1 ژوئیه (گریگوری) /14 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 15:‏7-‏16

[7] پس یکدیگر را بپذیرید، چنانکه مسیح نیز شما را پذیرفت برای جلال خدا. [8] زیرا می‌گویم مسیح خادم ختنه گردید به جهت راستی خدا تا وعده‌های اجداد را استوار گرداند [9] و تا غیریهودیان خدا را تمجید نمایند به خاطر رحمت او، چنانکه نوشته شده است که «از این جهت تو را در میان قومها اقرار خواهم کرد و به نام تو تسبیح خواهم خواند.» [10] و نیز می‌گوید: «ای قومها، با قوم او شادمان شوید.» [11] و نیز: «ای همه قومها، خداوند را حمد گویید و ‌ای تمامی ملّتها، او را تعریف کنید.» [12] و اِشَعیا نیز می‌گوید که: «ریشه یِسا خواهد آمد و آنکه برای حکمرانی ملّتها تعیین شود؛ امید ملّتها بر وی خواهد بود.» [13] الآن خدای امید، شما را از کمال خوشی و سلامتی در ایمان پر سازد تا به قوّت روح‌القدس در امید افزوده گردید. [14] لیکن ای برادران من، خود نیز دربارهٔ شما یقین می‌دانم که شما خود از نیکویی پر و پر از کمال معرفت و قادر بر نصیحت نمودن یکدیگر هستید. [15] لیکن ‌ای برادران، بسیار جسارت ورزیده، من خود نیز به شما اندکی نوشتم تا شما را یادآوری نمایم به ‌سبب آن فیضی که خدا به من بخشیده است، [16] تا خادم مسیح عیسی شوم برای غیریهودیان و خدمت کهانت انجیل خدا را به‌ جا آورم تا هدیه غیریهودیان مقبول افتد، مقدّس شده به روح‌القدس.

متّی 12:‏38-‏45

[38] آنگاه بعضی از کاتبان و فریسیان در جواب گفتند: «ای استاد، می‌خواهیم از تو آیتی ببینیم.» [39] او در جواب ایشان گفت: «فرقهٔ شریر و زناکار آیتی می‌طلبند و به ایشان جز آیت یونس نبی داده نخواهد شد. [40] زیرا همچنان‌که یونس سه شبانه‌روز در شکم ماهی بزرگ ماند، پسر انسان نیز سه شبانه‌روز در دل زمین خواهد بود. [41] مردمان نینوا در روز داوری با این نسل برخاسته، بر ایشان حکم خواهند کرد، زیرا که به موعظه یونس توبه کردند و اینک بزرگتری از یونس در اینجا است. [42] ملکهٔ جنوب در روز داوری با این نسل برخاسته، برایشان حکم خواهد کرد، زیرا که از آن سوی زمین آمد تا حکمت سلیمان را بشنود، و اینک شخصی بزرگتر از سلیمان در اینجا است. [43] و وقتی که روح پلید از آدمی بیرون آید، در طلب استراحت به ‌جایهای بی‌آب گردش می‌کند و نمی‌یابد. [44] پس می‌گوید ‘به خانهٔ خود که از آن بیرون آمدم، برمی‌گردم.’ و چون آید، آن را خالی و جاروب شده و تزیین یافته می‌بیند. [45] آنگاه می‌رود و هفت روح دیگر بدتر از خود را برداشته، می‌آورد و داخل گشته، ساکن آنجا می‌شوند و سرانجام آن شخص بدتر از آغازش می‌شود. همچنین به این فرقه شریر خواهد شد.»

