1 اکتبر (گریگوری) /14 اکتبر (جولیان)

مناسبت و قدیسین روز

سرود ستایش

تأمل

تعمق

موعظه

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 1:‏39-‏49 ,56 (انجیل صبح)

“در آن روزها، مریم برخاست و به شهری از کوهستان یهودیه به شتاب رفت. و به خانهٔ زکریا وارد شده، به الیزابت سلام کرد. و چون الیزابت سلام مریم را شنید، بچّه در رَحِم او تکان خورد و الیزابت به روح‌القدس پر شده، به صدای بلند ندا کرده گفت: «تو در میان زنان مبارک هستی و مبارک است ثمره رَحِم تو. از کجا این به من رسید که مادر خداوند من، به نزد من آید؟ زیرا اینک چون صدای سلام تو به گوشم رسید، بچّه از خوشی در رَحِم من به حرکت درآمد. خوشا به حال او که ایمان آورد، زیرا که آنچه از جانب خداوند به وی گفته شد، به انجام خواهد رسید.» لوقا (1‏:46‏-53 ؛ اوّل سموئیل 2‏:1‏-10) پس مریم گفت: «جان من خداوند را تمجید می‌کند، و روح من به رهاننده من خدا به وجد آمد، زیرا بر ‌حقارت کنیز خود نظر افکند. زیرا از این به بعد تمامی نسلها مرا خوشبخت خواهند خواند، زیرا آن قادر، به من کارهای عظیم کرده و نام او قدوس است،
و مریم نزدیک به سه ماه نزد وی ماند. پس به خانه خود مراجعت کرد.”

اِفِسُسیان 5:‏33- 6: 9

[33] خلاصه هر یکی از شما نیز زن خود را مثل نفس خود محبّت بنماید و زن شوهر خود را باید احترام نمود.
[1] ای فرزندان، والدین خود را در خداوند اطاعت نمایید، زیرا که این درست است. [2] «پدر و مادر خود را احترام نما» که این فرمان اوّلِ با وعده است. [3] «تا تو را شفا باشد و عمر دراز بر زمین کنی.» [4] و ‌ای پدران، فرزندان خود را به خشم میاورید بلکه ایشان را به تعلیم و پند خداوند تربیت نمایید. [5] ‌ای غلامان، آقایان بشری خود را با ترس و لرز، و با ساده‌دلی اطاعت کنید، چنانکه انگار مسیح را اطاعت می‌کنید، [6] نه به خدمت حضور مثل جویندگان خشنودی انسان، بلکه چون غلامان مسیح که ارادهٔ خدا را از دل به عمل می‌آورند، [7] و به نیّت خالص خداوند را خدمت می کنند نه انسان را، [8] و می‌دانند هر کس که عمل نیکو کند، پاداش آن را از خداوند خواهد یافت، خواه غلام و خواه آزاد. [9] و ‌ای آقایان، با ایشان به همین شیوه رفتار نمایید و از تهدید کردن دوری کنید، چونکه می‌دانید که خود شما را هم آقایی هست در آسمان و او به ظاهر نگاه نمی‌کند.

عبرانیان 9:‏1-‏7 (رساله، محافظت تئوتوکوس )

“خلاصه آن عهد اوّل را نیز قوانین و مقررات خدمت و قُدس دنیوی بود. زیرا خیمه اوّل برپا شد که در آن بود چراغدان و میز و نان تقدیمی، و آن به قُدس معروف گردید. و در پشت پردهٔ دوّم بود آن خیمه‌ای که به قُدس‌الاقداس معروف است، که در آن بود مذبح زرّین بخور و صندوق شهادت که همهٔ اطرافش به طلا آراسته بود؛ و در آن بود ظرف طلا که پر از ‘مَنّا’ بود و عصای هارون که شکوفه آورده بود و دو لوح عهد. و بر بالای آن کروبیان جلال که بر تخت رحمت سایه‌گستر می‌بودند و اکنون جای شرح جزئیات آنها نیست. پس چون این چیزها به اینطور آراسته شد، کاهنان برای انجام ضروریات خدمت، پیوسته به خیمهٔ اوّل وارد می‌شوند. لیکن به خیمه دوّم سالی یک مرتبه رئیس کاهنان ‌تنها داخل می‌شود؛ و آن هم نه بدون خون قربانی که برای خود و برای جهالات قوم می‌گذراند. ”

