1 ژوئن (گریگوری) /14 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اِفِسُسیان 5:‏8-‏19

[8] زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن اکنون در خداوند نور می‌باشید. پس چون فرزندان نور رفتار کنید. [9] زیرا که میوهٔ نور در کمال، نیکویی و عدالت و حقیقت است. [10] و تشخیص دهید که پسندیدهٔ خداوند چیست. [11] و در کارهای بی‌ثمر ظلمت شریک مباشید، بلکه آنها را افشا کنید، [12] زیرا کارهایی که ایشان پنهانی می‌کنند، حتّی سخن از آنها هم زشت است. [13] لیکن هر چیزی که افشا شود، از نور آشکار می‌گردد، زیرا که هر چه آشکار می‌شود، نور است. [14] بنابراین می‌گوید: ‌ «ای تو که خوابیده‌ای، بیدار شده، از مردگان برخیز تا مسیح بر تو درخشد.» [15] پس باخبر باشید که چگونه به دقت رفتار نمایید، نه چون جاهلان، بلکه چون حکیمان. [16] و زمان را دریابید، زیرا این ‌روزها شریر است. [17] از این جهت بی‌فهم مباشید، بلکه بفهمید که ارادهٔ خداوند چیست. [18] و مست شراب مشوید که در آن هرزگی‌هاست، بلکه از روح پر شوید. [19] و با یکدیگر به مزامیر و نغمه‌ها و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و بخوانید.

متّی 18:‏10-‏20

[10] « بیایید که یکی از این کوچکان را حقیر مشمارید، زیرا شما را می‌گویم که فرشتگان ایشان دائم در آسمان روی پدر مرا که در آسمان است، می‌بینند. [11] زیرا که پسر انسان آمده است تا گم شده را نجات‌ بخشد. [12] شما چه گمان می‌برید، اگر کسی را صد گوسفند باشد و یکی از آنها گم شود، آیا آن نود و نه را به کوهسار نمی‌گذارد و به جستجوی آن گم شده نمی‌رود؟ [13] و اگر اتفاقاً آن را پیدا کند، به راستی به شما می‌گویم بر آن یکی بیشتر شادی می‌کند از آن نود و نه که گم نشده‌اند. [14] همچنین ارادهٔ پدر شما که در آسمان است، این نیست که یکی از این کوچکان هلاک گردد. [15] «و اگر برادرت به تو گناه کرده باشد، نزدش برو و میان خود و او خطایش را به او گوشزد کن. هرگاه سخن تو را گوش گرفت، برادر خود را به دست آوردی؛ [16] و اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود. [17] و اگر سخن ایشان را رد کند، به کلیسا بگو. و اگر کلیسا را قبول نکند، در نزد تو مثل اجنبی یا خراجگیر باشد. [18] به راستی به شما می‌گویم آنچه بر زمین بندید، در آسمان بسته شده باشد و آنچه بر زمین گشایید، در آسمان گشوده شده باشد. [19] باز به شما می‌گویم هرگاه دو نفر از شما در زمین درباره هر ‌چه که بخواهند متفق شوند، از جانب پدر من که در آسمان است، برای ایشان کرده خواهد شد. [20] زیرا جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در میان ایشان حاضرم.»

تقویم قدیم
اِشعیا 43:‏9-‏14 (عصر)

[9] تمامی قومها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند. پس در میان آنها کیست که از این خبر دهد و امور اولین را به ما اعلام نماید؟ شاهدان خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا گوش نموده، اقرار بکنند که این راست است. [10] یهوه می‌گوید که «شما و خادم من که او را برگزیده‌ام، شاهدان من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی شکل نگرفته و بعد از من هم نخواهد شد. [11] من، من یهوه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. [12] من اخبار نموده و نجات داده‌ و اعلام نموده‌ام و در میان شما خدای غیر نبوده است. خداوند می‌گوید: «شما شاهدان من هستید و من خدا هستم. [13] و از امروز نیز من او می‌باشم و کسی ‌که از دست من تواند رهانید، نیست. من عمل خواهم نمود و کیست که آن را رد نماید؟» [14] خداوند که ولی شما و قدوس اسرائیل است، چنین می‌گوید: «به خاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد وکلدانیان را نیز در کشتیهای شادی ایشان.