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 6:‏20- 7: 12

[20] زیرا که به قیمتی خریده شدید، پس خدا را به بدن خود تمجید نمایید.
[1] امّا دربارهٔ آنچه به من نوشته بودید: «مرد را نیکو آن است که زن را لمس نکند.» [2] لیکن به سبب زنا، هر مرد همسر خود را بدارد و هر زن شوهر خود را بدارد. [3] و شوهر حق زن را ادا نماید و همچنین زن حق شوهر را. [4] زن بر بدن خود مختار نیست بلکه شوهرش، و همچنین مرد نیز اختیار بدن خود ندارد بلکه زنش، [5] از یکدیگر جدایی مگزینید، مگر مدّتی به رضایت هر دو تا به روزه و عبادت خود را بسپارید؛ و باز با هم پیوندید، مبادا شیطان شما را به خاطر عدم خویشتنداری شما در وسوسه اندازد. [6] لیکن این را می‌گویم به طریق اجازه نه به طریق امر. [7] امّا می‌خواهم که همهٔ مردم مثل خودم باشند. لیکن هر کس نعمتی خاص از خدا دارد، یکی چنین و دیگری چنان. [8] لیکن به مجردین و بیوه‌زنان می‌گویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند. [9] لیکن اگر خویشتندار نیستند، ازدواج بکنند، زیرا که ازدواج از سوختن در آتش هوس بهتر است. [10] امّا ازدواج کرده‌ها را امر می‌کنم و نه من، بلکه خداوند که زن از شوهر خود جدا نشود؛ [11] و اگر جدا شود، دیگر شوهر نکند یا با شوهر خود صلح نماید؛ و مرد نیز زن خود را جدا نسازد. [12] و دیگران را من می‌گویم نه خداوند؛ که اگر کسی از برادران زنی بی‌ایمان داشته باشد و آن زن راضی باشد که با وی بماند، او را جدا نسازد.

متّی 14:‏1-‏13

[1] در آن هنگام هیرودیس تِترارک چون شهرت عیسی را شنید، [2] به خادمان خود گفت: «این است یحیای تعمید دهنده که از مردگان برخاسته است و از این جهت معجزات از او صادر می‌گردد.» [3] زیرا که هیرودیس یحیا را به خاطر هیرودیا، زن برادر خود فیلیپُس گرفته، در بند نهاده و در زندان انداخته بود؛ [4] چون که یحیا به او همی گفت: «نگاه داشتن وی بر تو حلال نیست.» [5] و وقتی که قصد قتل او کرد، از مردم ترسید زیرا که او را نبی می‌دانستند. [6] اما چون ضیافت میلاد هیرودیس در جریان بود، دختر هیرودیا در مجلس رقص کرده، هیرودیس را شاد نمود. [7] از این‌رو قسم خورده، وعده داد که آنچه بخواهد، به او بدهد. [8] دختر نیز به تحریک مادر خود گفت که «سر یحیای تعمید ‌دهنده را هم اکنون در طبقی به من بده.» [9] آنگاه پادشاه متأسف شد، لیکن به پاس قسم و خاطر هم‌نشینان خود، فرمود که بدهند. [10] و فرستاده، سر یحیا را در زندان از تن جدا کرد، [11] و سر او را در طشتی گذارده، به دختر تسلیم نمودند و او آن را نزد مادر خود برد. [12] پس شاگردان یحیا آمده، جسد او را برداشته، به خاک سپردند و رفته، عیسی را اطلاع دادند. [13] و چون عیسی این را شنید، به قایق سوار شده، از آنجا به مکانی دورافتاده به خلوت رفت. و چون مردم شنیدند، از شهرها به راه خشکی از عقب وی روانه شدند.

مناسبت و قدیسین روز

شهیدان مقدس کوزماس و دامیان

کوزماس و دامیان پزشکانی بودند که بدون دریافت مزد، بیماران را درمان می‌کردند و به سبب قدوسیتشان معجزات بسیاری انجام می‌دادند. این دو قدیس برادر بودند و در شهر روم به دنیا آمدند. در کودکی تعمید یافتند و در روح ایمان مسیحی پرورش یافتند. خداوند به آنان فیض فراوانی عطا کرده بود تا انسان‌ها و حتی چهارپایان را از هر بیماری و رنجی، معمولاً با گذاشتن دست بر آنان، شفا دهند. آنان هیچ پاداشی برای زحمات خود نمی‌خواستند و تنها از بیماران می‌خواستند که به خداوند عیسی مسیح ایمان بیاورند. همچنین میراث بزرگ خود را با مهربانی میان فقیران و نیازمندان تقسیم کردند. در آن زمان، امپراتور گالریوس بر روم حکومت می‌کرد. مخالفان مسیحیت این دو برادر مقدس را با زنجیر بسته نزد او آوردند. پس از بازجویی‌های طولانی، گالریوس به آنان فرمان داد که مسیح را انکار کنند و برای بت‌ها قربانی تقدیم نمایند. اما کوزماس و دامیان نه تنها از فرمان او سرپیچی کردند، بلکه او را نیز نصیحت کردند که بت‌های بی‌جان را رها کند و خدای یگانه و حقیقی را بشناسد. آنان گفتند: «خدای ما آفریده نشده است، بلکه آفرینندهٔ همه چیز است. اما خدایان شما ساختهٔ دست انسان‌ها و کار صنعتگران هستند. اگر صنعتگری نبود که آن‌ها را بسازد، شما خدایی برای پرستش نداشتید.»
پس از آنکه کوزماس و دامیان خود امپراتور را نیز با معجزه از بیماری سختی شفا دادند، گالریوس به مسیح ایمان آورد و آن دو برادر مقدس را با صلح آزاد کرد. کوزماس و دامیان همچنان به جلال دادن خدا و شفای بیماران ادامه دادند و مردم از هر سو آنان را تکریم می‌کردند. اما پزشکی که زمانی استاد آنان بود، از شهرتشان حسد برد. او به بهانهٔ جمع‌آوری گیاهان دارویی، آنان را به کوهستان برد و با سنگ به شهادت رساند. آنان در سال ۲۸۴ میلادی با شرافت برای ایمان مسیحی جان سپردند. یاد آنان تا ابد در کلیسای زمینی باقی مانده است و جان‌هایشان در پادشاهی خداوند ساکن شده‌اند تا جاودانه در جلال و شادی زندگی کنند.

