آیات روز
تقویم جدید
متی 28: 16-20 (انجیل صبح )
[16] امّا یازده رسول به جلیل بر کوهی که عیسی ایشان را نشان داده بود، رفتند. [17] و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شک کردند. [18] پس عیسی پیش آمده به ایشان خطاب کرده گفت: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است. [19] پس رفته همهٔ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید. [20] وایشان را تعلیم دهید که همه آنچه را که به شما حکم کردهام، حفظ کنند. و اینک من هر روزه تا پایان این عصر همراه شما میباشم.»
دوم تیموتائوس 3: 10-15
[10] لیکن تو تعلیم و کردار و هدف و ایمان و حلم و محبّت و صبر مرا پیروی نمودی، [11] و زحمات و آزارهای مرا مثل آنهایی که در اَنطاکیه و قونیه و لِستره بر من واقع شد؛ چگونه زحمات را تحمّل مینمودم و خداوند مرا از همه رهایی داد. [12] و همهٔ کسانی که میخواهند در مسیح عیسی به دینداری زندگی کنند، زحمات خواهند کشید. [13] لیکن مردمان شریر و شیاد در بدی رشد خواهند کرد که فریبنده و فریب خورده میباشند. [14] امّا تو در آنچه آموختی و ایمان آوردی، استوار باش، چونکه میدانی از چه کسان تعلیم یافتی، [15] و اینکه از کودکی کتب مقدّس را دانستهای که میتواند تو را حکمت آموزد برای نجات بهوسیلهٔ ایمانی که بر مسیح عیسی است.
لوقا 18: 10-14
[10] که «دو نفر یکی فریسی و دیگری باجگیر به معبد رفتند تا عبادت کنند. [11] آن فریسی ایستاده به اینطور با خود دعا کرد که: ‘خدایا، تو را شکر میکنم که مثل سایر مردم حریص و ظالم و زناکار نیستم و نه مثل این باجگیر، [12] هر هفته دو مرتبه روزه میدارم و از آنچه پیدا میکنم، دهیک میدهم.’ [13] امّا آن باجگیر دور ایستاده نخواست چشمان خود را به سوی آسمان بلند کند بلکه به سینهٔ خود زده گفت: ‘خدایا، بر من گناهکار ترحم فرما.’ [14] به شما می گویم که این شخص، عادل کرده شده به خانه خود رفت به خلاف آن دیگر، زیرا هر که خود را برافرازد، پست گردد و هر کس خود را فروتن سازد، سرافرازی یابد.»
تقویم قدیم
اول قرنتیان 10: 23-28
[23] همه چیز جایز است، لیکن همه مفید نیست؛ همه رواست، لیکن همه بنا نمیکند. [24] هر کس نفع خود را نجوید، بلکه نفع دیگری را. [25] هر آنچه را در قصابخانه میفروشند، بخورید و هیچ مپرسید به خاطر وجدان. [26] زیرا که جهان و پری آن از آنِ خداوند است. [27] هرگاه کسی از بیایمانان از شما وعده خواهد و میخواهید بروید، آنچه نزد شما گذارند، بخورید و هیچ مپرسید به خاطر وجدان. [28] امّا اگر کسی به شما گوید: «این قربانی بت است»، مخورید به خاطر آن کس که خبر داد و به خاطر وجدان، زیرا که جهان و پری آن از آنِ خداوند است.
اول تسالونیکیان 4: 13-17(رساله، درگذشتهگان)
[13] امّا ای برادران، نمیخواهیم شما از حالت خوابیدگان بیخبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند، غمگین شوید. [14] زیرا اگر باور میکنیم که عیسی مرد و برخاست، به همینطور نیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیدهاند، با وی خواهد آورد. [15] زیرا این را به شما از کلام خدا میگوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم، بر خوابیدگان پیشی نخواهیم جست. [16] زیرا خود خداوند با فرمانی بلندآواز و با آوای رئیس فرشتگان و با شیپور خدا از آسمان فرود خواهد آمد و مردگان در مسیح اوّل خواهند برخاست. [17] آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود.
