گناه بزرگ و با تجربه در مبارزه، ناامید نشد و حضور روح را از دست نداد، بلکه اشکهای تلخ از قلبی گرم ریخت و با دیدن آن، شیطان از او گریخت گویی که از آتش سوخته است. بنابراین، برادران، آنتیوخوس مقدس میآموزد که وقتی ناامیدی به سراغ ما میآید، تسلیم آن نشویم بلکه، با ایمان مقدس تقویت و محصور شویم و با شجاعت فراوان به روح حیلهگر [شریر] بگوییم: ‘تو را با ما چه کار، ای مرتد از خدا، فراری از بهشت و برده شیطان! تو نمیتوانی ما را به هیچ کاری وادار کنی؛ زیرا مسیح، پسر خدا، بر ما و بر همه قدرت دارد. و تو، ای قاتل، از ما دور شو! با قدرت صلیب گرانقدر او، ما بر سر مار تو پای میگذاریم.’”
تعمق
درباره خداوند عیسی به عنوان فرمانده:
۱. به عنوان فرماندهای که وارد نبرد با شیطان میشود؛
۲. به عنوان فرماندهای که وارد نبرد با گناه در انسانها میشود؛
۳. به عنوان فرماندهای که دفاع از نیکی در برابر شر در این جهان را بر عهده میگیرد؛
۴. به عنوان فرماندهای که گناه و مرگ، شیطان را شکست داد.
موعظه
— درباره اینکه یک مسیحی حقیقی چگونه با نفرت در جهان روبرو میشود—
«و بهخاطر نام من، مورد نفرت همه خواهید بود» (لوقا ۲۱: ۱۷).
تمام کسانی که خود را بیش از خدا دوست دارند، از پیروان خداوندمان عیسی نفرت خواهند داشت.
تمام کسانی که بدن را بیش از روح دوست دارند، از پیروان خداوندمان عیسی نفرت خواهند داشت.
تمام کسانی که این جهان را بیش از پادشاهی ابدی خداوند دوست دارند، از پیروان خداوندمان عیسی نفرت خواهند داشت.
تمام کسانی که گناه را بیش از فضیلت دوست دارند، از پیروان خداوندمان عیسی نفرت خواهند داشت.
تعداد کسانی که از نام عیسی نفرت دارند، گاهی بیشتر و گاهی کمتر است. ای برادران، تعداد آنها هر چقدر هم که بزرگ باشد، نترسید؛ زیرا تعداد فرشتگان و قدیسان بیشمار است. تعداد خویشاوندان شما در آسمان، یعنی کسانی که خداوندمان عیسی را دوست دارند، از تعداد ستارگان در گنبد آسمان و دانههای شن در کنار دریا فراتر میرود. اوه، نترسید؛ مسیح با شماست و این بدان معناست که شما همیشه قدرتمندتر از کسانی هستید که از شما نفرت دارند. وقتی آن قادرِ متعال در کنار شماست، شما همیشه پرشمارتر هستید، زیرا همیشه از هر تعداد از مخالفانتان قویتر میباشید.
ای خداوند عیسی، ای پروردگار قادرِ مطلق، همیشه با ما باش و یاریمان ده تا همواره بهطور جداییناپذیری با تو باشیم، و آنگاه ترس ما زایل خواهد شد.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.