حکمت سلیمان 3: 1-9

۱ روح افراد عادل و صالح در دست خداست، و انها هرگز متحمل درد و عذاب نخواهند شد. ۲ از دید افراد جاهل و بی خرد به نظر می رسد که آنها مرده اند؛ و عزیمت آنها از این زندگی به سرای باقی بدبختی آنها محسوب می شود. ۳ وقتی آنها این دنیا را ترک میکنند به نظر افراد ناصالح نیستی و نابودی است، اما در واقعیت آنها در آرامش هستند. ۴ ممکن است به دید دیگران اینچنین بیاید که گویا مجازات شده اند، اما آنها امید زندگی ابدی را دارند. ۵ آنها اندکی تادیب شدند، اما به فراوانی با چیزهای خوب پاداش داده می شوند زیرا خداوند آنها را آزمایش نموده و دانست که لایق این هستند تا در کنار او باشند. ۶ او آنها را مانند طلا در کوره آزمایش کرده و کاملا مانند یک قربانی سوختنی ۱ می پذیرد. ۷ سپس هنگامی که زمان داوری فرا می رسد، آنها در برابر شریران مانند جرقه های آتش در میان کاه خشک هستند که ایشان را به آتش کشیده و میسوزانند. خدا پرستان تمامی ملل را داوری خواهند کرد و بر مردم اقتدار خواهند داشت و خداوند تا ابد بر آنها حکمرانی خواهد کرد. ۹ کسانی که به خداوند اعتماد دارند، حقیقت را خواهند شناخت و آنهایی که به او وفادار هستند تا ابد در محبت او باقی خواهند ماند. لطف و رحمت متعلق به مقدسین اوست و نگاه خداوند دائما بر برگزیدگان خود است.

حکمت سلیمان 5: 15-6: 3

۱۵ در مقابل اشخاص صالح تا ابد زندگی می کنند. پاداش آنها از جانب خداوند می آید. خداوند تعالی از آنها مراقبت و محافظت میکند. ۱۶ به همین دلیل آنها یک دیهیم شکوهمند و یک تاج سلطنتی درخشان را از خود خداوند دریافت می کنند. خداوند با دست راست خود آنها را پناه داده و با بازوی راست خود از آنها محافظت می کند. ۱۷ خداوند غیرت خود را همانند یک سلاح قدرتمند بر خواهد گرفت. او آفرینش را برای نبرد با دشمنان خود مسلح خواهد کرد. ۱۸ او عدالت را همچون یک زره بر تن کرده و داوری راستین را مانند کلاه خود بر سر خواهد گذاشت. ۱۹ او قدوسیت را به عنوان سپری در دست می گیرد که هرگز نمیتوان آن را شکست داد. ۲۰ او خشم شدید خود را به یک شمشير برنده تبدیل می کند. جهان هستی به او خواهد پیوست تا دشمنان نادان و بیخرد او را شکست دهند. ۲۱ صاعقه ها و آذرخش ها با دقت و بر اساس هدف تعیین شده به جهش در می آیند و همانند تیری که از یک کمان خمیده پرتاب شود از میان ابرها به بیرون پرتاب خواهند شد و هر بار هدف خود را مورد اصابت قرار خواهند داد. ۲۲ رگبار تگرگ بر روی آنها چنان فرو خواهد بارید که گویی از منجنیقی شلیک شده که هرگز از پرتاب باز نمی ایستد آبهای دریا بر علیه آنها با خشم به خروش خواهد آمد، و آب رودخانه ها بالا آمده و بی رحمانه آنها را در خود غرق خواهند کرد. ۲۳ باد قدرتمندی بر علیه آنها خواهد وزيد و مانند گرد بادی آنها را پراکنده خواهد ساخت ظلم و ستم از سراسر زمین برچیده شده و شرارت از تاج و تخت قدرتمندان به زیر انداخته خواهد شد.
۱ پس شما ای پادشاهان گوش فرا داده و بیاموزید. ای شما که در گوشه و کنار زمین قضاوت می کنید، تعلیم بگیرید. ۲ شما که بر قشرهای مختلف اقتدار دارید و به داشتن قدرت بر فراز ملل افتخار می کنید خوب توجه کنید. ۳ خداوند به شما اقتدار داده تا حکومت کنید. خدای متعال قدرت خود را به شما داده است. او با دقت کارهای شما را مورد بررسی قرار داده و در مورد برنامه های شما بازخواست خواهد کرد