لوقا 21: 8-9، 25-27، 33-36
[8] عیسی گفت: «مواظب باشید که گمراه نشوید. زیرا که بسیاری به نام من آمده خواهند گفت که ‘من هستم’ و ‘وقت نزدیک است.’ پس از عقب ایشان مروید. [9] و چون اخبار جنگها و آشوبها را بشنوید، مضطرب مشوید، زیرا که وقوع این چیزها اوّل لازم است، لیکن پایان کار بلافاصله نخواهد رسید.
[25] و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای قومها روی خواهد نمود به سبب شوریدن دریا و امواجش. [26] و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از ترس و انتظار آن وقایعی که بر دنیا ظاهر میشود، زیرا قوات آسمان به لرزه خواهند افتاد. [27] و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت و جلال عظیم میآید.
[33] آسمان و زمین قطع میشود، لیکن سخنان من قطع نخواهد شد. [34] پس مواظب باشید مبادا دلهای شما از پرخوری و مستی و اندیشههای دنیوی، سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید. [35] زیرا که مثل دامی بر تمامی ساکنان تمام روی زمین خواهد آمد. [36] پس در هر وقت دعا کرده، بیدار باشید تا شایسته آن شوید که از تمامی این چیزهایی که به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسر انسان بایستید.»
یوحنا 5: 24-30 (انجیل، درگذشتهگان)
[24] به راستی به شما می گویم، هر که کلام مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و در داوری نمیآید، بلکه از مرگ تا به حیات منتقل گشته است. [25] به راستی به شما میگویم که ساعتی میآید، بلکه اکنون است که مردگان صدای پسر خدا را میشنوند و هر که بشنود، زنده گردد. [26] زیرا همچنانکه پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. [27] و به او قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا که پسر انسان است. [28] و از این تعجّب مکنید، زیرا ساعتی میآید که در آن تمامی کسانی که در قبرها میباشند، صدای او را خواهند شنید، [29] و بیرون خواهند آمد؛ هر که اعمال نیکو کرد، برای زنده شدن به حیات و هر که اعمال بد کرد، برای زنده شدن به جهت داوری. [30] من از خود هیچ نمیتوانم کرد، بلکه چنانکه شنیدهام، داوری میکنم و داوری من عادل است، زیرا که اراده خود را طالب نیستم، بلکه ارادهٔ پدری که مرا فرستاده است.
مناسبت و قدیسین روز

تریفون شهید مقدس
تریفون از پدر و مادری فقیر در روستای لامپساکوس در فریقیه متولد شد. او در دوران کودکی غازچرانی میکرد. از همان کودکی، فیض عظیمی از جانب خداوند با او بود، به طوری که میتوانست بیماریهای انسانها و دامها را شفا دهد و ارواح خبیثه را بیرون براند. در آن زمان، امپراتوری روم توسط امپراتور گوردیان اداره میشد. دختر امپراتور به نام «گوردیانا» دچار جنون شد و این امر غم بزرگی برای امپراتور به همراه داشت. هیچ پزشکی نتوانست به گوردیانا کمک کند.
روحی پلید از زبان گوردیانا سخن گفت و اعلام کرد که هیچکس جز تریفون نمیتواند او را بیرون براند. پس از آنکه بسیاری از افرادی که تریفون نام داشتند در سراسر امپراتوری فراخوانده شدند، به مشیت الهی، تریفونِ جوان نیز احضار شد. او را به رم آوردند و او دختر امپراتور را شفا داد. امپراتور هدایای بسیاری به او بخشید، اما تریفون پس از بازگشت، همه آنها را میان فقرا تقسیم کرد. این جوان قدیس در روستای خود به غازچرانی و دعا به درگاه خدا ادامه داد.
زمانی که دسیوس، جفاکارِ مسیحیان، به امپراتوری رسید، قدیس تریفون به خاطر مسیح شکنجه و به سختی آزار دید. او تمام شکنجهها را با شادی فراوان تحمل کرد و گفت: «اوه، ای کاش لایق بودم که در راه نام خداوند و خدا، عیسی مسیح، با آتش و شکنجه بمیرم!» شکنجهها به او آسیبی نرساند و سرانجام شکنجهگران حکم به گردن زدن او دادند. تریفون پیش از مرگ به درگاه خدا دعا کرد و در سال ۲۵۰ میلادی روح خود را به آفریدگارش سپرد.