قدیس مکرم پیتر پاتریکیوس

این قدیس از اشراف کونستانتینوپل و یکی از فرماندهان نظامی در زمان امپراتور نیکیفوروس (۸۰۲–۸۱۱) بود. در جنگ با بلغارها، امپراتور نیکیفوروس کشته شد و پیتر همراه با پنجاه فرمانده و شاهزادهٔ یونانی به اسارت درآمد و به زندان افکنده شد. یوحنای الهیدان به‌گونه‌ای معجزه‌آسا او را از زندان آزاد کرد. پیتر پس از آن، همهٔ شکوه و جلال دنیوی را خوار شمرد، همسر و فرزند خود را ترک کرد و به کوه المپ رفت. در آنجا به عنوان راهبی و شاگرد قدیس بزرگ ایوانیکیوس، سی و چهار سال در ریاضت و زهد زندگی کرد. پس از درگذشت همسر و فرزندش، به کونستانتینوپل بازگشت و هشت سال دیگر را در روزه و دعا سپری کرد. سرانجام در سال ۸۶۵ میلادی، در هفتاد و هفت سالگی، در خداوند آرام گرفت.

شهید مقدس پوتیتوس

پوتیتوس نوجوانی سیزده ساله از ساردینیا بود که به خاطر مسیح رنج‌های فراوانی را هم از پدرش و هم از حکومتِ آزاردهندهٔ مسیحیان تحمل کرد. او پس از آنکه دختر امپراتور، آگنس، را شفا داد و تعمید داد، در زمان امپراتور آنتونینوس با شمشیر گردن زده شد.


سرود ستایش

قدیس پوتیتوس

پدر از پوتیتوس نوجوان پرسید:
«اگر ایمانت تا این اندازه راستین است،
آیا حاضری جانت را نیز برای آن بدهی؟»
پوتیتوس پاسخ داد: «نجات‌دهنده وعده داده است
که همهٔ وفاداران خود را به چنان نیرویی مجهز سازد
که بتوانند به‌آسانی برای او رنج بکشند.
من نیز به همین امید دارم و با تمام وجود ایمان دارم که می‌توانم برای مسیحم رنج بکشم.
ای پدر، خدای من بزرگ و پرجلال است،
شگفت‌انگیز، توانا، زنده و بخشندهٔ حیات.
او داوود جوان را در نبرد یاری کرد تا سرِ جالوت هولناک را از تن جدا کند.
او نیز در راه رنج با من خواهد بود تا بتوانم مرگ تلخ و تاریک را تحمل کنم.»
وقتی گیلاس، پدرش، پاسخ پسرش را شنید،
چنان بود که گویی از شراب حکمت آسمانی نوشیده است، و فریاد زد:
«سال‌های عمر من کجا رفت؟ اینک از کودکی حقیقت را آموختم!»
او تعمید یافت و در شمار مؤمنان قرار گرفت،
و پوتیتوس نیز در خون خویش، به عنوان شهید، تعمید یافت.


تأمل

مسیحیان با دعاها و صدقه‌هایی که برای درگذشتگان انجام می‌دهند، پیوند میان این جهان و جهان آینده را آشکار می‌سازند. کلیسای روی زمین و کلیسای آسمانی در حقیقت یک کلیسا و یک بدن هستند؛ همان‌گونه که ریشهٔ درخت در زیر خاک با تنه و شاخه‌های آن در بالای زمین یک موجود زنده را تشکیل می‌دهد. از این رو روشن است که ما، اعضای کلیسای زمینی، می‌توانیم از قدیسان و پارسایان کلیسای آسمانی یاری دریافت کنیم، همان‌گونه که گناهکاران درگذشته نیز می‌توانند از دعاها و اعمال نیک ما بر روی زمین بهره‌مند شوند.