مَرقُس 16:‏1-‏8 (انجیل صبح)

[1] پس چون سبّت گذشته بود، مریم مَجدلیه و مریم مادر یعقوب و سالومه حَنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. [2] و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر‌ آمدند. [3] و با یکدیگر می‌گفتند: «کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟» [4] چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است، زیرا بسیار بزرگ بود. [5] و چون به قبر وارد شدند، جوانی را که جامه‌ای سفید بر تن داشت، بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیر شدند. [6] او به ایشان گفت: «ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را می‌طلبید؟ او برخاسته است! در اینجا نیست. آن مکانی را که او را نهاده بودند، ببینید. [7] لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطلاع دهید که پیش از شما به جلیل می‌رود. او را در آنجا خواهید دید، چنانکه به شما فرموده بود.» [8] پس به عجله بیرون شده از قبر گریختند، زیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند، زیرا می‌ترسیدند. (یوحنا ۲۰: ۱۰‏-۱۸)

رومیان 2:‏10-‏16

[10] لیکن جلال و حرمت و سلامتی بر هر نیکوکار، نخست بر یهود و بر یونانی نیز. [11] زیرا نزد خدا طرفداری نیست، [12] زیرا آنانی که بدون شریعت گناه کنند، بی‌شریعت نیز هلاک شوند و آنانی که با شریعت گناه کنند، از شریعت بر ایشان حکم خواهد شد. [13] از آن جهت که شنوندگان شریعت در حضور خدا عادل نیستند، بلکه کنندگان شریعت عادل شمرده خواهند شد. [14] زیرا هرگاه ملتهایی که شریعت ندارند، کارهای شریعت را به طبیعت به‌ جا آرند، اینان هرچند شریعت ندارند، برای خود شریعت هستند، [15] چونکه از ایشان آشکار می‌شود که عمل شریعت بر دل ایشان نوشته شده است و وجدان ایشان نیز گواهی می‌دهد و افکار ایشان با یکدیگر یا متهم می‌کند، یا تبرئه می‌نماید، [16] در روزی که خدا رازهای مردم را داوری خواهد نمود به‌وسیلهٔ عیسی مسیح مطابق مژدهٔ من.

عبرانیان 11:‏33-‏12: 2 (رساله، قدیسین)

[33] که از ایمان، تسخیر ممالک کردند و به کارهای نیک پرداختند و وعده‌ها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند، [34] شعله‌های آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها جان به در بردند و از ضعف، توانایی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشکرهای بیگانگان را تار و مار کردند. [35] زنان، مردگان خود را به قیامتی باز‌ یافتند، لیکن دیگران شکنجه شدند و رهایی را قبول نکردند تا به قیامت نیکوتر برسند. [36] و دیگران از استهزاها و تازیانه‌ها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند. [37] سنگسار گردیدند و با ارّه دو پاره گشتند. سختیها بر سرشان ریخت و به شمشیر مقتول گشتند. در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل و آواره شدند. [38] آنانی که جهان لایق ایشان نبود، در صحراها و کوه‌ها و غارها و شکافهای زمین پراکنده گشتند. [39] پس همهٔ ایشان با اینکه از ایمان شهادت داده شدند، وعده را نیافتند. [40] زیرا خدا برای ما چیزی نیکوتر حاضر کرده است تا آنکه بدون ما کامل نشوند.
[1] بنابراین چونکه ما نیز چنین ابر شاهدان را گرداگرد خود داریم، هر بار سنگین و گناهی را که ما را سخت می‌پیچد، دور بکنیم و با صبر در آن میدان که پیش روی ما گذاشته شده است، بدویم [2] و به سوی رهبر و کامل کنندهٔ ایمان یعنی عیسی چشم بدوزیم که به خاطر آن خوشی که پیش رو داشت، بی‌حرمتی را ناچیز شمرده، متحمّل صلیب گردید و به ‌دست راست تخت خدا نشسته است.