لوقا 4:‏16-‏22

[16] و به ناصره جایی که پرورش یافته بود، رسید و مطابق عادت خود در روز سبت به کنیسه وارد شده، برای خواندن کلام برخاست. [17] آنگاه طومار اِشَعیای نبی را به او دادند و چون طومار را گشود، جایی را یافت که مکتوب است: [18] «روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را مژده دهم و مرا فرستاد، تا شکسته دلان را شفا بخشم و اسیران را به آزادی و کوران را به بینایی موعظه کنم و تا ستمدیدگان را، آزاد سازم، [19] و از سال لطف خداوند موعظه کنم.’» [20] پس طومار را به هم پیچیده، به خادم سپرد و بنشست و چشمان همهٔ اهل کنیسه بر وی دوخته می‌بود. [21] آنگاه به ایشان شروع به گفتن کرد که «امروز این نوشته در گوشهای شما تمام شد.» [22] و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیض‌آمیزی که از دهانش صادر می‌شد، تعجّب نموده، گفتند: «مگر این پسر یوسف نیست؟»

لوقا 10:‏38- 42، 11: 27- 28 (انجیل، محافظت تئوتوکوس )

“و هنگامی که می‌رفتند، عیسی وارد شهری شد و زنی که مارتا نام داشت، او را به خانه خود پذیرفت. و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را می‌شنید. امّا مارتا به سبب زیاد بودن خدمت مضطرب می‌بود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم؟ او را بفرما تا مرا یاری کند.» عیسی در جواب وی گفت: «ای مارتا، ای مارتا، تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری. لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.»
چون او این سخنان را می‌گفت، زنی از آن میان به صدای بلند او را گفت: «خوشا به حال آن رَحِمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که به تو شیر داد.» لیکن او گفت: «بلکه خوشا به حال آنانی که کلام خدا را می‌شنوند و آن را نگاه می​دارند.»

تقویم قدیم
لوقا 1:‏39-‏49 ,56 (انجیل صبح)

“در آن روزها، مریم برخاست و به شهری از کوهستان یهودیه به شتاب رفت. و به خانهٔ زکریا وارد شده، به الیزابت سلام کرد. و چون الیزابت سلام مریم را شنید، بچّه در رَحِم او تکان خورد و الیزابت به روح‌القدس پر شده، به صدای بلند ندا کرده گفت: «تو در میان زنان مبارک هستی و مبارک است ثمره رَحِم تو. از کجا این به من رسید که مادر خداوند من، به نزد من آید؟ زیرا اینک چون صدای سلام تو به گوشم رسید، بچّه از خوشی در رَحِم من به حرکت درآمد. خوشا به حال او که ایمان آورد، زیرا که آنچه از جانب خداوند به وی گفته شد، به انجام خواهد رسید.» لوقا (1‏:46‏-53 ؛ اوّل سموئیل 2‏:1‏-10) پس مریم گفت: «جان من خداوند را تمجید می‌کند، و روح من به رهاننده من خدا به وجد آمد، زیرا بر ‌حقارت کنیز خود نظر افکند. زیرا از این به بعد تمامی نسلها مرا خوشبخت خواهند خواند، زیرا آن قادر، به من کارهای عظیم کرده و نام او قدوس است،
و مریم نزدیک به سه ماه نزد وی ماند. پس به خانه خود مراجعت کرد.”