قدیس آتاناسیوس می‌گوید: «همان‌گونه که شراب درون خمره، هنگامی که تاکستان در مزرعه شکوفه می‌دهد، به گونه‌ای رازآلود آن را احساس می‌کند و خود نیز از عطر آن شکوفا می‌شود، جان‌های گناهکار نیز از قربانیِ بی‌خون که از روی محبت برای آرامش آنان تقدیم می‌شود، تسلی و آرامش می‌یابند.» قدیس افرایم سوری نیز همین مثالِ شراب و تاکستان را بیان کرده و نتیجه می‌گیرد: «اگر حتی میان گیاهان چنین همدلی و ارتباطی وجود دارد، آیا دعا و قربانی تا چه اندازه بیشتر از سوی درگذشتگان احساس نمی‌شود؟»


تعمق

درباره معجزهٔ تبدیل آب به شراب (یوحنا ۲:‏ ۱–۱۱) :
۱. چگونه خداوند در جشن عروسی قانای جلیل، آب را به شراب تبدیل کرد.
۲. چگونه جان من نیز، اگر با خدای زنده پیوند یابد، آبِ زمینیِ خود را به نوشیدنی الهی تبدیل خواهد کرد.


موعظه

-دربارهٔ اینکه چگونه باید در مسیح شادی کنیم-
« و در آن وجد می‌نمایید، هرچند در حال، اندکی از راه ضرورت در امتحانهای گوناگون غمگین شده‌اید.» (اول پطرس ۱:‏ ۶)

این سخنان را رسول مقدس پطرس بیان می‌کند؛ کسی که زندگی‌اش سرشار از آزمایش‌ها و اندوه‌های بسیار بود. او خانه و خانوادهٔ خود را ترک کرد و از مسیح پیروی نمود؛ به خاطر مسیح گرسنگی، تشنگی، آزار یهودیان، رومیان، انبیای دروغین و مشرکان بی‌رحم را تحمل کرد و سرانجام نیز برای خداوند عیسی مسیح بر صلیب مصلوب شد. کسی که در این زندگی چنین رنج‌ها و آزمایش‌های بزرگی را تحمل کرده است، ما را تشویق می‌کند که در مسیح شادی کنیم، تا این شادی همهٔ اندوه‌ها و آزمایش‌های کوچک‌تر ما را در خود فرو برد. اما چرا، ای برادران، باید در مسیح شادی کنیم؟ زیرا او حقیقتِ بزرگ‌ترین و زیباترین امیدها و آرزوهای بشر را برای ما آشکار ساخت. او خدای زنده، قادر مطلق، حکیم مطلق و سراسر رحمت را به ما شناساند؛ خدایی که این امتیاز را به ما بخشید تا فرزندان او خوانده شویم. او حیات جاودانی و فنا‌ناپذیر را بر ما آشکار کرد؛ حیاتی که به مراتب از زندگی کنونی ما بر زمین برتر است. او پادشاهی روحانی را به ما نشان داد؛ پادشاهی فرشتگان و پارسایان، پادشاهی همهٔ نیکی‌ها، نور حقیقت و عدالت. او هدف حضور ما بر روی زمین و مقصود همهٔ تلاش‌ها و رنج‌های ما را در این زندگی گذرا آشکار ساخت. او دریای بی‌کرانِ شادی آسمانی را به ما نشان داد؛ شادی‌ای که در برابر آن، تمام غم‌ها و آزمایش‌های کنونی ما همچون چند قطره آب گل‌آلود است که هرگز نمی‌تواند آن اقیانوس را آلوده سازد.
ای برادران، چه شادی عظیمی در انتظار ماست! و چه بهای اندکی خداوند از ما می‌خواهد تا آن شادی را به دست آوریم؛ همان شادی‌ای که فرشتگان در آن غوطه‌ورند و پارسایان در آن شناورند. تنها چیزی که از ما خواسته شده، این است که چند فرمان کوتاه او را به جا آوریم.
ای خداوند عیسی، سرچشمهٔ شگفت‌انگیز شادی، افتخار، لذت، جلال و سپاس ما، انگشت خود را بر دهان ما بگذار و مگذار حتی قطره‌ای از اندوه‌ها و وسوسه‌های گل‌آلود، شادی ما را مسموم کند.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!