متّی 4:‏18-‏23

[18] و چون عیسی در کناره دریای جلیل راه می‌رفت، دو برادر یعنی شمعون ملقب به پطرس و برادرش آندریاس را دید که در دریا دام می‌اندازند، زیرا صیّاد بودند. [19] به ایشان گفت: «از عقب من آیید تا شما را صیّاد مردم گردانم.» [20] بی‌درنگ دامها را گذارده، از عقب او روانه شدند. [21] و چون از آنجا گذشت، دو برادر دیگر یعنی یعقوب، پسر زِبِدی و برادرش یوحنا را دید که در قایق با پدر خویش زِبِدی، دامهای خود را تعمیر می‌کنند؛ ایشان را نیز دعوت نمود. [22] آنان بی‌درنگ، قایق و پدر خود را ترک کرده، از عقب او روانه شدند. (متّی 4‏:23‏-25 ؛ مَرقُس 1‏:35‏-39؛ لوقا 4‏:42‏-44) [23] و عیسی در تمام جلیل می‌گشت و در کنیسه‌های ایشان تعلیم داده، به بشارت پادشاهی موعظه همی نمود و هر مرض و هر درد قوم را شفا می‌داد.

متّی 4:‏25- 5: 12 (انجیل، قدیسین)

[25] و گروهی بسیار از جلیل و دِکاپولس و اورشلیم و یهودیه و آن طرف اُردن در عقب او روانه شدند.
[1] عیسی گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست، شاگردانش نزد او حاضر شدند. [2] آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: [3] «خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [4] خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. [5] خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. [6] خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد. [7] خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد. [8] خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. [9] خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. [10] خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [11] خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بد به ضدّ شما به دروغ بگویند. [12] خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است. زیرا که به همینطور بر انبیا قبل از شما جفا می‌رسانیدند.

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس یوستینِ فیلسوف

یوستین حدود سال ۱۰۵ میلادی، از پدر و مادری یونانی، در شهر شکیمِ سامره (نابلس امروزی) به دنیا آمد. او با اشتیاق فراوان در جستجوی حکمت بود و نزد مکاتب مختلف فلسفی، از جمله رواقیان، مشائیان، فیثاغوریان و سرانجام افلاطونیان به تحصیل پرداخت. با وجود علاقه‌اش به فلسفه افلاطون، در نهایت دریافت که فلسفه به تنهایی نمی‌تواند انسان را به شناخت کامل خدا برساند. به خواست خدا، روزی با پیرمردی پارسا دیدار کرد که به او آموخت حقیقت الهی تنها از طریق مکاشفه خداوند شناخته می‌شود و این مکاشفه در کتاب‌های مقدس یافت می‌شود. یوستین پس از مطالعه کتاب مقدس، به مسیحیت ایمان آورد. او به روم رفت و در حالی که ردای فیلسوفان را بر تن داشت، به دفاع از ایمان مسیحی پرداخت. پس از مشاهده شکنجه و شهادت مسیحیان بی‌گناه، کتابی در دفاع از مسیحیان و آموزه‌های مسیحی نوشت و آن را به امپراتور آنتونینوس و سنای روم تقدیم کرد. امپراتور پس از مطالعه آن، فرمان داد آزار و شکنجه مسیحیان متوقف شود. بعدها در دوران امپراتور مارکوس اورلیوس، یوستین دفاعیه دیگری نوشت. اما فیلسوفی حسود به نام کرسنس، که در مناظرات از یوستین شکست می‌خورد، او را به عنوان مسیحی معرفی کرد. یوستین زندانی شد و سرانجام همان فیلسوف او را در زندان مسموم کرد. بدین‌گونه این مدافع بزرگ ایمان مسیحی در سال ۱۶۶ میلادی به سوی خداوند شتافت.