فیلیپیان 2:‏24-‏30

“امّا در خداوند اعتماد دارم که خود هم به زودی بیایم. ولی لازم دانستم که اِپافرودیتوس را به سوی شما روانه نمایم که مرا برادر و همکار و همرزم می‌باشد، امّا شما را رسول و خادم نیاز من. زیرا که مشتاق همه شما بود و غمگین شد از اینکه شنیده بودید که او بیمار شده بود. و به راستی هم بیمار و در آستانه مرگ بود، لیکن خدا بر او ترحّم فرمود و نه بر او فقط، بلکه بر من نیز تا مرا غمی بر غم نباشد. پس به سعی بیشتر او را روانه نمودم تا از دیدنش باز شاد شوید و غصه من کمتر شود. پس او را در خداوند با کمال خوشی بپذیرید و چنین کسان را محترم بدارید، زیرا در کار مسیح در آستانه مرگ شد و جان خود را به خطر انداخت تا کاستی خدمت شما را برای من جبران نماید.”

عبرانیان 9:‏1-‏7 (رساله، محافظت تئوتوکوس )

“خلاصه آن عهد اوّل را نیز قوانین و مقررات خدمت و قُدس دنیوی بود. زیرا خیمه اوّل برپا شد که در آن بود چراغدان و میز و نان تقدیمی، و آن به قُدس معروف گردید. و در پشت پردهٔ دوّم بود آن خیمه‌ای که به قُدس‌الاقداس معروف است، که در آن بود مذبح زرّین بخور و صندوق شهادت که همهٔ اطرافش به طلا آراسته بود؛ و در آن بود ظرف طلا که پر از ‘مَنّا’ بود و عصای هارون که شکوفه آورده بود و دو لوح عهد. و بر بالای آن کروبیان جلال که بر تخت رحمت سایه‌گستر می‌بودند و اکنون جای شرح جزئیات آنها نیست. پس چون این چیزها به اینطور آراسته شد، کاهنان برای انجام ضروریات خدمت، پیوسته به خیمهٔ اوّل وارد می‌شوند. لیکن به خیمه دوّم سالی یک مرتبه رئیس کاهنان ‌تنها داخل می‌شود؛ و آن هم نه بدون خون قربانی که برای خود و برای جهالات قوم می‌گذراند. ”

لوقا 5:‏33-‏39

“پس به وی گفتند: «از چه سبب شاگردان یحیی روزه بسیار می‌دارند و عبادت می​کنند و همچنین شاگردان فریسیان نیز، لیکن شاگردان تو می خورند و می نوشند؟» عیسی به ایشان گفت: «آیا می‌توانید پسران خانهٔ عروسی را مادامی که داماد با ایشان است، روزه‌دار سازید؟ بلکه روزهایی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود، آنگاه در آن روزها روزه خواهند داشت.» و مَثَلی برای ایشان آورد که «هیچ‌کس پارچه‌ای از لباس نو را بر لباس کهنه وصله نمی کند و گرنه آن، نو را پاره کند و وصله‌ای که از نو گرفته شد نیز مناسب آن کهنه نَبُود. و هیچ‌کس شراب نو را در مشکهای کهنه نمی‌ریزد و گرنه شراب نو، مشکها را پاره می‌کند و خودش ریخته و مشکها از بین می‌رود. بلکه شراب نو را در مشکهای نو باید ریخت تا هر دو محفوظ بماند. و کسی نیست که چون شراب کهنه را نوشیده بی‌درنگ نو را بخواهد، زیرا می‌گوید: ‘کهنه بهتر است.’»”

لوقا 10:‏38- 42، 11: 27- 28 (انجیل، محافظت تئوتوکوس )

“و هنگامی که می‌رفتند، عیسی وارد شهری شد و زنی که مارتا نام داشت، او را به خانه خود پذیرفت. و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را می‌شنید. امّا مارتا به سبب زیاد بودن خدمت مضطرب می‌بود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم؟ او را بفرما تا مرا یاری کند.» عیسی در جواب وی گفت: «ای مارتا، ای مارتا، تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری. لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.»
چون او این سخنان را می‌گفت، زنی از آن میان به صدای بلند او را گفت: «خوشا به حال آن رَحِمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که به تو شیر داد.» لیکن او گفت: «بلکه خوشا به حال آنانی که کلام خدا را می‌شنوند و آن را نگاه می​دارند.»