شهدای مقدس: پرپتوا، فلیسیتاس، ساتیروس و همراهانشان
آنها همگی در زمان سلطنت امپراتور سپتیموس سوروس به جرم مسیحی بودن به زندان افتادند. قدیس پرپتوا که از خانوادهای نجیبزاده بود، سایر زندانیان را تشویق میکرد که از رنج کشیدن در راه مسیح نهراسند.
پرپتوا در رؤیایی نردبانی را دید که از زمین تا آسمان کشیده شده و با چاقوهای تیز، شمشیرها، نیزهها، قلابهای ماهیگیری، میخها و دیگر ابزارهای مرگبار پوشیده شده بود. در پایین نردبان، ماری کریه و منفور خوابیده بود. او دید که ساتیروس ابتدا بدون هیچ آسیبی به بالای نردبان دوید و سپس فریاد زد: «پرپتوا، من منتظر تو هستم. بیا، اما مراقب مار باش!»
پرپتوا با شنیدن این سخن، بر سرِ مار به عنوان اولین پله نردبان پا گذاشت و گامبهگام و به سرعت به بالا شتافت. وقتی به اوج رسید، وارد بهشت شد، زیباترین عمارتهای آسمانی را دید و بسیار شادمان گشت. وقتی او رؤیای خود را تعریف کرد، همه زندانیان آن را به این معنا تفسیر کردند که مرگی قریبالوقوع در انتظار آنهاست و ساتیروس اولین نفر خواهد بود. این تعبیر به زودی محقق شد؛ ابتدا ساتیروس کشته شد، سپس پرپتوا و بعد از او بقیه یک به یک. آنها همچون برههایی که برای مسیح (بره خدا) قربانی شدند، پاداش ابدی را در پادشاهی نور دریافت کردند. تمام آنها در سالهای ۲۰۲ تا ۲۰۳ میلادی در راه مسیح به شهادت رسیدند.

پیترِ مکرم از غلاطه
پیتر در سن هفت سالگی به خاطر مسیح خانه پدری را ترک کرد و به بیابان پناه برد. او با روزه و دعا به چنان مرتبهای از کمال رسید که به واسطه روح خدا، معجزات بسیاری انجام داد. او در نود و نهمین سال زندگیاش، در پادشاهی ابدی مسیح سکنی گزید. این واقعه در حدود سال ۴۲۹ میلادی رخ داد.
سرود ستایش
مسیح — شاخه طلایی
درختی با شاخههای طلایی رویید
با سه شاخه طلایی،
بر آن پرندگانی سفید بودند،
سفید چون برف.
پرندگان سفید فرو افتادند
به ژرفای تاریکی،
اما درخت بلند و درخشان،
طلایی باقی ماند.
در ژرفا مرگ و تاریکی بود:
تاریک و تاریکتر،
بدخواهی و گرسنگی؛ اندوه و غم؛
جنون و هذیان.
همه پرندگان غوطهور شدند
در سیاهی قیر،
دیگر هرگز نتوانستند
به بلندیها پرواز کنند.
درخت طلایی به پرندگان نگونبخت
رحم آورد،
و گفتوگویی پنهان آغاز شد
در میان شاخهها.
سپس یک شاخه خم شد
بر فراز پرتگاه وحشتناک،
و آشیانه پرندگان را
به قله کوه برد.
پس، مسیح شاخه طلایی
به سوی زمین خم شد
و انسان سقوط کرده را
به جلال تثلیث برد.
و اکنون درخت طلایی میروید
با سه شاخه طلایی،
بر آن پرندگانی سفید هستند،
سفید چون برف.