شهیدان مقدس یوستین، خاریتون، خاریتا، اوئلپیستوس، هیراکس، پئون، والریان و یوستوس

این قدیسان در زمان حکومت مارکوس اورلیوس و فرماندار رومی روستیکوس در روم به شهادت رسیدند. وقتی روستیکوس از آنان پرسید: «آیا گمان می‌کنید اگر برای مسیح بمیرید، در آسمان پاداش خواهید گرفت؟» قدیس یوستین پاسخ داد: «ما گمان نمی‌کنیم؛ ما می‌دانیم!» پس از این اعتراف ایمان، همگی در سال ۱۶۳ میلادی گردن زده شدند و وارد پادشاهی جاودان مسیح شدند.

قدیس آگاپیتوس از غارهای کیف

آگاپیتوس پزشکی بود که در برابر درمان بیماران هیچ مزدی دریافت نمی‌کرد. او شاگرد قدیس آنتونیِ غارها بود و بیماران را با دعا و گیاهانی که از آن‌ها برای خود نان تهیه می‌کرد درمان می‌نمود. شهرت او زمانی گسترش یافت که شاهزاده ولادیمیر مونوماخ را شفا داد. پزشک ارمنیِ دربار از روی حسادت شروع به بدگویی از او کرد. وقتی آگاپیتوس بیمار شد، آن پزشک پس از معاینه گفت که او ظرف سه روز خواهد مرد و اگر چنین نشود، خودش راهب خواهد شد. اما آگاپیتوس پاسخ داد که خداوند به او آشکار کرده است که نه سه روز، بلکه سه ماه دیگر خواهد مرد. و دقیقاً همین‌گونه شد. پس از درگذشت آگاپیتوس، آن پزشک ارمنی نزد رئیس صومعه آمد و درخواست کرد او را راهب کنند، زیرا آگاپیتوس پس از مرگ بر او ظاهر شده و وعده‌اش را به یادش آورده بود. بدین ترتیب، آن مرد حسود به راهبی فروتن تبدیل شد. قدیس آگاپیتوس حدود سال ۱۰۹۵ میلادی در آرامش به خداوند پیوست.


سرود ستایش

قدیس یوستینِ فیلسوف

هر که از آنِ مسیح است، برای مسیح می‌میرد.

قدیس یوستین، مدافع حقیقت،
قدرت مسیح را شناخت و آن را آشکار ساخت؛
و بی‌باکانه در سراسر امپراتوری سفر کرد،
از درستکاران دفاع نمود و مشرکان را اندرز داد،
و با نور حقیقت بر تمام جهان درخشید.

او از همان شهری بود که روزگاری ده جذامیِ تعمیدنیافته
با تلخی نزد مسیح نجات‌دهنده فریاد زدند
و به کلام او شفا یافتند.

اکنون جذامِ دروغ و گمراهیِ یوستین نیز
به قدرت ایمانِ مسیح درمان شد.

او همچون پدری از مسیحیان محافظت کرد؛
حماقت بت‌پرستی را آشکار ساخت؛
و حقیقت را به امپراتوران گفت.

او نوری بود تا زمانی که شمعِ زندگی‌اش سوخت؛
تا آن هنگام که بدکاران بدنش را گرفتند
و فرشتگان روحش را به فردوس بردند،

تا در آسمان همچون خورشید بدرخشد؛
همان‌گونه که دفاعیه‌اش نیز همچنان می‌درخشد،
نام یوستینِ جاودان را جلال می‌دهد
و به جهان می‌آموزد که حقیقت چیست.


تأمل

هیچ‌کس به اندازۀ یهودیان، افتراها و تهمت‌های شرم‌آوری علیه خداوند مسیح پخش نکرده است. تَلمود آنان پر است از شرارت و کینه نسبت به خداوند. اما تمام این تهمت‌های بی‌ارزش، توسط برجسته‌ترین تاریخ‌نگار یهود، یوسیفوس فِلاویوس، خاخام و دانشمند قرن اول میلادی، رد می‌شود. یوسیفوس فِلاویوس می‌نویسد:
«در همین زمان عیسی ظهور کرد، مردی حکیم ، اگر روا باشد او را تنها یک مرد بنامیم ـ چرا که او انجام‌دهندۀ کارهای شگفت‌انگیز بود، آموزگار کسانی که با اشتیاق، حقیقت را می‌پذیرفتند. او بسیاری از یهودیان و بسیاری از غیر یهودیان را به سوی خود جذب کرد. او همان مسیح بود. و هنگامی که پیلاطس، به تحریک بزرگان ما، او را به صلیب محکوم کرد، آنان که از آغاز او را دوست داشتند، او را رها نکردند؛ زیرا او در روز سوم، زنده بر آنان ظاهر شد؛ همان‌گونه که پیامبران الهی، این و هزاران واقعۀ شگفت دیگر را درباره‌اش پیش‌گویی کرده بودند. و قوم مسیحیان، که از نام او گرفته شده‌اند، تا به امروز نابود نشده‌اند.»
(تاریخ یهود، جلد دوم، صفحه ۴۵، چاپ ۱۸۴۵)
این‌ها سخنان مردی است که خود ایمان به مسیح نداشت، اما دانشمندی بی‌تعصب و بی‌کینه بود.