مناسبت و قدیسین روز

حفاظت تئوتوکوس مقدس

از زمان‌های بسیار دور، کلیسا تئوتوکوس مقدس را به‌عنوان حامی و محافظ قوم مسیحی گرامی داشته است؛ او با دعاهای شفاعتی خویش، رحمت خدا را برای ما گناهکاران طلب می‌کند. یاری مادر مقدس خدا بارها و به‌روشنی، هم برای افراد و هم برای ملت‌ها، در زمان صلح و جنگ، در بیابان‌های رهبانی و در شهرهای پرجمعیت آشکار شده است. رویدادی که کلیسا امروز آن را به یاد می‌آورد و جشن می‌گیرد، حفاظت همیشگی تئوتوکوس از قوم مسیحی را تأیید می‌کند. در اول اکتبر سال ۹۱۱، در دوران سلطنت امپراتور لئون دانا، شب‌زنده‌داری تمام‌شبی در کلیسای مادر خدا در بلاخرنه، در کونستانتینوپل، برگزار می‌شد. کلیسا مملو از مردم بود. قدیس آندری، احمق در راه مسیح، همراه با شاگردش اپیفانیوس در قسمت پشتی کلیسا ایستاده بود. ساعت چهار بامداد، تئوتوکوس مقدس بر فراز مردم ظاهر شد و اُمُفوریون خود را گشوده و گسترده، همچون پوششی محافظ بر مؤمنان، در دست داشت. او جامه‌ای ارغوانی با نقش‌های طلایی بر تن داشت و با درخششی وصف‌ناشدنی می‌درخشید و رسولان، قدیسان، شهیدان و دوشیزگان او را احاطه کرده بودند. قدیس آندری به مبارک اپیفانیوس گفت: «آیا می‌بینی، برادر، ملکه و بانوی همه را که برای تمام جهان دعا می‌کند؟» اپیفانیوس پاسخ داد: «می‌بینم، پدر، و از شگفتی مبهوت شده‌ام!» جشن حفاظت برای گرامیداشت این رویداد برقرار شد و به ما یادآوری می‌کند که در هر زمان دشواری، می‌توانیم با دعا، حفاظت بی‌وقفه تئوتوکوس مقدس را دریافت کنیم.

رسول مقدس، حنانیا

حنانیا یکی از رسولان هفتادگانه بود. او اسقف دمشق بود. مطابق با مکاشفه خدا (اعمال رسولان ۹: ۱۰–۱۷)، او شائول، یعنی رسول پولس، را تعمید داد. او به سبب موعظه شجاعانه انجیل، در شهر الئوتروپولیس سنگسار شد و به شهادت رسید. یادگارهای مقدس او به دمشق و بعدها به کونستانتینوپل منتقل شدند.

قدیس مکرم رومانوسِ سراینده

رومانوس در شهر سوری اِمسا به دنیا آمد. او ابتدا خادم کلیسا در بیروت بود و بعدها در کلیسای جامع کونستانتینوپل، در زمان پاتریارک اوتیمیوس (۴۹۰–۵۰۴)، خدمت کرد. رومانوس تحصیلات چندانی نداشت و در سرودخوانی نیز آموزش ندیده بود؛ به همین دلیل، برخی از روحانیون تحصیل‌کرده‌تر او را مسخره می‌کردند. قدیس رومانوس با چشمانی اشکبار به تئوتوکوس مقدس دعا کرد و او در خواب بر وی ظاهر شد، طوماری به او داد و به او گفت آن را ببلعد. روز بعد، جشن میلاد بود. رومانوس در جایگاه سرودخوان در برابر آمبو قرار گرفت و با صدایی فرشتگان‌گون سرود «امروز دوشیزه…» را خواند. همه، هم از محتوای این سرود و هم از آواز باشکوه سرودخوان شگفت‌زده شدند. رومانوس پس از دریافت موهبت شاعری از تئوتوکوس، بیش از هزار سرود کُنتاکیون تصنیف کرد. رومانوس در مقام شماس کلیسای بزرگ، یعنی ایاصوفیه در کونستانتینوپل، به آرامش رسید. او در سال ۵۱۰ به گروه‌های فرشتگان پیوست.