تأمل
دعای قدیس تریفون پیش از مرگ:
«ای خداوند، خدای خدایان و پادشاه پادشاهان، قدوسترین قدوسان، تو را شکر میکنم که مرا شایسته ساختی تا تلاشهای ریاضتی خود را بدون تزلزل به پایان برسانم. و اکنون از تو میخواهم که دست دیو نامرئی به من نرسد؛ که دیو مرا به پرتگاه نابودی نکشاند. بلکه فرشتگان مقدس تو مرا به سرای زیبای تو رهنمون کنند و مرا وارث ملکوت مطلوب تو سازند. روح مرا بپذیر و به دعای همه کسانی که قربانیها را به یاد من به تو تقدیم میکنند، گوش فرا ده. از سرای مقدس خود به آنها بنگر و هدایایی فراوان و فناناپذیر به آنها عطا کن. زیرا تو تنها بخشنده نیکو و رحیم تا ابدالآباد هستی. آمین.»
از آنجا که تریفون در نیقیه رنج کشیده بود و معجزات بسیاری بر بدن بیجان او رخ داده بود، شهروندان نیقیه میخواستند او را در گورستان خود به خاک بسپارند. اما این قدیس در رویایی ظاهر شد و تمایل خود را برای انتقال به روستای لامپساکوس و دفن در آنجا اعلام کرد — جایی که روزی غازها را میچراند .—
تعمق
درباره خداوند عیسی به عنوان هوای تازه و سالم روح:
۱. به عنوان هوای تازه و سالمی که روح با آن نفس میکشد و از فساد نجات مییابد؛
۲. به عنوان هوای تازه و سالمی که انبیا، رسولان و قدیسان آن را استنشاق کردند و در روح سالم ماندند؛
۳. به عنوان هوای تازه و سالم روح من که بوی گناه را از من دور میکند و مرا در روح، تازه و سالم میسازد.
موعظه
— درباره کلام خدا که همچون آتش پاککننده است—
«اکنون شما به سبب کلامی که به شما گفتهام، پاک هستید.» (یوحنا ۱۵: ۳)
خداوند با کلام خود جهان را آفرید؛ با کلام خود جهان را نو کرد؛ با کلام خود گناهان را بخشید؛ با کلام خود بیماریها را شفا داد؛ با کلام خود ارواح خبیثه را بیرون راند و با کلام خود طوفانها و بادها را آرام کرد. او حتی اکنون نیز با کلام مقدسش انسانها را پاک میسازد تا پس از طهارت، میوهای فراوان به بار آورند. همانگونه که تاکها وقتی هرس و پاکسازی میشوند قوی میگردند، کلام خداوند نیز قدرتمند است، زیرا از جانب آن قادر متعال صادر میشود. «آسمانها به کلام خداوند ساخته شد» (مزمور ۳۳: ۶).
کلام خداوند همچون خورشید درخشان است؛ اما در صورت نیاز، مانند خورشید آتشین است و هر آنچه را که علیه خداوند باشد، میسوزاند. کلام خداوند به شیرینی عسل است؛ اما در صورت لزوم، به تلخیِ دارو است. کلام خداوند مانند دوستی است که در زمان نیاز به در میکوبد و مقدمش گرامی است؛ اما در صورت لزوم، کلام خداوند همچون قاضی عادلی است که ما را در گناه مییابد و بدون پذیرفتن هیچ بهانهای داوری میکند.
کلام خداوند راستین، عادلانه، حکیمانه و رحیم است و به همین دلیل بر هر چیزی تواناست. هیچکس و هیچچیز، نه در آسمان و نه در زمین، قادر به ایستادگی در برابر آن نیست. کلامِ انسان نیز زمانی که بر حق، عدل، حکمت و رحمت باشد، قدرتمند است. اما همانطور که بیماری میتواند پهلوانی را چنان فرسوده و ضعیف کند که از کودکی ناتوانتر شود، دروغ، بیعدالتی، نادانی و بیرحمی نیز کلام انسان را چنان سست میکند که به هیچ بدل میشود؛ مانند پارس کردنی بیهوده رو به ماه.
آن کس که در سخن گفتن احتیاط میکند، کلام خود را از نقره ناب میسازد. اما آن که بیپروا و بیدریغ سخن میگوید، خاک را با نقره میآمیزد.
خداوندا، کلام تو زندگی و حقیقت است. ما را با کلام قادر خود پاک گردان، آنگونه که حواریون خود را پاک ساختی، تا میوه بسیار آوریم و شایسته پادشاهی تو گردیم.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.