تعمق

تعمق دربارۀ شفای معجزه‌آسای مادرزن پطرس:
۱. چگونه خداوند دست آن زن تب‌دار را گرفت و تب از او دور شد و او برخاست و به ایشان خدمت کرد؛
۲. چگونه خداوند می‌تواند حتی مرا نیز از تبِ هواهای نفسانی شفا دهد، تا من نیز بی‌درنگ برخیزم و با تمام روح خود به او خدمت کنم.


موعظه

ـ درباره اینکه آغاز حکمت چیست ـ
«ترسِ خداوند آغاز حکمت است»
(امثال سلیمان ۱:‏ ۷)
اگر کسی شمار ستارگان آسمان را بداند،
و نام ماهیان دریا را،
و مقدار علف‌های دشت را،
و رفتار جانوران جنگل را،
اما ترس خدا را در دل نداشته باشد،
دانش او چون آبی است در الک.
و پیش از مرگ، دانش او از خدا،
او را ترسوتر از نادانان محض خواهد کرد.
اگر کسی بتواند افکار انسان‌ها را پیش‌بینی کند،
سرنوشت بشر را از پیش بگوید،
و هر رازی را که زمین در ژرفایش پنهان کرده، آشکار سازد،
اما ترس خدا را در دل نداشته باشد،
دانش او چون شیری‌ست که در ظرفی نجس ریخته‌اند و فاسد شده است.
و در ساعت مرگش، حکمت او
حتی چون زغال بی‌شعله نمی‌درخشد،
بلکه شب مرگش، تاریکی مرگ را تاریک‌تر خواهد ساخت.
«ترس خداوند آغاز حکمت است.»
کسی که درست آغاز نکرده، چگونه می‌تواند درست به پایان برسد؟
کسی که از آغاز راه نادرست رفته،
باید بازگردد و آغاز درستی برگزیند،
یعنی قدم بر راه راست نهد.
کسی که ترسِ از خدا ندارد، نمی‌تواند محبت خدا را داشته باشد.
درباره چه سخن می‌گوییم؟
کسی که ترس خدا را ندارد، اصلاً ایمان به خدا ندارد.
بزرگ‌ترین زاهدان، آنان که خود را مرده‌ شمردنند ،
و چهل یا پنجاه سال شبانه‌روز در ریاضت زیستند تا مرگ،
پر از ترس خدا بودند،
و اینان، که بی‌گناه‌ترین در میان آدمیان بودند،
در لحظۀ مرگ فریاد می‌زدند:
«ای خدا، بر من گناهکار رحم کن!»
ترس خدا، نمک دینداری کامل است.
اگر این نمک نباشد، دینداری ما بی‌مزه و سست خواهد بود.
ترس خدا کمر را محکم می‌بندد،
شکم را مهار می‌کند، دل را هوشیار می‌سازد،
عقل را محدود می‌سازد و ارادۀ نفس را تازیانه می‌زند.
توبه بدون ترس خدا کجاست؟
فروتنی کجاست؟
خویشتنداری کجاست؟
عفت کامل کجاست؟
شکیبایی کجاست؟
خدمت و اطاعت کجاست؟
ای برادران من، بیایید این کلام را چون حقیقتی مقدس در آغوش بگیریم:
«ترس خداوند، آغاز حکمت است.»
ای خداوند قادر مطلق، ترس خود را در دل‌های ما بنشان!
جلال و شکر همیشه از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!