مکرم یوحنای کوکوژلیس

یوحنا اسلاوی از دراچا (دیرّاخیوم) بود. هنگامی که جوان بود، او را به مدرسه موسیقی در کونستانتینوپل بردند و در آنجا به خواننده محبوب دربار امپراتوری تبدیل شد. یوحنا از تملق و ستایش مردم بیم داشت؛ بنابراین به کوه مقدس گریخت و در لاورای بزرگ خود را به‌عنوان چوپانی ساده معرفی کرد. او زندگی‌ای استثنایی و سرشار از ریاضت‌کشی داشت. تئوتوکوس مقدس در دو نوبت بر او ظاهر شد. او در قرن دوازدهم رحلت کرد.


سرود ستایش

مکرم رومانوسِ سراینده

قدیس رومانوس، در میانه مراسم،
بر آمبو ظاهر شد
و سرودی شگفت‌انگیز
با صدایی شیرین و فرشته‌گون خواند:

«امروز، دوشیزه، آن متعال را به دنیا می‌آورد،
و زمین، غاری را به آن دست‌نیافتنی تقدیم می‌کند.
فرشتگان و چوپانان او را جلال می‌دهند،
و حکیمان با ستاره در سفرند—
زیرا خدای جاودان
برای ما همچون کودکی کوچک متولد شده است.»

با شنیدن این سرود،
همه از شادی لبریز شدند؛
و بر چهره همه مردم
شگفتی عظیمی نمایان بود.

جلال بر مادر خدا باد!
که به دعاهای اشک‌آلود گوش فرا می‌دهد
و با جلال،
درخواست‌های دعایی پارسایان را برآورده می‌کند!


تأمل

تئوتوکوس مقدس بارها بر مردان مقدس در هنگام نیاز ظاهر شده است: گاهی برای تشویق آنان در زندگی ریاضت‌کشانه، گاهی برای شفای آنان از بیماری، و گاهی برای آشکار ساختن رازی معین به آنان. دو رویداد مشابه و شگفت‌انگیز در لاورای بزرگ در کوه مقدس رخ داد. در طول روزه بزرگ، هنگام خواندن آکاتیست بزرگ، قدیس یوحنای کوکوژلیس خسته شد و در حالی که رو به شمایل تئوتوکوس داشت، نشست. در همان حال به خواب رفت. ناگهان آن پاک‌ترین مقدس، در نوری آسمانی بر او ظاهر شد و گفت: «شاد باش، ای یوحنا! سرود بخوان و از سرود خواندن باز نایست، و به خاطر این کار، من تو را ترک نخواهم کرد.» سپس سکه‌ای طلا در دست یوحنا گذاشت. هنگامی که او از خواب بیدار شد، سکه طلا همچنان در دستش بود. پس از آن، معجزات شگفت‌انگیز بسیاری هم از شمایل تئوتوکوس و هم از آن سکه طلا انجام گرفت. رویداد دوم مربوط به قدیس گریگوریِ راهب بود که مانند یوحنای کوکوژلیس، سرودخوان کلیسا بود. پاتریارک کالّیستوس مقرر کرده بود که در عشای ربانی الهی قدیس باسیل کبیر، سرود «تمام آفرینش در تو شادمان است» به جای «براستی شایسته است» خوانده شود. اما جانشین او، پاتریارک فیلوتئوس، این حکم را لغو کرد و به دلیل کوتاه‌تر بودن «براستی شایسته است»، آن را دوباره برقرار ساخت. اما در شب پیش از عید ظهور خداوند، و در حضور پاتریارک گریگوری اسکندریه، قدیس گریگوری در عوض، سرود «تمام آفرینش در تو شادمان است» را خواند. بلافاصله پس از آن، آن پاک‌ترین مقدس بر او ظاهر شد و همان‌گونه که برای یوحنای کوکوژلیس انجام داده بود، سکه‌ای طلا در دست او گذاشت. او گفت: «من از سرود خواندن تو به افتخار من بسیار سپاسگزارم.» به سبب این رویداد، مقرر شد که از آن پس در تمام عشای ربانی‌های الهی قدیس باسیل، سرود «تمام آفرینش در تو شادمان است» گنجانده شود.


تعمق

در بی‌عدالتی پادشاه آحاز و مجازات‌هایی که خدا بر او نازل کرد، تعمق کنید (دوم تواریخ ۲۸):

۱. چگونه آحاز در سراسر زندگی خود، آنچه را که در نظر خداوند بد بود انجام داد؛
۲. چگونه در هر گوشه اورشلیم و در سراسر سرزمین، بت‌ها برپا کرد و آنها را پرستش نمود؛
۳. چگونه جنگ‌های بسیاری به راه انداخت و در همه آنها شکست خورد؛ سرزمینش ویران شد؛ صد هزار تن از مردمش کشته شدند و به همان تعداد نیز به اسارت برده شدند.


موعظه

درباره مرد مبارک

«خوشا به حال آن مردی که در مشورت شریران گام نمی‌زند، در راه گناهکاران نمی‌ایستد و در جایگاه تمسخرکنندگان نمی‌نشیند.» (مزمور ۱:۱)

برادران، بسیار مبارک است کسی که گناه او را چنان سخت‌دل نکرده باشد که بتواند این اندرز خدا را که از طریق نبی آمده است بشنود و به آن عمل کند. شریران کسانی هستند که از هر جهت برخلاف خدا و اراده او می‌اندیشند. گناهکاران کسانی هستند که در مسیر خواسته‌های خود گام برمی‌دارند و افکارشان برخلاف اراده خدا و شریعت اوست. تمسخرکنندگان کسانی هستند که با اعمال شرورانه خود، هم خویشتن و هم دیگران را نابود می‌کنند. خطر در این است: نخست مشورت شریرانه می‌آید ــ خواه از سوی انسان‌های شریر باشد و خواه از افکار گناه‌آلود ــ سپس خودِ انجام گناه فرا می‌رسد؛ و پس از آن، گناهکارِ بدون توبه به نمونه‌ای رسواکننده از شرارت برای دیگران تبدیل می‌شود. بنابراین، مبارک است مردی که نه به مشورت انسان‌های شریر یا افکار شریرانه گوش می‌دهد، بلکه برای نجات خود، مشورت کافی را در شریعت خدا می‌یابد. مبارک است مردی که حتی یک بار نیز در راه گناهکاران گام برنداشته است؛ یا اگر در آن راه گام برداشته، توبه کرده و به راه حیات، که راه خداوند است، بازگشته است. مبارک است مردی که در حضور کسی که جان‌های بی‌گناه را به فساد می‌کشاند ننشسته است؛ کسی که با نمونه فریبنده خود چنین جان‌هایی را فاسد می‌کند. زیرا درباره آن که دیگران را فاسد می‌کند گفته شده است: «برای او بهتر بود که سنگ آسیابی بر گردنش آویخته شود و در اعماق دریا غرق گردد.» (متی ۱۸ :۶) ای برادران من، مبارک باد همه شما، مردان و زنان، که با احتیاط از این سه شر دوری می‌کنید: افکار و مشورت‌های شریرانه، اعمال گناه‌آلود، و فاسد کردن دیگران. این سه شر همچون یک مار سمی هستند که از ماری کوچک به ماری عظیم تبدیل می‌شود.

ای خداوند مبارک، خالق ما، به‌وسیله قدرت و نیکویی خود یاری‌مان کن تا از آن مار بی‌رحم نجات یابیم؛ ماری که تو، ای خداوند مسیح، با سلاح صلیب شکست‌ناپذیر و گرانقدر خود آن را شکست دادی. یاری‌مان کن تا تنها به مشورت تو گوش فرا دهیم، تا فقط در راه تو گام برداریم و به‌وسیله نمونه تو بدرخشیم. جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.

error: Content is protected !!